مرحلۀ اول توافق آتشبس میان اسرائیل و حماس که با میانجیگری ایالات متحده به دست آمد، یک دستاورد بزرگ است که آزادی گروگانهایی را که بیش از دو سال در دست حماس بودند را به همراه پایان جنگی ویرانگر در غزه، در قالب یک طرح ۲۰ مادهای تضمین میکند. اما مرحلۀ دوم این طرح با مجموعهای از مسائل بغرنج، از جمله خلع سلاح حماس و آیندۀ حکمرانی فلسطینیان، روبرو خواهد شد. اگر گذشته چراغ راه آینده باشد، حماس با چنگ و دندان برای حفظ جایگاه سیاسی و نظامی خود در غزه و تعهدش به استفاده از خشونت برای مقابله با چشماندازهای صلح، خواهد جنگید.
این اولین بار نیست که حماس به دیوار تکیه داده و مجبور به یک بازنگری استراتژیک شده است تا راهی برای عبور از فشارهای بینالمللی بیابد و در عین حال، تعهد خود را به استفاده از خشونت برای تضعیف رقبای فلسطینی و در نهایت، نابودی اسرائیل، حفظ کند. سی و یک سال پیش، حماس در پی توافقات اسلو، که فرآیند طولانی صلح بین اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین را آغاز کرد، در موقعیت دشواری قرار گرفت. آن زمان، مانند امروز، حماس با چشمانداز خروج اسرائیل از سرزمینهای فلسطینی و یک ساختار حکمرانی فلسطینی روبرو بود که این گروه را کنار میگذاشت و به خلع سلاح آن متعهد بود. تصمیماتی که حماس در آن زمان اتخاذ کرد، پیشنمایشی از چگونگی عملکرد آن در هفتهها و ماههای آینده ارائه میدهد.
همانطور که در دهۀ ۱۹۹۰ پیش آمد، حماس به الزامات مختلف آتشبس با سر تایید خواهد کرد، اما همزمان تلاش خواهد کرد تا به عنوان یک بازیگر سیاسی در غزه به فعالیت خود ادامه دهد. این گروه رهبران و مبارزان جدیدی را از میان زندانیان تازه آزاد شده و اهالی غزه که از سرعت کند کمکرسانی و بازسازی ناامید شدهاند، جذب خواهد کرد؛ کادرهای خود را با سلاحهایی که توسط ایران قاچاق شده یا در داخل ساخته شدهاند، دوباره مسلح خواهد کرد؛ و خزانههای خالی خود را با تصاحب کمکهای بشردوستانه یا منابع اختصاصیافته به بازسازی، پر خواهد کرد. به زبان ساده، حماس ممکن است با فاز اول آتشبس همراهی کند، اما مبارزۀ این گروه به پایان نرسیده است.
دستی برای کمک
سه هفته پس از مراسم امضای توافقنامه اسلو در کاخ سفید در سال ۱۹۹۳، هفده نفر از سراسر آمریکای شمالی، که توسط افبیآی به عنوان «رهبران ارشد حماس» توصیف شده بودند، در هتلی در فرودگاه فیلادلفیا گرد هم آمدند تا راهبردی برای آیندۀ گروه تدوین کنند. شرکتکنندگان با درک اینکه شرایط برای حمایت آشکار از مبارزۀ مسلحانه مناسب نیست، تصمیم گرفتند مراقب باشند تا خود را به حماس منتسب نکنند تا از تبلیغات منفی و توجه نهادهای اجرایی قانون جلوگیری کنند. به همین منظور، و بیخبر از اینکه از پیش تحت نظارت افبیآی بودند، تصمیم گرفتند تنها با اشاره به «خواهر سماح» (که هجی معکوس حماس است) صحبت کنند.
با وجود این تلاش برای پنهانکاری، رهبران حماس در آن نشست صراحتاً خود را به «حمایت از مبارزه مقدس، جهاد» متعهد کردند. اما این امر به سلاح نیاز داشت؛ سلاحی که شرکتکنندگان نگران بودند با چشمانداز صلح در افق و اشتیاق جمعیت فلسطینی برای بهرهمندی از مزایای خودگردانی، کمیاب شود. تشکیلات خودگردان جدید نیز به همکاری امنیتی با همتایان اسرائیلی خود متعهد شده بود که حماس میترسید این امر توانایی آنها را برای تأمین سلاح پیچیده کند. یکی از شرکتکنندگان نشست فیلادلفیا از همکارانش پرسید: «چگونه میخواهید این کار را انجام دهید؟ چگونه میخواهید جهاد کنید؟»
پاسخی که حماس در طول زمان به آن رسید، برقراری رابطهای نزدیک با ایران بود؛ فرآیندی که اعضای مستقر در آمریکا در آن نقشی مهم ایفا کردند. به گفته زیاد ابوعمرو، سیاستمدار فلسطینی، تا سال ۱۹۹۴، ایران «حمایت لجستیکی از حماس و آموزش نظامی به اعضای آن را فراهم میکرد.» ابوعمرو تخمین میزند که در آن مقطع، ایران دهها میلیون دلار به این گروه کمک کرده بود. تهران همچنین عوامل حماس را برای انجام حملاتی علیه اسرائیل آموزش داد. در سال ۱۹۹۶، حسن سلامه، فرماندۀ حماس در پشت مجموعهای از بمبگذاریهای انتحاری در اتوبوسها در آن سال، به پلیس اسرائیل گفت که پس از گذراندن آموزشهای عقیدتی در سودان، به سوریه و سرانجام به ایران فرستاده شده و در آنجا آموزشهای تخصصیتری در زمینۀ ساخت و کارگذاری مواد منفجره و همچنین جمعآوری اطلاعات دیده است.
امروز، ایران احتمالاً بار دیگر تلاش خواهد کرد تا به حماس برای این چرخش استراتژیک کمک کند. به گفتۀ مقامات اسرائیلی که ماه گذشته با آنها صحبت کردم، ایران از پیش طرحی را برای تأمین مجدد سلاح برای حماس به اجرا گذاشته و آنها را برای قاچاق در آینده به غزه، در سودان انبار کرده است. در همین حال، تهران به تلاشهای خود برای قاچاق سلاح به تروریستها در کرانه باختری، از جمله حماس، ادامه داده است. تنها چند روز پیش از آتشبس، نیروهای امنیتی اسرائیل یک تلاش بزرگ قاچاق سلاح ایرانی را که شامل مینهای کلیمور، پهپادها و راکتهای ضدتانک بود، خنثی کردند؛ محمولههای سلاح دیگری نیز در مارس و نوامبر ۲۰۲۴ رهگیری شده بود.
زنده برای جنگیدن در روزی دیگر
با این حال، ایران به لطف شکست سنگینی که در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در اوایل امسال متحمل شد، همراه با بحرانهای مختلف اقتصادی و زیستمحیطی که حاکمیت با آن روبروست، از هر زمان دیگری در سه دهۀ گذشته ضعیفتر است. در همین حال، حزبالله، نیابتی اصلی ایران، پس از تحمل یک سال حملات فرسایشی اسرائیل، با آتشبس موافقت کرد. یکی از دلایلی که حماس توافق آتشبس را پذیرفت، این درک بود که تا حد زیادی برای جنگ با اسرائیل تنها مانده است. «حلقۀ آتش» ایران که اسرائیل را احاطه کرده بود، خاموش شده است.
نسخهای تقریباً یکسان از آنچه به توافق آتشبس فعلی تبدیل شد، ماهها روی میز بود. اما این توافق در اوایل اکتبر به نتیجه رسید، زیرا همۀ طرفها در پی حمله اسرائیل به رهبری ارشد حماس در دوحه، با فشار شدیدی روبرو شدند. دولتهای خلیج فارس که از این حمله شوکه شده بودند، گروهی از کشورهای عربی و مسلمان را رهبری کردند تا بر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای دستیابی به یک توافق فوری فشار آورند و در حاشیۀ مجمع عمومی سازمان ملل برای تدوین آنچه به طرح ۲۰ مادهای ترامپ تبدیل شد، گرد هم آمدند.
حملۀ دوحه، نگرانیهای دولتهای عربی را در مورد سرریز شدن اثرات جنگ غزه برجسته کرد و به ترامپ، که بر اساس گزارشهای رسانهای متعدد از حملۀ اسرائیل خشمگین بود، انگیزه داد تا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل را به روشهایی که پیش از این تمایلی به آن نداشت، تحت فشار قرار دهد. معدود میانجیهای منطقهای باقیماندۀ حماس(قطر، ترکیه و مصر) همگی فشار بیسابقهای بر حماس وارد کردند و تهدید نمودند که پوشش دیپلماتیک را قطع، رهبری حماس را اخراج و با هرگونه نقش حماس در غزه پس از جنگ مخالفت خواهند کرد.
حتی پیش از حملۀ دوحه، فشارها بر حماس به طور پیوسته در حال افزایش بود. اهالی غزه به طور فزایندهای از حماس به دلیل تأثیر جنگی که آغاز کرده بود، خشمگین بودند و چندین قبیله و گروه شبهنظامی در غزه شروع به مخالفت خشونتآمیز با حماس کرده بودند که برخی از آنها از حمایت اسرائیل برخوردار بودند. زمان به نفع این گروه نبود: با هر روزی که میگذشت، حماس با خطر از دست دادن اهرم فشار خود روبرو بود، زیرا تعداد کمتری از گروگانها زنده مانده بودند. در دو سال گذشته، حماس هزاران مبارز و بسیاری از فرماندهان و رهبران خود را از دست داده است و رسانههای منطقهای گزارش دادهاند که اکثر نیروهای جدید آن، جوانانی آموزشندیده با مهارتهای رزمی محدود هستند. با کاهش سلاح و منابع مالی، رهبران حماس احتمالاً نگران بودند که جایگاه سیاسی خود را در غزه بیشتر از دست بدهند.
اگرچه رهبران حماس در ابتدا قصد داشتند طرح آتشبس ترامپ را رد کنند، اما در نهایت با تبصرههایی، توافق را پذیرفتند. آنها اکنون به سمت جایگاهیابی در ساختار حکمرانی پس از جنگ غزه و بازسازی توانایی گروه برای جلوگیری خشونتآمیز از تبدیل شدن هر بازیگر دیگری به قدرت مسلط، چرخش خواهند کرد. حماس از پیش مبارزان خود را در مواضعی که ارتش اسرائیل از آن عقبنشینی کرده، مستقر کرده است؛ اغلب آنها را با لباس غیرنظامی، با نام جدید «نیروهای امنیتی غزه»، و به دنبال اعمال کنترل و تسویه حساب با قبایل و عشایری که با این گروه مخالفت کردهاند. در همین حال، رهبران حماس و دیگر گروههای شبهنظامی فلسطینی در غزه بیانیه مشترکی صادر و «مخالفت مطلق خود را با هرگونه قیمومیت خارجی» در غزه ابراز کردند، با وجود آنکه طرح ترامپ به صراحت پیشبینی یک نیروی ثبات بینالمللی موقت را برای آموزش و حمایت از پلیس فلسطینی گزینششده در غزه، کرده است.
طرح ۲۰ مادهای تصریح میکند که حماس و دیگر جناحهای شبهنظامی هیچ نقشی در حکمرانی غزه نخواهند داشت، اما حماس همچنان میخواهد بخشی از هر نهاد تکنوکرات فلسطینی باشد که در آینده غزه را اداره خواهد کرد. همانطور که پیش از این در فارن افرز استدلال شده است، حماس حملات ۷ اکتبر را به منظور حکمرانی بر غزه انجام نداد، بلکه با این هدف انجام داد که بتواند بیشتر شبیه به حزبالله در لبنان عمل کند: هم بخشی از ساختار سیاسی فلسطین باشد و هم جدا از آن؛ با مشارکت در نظام سیاسی اما بدون ادارۀ آن، و در عین حال حفظ یک نیروی رزمی مستقل که توسط بار حکمرانی محدود نشده است. طرح ترامپ صراحتاً این را رد میکند: «حماس و دیگر جناحهای (شبهنظامی) موافقت میکنند که هیچ نقشی در حکمرانی غزه، به طور مستقیم، غیرمستقیم یا به هر شکلی، نداشته باشند.» اما بعید است حماس این شرایط را به سادگی بپذیرد.
آماده و خطرناک
ترامپ از هماکنون در انتظار «صلح ابدی» در سراسر منطقه است، اما مقامات اسرائیلی چشمانداز متفاوتی در ذهن دارند. با یادآوری اینکه یحیی سنوار، رهبر حماس و مغز متفکر ۷ اکتبر، در میان ۱,۰۲۷ زندانیای بود که اسرائیل در سال ۲۰۱۱ در ازای یک سرباز اسرائیلی آزاد کرد، رهبران اسرائیل نگرانند که تبادل فعلی گروگانها با زندانیان، ممکن است به آزادی سنوار بعدی منجر شود. آنها نگرانند که حماس تحت رهبری نسل جدیدی از رهبران که مانند سنوار، در زندانهای اسرائیل رادیکالتر و در عین حال از نظر استراتژیک زیرکتر شدهاند، دوباره سازماندهی شود.
طرح ترامپ خواستار خلع سلاح حماس و دیگر گروههای شبهنظامی و غیرنظامی کردن غزه تحت نظارت ناظران مستقل است، اما همۀ ذینفعان در این مورد همنظر نیستند. به گفته ضیاء رشوان، رئیس سرویس اطلاعات دولتی مصر، آنچه حماس با آن موافقت کرده، تنها «مسکوت گذاشتن سلاحهایش است، نه خلع سلاح.» هنوز مشخص نیست که آیا میانجیگران آمریکایی، مصری و قطری این تغییر در موضع حماس نسبت به طرح ترامپ را پذیرفتهاند یا خیر. موسی ابومرزوق، از رهبران حماس، ایدۀ خلع سلاح را رد کرده و اظهار داشته که این گروه خلع سلاح نخواهد شد و اصرار ورزیده که «مقاومت حق مشروع مردم فلسطین است.» از سوی اسرائیل، گیدئون ساعر، وزیر امور خارجه، پیش از این خروج کامل نیروهای اسرائیلی از نوار غزه در مرحلۀ دوم توافق آتشبس را به رسیدگی به سلاحهای حماس مشروط کرده و تکرار نموده که حماس باید خلع سلاح شود.
حماس همچنان به «جذب فعالانۀ کمکها و جمعآوری کمکهای مالی» متعهد است؛ میراث دیگری از تصمیمات سال ۱۹۹۳ در فیلادلفیا. آنها استدلال میکردند که سازمانهای بینالمللی باید هزینۀ بیشتر نیازهای فلسطینیان را تأمین کنند تا حماس بتواند تلاشهای جمعآوری کمک مالی خود را «بر روی کسانی که مستقیماً با جهاد در ارتباط هستند» متمرکز کند. با نگاهی به گذشته، حماس در این هدف به طور چشمگیری موفق بود و منابع مالی خود را بر تأمین نیازهای حامیانش، ایجاد پایگاه مردمی و تأمین مالی فعالیتهای شبهنظامیاش متمرکز کرد.
اما امروز، حماس پس از دو سال جنگ و از دست دادن توانایی سودآور خود در کسب درآمد از طریق مالیاتها و عوارضی که به عنوان مرجع حاکم بالفعل در غزه جمعآوری میکرد، با یک بحران مالی حاد روبروست. بر اساس آتشبس، کمکهای بشردوستانه که به شدت مورد نیاز است، قرار است به غزه سرازیر شود که البته یک تحول بسیار مثبت است. اما این نیز حقیقت دارد که حماس سابقۀ اثباتشدهای در انحراف کمکها و اخذ مالیات از بازرگانان محلی دارد؛ امری که اهالی غزه شاهد آن بودهاند. یکی از دلایلی که حماس اکنون با آتشبس موافقت کرد، کمبود شدید منابع مالی بود. این گروه معتقد است که در دورۀ پس از آتشبس، در موقعیت بهتری برای پر کردن حسابهای خالی خود خواهد بود.
مرحلۀ دشوار
یکی از شرکتکنندگان در نشست ۱۹۹۳ فیلادلفیا، با پیشبینی اقدام آمریکا برای تعیین حماس به عنوان یک سازمان تروریستی (که در سال ۱۹۹۵ رخ داد)، به همکارانش گفت: «قسم به خدا که جنگ، فریب است.» لازم است «پنهانکاری کنید، وانمود کنید که در حال رفتن هستید در حالی که در مسیری دیگر قدم میزنید. دشمن خود را فریب دهید.» حامیان آمریکاییشدۀ حماس این ایده را به حرکت فریبکارانۀ یک بازیکن بسکتبال تشبیه کردند: «او به بازیکنی دیگر اینطور القا میکند که در حال انجام کاری است، در حالی که کار دیگری انجام میدهد.» این بهترین راه برای درک پذیرش آتشبس توسط حماس است. در حالی که این گروه به آرامی و با احتیاط در غزه دوباره مسلح میشود، به طراحی حملات از کرانه باختری، لبنان و علیه اهدافی در خارج از کشور نیز ادامه خواهد داد؛ چندین توطئۀ حماس اخیراً در اروپا خنثی شد.
و حتی اگر میانجیها با موفقیت تمام ۲۰ ماده طرح صلح غزه را به سرانجام برسانند، منطقه همچنان از چشمانداز ترامپ برای صلح ابدی فاصله زیادی خواهد داشت. البته در همۀ طرفها خرابکارانی وجود خواهند داشت. اما هیچکدام به اندازۀ حماس و ایران و نیروهای نیابتیاش مؤثر نخواهند بود.
حماس با چنگ و دندان برای حفظ جایگاه خود در غزه خواهد جنگید. طرح ۲۰ مادهای اصرار دارد که حماس و دیگر جناحهای شبهنظامی هیچ نقشی در آیندۀ حکمرانی سرزمینهای فلسطینی «به طور مستقیم، غیرمستقیم یا به هر شکلی» نداشته باشند؛ اینکه حماس و دیگر گروههای شبهنظامی کاملاً خلع سلاح شده و سلاحهایشان از رده خارج شود؛ و اینکه شرکای منطقهای «تضمین کنند که حماس و دیگر جناحها به تعهدات خود عمل کرده و غزۀ جدید هیچ تهدیدی برای همسایگان یا مردم خود ایجاد نمیکند.» اما حماس هر کاری که لازم باشد انجام خواهد داد تا از به حاشیه رانده شدن به این شکل، جلوگیری کند.
مجموعهای چشمگیر از رهبران جهان، ساعاتی پس از آزادی گروگانهای اسرائیلی، در شرمالشیخ مصر گرد هم آمدند. رهبران مصر، قطر، ترکیه و ایالات متحده بیانیهای صادر و «عزم مشترک خود را برای برچیدن افراطگرایی و رادیکالیسم در همۀ اشکال آن» ابراز کردند. اما این تعهد، اگر به سرعت به طرح ساختاری ۲۰ مادهای اضافه نشود، معنای چندانی نخواهد داشت. کلید تضعیف توانایی حماس برای سازماندهی مجدد، ایجاد سریع ساختارهای امنیتی و حکمرانی دیگری برای جایگزینی ساختارهای تحت مدیریت حماس است.
برای شروع، شرکتکنندگان در اجلاس شرمالشیخ باید یک نیروی حفظ ثبات بینالمللی موقت را برای جایگزینی نیروهای حماس که بلافاصله پس از خروج ارتش اسرائیل مستقر شدند، ایجاد کنند. سپس، باید یک نیروی پلیس فلسطینی جدید و گزینششده را آموزش داده و حمایت کنند. در نهایت، باید به سرعت یک نهاد تکنوکرات موقت و انتقالی را برای نظارت بر کار عظیم بازسازی و حکمرانی بر غزه پس از جنگ، تأسیس نمایند.
بدون این ساختارهای امنیتی و حکمرانی اضافی، غزه با آنچه اکنون در میدان وجود دارد، تنها خواهد ماند: یعنی نیروهای امنیتی و وزارتخانههای تحت ادارۀ حماس. اما لازم نیست اینگونه باشد. با ساختن این جایگزینها، دولتهایی که به ایجاد آتشبس کمک کردند، میتوانند به خلع سلاح و تضعیف قدرت حماس نیز کمک کنند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
