یک شرکت اسرائیلی با نام «آیدیای تکنولوژیز» (IDE Technologies) در سکوت، در حال جایگیری در قلب پروژههای زیرساختی عربستان سعودی و کویت است و از طریق آنچه عملاً «عادیسازی کارکردی» نامیده میشود، جای پای راهبردی تلآویو را در خلیج فارس گسترش میدهد. در حالی که عناوین اخبار بر معاملات دیپلماتیک آشکار متمرکز ماندهاند، این اسرائیل است که از طریق تأسیسات آبشیرینکن و سیستمهای اسمز معکوس، در حال طراحی نقشی تعیینکننده در حیاتیترین بخش جهان عرب، یعنی آب، برای خود است.
در شبهجزیرۀ عربستان، جایی که ابرپروژههای شهرهای هوشمند مانند «نئوم» از دل شنزارها سر برمیآورند و صدها میلیارد دلار برای چشماندازهای آیندهنگرانه اختصاص یافته است، یک حقیقت بنیادین زیربنای هر وعدهای است: بدون آب، آیندهای وجود ندارد.
دیپلماسی آب
در خشکترین منطقۀ جهان، امنیت آبی، امنیت ملی است. با این حال، کشورهای عربی به طور سیستماتیک در ایجاد یک پایگاه فناوری بومی برای تضمین دسترسی مستقل به این منبع ناکام ماندهاند و این امر آنها را به تخصص خارجی، و به طور فزایندهای اسرائیلی، وابسته کرده است.
اسرائیل، خود در یک محیط کمآب متولد شد و نیمی از سرزمینی که در فلسطین اشغال کرده، بیابانی است. این رژیم برای کنترل منابع آبی در امتداد مرزهای خود با اردن، سوریه و لبنان جنگید و رؤیای انحراف رود نیل را در سر میپروراند. اما از همان ابتدا تحت استراتژی «شکوفایی بیابان» که به ویژه برای صحرای خشک نقب توسط اولین نخستوزیر اسرائیل، دیوید بن گوریون، طراحی شد، اسرائیل در بخش فناوری آب سرمایهگذاری کرد و موفق شد خود را به سیلیکونولی فناوریهای آبشیرینکن و بازیافت آب تبدیل کند.
در همین نقطۀ تلاقی، میان تشنگی دائمی خلیج فارس و برتری فناورانۀ قاطع اسرائیل، یک چهرۀ جدید برای غرب آسیا در حال بازترسیم است. در اینجا، «عادیسازی نرم» از طریق لولهها و سیستمهای اسمز معکوس رخنه میکند و بیانیههای سیاسی و سخنرانیهای رسمی را دور میزند.
موضوع عادیسازی آشکار اعراب و اسرائیل با کشورهای خلیج فارس که رسماً دولت اسرائیل را به رسمیت نشناختهاند(یعنی عربستان سعودی و کویت)، دیگر یک امر گمانهزنی نیست و به همکاریهای نظامی یا اطلاعاتی محدود نمیشود. این اتفاق در سکوت از طریق دروازههای اقتصادی، به ویژه فناوریهای پیشرفتۀ اسرائیلی، از جمله فناوریهای حیاتی آب، در حال وقوع است.
دام تشنگی
برای درک مقیاس این جایگیری، ابتدا باید عمق بحران آب خلیج فارس را درک کرد. عربستان سعودی و همسایگانش تقریباً به طور کامل به آبهای زیرزمینی و آب دریای شیرینشده وابستهاند. اولی، غیرقابل تجدید و به دلیل دههها کشاورزی بیرویه تهیشده و تا حد زیادی به پایان رسیده است. دومی، یعنی آبشیرینکن، اکنون تنها مسیر ممکن برای حمایت از جمعیت در حال گسترش، رشد شهری و ابرپروژههایی مانند «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان یا طرح توسعۀ ۲۰۳۵ کویت است.
با این حال، آبشیرینکن سنتی هزینههای گزافی دارد. نفت و گاز را میبلعد، آبنمک فوقاشباع را به خلیج فارس بازمیگرداند(که حیات دریایی را نابود میکند) و هم بار زیستمحیطی و هم اقتصادی را تشدید میکند. بنابراین، دوراهی خلیج فارس دیگر صرفاً «تأمین آب» نیست،
بلکه انجام این کار به «صورت کارآمد» است. رقابت جهانی اکنون بر سر این است که چه کسی میتواند یک متر مکعب آب را با کمترین انرژی(کیلووات/ساعت)، کمترین هزینه و کمترین تأثیر زیستمحیطی شیرین کند. و اینجاست که تلآویو دست بالا را دارد.
«سیلیکونولی» آبی
این برتری کاملا طراحیشده است. از ابتدای تأسیس، آب برای اسرائیل مسئلۀ بقا بود. شرکتهای اسرائیلی مانند «نتافیم» در آبیاری قطرهای پیشگام شدند. مؤسسات نخبهای مانند «مؤسسۀ وایزمن» و «دانشگاه بنگوریون» دههها را صرف پالایش تکنیکهای آبشیرینکن کردند.
«آیدیای تکنولوژیز»، متولد ۱۹۶۵، نام برتر جهان در زمینه آبشیرینکن در مقیاس بزرگ است. پیشرفتهای انحصاری آن در اسمز معکوس و آبشیرینکن حرارتی، استانداردهای جهانی را تعیین کرده است. این شرکت برخی از بزرگترین و کارآمدترین تأسیسات جهان، از جمله «سورک ۱» و «سورک ۲» در فلسطین اشغالی را با مصرف انرژی کمتر از هر رقیبی، ساخته و اداره میکند.
برای سیاستگذاران در ریاض، کویت، ابوظبی، منامه و دوحه، اعداد بلندتر از حرفهای سیاسی سخن میگویند. وقتی «آیدیای» فناوریای را ارائه میدهد که میتواند میلیونها دلار در هزینههای سالانۀ انرژی صرفهجویی کرده و تأمین آب پایدار را برای پروژهای ۵۰۰ میلیارد دلاری مانند «نئوم» تضمین کند، مهر پاسپورت مهندسان به مسئلهای ثانویه تبدیل میشود. پایتختهای خلیج فارس دریافتهاند که چسبیدن به فناوریهای منسوخ آبشیرینکن، خودکشی اقتصادی و زیستمحیطی است. برای امنیت آبی و در نتیجه امنیت ملی، آنها به راهحلهای بهتری نیاز دارند. و در این زمینه، بهترین گزینه برچسب «ساخت اسرائیل» را بر روی خود دارد.
عادیسازی نرم
با این حال، واقعیتهای سیاسی همچنان پابرجا هستند. عربستان سعودی علناً عادیسازی را به «ابتکار صلح عربی»(یک راهحل دو دولتی که اسرائیل همچنان آن را تضعیف میکند) پیوند میزند. کویت هنوز قانون ۱۹۶۴ را که قرارداد با نهادهای اسرائیلی را ممنوع میکند، اجرا مینماید. پس تلآویو چگونه نفوذ میکند؟
وارد «مدل کنسرسیوم» شوید؛ یک راهکار شرکتی برای دور زدن خطوط قرمز سیاسی که اینگونه عمل میکند: دولت عربستان، از طریق «شرکت مشارکت آب»(SWPC) مناقصات بینالمللی برای پروژههای راهبردی آب صادر میکند. یک شرکت پیشرو داخلی مانند «ACWA Power» رهبری یک کنسرسیوم مناقصهگر را بر عهده میگیرد. پس از برنده شدن، «ACWA» چهره و توسعهدهندۀ اصلی پروژه میشود. سپس، شرکتهای مهندسی جهانی را برای اجرای کار به عنوان پیمانکار فرعی استخدام میکند. در اینجا، «آیدیای تکنولوژیز» به عنوان یک ارائهدهندۀ فناوری یا پیمانکار کلیدی وارد میشود. مدارک بیعیب و نقص است، پروژه پیش میرود و عادیسازی، لولهبهلوله پیشرفت میکند.
اسناد داوری بینالمللی فاش کرده است که شرکت آبشیرینکن اسرائیلی «آیدیای» از طریق یک واسطۀ سوئیسی به نام «سوئیس واتر»، تحریمهای اعراب و مسلمانان را دور زده است. «سوئیس واتر» در کشورهای ممنوعه مانند قطر، کویت، عربستان سعودی، یمن، لیبی، الجزایر، تونس، افغانستان و پاکستان و همچنین کشورهایی که قبل از توافقنامه ابراهیم در سال ۲۰۲۰ روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل نداشتند، مانند بحرین، سودان، عمان، مراکش و امارات متحدۀ عربی، مناقصه ارائه میداد. امروزه «آیدیای» از طریق دفتر مرکزی منطقهای خود در دبی، موسوم به «آیدیای میاه واتر سولوشنز»، در امارات حضور دارد.
جبیل۳: A
«جبیل۳:A » را در نظر بگیرید؛ یکی از بزرگترین تأسیسات آبشیرینکن جهان با ظرفیت ۶۰۰,۰۰۰ متر مکعب در روز. کنسرسیوم برنده توسط شرکت سعودی «ACWA Power» (با سهم ۴۰.۲ درصد) رهبری میشد، اما در پشت صحنه، مهندسی و ساختوساز توسط تیمی اجرا شد که شامل «پاور چاینا» از چین، «آبنگوآ» از اسپانیا و «آیدیای» از اسرائیل بود.
این ترتیب برای همه طرفها رضایتبخش است: ریاض یک تأسیسات آب راهبردی به رهبری یک شرکت ملی، با فناوری در سطح جهانی، با بودجۀ چین و مهندسی اروپا به دست میآورد؛ «آیدیای» یک قرارداد چند میلیون دلاری در بزرگترین بازار آبشیرینکن جهان به دست میآورد و عمیقاً در زیرساختهای عربستان جای میگیرد و همۀ اینها بدون ایجاد یک طوفان سیاسی صورت میپذیرد؛ «ACWA» نیز به عنوان یک یکپارچهساز جهانی شهرت مییابد.
آنچه روی کاغذ یک ترتیب فنی به نظر میرسد، در عمل، نوعی عادیسازی کارکردی است. مهندسان، توسعهدهندگان نرمافزار و مدیران سیستم «آیدیای» اکنون بخشی نامرئی اما جداییناپذیر از تأمین آب عربستان سعودی، به ویژه در منطقۀ نفتخیز شرقی آن هستند.
استراتژی عادیسازی سعودی
آب تنها یک جبهه در یک استراتژی گستردهتر سعودی برای عادیسازی است و ریشه در تمایل به یک فرایند و بخشبندی دارد. برخلاف عجلۀ اماراتیها و بحرینیها برای توافقنامۀ ابراهیم، ریاض رویکردی کندتر و لایهلایه را برگزیده است.
مرحلۀ اول، هماهنگی امنیتی و اطلاعاتی بود. مرحلۀ دوم اکنون در حال گسترش است؛ ادغام از طریق بخشهای غیرجنجالی مانند آب، کشاورزی و سایبری. وقتی فناوری اسرائیلی تأسیسات آبشیرینکن پادشاهی سعودی را نیرو میبخشد، محصولاتش را آبیاری میکند و از شبکۀ برق آن محافظت مینماید، این رابطه به یک مشارکت امنیتی بالفعل تبدیل میشود.
به موازات این، مرحلۀ سومی تحت عنوان عادیسازی نرم اجتماعی در جریان است: گشودن حریم هوایی، اجازۀ ورود تاجران و خاخامها با گذرنامههای جایگزین، و تعدیل گفتمانهای مذهبی و رسانهای برای آمادهسازی افکار عمومی.
هنگامی که این شبکۀ لایهای از روابط از نظر عملیاتی غیرقابل بازگشت شود، عادیسازی دیپلماتیک، شامل سفارتخانهها، پرچمها و دستدادنها، کمتر بهعنوان یک «گسست» و بیشتر مانند یک «تایید ضمنی» خواهد بود. زمانی اتحادهای غرب آسیا در شنهای اردوگاههای پناهندگان و میادین نفتی ترسیم میشد، اما امروز آنها از طریق شبکههای آب، داده و زیرساخت جریان مییابند. آب جاری از تأسیسات مرتبط با «آیدیای» در عربستان و کویت، بازتاب یک تغییر عمیقتر است که در سراسر خلیج فارس، نه با مراسم و اجلاسها، بلکه در سکوت از طریق قراردادها، زیرساختها و وابستگی، شکل میگیرد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
