ارزیابی از روند کلانِ منازعه، بهروشنی نشان میدهد که مقاومت اکنون به نقطه تحققِ کامل اهداف عملیاتی خود دست یافته است. آنچه امروز در برابر دیدگان ناظران جهانی قرار دارد، اجرای بینقص ارکستر واحد مقاومت است؛ سمفونیِ هماهنگ و درهمتنیدهای از شلیک موشکهای بالستیک، گسیل پهپادها و اشراف اطلاعاتی مشترک که دستگاه محاسباتی دشمن را به بنبست کامل کشانده است.
با ابداع دکترین نوینی از نبرد، مقاومت موفق شده است نرخ اصابت پرتابهها را به مرز ۱۰۰ درصد ارتقا دهد؛ چراکه گسیل امواج متوالی و متراکمِ پهپادی و موشکی در فواصل زمانیِ بسیار کوتاه، هرگونه معماری پدافندی را اشباع و فلج کرده است. حصول این برتری مطلق، دشمن را در تنگنایی قرار داده که حتی سناتورهای دموکرات آمریکایی نیز صراحتاً اعتراف میکنند ایالات متحده نه آمادگیِ ورود به چنین نبردی را داشته و نه اساساً راهکار مقابله با آن را در اختیار دارد. این دستاوردهای میدانی، اکنون مسیر را برای فلجسازیِ نهاییِ داراییهای استراتژیک واشنگتن در منطقه هموار ساخته است.
دکترین «نیش هزاران زنبور» و فروپاشی هیمنه دریایی
الگوی عملیاتی ما، ریشه در بینش راهبردی شهید سردار قاسم سلیمانی دارد. پیادهسازی استراتژیِ معروف به «نیش هزاران زنبور»، ماشین جنگی دشمن را در پهنهای به گستردگی ۲۱ کشور زمینگیر کرده است. نیروهای آمریکایی مستقر در سراسر منطقه، امروز در اوج استیصال برای درامانماندن از گزند حملات، به مخفیگاههای غیرمتعارف، از هتلها و آپارتمانها گرفته تا تونلهای زیرزمینی، پناه برده و تنها در جستوجوی راهی برای گریز از این جغرافیای پرخطرند.
وضعیت ناوگروههای استکباری، گویاترین نمادِ این فروپاشیِ بازدارندگی است:
- ناو هواپیمابر یواساس جرالد فورد، این غول نظامیِ دریایی، که حتی جرئت عبور از تنگه بابالمندب را نیافت، پس از وقوع یک آتشسوزی مشکوک و سنگین در بدنه، اکنون بهطور کامل متوقف و از چرخه عملیاتی خارج شده است.
- ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن، نیز در پی اصابت ضربات دقیق مقاومت، متحمل آسیبهای جدی شده و با عقبنشینیِ معنادار به کیلومترها دورتر از مرزهای ایران، کارایی مؤثر خود را برای مشارکت در عملیات تهاجمی از دست داده است.
با این حال، باید تصریح کرد که غیرعملیاتیکردن این تجهیزات، تنها گام نخستِ ماست. بر مبنای فرامین صریح رهبری، صِرفِ فلجکردن این ناوها کفایت نمیکند؛ هدف قطعی و نهایی، فرستادن این نمادهای هژمونیِ آمریکا به «گورستانهای اعماق آب» است. با انهدام قدرت دریایی دشمن، اکنون شریان حیاتیِ سیادت هوایی آنها در تیررس مستقیم قرار گرفته است.
فلجسازی ماشین جنگی و بنبست اطلاعاتی دشمن
نقطهثقلِ استراتژی ما در فلجسازی دشمن، تمرکز بر انهدامِ هواپیماهای سوخترسان، بهعنوان لنگرگاه اصلیِ انعطافپذیری و تداوم پروازیِ آنهاست. با هدف قراردادنِ دقیق ۷ تانکر سوخترسان (شامل یک فروند سقوطکرده در عراق، یک مورد اصابتیافته در عراق و انتقالیافته به اسرائیل و ۵ فروند در عربستان سعودی)، عملاً توان عملیاتی و تهاجمیِ دوربردِ رژیم صهیونیستی و ایالات متحده خنثی شده است. در همین راستا، ضربه قاطع به پایگاه «الخرج»، پاسخی مستقیم و بازدارنده به جنگندههایی بود که از این مبدأ قصد تعرض به حریم هوایی ما را داشتند.
درحالیکه آسمان سرزمینهای اشغالی بهطور کامل در برابر موشکهای ما نفوذپذیر است، تقلاهای دشمن برای حمله به خاک ایران، بهدلیل فقدان مطلقِ اشراف اطلاعاتی، به نمایشی ناکام بدل شده است. بمباران سولههای خالی و پادگانهای غیرعملیاتی نظیر «بیدگنه» یا «پارچین»، بارزترین نشانه از گیجیِ استراتژیک آنهاست. در این میان، دستگاه تبلیغاتی رژیم صهیونیستی با برجستهسازی تصاویری از حوادث حاشیهای نظیر آتشسوزی یک انبار نفت در تهران، در تلاش است تا رئیسجمهور آمریکا را فریب داده و وی را در توهم پیروزی نگه دارد؛ درحالیکه واقعیتِ عریانِ میدان، حکایت از شکستی تمامعیار دارد.
دلایل بنیادین شکست راهبردی دشمن در عرصه داخلیِ ایران عبارتاند از:
- تابآوری شبکۀ پرتاب: تعداد سکوها و لانچرهای پرتابِ ایران، با وجود هزاران سورتی پروازِ دشمن، نهتنها تقلیل نیافته، بلکه دستنخورده و پایدار باقی مانده است.
- تداوم اعمال حاکمیت: نیروی دریایی جمهوری اسلامی همچنان با اقتدارِ تمام، حاکمیت خود را بر آبراهِ استراتژیک تنگه هرمز اعمال میکند.
- استحکام ساختار امنیت ملی: زنجیره فرماندهی نظامی و امنیتی کشور در بالاترین سطح انسجام قرار دارد و نظم و آرامش در شهرها کاملاً تثبیت شده است.
ثبات داخلی و معجزۀ انتقال قدرت در جنگ
دشمن در چارچوب محاسباتِ بهشدت مخدوشِ خود، بر روی سناریوی فروپاشیِ شیرازه کشور پس از ترور رهبری حساب باز کرده بود. با این وجود، انتخاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید، همچون یک «معجزه استراتژیک» عمل کرد. تحققِ این انتقالِ کلانِ قدرت در گرماگرم جنگ، ثبات قانونی نظام را به رخ جهانیان کشید. امروز، تمامی نیروهای داخلی بر یک نقطه واحد متمرکزند: ضرورتِ شکستِ حتمی و قطعی ایالات متحده.
از سوی دیگر، حملات هدفمند به زیرساختهای مالی دشمن نظیر «سیتیبانک» در منامه و دبی، پاسخی متقابل و مستقیم به تعرض سایبریِ آنها علیه بانک سپه بود. دشمن باید درک کند که عملیات روانی و ایجاد رعب از طریق تولید نور و صدا در شبهای تهران، حربهای سوخته است.
با وجود التهاباتی که در دیماه تجربه کردیم، انسجام و پایداری اجتماعی ما امروز در نقطه اوج خود قرار دارد و جریان عادی زندگی با صلابت ادامه دارد. مقاومتِ ایران اکنون از فازِ پدافندی عبور کرده و در مرحله استفاده از سلاحهای ژئوپلیتیک خود قرار دارد.
سلاح ژئوپلیتیکِ تنگه هرمز و پایان دوران تأمین امنیت رایگان
انسداد تنگه هرمز صرفاً یک تاکتیک نظامی نیست، بلکه یک «رخداد شگرف ژئوپلیتیک» است که معماری نظم نوین جهانی را دیکته میکند. دوران نجابتِ استراتژیک و ارائه خدمات امنیتیِ رایگان به کشورهای متخاصم برای همیشه پایان یافته است. امروز، این جمهوری اسلامی ایران است که کنترل کاملِ زنجیره تأمین جهانی را در اختیار دارد:
| نظم نوین (حاکمیت رگولاتوری ایران) | وضعیت پیشین | شاخص استراتژیک |
| حاکمیت کامل ایران و نظارت عالیه بر کلیه خطوط | یکجانبهگرایی غربی و عبور بدون هزینه | کنترل تردد |
| ثبات مبتنی بر اقتدار ملی و هزینهمندسازی تجاوز | امنیت اجارهای تحت اشراف سنتکام | امنیت دریانوردی |
| کاهش ۹۰ درصدی ترافیک دشمن و افزایش ریسک متجاوز | تردد عادی با بیمههای استاندارد | هزینه و ریسک |
حمله شتابزده و فاقد منطق به جزیره خارک، تنها بازتابی از عصبانیت و استیصال دشمن در مواجهه با بنبست تنگه هرمز است. دونالد ترامپ میپندارد که با تکیه بر دیپلماسیِ توییتری قادر به فتح میدان جنگ است؛ درحالیکه واشنگتن در عمل حتی توان و جسارتِ اعزام یک ناوشکن به شعاع ۵۰۰ مایلی مرزهای ما را ندارد. باید با صراحت تأکید کرد: هرگونه تحرک برای تعرضِ زمینی به خاک ایران، چنان جهنمی برای متجاوزان برپا خواهد ساخت که فاجعه ویتنام در قیاس با آن، تنها یک شوخیِ تاریخی به نظر خواهد رسید.
معماری شروط صلح
ما هماکنون در قلبِ یک ۷ اکتبرِ جهشیافته قرار داریم؛ کمپینی چندلایه، پیچیده و ویرانگر برای انهدام بنیادین زیرساختها، شکار سیستماتیک مقامات ارشد و متلاشیکردنِ کامل ماشین امنیتی رژیم صهیونیستی. این مسیری بیبازگشت است که تا رساندنِ قطعیِ رژیم به نقطه فروپاشیِ نهایی تداوم خواهد یافت.
برای توقف این ماشینِ جنگی، شروط پنجگانه و غیرقابلِمذاکرۀ ما بهشرح زیر است:
۱. خلق و تثبیتِ معماری امنیتیِ جدید در خاورمیانه با محوریت و هژمونیِ بلامنازع ایران.
۲. پذیرش و بهرسمیت شناختنِ جایگاه محوری ایران در عرصه اقتصاد جهانی و معادلات ژئوپلیتیک.
۳. جبران و پرداخت کاملِ تمامی خسارات جنگی وارده به ملت و زیرساختهای ایران.
۴. بهرسمیت شناختنِ یکپارچگیِ جبهه مقاومت؛ هیچگونه آتشبس تفکیکشده و جداگانهای برای حزبالله لبنان یا انصارالله یمن موضوعیت ندارد. ما پیکرهای واحدیم که توأمان میجنگیم و توأمان صلح میکنیم.
۵. تحققِ گشایشهای ملموس، ساختاری و مستقیمِ اقتصادی که اثرات آن در معیشت روزمره مردم پدیدار گردد.
این رویاروییِ تاریخی، اگرچه هزینههایی در پی داشته، اما فرصتی تکرارناپذیر برای تولد خاورمیانهای نوین و تطهیرِ نهاییِ منطقه از حضور نیروهای بیگانه است.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
