راهحلهای فناورانه، عمدتا موضعی طلبکارانه از وضع موجود میسازند. زیرا هرچقدر در رقابتهای بین خودشان، مناقشهبرانگیز باشند، اما عموما در مقایسه با وضع موجود سربلند به نظر میرسند. با این حال، صرفنظر از اینکه در واقع نیز همه این راهحلها موثر، کارآمد و بهصرفه هستند یا خیر، آنچه حیرتانگیز است مقاومت نسبتا خونسرد وضع موجود نسبت به این موضع طلبکارانه است.
تصمیمگیران که به نوعی وارثان وضع موجود و در اکثر مواقع باعث تداوم آن هستند، عموما احساس نمیکنند که تحت فشار راهحلهای فناورانه هستند بلکه آنچه آنها را وادار به تغییر رویه و مهمتر از آن، استقبال از تحول میکند، احساس خطر است. این احساس خطر که طیف وسیعی از تهدیدات منافع شخصی و گروهی تصمیمگیرندگان را شامل میشود، به سادگی رخ نمیدهد. تنها یک برنامه فراگیر و سلسلهای از عملیات سیاسی است که میتواند توجه مدیران و سیاستمداران را به یک تصمیم جلب نماید و تصمیمات مبتنی بر فناوری نیز از این قاعده مستثنا نیست.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد آنچه در اکوسیستم فناوری ایران، غایب است، حضور بازیگرانی وطنپرست است که مبتنی بر یک جهتگیری اقتصادی-سیاسی، به فناوری اقبال کردهاند. این بازیگران فناوری را نه یک راهحل خوب برای حل مشکلات بلکه بهعنوان یک تکه از پازلی بزرگتر برای شکلدادن به آیندۀ سیاسی کشور، نظاره میکنند. این درست نگاهی است که دشمنان ایران به فناوری دارند و درست نگاهی است که حتی گروههای سیاسی مشکوک و بعضا خائن در ایران، دنبال میکنند. هیچ بازیگر سیاسی جدیای، فناوری را جز در این مسیر به کار نمیاندازد. بنابراین هر فناور مشتاق خدمت به کشور، ضرورتا باید این جایابی را جدی بگیرد و فشار به تصمیمگیران را نه با استدلالهای علمی، بلکه با حرکات سیاسی دنبال کند.
در غیاب چنین همافزاییای میان نیروهای فناور و نیروهای سیاسی، فناوری نه در خدمت حل مشکلات، بلکه همچون نوشدارویی خواهد بود که در هنگام وابستگی کشور به طیف متنوعی از نیازهای اقتصادی، درمانی و… تبدیل به ابزار فشار دشمنان بر ما خواهد شد. پیش از اینکه ضرورت حضور یک فناوری در زندگی ما، همچون یک تهدید ظاهر شود، باید تبدیل به تهدیدی داخلی علیه رکود تصمیمگیرندگان شود. هیچجا تصمیمگیرندگان با بحث اقناعی، راضی به تغییر نشدهاند، اینجا نیز نخواهند شد.
بنابراین ضرورت دارد بازیهایی طراحی شود که بتواند منافع و مضار تصمیمگیرندگان را درگیر کند. تنها در این صورت، میتوان امیدوار بود که سلطه رکود و رخوت، کاش یابد. طراحی این بازیها دستکم در دورانی که دوران تحقیر ملی و تمجید از توانمندیهای اجنبی به حساب میآید، نه یک پیشنهاد خلاقانه که ضرورتی عاجل است. روندی که در نگاه به خارج وجود دارد و در سایۀ وفاق سراسری موجود، میتواند بهنحو خاموشی، ما را واردکننده و مصرفکننده فناوریهایی کند که ضرورتا میبایست خودمان به سمتش میرفتیم. خطر این بازی، درست در سکوت، ما را تضعیف میکند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
