اروپا حتی در سودان هم تحقیر می‌شود

قارۀ سبز علی‌رغم اهمیت سودان چیزی برای عرضه در این بازی ندارد

دی ۱, ۱۴۰۴

در حالی که نگاه جهان به غزه و اوکراین دوخته شده، جنگ ویرانگر دیگری در سکوت به پیش می‌رود. از آوریل ۲۰۲۳، سودان در گرداب جنگ داخلی میان نیروهای مسلح سودان به رهبری محمد البرهان و نیروهای واکنش سریع به فرماندهی محمد حمدان دقلو، مشهور به حمیدتی گرفتار شده است. آنچه به‌عنوان نبرد قدرت میان دو جناح آغاز شد، به یکی از بدترین بحران‌های انسانی جهان بدل گشته است.

اما ورای این فاجعۀ انسانی، جنگ سودان به صفحۀ شطرنجی منطقه‌ای برای مبارزه بر سر نفوذ و قدرت بدل شده است. سودان دیگر یک مناقشۀ حاشیه‌ای نیست؛ بلکه میدان نبرد قدرت‌های خارجی با منافع متضاد است. کشورهای خلیج فارس برای دسترسی به منابع طبیعی سودان و موقعیت استراتژیک آن به‌عنوان دروازۀ صحرا و ساحل، از طرف‌های مختلف حمایت می‌کنند.

امارات متحدۀ عربی بازیگری است که سنگین‌ترین سرمایه‌گذاری را در این منطقه انجام داده؛ چرا که سودان را برای توسعۀ نفوذ خود در آفریقا و خاورمیانه حیاتی می‌داند و به همین دلیل پشتیبانی گسترده‌ای از شبه‌نظامیان پشتیبانی سریع به عمل آورده است. در مقابل، مصر که تجزیۀ سودان را خط قرمز خود می‌داند (همان‌طور که بدر عبدالعاطی، وزیر خارجۀ مصر تصریح کرده)، به‌طور پیوسته حمایت دیپلماتیک و سیاسی خود را از ارتش سودان حفظ کرده است. عربستان سعودی نیز خود را در جایگاه میانجی می‌بیند و از سال ۲۰۲۳ تلاش‌هایی برای پایان جنگ داشته و اخیرا با هماهنگی آمریکایی‌ها کوشیده است با کشاندن توجه واشنگتن به این بحران، پایان آن را تضمین کند.

این رقابت فزایندۀ خلیجی، سودان را به چیزی فراتر از نبرد ژنرال‌ها بدل کرده و آن را در کانون رقابت قدرت منطقه‌ای جدیدی قرار داده است. در حالی که این قدرت‌ها برای بنادر، نفوذ و منابع رقابت می‌کنند، اقداماتشان توازن ژئوپلیتیک شاخ آفریقا و دریای سرخ به‌عنوان منطقه‌ای حیاتی برای تجارت، کنترل مهاجرت و امنیت انرژی اروپا را تغییر می‌دهد. جنگ سودان، اگرچه در تیترهای خبری اروپا غایب است، به آزمونی تعیین‌کننده برای توانایی اتحادیۀ اروپا در اقدام استراتژیک بدل شده؛ آن هم در جهانی که نزدیک‌ترین شرکایش، معماران بی‌ثباتی هستند.

چشم‌اندازهای رقبا

جنگ سودان به صحنه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده که هر یک نه بر اساس همسویی ایدئولوژیک، بلکه برای پیگیری چشم‌انداز استراتژیک خود عمل می‌کنند.

در قلب این رقابت، امارات متحدۀ عربی قرار دارد که حمایتش از نیروهای پشتیبان ترکیبی از جاه‌طلبی تجاری و بسط نفوذ ژئوپلیتیک است. «میدل ایست آی» در ژانویۀ ۲۰۲۴ گزارش داد که امارات از شبکۀ پیچیده‌ای برای ارسال سلاح به شبه‌نظامیان تحت حمایت خود از طریق چاد، لیبی و سودان جنوبی استفاده می‌کند. در اکتبر ۲۰۲۵، تحقیقات اطلاعاتی آمریکا نشان داد که امارات عرضۀ پهپادهای ساخت چین و سایر تسلیحات به نیروهای پشتیبانی را افزایش داده است. در نوامبر ۲۰۲۵، هدف قرار گرفتن یکی از کاروان‌های تدارکاتی پشتیبانی سریع که حامل تسلیحات اماراتی از طریق مسیری پیچیده از لیبی به چاد و سپس دارفور، مقر حمیدتی و نیروهایش بود، بر این مدعا مهر تایید زد. همین مسیرها بود که به نیروهای پشتیبانی سریع امکان داد پس از محاصره‌ای ۵۰۰ روزه، شهر فاشر را تصرف کند و یکی از بدترین کشتارهای جنگ سودان را علیه غیرنظامیان رقم بزند؛ فاجعه‌ای که برآوردهای اولیۀ تلفات آن را بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر تخمین می‌زند و ۳۰ هزار نفر را آواره کرد.

حمایت امارات از نیروهای پشتیبانی سریع دو بعد دارد:

۱. ایدئولوژیک: بین ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۹، سودان تحت حکومت نظامیان مورد حمایت اخوان‌المسلمین بود. پس از سقوط عمر البشیر، اخوان بار دیگر از رژیم نظامی حمایت کرد تا قدرت را بازیابد. امارات که اخوان‌المسلمین را تهدیدی برای خود می‌داند، حمایت از حمیدتی را راهی برای شکست اخوان در سودان می‌پندارد.

۲. اقتصادی (با محوریت دریای سرخ): حدود ۱۲ تا ۲۰ درصد ترافیک دریایی جهان از دریای سرخ می‌گذرد. امارات که سودان را دروازۀ آفریقا و آفریقا را دروازۀ سلطۀ مالی پسانفتی خود می‌بیند، حتی بیش از چین در سودان هزینه کرده است. هدف امارات شکستن هژمونی مصر و عربستان بر دریای سرخ است.

در سوی دیگر، مصر فروپاشی سودان را از دریچۀ امنیت ملی و ژئوپلیتیک نیل می‌نگرد. برای قاهره، سودان امتداد مرز جنوبی و ارتش سودان ضامن امنیت این مرز است. منابع می‌گویند ثبات سودان و حفظ یکپارچگی ارتش برای جلوگیری از تجزیۀ کشور، حیاتی است. تجزیۀ سودان به معنای تضعیف کلی آن و یک عقب‌گرد استراتژیک برای مصر خواهد بود؛ چرا که قاهره همواره برای دفاع از حقوق آبی خود در نیل به سودان تکیه داشته است. تضعیف سودان، مصر را در برابر اتیوپی (و سد النهضه) تنها و منزوی خواهد کرد.

عربستان سعودی نیز می‌خواهد نقش میانجی را ایفا کند. ریاض در اوایل درگیری با استفاده از بی‌طرفی خود، تخلیۀ هزاران خارجی از پورت‌سودان را تسهیل کرد و حسن‌نیت زیادی خرید. سپس با نفوذ خود بر آمریکا، مذاکرات آتش‌بس جده (۲۰۲۳) را میزبانی کرد که البته با تداوم جنگ شکست خورد. اکنون که نیروهای پشتیبانی سریع و متحدانش در نایروبی به‌دنبال رسمی‌سازی ادارۀ مناطق خود هستند، ریاض (برخلاف گذشته) نقش میانجی را برای فشار بر امارات ایفا می‌کند، زیرا امارات و متحدانش را تهدیدی برای خود می‌بیند. شکاف فزاینده بر سر سودان، نشانه‌ای از واگرایی استراتژیک عمیق‌تر میان ریاض و ابوظبی است؛ دو متحدی که زمانی علیه اخوان هم‌سنگر بودند، اما اکنون به دلیل رقابت اقتصادی و سیاسی، راه‌هایشان جدا شده و ریاض بر اسب ارتش شرط‌بندی کرده است. این دلیل اصلی درخواست محمد بن سلمان از ترامپ برای مداخله بود.

در میانۀ این بازی قدرت، بازیگران دیگری نیز حضور دارند. ایران بین دسامبر ۲۰۲۳ تا ژانویۀ ۲۰۲۴ پهپادهایی به ارتش سودان داد که در بازپس‌گیری خارطوم نقشی کلیدی داشتند؛ اقدامی که نفوذ تهران را در منطقه و در برابر رقیبش (امارات) تقویت کرد. روسیه نیز که به پایگاه نظامی در آفریقا نیاز دارد تا وابستگی به پایگاه سوریه را کاهش دهد، در ازای تسلیحات، پیشنهاد پایگاه از سودان دریافت کرده است. ترکیه نیز در سکوت با ارسال پهپاد و موشک از دولت سودان حمایت می‌کند. نتیجه، یک جنگ نیابتی تمام‌عیار است که غیرنظامیان سودانی هزینۀ آن را می‌پردازند.

دوراهی قارۀ سبز

برای اتحادیۀ اروپا، جنگ سودان یک معضل استراتژیک عمیق است. این درگیری مستقیما منافع اروپا در کنترل مهاجرت، تروریسم و نفوذ منطقه‌ای را تهدید می‌کند، اما وابستگی اقتصادی اروپا به کشورهای خلیج فارس، دستانش را بسته است. سودان به‌عنوان چهارراه شمال آفریقا و ساحل، مبدا و مسیر ترانزیت مهاجران به سوی اروپاست. خلا قدرت ناشی از جنگ، نه‌تنها آوارگی را افزایش داده، بلکه مسیرهای قاچاق انسان و مهاجرت غیرقانونی به اروپا را تسهیل کرده است. علاوه بر این، دریای سرخ که ۴۰ درصد تجارت اروپا-آسیا از آن می‌گذرد، تحت فشار و کنترل متحدان خلیجی، به‌ویژه امارات است که اقدام موثر اروپا را دشوار می‌سازد.

توان پاسخگویی اروپا به دلیل تناقضی در قلب سیاست خارجی‌اش محدود شده است. امارات دومین شریک تجاری بزرگ اتحادیۀ اروپا در جهان است (۶۷.۶ میلیارد دلار تجارت غیرنفتی در سال ۲۰۲۴). همزمان، پس از جنگ اوکراین و تلاش اروپا برای دوری از انرژی روسیه، نفت و گاز خلیج فارس جایگزین شده است؛ به‌طوری‌که صادرات نفت عربستان، امارات و کویت به اروپا در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۲ افزایش چشم‌گیری یافت. این وابستگی، پاسخی محتاطانه و تقریبا خاموش را از سوی اروپا رقم زده است. نمونۀ بارز آن قطعنامۀ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵ اتحادیۀ اروپا بود که خواستار پایان جنگ شد، اما نامی از امارات نبرد. اصلاحیۀ گروه‌های چپ برای ذکر نام امارات و حمایتش از نیروهای پشتیبانی سریع با رای مخالف حزب مردم اروپا (EPP) و گروه‌های راست‌گرا رد شد.

نتیجه، سیاست خارجی‌ای است که بحران انسانی سودان را «فاجعه‌بار» می‌خواند و ممانعت شبه‌نظامیان از کمک‌رسانی را تایید می‌کند، اما هرگز نامی از امارات نمی‌برد. شواهد نشان می‌دهد که با عمیق‌تر شدن جنگ، اروپا احتمالا جا خواهد ماند و کشورهای خلیج فارس حرف آخر را در سودان خواهند زد.

آزمون استراتژیک اروپا

جنگ سودان فاجعه‌ای دوردست نیست؛ زنگ بیدارباشی برای اروپاست که نشان می‌دهد چقدر در بازی قدرت جهانی عقب افتاده است. آنچه به‌عنوان نبرد برهان و حمیدتی آغاز شد، به میدان نبرد نیابتی امارات، عربستان، مصر، ایران و روسیه بدل شده است. اروپا که زمانی سودان را بخشی از همسایگی خود می‌دید، اکنون در حاشیه نظاره‌گر ترسیم دوبارۀ نقشه توسط دیگران است. جنگ نشان داد که اروپا فاقد قدرت سخت برای فشار بر عاملان خشونت است؛ اما می‌تواند از قدرت نرم قابل‌توجه خود برای تأثیرگذاری بر امارات و کشورهای خلیج فارس جهت صلح استفاده کند.

اگر اروپا همچنان با سودان به‌مثابۀ مشکل دیگران برخورد کند، عملا دریای سرخ و آیندۀ آفریقا را به قدرت‌های خلیجی و آسیایی با دستورکارهای متفاوت و بدون دغدغۀ حقوق بشری واگذار کرده است. کریدور تجاری دریای سرخ در حال تبدیل شدن به میدان نبرد قدرت‌هایی است که امنیت آینده و منابع خود را بر صلح پایدار مقدم می‌دانند. و بحران مهاجرت اروپا را دور نخواهد زد، بلکه هیزم بیشتری بر آتش آشوب سیاسی اتحادیه خواهد ریخت.

در نهایت، جنگ سودان آزمونی برای اروپاست. این مناقشه روشن می‌سازد؛ اروپا نمی‌تواند پشت بیانیه‌ها و کمک‌های مالی پنهان شود، در حالی که به‌اصطلاح «شرکای» آن سرنوشت میدان را رقم می‌زنند. اگر اتحادیۀ اروپا می‌خواهد در شاخ آفریقا و دریای سرخ محلی از اعراب داشته باشد، باید متحد شود، جدی عمل کند و سودان را آن‌گونه که هست ببیند: جنگی بزرگ میان ملت‌های رقیب بر سر قدرت و منابع. بدون تاثیرگذاری اروپا، این قاره از نظر ژئوپلیتیک جا خواهد ماند؛ همان‌طور که در منطقۀ ساحل جا ماند و میدان را به روسیه و چین واگذار کرد.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.