پیمان ابراهیم در آسیای مرکزی

تهاجم انگلستان و آمریکا به حوزۀ نفوذ روسیه

آذر ۷, ۱۴۰۴

 

قاسم جومارت توکایف، رئیس‌جمهور قزاقستان، اخیرا پس از یک نمایش دیپلماتیک متملقانه و البته پرخطر از واشنگتن بازگشت. توکایف در کنار مقامات آمریکایی و رهبران آسیای مرکزی، در ستایش دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، از عرف دیپلماتیک فراتر رفت و سخنانی اغراق‌آمیز بر زبان راند: «شما رهبری بزرگ و دولتمردی هستید که از سوی آسمان فرستاده شده‌اید تا عقل سلیم و سنت‌هایی را که همۀ ما به اشتراک می‌گذاریم و ارج می‌نهیم، بازگردانید… میلیون‌ها نفر در کشورهای بسیار قدردان شما هستند. شما دولتمردی بزرگ هستید که مامور بازگرداندن عقل سلیم و سنت به سیاست و دیپلماسی آمریکا شده‌اید.»

این اظهارات که خطاب به ترامپ بیان شد، در رسانه‌های رسمی قزاقستان کمتر بازتاب یافت. دلیل آن روشن است: تملق توکایف شاید در واشنگتن لبخندهایی را خریده باشد، اما بسیاری را در داخل کشور و پایتخت‌های متحد، نگران و آزرده‌خاطر کرده است.

با این حال، آنچه واقعاً به این سفر مهر تایید زد، تصمیم قزاقستان برای تایید رسمی «توافقات ابراهیم» بود؛ حرکتی که برای کشوری که از زمان برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل در سال ۱۹۹۲ هرگز مشکلی با آن نداشته، عمدتا نمادین به شمار می‌رود. قزاقستان ۱۵ تا ۲۰ درصد از نیازهای نفتی اسرائیل را تأمین می‌کند. توافق‌نامۀ همکاری دفاعی بین دو طرف در سال ۲۰۰۱ امضا شد و اتاق مشترک صنایع و بازرگانی در سال ۲۰۰۴ تاسیس گردید. در جریان این سفر، ترامپ حتی تماس تلفنی میان توکایف و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را تسهیل کرد.

وزارت خارجۀ قزاقستان که ظاهرا از عجیب بودن این حرکت دیپلماتیک آگاه بود، ادعا کرد: «این تصمیم مهم صرفا در راستای منافع قزاقستان گرفته شده و کاملا با ماهیت سیاست خارجی متوازن، سازنده و صلح‌آمیز جمهوری همخوانی دارد.» این وزارتخانه همچنین بر حمایت مجدد از راهکار دو دولتی طبق قطعنامه‌های سازمان ملل تأکید کرد.

اما این اقدام خیلی ربطی به مسائل صلح‌آمیز ندارد و بیشتر به تصویرسازی برای پیمان ابراهیم مربوط است؛ افزودن یک کشور دیگر با اکثریت مسلمان به کارزار روابط عمومی آمریکا و اسرائیل، در حالی که ترامپ در دورۀ دوم ریاست‌جمهوری خود فشارها برای گسترش عادی‌سازی روابط را تشدید کرده است.

سیاست واگن‌ها

سفر توکایف به آمریکا که او آن را ماموریتی برای گسترش روابط اقتصادی توصیف کرد، به عنوان عصری جدید در روابط آمریکا و قزاقستان قاب‌بندی شده است. در واقع، این فرآیند در اواخر سپتامبر آغاز شد و پس از مجموعه‌ای از دیدارها، ایالات متحده متعهد شد واگن‌های راه‌آهن به ارزش ۴ میلیارد دلار به قزاقستان بفروشد. هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی آمریکا، این «توافق تاریخی» را پیروزی صنعت آمریکا خواند و افزود که این قرارداد «مشاغل تولیدی آمریکا را پیش می‌برد و رشد، فرصت و ارتباط را در آمریکا و آسیای مرکزی شتاب می‌بخشد.»

اما این توافق چه چیزی را در قزاقستان تقویت می‌کند؟ این کشور که از زیرساخت‌های غنی دوران شوروی برخوردار است و یکپارچگی ریلی عمیقی با روسیه و چین دارد، انگیزۀ اقتصادی عقلانی چندانی برای واردات واگن از آن سوی دنیا ندارد. به نظر می‌رسد حرکت توکایف مربوط به حمل‌ونقل نیست و بیشتر مربوط به «ترانزیت سیاسی» است؛ سیگنالی برای نشان دادن تمایل به حمل جاه‌طلبی‌های راهبردی آمریکا در سراسر اوراسیا.

در واقع، لوتنیک اعلام کرد که این واگن‌ها در امتداد یک کریدور جدید اروپا-آسیا مستقر خواهند شد، اما با «فناوری آمریکایی که در هستۀ آن قرار دارد»؛ تلاشی پنهان که احتمالا برای ایجاد جایگزینی همسو با آمریکا در برابر کریدورهای انرژی شرق-غرب روسیه و ابتکار کمربند و جاده چین است.

فروش حاکمیت به قیمت واگن

این نوع گشایش‌ها بی‌سابقه نیستند و تاریخ هشدارهای مشابهی را ارائه می‌دهد. در اکتبر ۱۹۳۸، در حالی که مصطفی کمال آتاتورک، اولین رئیس‌جمهور ترکیه، در بستر مرگ بود، سفیر شوروی در آنکارا به مسکو هشدار داد که محافل دولتی و تجاری ترکیه به‌سرعت به سمت آلمان فاشیست می‌چرخند. به عبارت دیگر، منافع محافل تجاری جهت تصمیمات دولت را تعیین می‌کرد. وضعیت مشابهی در قزاقستان در حال وقوع است.

در دوران حکومت نورسلطان نظربایف و سلف توکایف، محافل تجاری الیگارشی قزاقستان روابط خود را با شرکت‌های انحصاری بریتانیایی، به‌ویژه شرکت شل عمیق بخشیدند و در را برای نفوذ سرویس اطلاعاتی MI6 باز کردند. دادگاه «مرکز مالی بین‌المللی آستانه» صراحتا خارج از سیستم حقوقی خود قزاقستان قرار گرفت و ملزم به پیروی از استانداردهای انگلستان و ولز شد.

ابعاد این درهم‌تنیدگی در اول ژوئن روشن‌تر شد، زمانی که پهپادهای پیشرفته به چندین پایگاه هوایی روسیه حمله کردند؛ حمله‌ای که منشا آن همچنان مبهم است. اگرچه هیچ ارتباط رسمی با قزاقستان تأیید نشد، گزارش‌ها حاکی از آن بود که پهپادها از طریق مسیرهای قزاقستان وارد خاک روسیه شده‌اند. اگر این موضوع تأیید شود، نشان‌دهندۀ تشدید چشمگیر تنش‌ها خواهد بود و یادآور می‌شود که ممکن است آمریکا و ناتو در حال آزمایش مجاری جدید اوراسیایی برای عملیات باشند.

نارضایتی خاموش مسکو

با وجود تحریکات آشکار، روسیه با خویشتن‌داری قابل‌توجهی واکنش نشان داده است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، ستایش توکایف از ترامپ را با طعنه‌ای تلخ رد کرد: «چه چیز عجیبی وجود دارد؟ فقط این که بسیاری از کسانی که وارد کاخ سفید می‌شوند، دقیقا به همان شکل شروع به صحبت می‌کنند.»

اما خویشتن‌داری مسکو راهبردی است. سفر توکایف به روسیه در ۱۲ و ۱۳ نوامبر، چند روز پس از تور واشنگتن، منجر به امضای اعلامیۀ مشترکی شد که روابط قزاقستان و روسیه را به سطح «مشارکت و اتحاد راهبردی جامع» ارتقا داد.

گنجاندن واژۀ «اتحاد» در ادبیات دیپلماتیک روسیه نادر است و نشان‌دهندۀ تمایل مسکو برای حفظ آستانه در مدار خود است، حتی در حالی که توکایف با آمریکا رابطۀ بسیار عمیقی برقرار کرده است. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در جریان سفر توکایف با توصیف دو کشور به عنوان «متحدان قابل‌اعتماد»، بر این موضوع تاکید کرد.

نه پیام‌رسانی، نه میانجی‌گری

برخی تحلیلگران گمانه‌زنی کردند که توکایف پیامی از ترامپ برای پوتین برده است، به‌ویژه پس از آنکه رئیس‌جمهور قزاقستان به نیویورک‌تایمز گفت که پوتین با پیشنهاد توقف خط مقدم در اوکراین «انعطاف‌پذیری حداکثری» نشان داده است. اما مقامات روسی این ادعا را قاطعانه رد کردند.

یوری اوشاکوف، دستیار پوتین، صراحتا اعلام کرد که توکایف هیچ پیامی منتقل نکرده است. مهم‌تر از آن، مسکو بارها هرگونه پیشنهاد برای انجماد خط مقدم را رد کرده است، که اظهارات توکایف را در بهترین حالت از نظر دیپلماتیک بی‌ارتباط و در بدترین حالت تلاشی ناشیانه برای خودنمایی جلوه می‌دهد.

در این پرتو، سفر واشنگتن کمتر شبیه دیپلماسی و بیشتر شبیه نمایشی ضعیف برای بازتعریف توکایف به عنوان یک دولتمرد منطقه‌ای به نظر می‌رسد. نمایشی که می‌تواند به قیمت سیاست خارجی متوازن قزاقستان تمام شود.

رقص با گرگ‌ها

روند گسترده‌تر منطقه‌ای نیز نگران‌کننده است. شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور ازبکستان، که او هم در تور کاخ سفید شرکت داشت، متعهد شد که طی یک دهۀ آینده ۱۰۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کند؛ وعده‌ای حیرت‌آور از سوی کشوری که هنوز به سرمایۀ روسیه و چین وابسته است.

واکنش مسکو سریع بود. پوتین در ۱۱ نوامبر با میرضیایف تماس تلفنی برقرار کرد و پس از آن سفر حضوری توکایف انجام شد. بیانیۀ کرملین پس از دیدار اخیر بر «مشارکت راهبردی و روابط مبتنی‌بر اتحاد» تأکید کرد.

الکساندر کنیازف، کارشناس روسی در امور غرب و مرکز آسیا، در تلگرام به طعنه نوشت: «وعدۀ ۱۰۰ میلیارد دلاری آمریکا برای سرمایه‌گذاری در اقتصاد قزاقستان تقریباً همان‌قدر ساختگی است که وعدۀ ۱۰۰ میلیارد دلاری ازبکستان برای اقتصاد آمریکا.»

آشکار است که روسیه سیگنال می‌دهد که دلبری غرب از آسیای مرکزی بی‌پاسخ نخواهد ماند. اما پیامدها ممکن است فراتر از دیپلماسی باشد. اگر قزاقستان و همسایگانش بیشتر به سمت غرب متمایل شوند، روسیه ممکن است محدودیت‌های تنبیهی، به‌ویژه در زمینۀ مهاجرت نیروی کار اعمال کند. کارگران مهاجر آسیای مرکزی در حال حاضر به دلیل نگرانی‌های امنیتی در مورد شبکه‌های اسلام‌گرا تحت نظارت فزاینده‌ای هستند. هرگونه وخامت بیشتر در روابط می‌تواند به اخراج‌های دسته‌جمعی یا موانع قانونی جدید منجر شود که هم جریان حواله‌های مالی و هم ثبات داخلی در سراسر منطقه را مختل می‌کند.

قدم‌زدن بر لبۀ پرتگاه

صادرات انرژی قزاقستان همچنان عمیقا به زیرساخت‌های روسیه و مسیرهای ترانزیت دریای خزر که با اجماع کشورهای ساحلی اداره می‌شود، وابسته است. شبکۀ اقتصادی گسترده‌تر آن نیز به‌شدت با روسیه و چین درهم‌تنیده است. پس چه منطق راهبردی‌ای زیربنای چرخشی است که خطر تضعیف این ثبات را دارد؟ چرا باید تعادل را برای تعقیب گشایش‌های متزلزل از سوی یک امپراتوری رو به افول برهم زد؟

نه تنها صادرات انرژی قزاقستان از مسیرهای تحت کنترل روسیه عبور می‌کند، بلکه زیرساخت‌های آن توسط شبکه‌های پسا-شوروی ساخته شده و به آنها متصل باقی مانده است. حتی توانمندی‌های دفاعی اندک آن نیز به هماهنگی در چارچوب «سازمان پیمان امنیت جمعی» وابسته است.

بنابراین، توکایف ممکن است در واشنگتن تشویق‌های موقتی دریافت کند، اما خطر بیگانگی بلندمدت از همان قدرت‌هایی را به جان می‌خرد که ثبات کشورش را تضمین کرده‌اند. و اگر قزاقستان به کریدوری برای عملیات خارجی علیه روسیه تبدیل شود، پیامدها می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

دوران موازنه‌سازی راهبردی در آسیای مرکزی ممکن است به پایان رسیده باشد و توکایف، با تمام دعاهای رو به آسمانش، ممکن است دریابد که لطف الهی جایگزینی برای عقلانیت ژئوپلیتیک نیست.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.