۱۰ مارس ۲۰۲۶
در بحبوحه جنگ جاری در ایران، جملهای منسوب به حسنی مبارک، رئیسجمهور پیشین مصر، دوباره بر سر زبانها افتاده است: «آنها که خود را در آمریکا میپیچند، عریاناند.» به بیان دیگر، کسانی که روی حمایت و حفاظت آمریکا حساب باز میکنند، در نهایت بیپناه و دستخالی رها میشوند.
این نقلقول، که برخی آن را به انور سادات، سلف مبارک نیز نسبت میدهند، طی روزهای اخیر در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و بازتابدهندۀ احساسی فراگیر، بهویژه در کشورهای عربی خلیجفارس است؛ این احساس که ایالات متحده این جنگ را بر سر آنها آوار کرده و با وجود این، در واکنش به تهدیدات ایران، آنها را «بیپوشش» و بیدفاع رها کرده است.
در چند روز نخستِ جنگ، کشورهای خلیجفارس در عرصه عمومی نسبتاً سکوت پیشه کردند؛ که نشاندهنده ابهام آنها درباره مدتزمانِ حملات تلافیجویانه به شهرهایشان بود. پرسش این بود که آیا این دور جدید از حملات موشکی و پهپادی کوتاه خواهد بود (مشابه واکنش تلافیجویانه ایران علیه پایگاههای هوایی آمریکا در قطر در جریان جنگ ژوئن گذشته با اسرائیل) یا طولانیتر خواهد شد؟ اکنون با گذشت بیش از یک هفته، پاسخ بهروشنی گزینه دوم است.
با این حال، در درون کشورهای خلیجفارس، بر سر اینکه چه کسی را باید مقصر دانست، اختلافنظر وجود داشت. استراتژی ایران آشکارا این بود که درد و فشار کافی به کشورهای خلیجفارس وارد کند؛ بهویژه به امارات متحده عربی که بیش از سایر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس (GCC) هدف قرار گرفته است. به این امید که آنها واشنگتن را برای پایاندادن به جنگ تحتفشار بگذارند. این بحث و کشمکش ابتدا در پشت درهای بسته جریان داشت؛ اما اکنون به فضای عمومی کشیده شده است.
عمرو موسی، دبیرکل پیشین اتحادیه عرب، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، حملات علیه ایران را «یک اقدام استراتژیک برنامهریزیشده از سوی آمریکا» توصیف کرد و آن را «گامی بزرگ در راستای بازآرایی خاورمیانه (از جمله جهان عرب) به یک نظم منطقهای ژئوپلیتیک با رهبری اسرائیل» دانست.
در پاسخ به او، عبدالرحمن الراشد، روزنامهنگار باسابقه سعودی، استدلال کرد که این نوع چارچوببندی این واقعیت را نادیده میگیرد که خود ایران تهدیدی برای همسایگان منطقهایاش است. او تأکید کرد که کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، در کنار عراق، لبنان، یمن و سایر کشورها، «دههها زیر سایه تهدید و ویرانیِ پروژه توسعهطلبانه ایران زندگی کردهاند.»
عمرو موسی نیز در پاسخ، با تکیه بر حس همبستگی پانعربی تأکید کرد که اقدامات ایران باید محکوم شود و افزود: «تجاوز به هر کشور عربی، تجاوز به همه ماست و نیازمند همبستگی برای پاسخگویی است.»
این مناظره بهسرعت واکنشهای بیشتری را از سراسر منطقه برانگیخت. سپهبد ضاحی خلفان، معاون رئیس پلیس دبی، با تأکید بر اینکه تهدیدات اسرائیل و ایران مانعهالجمع نیستند، اشاره کرد که دخالتهای هر دو کشور به ثبات جهان عرب آسیب رسانده است. او نتیجه گرفت که جهان عرب نمیتواند برای حفاظت از منافع خود به قدرتهای خارجی (بخوانید: ایالات متحده) متکی باشد.
خلف الحبتور، غول تجاری اماراتی نیز با تکرار همین دیدگاه، متجاوزان را «دو روی یک سکه» خواند و با کنایهای دیگر به ایالات متحده، استدلال کرد که کشورهای منطقه باید بهجای تکیه بر ائتلاف با قدرتهایی که منافعشان با آنها همخوانی ندارد، به توانمندیهای خود اعتماد کنند.
داوود الشریان، روزنامهنگار و مجری برجسته سعودی، نیز وارد بحث شد و نسبت به چارچوببندیِ چالشهای کنونی بهعنوان یک «دوگانه گمراهکننده» میان اسرائیل و ایران هشدار داد. او نوشت که مسئله واقعی، «رقابت میان دو پروژه هژمونیک بر سر تسلط بر منطقه است.»
اگرچه موسی و الراشد مناصب سیاسی ندارند، اما هر دو از چهرههای مهم جهان عرب به شمار میروند و اظهارات عمومی آنها غالباً بازتابدهنده تفکر نخبگان عربِ نزدیک به هستههای قدرت است. تبادلنظر آنها نشاندهنده یک بحث گستردهتر در منطقه درباره نحوه مدیریتِ فشارهای متضاد از سوی آمریکا، ایران و اسرائیل است و سه گرایش فکری اصلی را نمایان میسازد.
گرایش نخست، با مخالفت ایدئولوژیک ایران علیه اسرائیل همسو است و کشورهای خلیجفارس و همچنین سوریه را صرفاً موانع و دردسرهایی در مسیر مبارزه بزرگتر علیه سلطه اسرائیل میبیند. در تقابل با این دیدگاه، کسانی قرار دارند که بار اصلی نفوذ ایران را مستقیماً به دوش کشیدهاند؛ از جمله کشورهای خلیجفارس، عراق، لبنان و یمن که دههها با حملات و اقدامات نظامی گسترده گروههای نیابتی ایران مواجه بودهاند. دیدگاه سوم تلاش میکند دو گرایش قبلی را با هم آشتی دهد و هم ایران و هم اسرائیل را بهعنوان عوامل بیثباتکننده منطقه مینگرد.
مناظره میان موسی و الراشد و تفسیرهایی که به دنبال داشت، با اظهاراتِ معدودِ رهبران خلیجفارس که اکنون به نظر میرسد آشکارتر سخن میگویند، همخوانی دارد.
محمدبنزاید، رئیسجمهور امارات متحده عربی، که بهندرت در فضای عمومی سخنرانی میکند، در مصاحبهای در بیمارستانی که برای عیادت از مجروحان حملات هفته گذشته رفته بود، بر تابآوری کشورش از آغاز جنگ تأکید کرد. او گفت: «در امارات همهچیز خوب است.» وی در پیامی مستقیم به «دشمنان امارات»، هشدار داد که این کشور «پوستِ کلفت و گوشتِ تلخی دارد. ما طعمه آسانی نیستیم.» سخنان او نشان میدهد که کشورهای خلیجفارس دیگر ارعاب از سوی ایران را تحمل نخواهند کرد، اما در عین حال هنوز تا ورود فعالانه به این جنگ فاصله دارند.
محمدبنعبدالرحمنبنجاسم آلثانی، نخستوزیر قطر، روز شنبه در گفتوگو با شبکه اسکاینیوز، در میان تغییرات محاسباتیِ منطقه، از احساس خیانت سخن گفت و هشدار داد که حملات به کشورهای خلیجفارس، روابط پیشین آنها با ایران را «ویران کرده است.» با توجه به اینکه قطر همواره روابط دیپلماتیک خود را هم با همسایگان خود در خلیجفارس و هم با ایالات متحده حفظ کرده است، سخنان او نشاندهنده جسارت تازهای در رهبری خلیجفارس و همچنین درک روزافزون آنها از این واقعیت است که نمیتوانند برای تأمین امنیت خود به متحدان خارجی تکیه کنند.
در شرایطی که کشورهای خلیجفارس در تلاشاند با تشدید حملات به خاک خود مقابله کنند، به نظر میرسد با یک کارزار هماهنگ برای کشاندن آنها به جنگ نیز روبهرو هستند.
دیروز، زمانی که لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی نزدیک به دونالد ترامپ، در شبکه ایکس پیشنهاد کرد که کشورهای شورای همکاری خلیجفارس میتوانند «بیشتر در جنگ درگیر شوند»، الحبتور با انتشار بیانیهای طولانی به او پاسخ داد. وی به گراهام یادآوری کرد که این ایالات متحده بود که بدون هیچگونه مشورتی منطقه را به جنگ کشاند، و تأکید کرد که خلیجفارس فرزندان خود را در نبردی که در خدمت منافع دیگران است، قربانی نخواهد کرد. این پست بعدتر حذف شد؛ شاید به این دلیل که بیان اظهارات قطعی در صورت تداوم چندهفتهایِ این جنگ، برای آنها هزینهزا و دشوار خواهد بود.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
