فکری برای تربیت اقوام برده‌دار

صمود چیزی فراتر از یک حرکت انسان‌دوستانه است

مهر ۸, ۱۴۰۴

در روزهای اخیر که خبر توقیف و بازداشت کاروان بشردوستانۀ صمود در اخبار به گوش می‌رسد بد نیست کمی دربارۀ پیشینه، اهداف و تأثیر این حرکت بیشتر بیاندیشیم. باید به این نکته توجه داشت که اگرچه ایدۀ کشتی حامل کمک‌های بشردوستانه اولین بار نیست که اجرا می‌شود، اما قطعاً صمود تحولی است که نسبت جهان با غزه را در ۱۹ سال گذشته متفاوت می‌سازد. نسبت صمود با فعالیت‌های سابق مانند نسبت هفت اکتبر است با سایر عملیات‌های ضد اسرائیلی!

در هفت اکتبر فاعلیت مردم فلسطین و تهدید موجودیتی اسرائیل، آن را با جنگ‌های اعراب و اسرائیل متمایز ساخته بود. اکنون نیز صمود، حمایت از فلسطین را که تا پیش از این محدود به دولت‌های چپ‌گرا یا اسلام‌گرا بود و در لایۀ مردمی عمدتاً در سطح ابراز همبستگی خلاصه می شد، تبدیل به حمایت فعالانه، ایجاد بازدارندگی و یک مسئلۀ عمومی و نه جناحی کرده است. همانا پس از هفت اکتبر و واکنش‌های موجودیتی و هویتی اسرائیل برای بقا، مسئلۀ فلسطین را نیز از سطح همدردی به سطح هویتی در موضع‌گیری جریان‌ها ارتقا داده است.

ایدۀ ارسال کمک‌های بشردوستانه از طریق دریا در نبود امکان در مرزهای زمینی، از سال ۲۰۱۰ و با کشتی ماوی مرمره شروع شد. نیروی دریایی اسرائیل به این کشتی یورش برد و ۱۰ نفر از سرنشینان را به شهادت رساند. هستۀ اصلی این جریان یک تشکل ترکیه‌ای بود. علی‌رغم شهادت ۱۰ نفر در کشتی اما به سبب کوچکتر بودن ابعاد نسل‌‌کشی در جنگ‌های اسرائیل برای بازپس‌گیری گیلعاد شالیت، نظامی اسرائیلی، مسئله تا حد صمود گسترش نیافت.

در سال جاری میلادی و در پی گسترش حصر غزه به مواد غذایی و دارویی نیز اقدامات مشابهی برای خاتمه به این وضعیت تدارک دیده شد. کشتی مادلین و پس از آن حنظله، تک قایق‌هایی بودند که از سواحل ایتالیا به سمت غزه روانه و در میانۀ راه توسط اسرائیل توقیف شدند. از دستگیری تا خاتمۀ کامل قضیه (بازگشت همۀ سرنشینان به خانه) در مادلین و حنظله کمتر از یک هفته بود و اساساً یک کشتی با ملیت‌های محدود سرنشینان آن و خاتمۀ بی سر و صدا، ظرفیت ایجاد یک جریان فشار اجتماعی را نداشت. البته چیزی که کمتر مورد توجه قرار گرفت این بود که در فاصلۀ کمی از توقیف کشتی مادلین، جنگ ۱۲ روزه علیه ایران شعله‌ور شد.

اما در صمود عامل «کثرت» به برگ برندۀ کاروان تبدیل شد. ایدۀ اصلی چنین اقدامی از تشکل MAPIN کشور مالزی به نام «۱۰۰۰ کشتی» الهام گرفته شده است. محور اصلی این ایده آن است که وقتی از تمام ملیت‌ها و از تمام بنادر اصلی جهان یک کشتی به سمت غزه حرکت کند، برخورد با چنین کاروان عظیمی قطعاً برای اسرائیل هزینه‌زا خواهد بود. یعنی یا اجازۀ ورود کاروان را به غزه می‌دهند که در آن صورت ایدۀ «کریدور بشردوستانه» تحقق می‌یابد و عملاً حصر غذایی بی‌معنا می‌شود. یا با کاروان برخورد می‌شود؛ اسرائیل باید اتباع تمام کشورهای جهان را «غیرقانونی» دستگیر کند و این یعنی چالش دیپلماتیک بزرگ برای رژیم صهیونیستی! ضمن اینکه دیگر نسبت به دستگیری کاروانی به این عظمت نمی‌توان بی‌تفاوت بود و واکنش‌های گسترده‌ای در تمام کشورها در پی خواهد داشت. البته چالش‌های متعددی برای ایدۀ ۱۰۰۰ کشتی مالزی وجود داشت. کشتی‌های بزرگ احتمالاً خطر توقیف صد درصدی را به جان نمی‌خریدند و تنها قایق‌های ارزان‌قیمت گزینه‌های معقول این اقدام بودند.

صمود در این نقطه با محوریت تونس (در دریای مدیترانه) متولد شد. بخشی از کشتی‌ها از اسپانیا به کشتی‌های تونس پیوستند و چهره‌های محوری صمود نیز همان سرنشینان مادلین مانند گرتا تونبرگ، فعال جوان محیط زیستی و تیاگو آویلا، فعال برزیلی و سخنگوی کاروان بودند. هدف‌گذاری اولیۀ هستۀ مرکزی صمود حدود ۱۰۰ کشتی بود که ۴۴ کشتی آن محقق شد.

قطعاً اسرائیل به دردسرهایی که صمود برایش می‌ساخت آگاه بود. بنابراین بار دیگر به منطق صهیونیستیِ «اگر کسی به کشتنت قصد کرد، قبل از این که برخیزد تو او را بکش» عمل کرد. اسرائیل قبل از اینکه چالش ایجاد شود، برای به راه نیفتادن کاروان اقدام نمود. فشارهای دیپلماتیک آمریکا و عربستان به دولت تونس برای ممانعت در حرکت کشتی‌‌ها، وقفه‌ای یک الی دو هفته‌ای در شروع حرکت ایجاد نمود که اعضای اصلی آن را به نامساعدبودن شرایط دریا و مشکلات فنی نسبت می‌دادند. حملات پهپادی برای رعب و وحشت در میان اعضای صمود نیز همزمان با حملۀ رژیم به قطر پیگیری شد.

مجموع این مسائل در نهایت منجر به انصراف دو کشتی از حضور در کاروان شد اما به هر حال کاروان به نقطۀ رهایی رسید. تا اینجای کار فرق اساسی جز در ابعاد این حرکت با مادلین و حنظله وجود نداشت، اما از این پس یک متغیر مهم وارد مسئله شد. تشکل کارگری USB در ایتالیا، بندر جنوا را در اوایل حرکت کاروان صمود به کشتی اسرائیلی بست و تهدید کرد که اگر تنها ۲۰ دقیقه ارتباط با کاروان قطع شود کل اروپا را مسدود خواهد کرد. روز ۲۱ سپتامبر عملاً مسیر ارتباطی با بندر توسط این تشکل قطع شد. فشار ها تا حدی بود که جورجیا ملونی، نخست وزیر راست‌گرای ایتالیا، مجبور به حمایت از کاروان صمود گشت.

داستان به اینجا ختم نشد. تشکل ETF اعلام کرد که در صورت برخورد با آخرین تلاش‌های بشردوستانه برای شکستن حصر غزه، عدم ارائۀ خدمات به کشتی‌های اسرائیلی را بر اساس وجدان به رسمیت می‌شناسد و مانع پیگیری قانونی آن می‌شود. این فدراسیون صرفاً یک جناح سیاسی اقلیت نبود، بلکه ۷۵۰۰۰ کارگر در بنادر اروپا عضو این تشکیلات رسمی هستند. پس از آن شورای IDC نیز موضع مشابهی گرفت. فدراسیون کارگران بنادر سوئد و قدیمی‌ترین تشکل کارگری فرانسه (CGT) نیز از سه ماه پیش ممانعت از خدمات به کشتی‌های اسرائیلی را شروع کرده بودند اما مجدداً برای حمایت از صمود فراخوان دادند و با حرکت کاروان اقدامات خود را تشدید کردند.

بنابراین صمود با محوریت فعالین اروپایی منجر به یک اقدام عملیاتی و بازدارندۀ مردمی-کارگری، نه در کشورهای اسلامی که در قلب اروپا شد و آن بسته‌شدن بنادر بود. چیزی که تا پیش از این سابقۀ آن وجود نداشت. تجمع‌‌های حمایت از فلسطین به صورت محدود توسط جریان‌های چپ‌گرا همیشه کمابیش وجود داشت، اما هرگز تبدیل به فشار افکار عمومی با هدف ننگین ساختن هرگونه همکاری با اسرائیل بر علیه دول کشور‌ها به خصوص کشورهای اروپایی نشده بود. اینجا فلسطین نه صرفاً یک دلسوزی بشردوستانۀ اروپایی که به معیاری برای افکار عمومی اروپا تبدیل شده بود و در کنار اسرائیل بودن را برای دولت‌های حامی رژیم هزینه‌زا کرده بود. این فشارها منجر به تغییر رفتار ظاهری ایتالیا نسبت به صمود شد و حتی ملونی مجبور شد در حمایت از کاروان یک ناو اسکورت را راهی کند. همچنین دولت اسپانیا تحریم ارتش اسرائیل را کلید زد.

اسرائیل طبق پیش‌بینی‌ها ناوگان را دستگیر کرد، اما ظاهراً تحت تأثیر تندروهایی مانند بن گویر تصمیم به تشدید تنش و برخورد قهری با فعالان بین‌المللی، مانند تروریست نامیدن و زندانی‌کردن برای جلوگیری از اقدامات بشردوستانه گرفته است. اولین ترکش این تشدید تنش به متحد ایتالیایی اسرائیل برخورد کرد. ملونی که توسط وزیر امور خارجه اعلام کرده بود از اسرائیل تضمین عدم برخورد با کاروان را گرفته است و دستور بازگشت اسکورت را بعد از ورود صمود به منطقۀ خطر داده بود، در شب توقیف کاروان شاهد تجمعات اعتراضی به رهبری USB در جنوا و ناپل و رم شد. حتی معترضان به کاخ نخست‌وزیری وارد شدند و USB اعلام کرد همه چیز متوقف خواهد شد. روز جمعه، سوم اکتبر، حضور میلیونی مردم ایتالیا در اعتصاب عمومی منجر به بسته‌شدن خطوط راه‌آهن، فرودگاه‌ها و اتوبان‌ها شد. این حرکت هماهنگ توسط اتحادیه‌ها و سندیکاهای کارگری ایتالیا سازماندهی شده است و USB به‌واقع همه چیز را در ایتالیا متوقف کرد.

استکهلم، آمستردام، برلین، لندن، پاریس، استانبول، بارسلون و… همگی شاهد اعتصاب و تجمع حمایتی از کاروان صمود بودند. معترضان عمدتاً مقابل پارلمان کشور تجمع کرده و خواستار اقدام دیپلماتیک علیه اسرائیل هستند. برخورد با معترضان، مردم این کشورها را به این پرسش وامی‌دارد که چرا باید در حمایت از رژیمی تا این حد جنایتکار که در نهایت افراطی‌گرایی فعالان صلح را به شکنجه‌گاه می‌فرستد، اجازۀ صحبت با وکلا را به آن‌ها نمی‌دهد و آن‌ها را تروریست می‌خواند، از پلیس کشورشان کتک بخورند؟ چرا اساساً باید به دولت‌هایی تا این حد وابسته به سیاست آمریکا در حمایت از اسرائیل رأی بدهند؟ شاید حتی برای جورجیا ملونی هم سؤال شود که چرا باید کشورش به خاطر یک تندروی بی سروپا مانند بن گویر دچار اعتصاب سراسری شود و اعتبارش برای انتخاب مجدد از بین برود؟ این‌گونه یک حرکت انسان‌دوستانه به یک تکانۀ شدیداً سیاسی در اروپا منجر می شود.

امتداد صمود بندر به بندر و شهر به شهر اروپا را درنوردیده و مانند هفت اکتبر رژیم صهیونیستی را با یک چالش هویتی مواجه ساخته است. در عین بی‌آبرویی و فشار افکار عمومی، قطار عمل‌گرایی خشن صهیونیستی ترمز بریده است و افقی برای متوقف‌شدن این تشدید تنش وجود ندارد. جبهه‌های جدیدی که تندروهای اسرائیلی گشودند، جبهه‌های جدیدی علیه‌شان گشود بی‌آنکه جبهه‌های قبل به سرانجام مشخصی رسیده باشند.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.