فناوری، از حاشیه به هسته اصلی رقابتهای قدرت جهانی خیز برداشته است. امروزه کشورها با حساسیتی بیسابقه، از وابستگی به فناوریهای خارجی برای سیستمهای حیاتی خود پرهیز میکنند. رقابت استراتژیک بر سر هوش مصنوعی، که با افزایش موانع تجاری، جاهطلبیهای رقیب و تلاش دیوانهوار برای کنترل دادهها و زیرساختها گره خورده، چهره روابط بینالملل را دگرگون کرده است.
از ممنوعیت شبکههای اجتماعی تا تحریم صادرات نیمههادیها، ردپای منازعات «ژئوفناورانه» در همه جا دیده میشود. در سال ۲۰۲۵، روابط بینالملل همانقدر که متأثر از ژئوپلیتیک سنتی بوده، توسط این شکافهای جدید دیجیتال شکل گرفته است. در این میان، ایالات متحده و چین وارد فاز جدید و خطرناکی از رقابت استراتژیک بر سر هوش مصنوعی و زیرساختهای آن شدهاند که اتحادهای جهانی را بر سر دوراهی سلطه دیجیتال قرار داده است.
سیاسیشدن دادهها
ویژگی بارز دوره جدید، سیاسیشدن خودِ مفهوم «داده» است. با قدرتمندترشدن سیستمهای هوش مصنوعی، دادههایی که خوراک آنها هستند، به داراییهای استراتژیک ملی تبدیل شدهاند. جریان آزاد اطلاعات که زمانی هنجار محسوب میشد، اکنون زیر سایه مفهوم «حاکمیت دیجیتال» محدود یا ممنوع شده است.
از اتحادیه اروپا تا چین، دولتها در حال تصویب قوانینی هستند تا دادههای حساس را در داخل مرزهای خود محبوس کنند و عملاً «ابر جهانی» را به «سیلوهای ملی» تکهتکه کنند؛ با این منطق که پردازش داده در خارج از کشور مساوی است با آسیبپذیری در برابر نظارت یا فشار خارجی. بدینترتیب، فناوری مستقیماً به امنیت ملی گره خورده است.
نبرد بر سر مراکز داده
مراکز داده (Data Centers)، این مزارع عظیم سرور که ۹۵ درصد ترافیک اینترنت جهان را مدیریت میکنند، دیگر صرفاً زیرساختهای فنی نیستند؛ آنها «نیروگاههای عصر دیجیتال» و داراییهای استراتژیک محسوب میشوند. تمرکز ۵۱ درصد از این مراکز در خاک ایالات متحده، هم نماد سلطه دیجیتال این کشور است و هم عامل نگرانی سایرین. این وابستگی، رقابتی جهانی را برای بومیسازیِ مراکز داده رقم زده است.
امروزه یک «جنگ طلایی» برای جذب مراکز داده، بهویژه در آسیا، در جریان است. دولتها با مشوقهای مالیاتی و تسهیلات ویژه، غولهای فناوری را ترغیب میکنند تا هابهای منطقهای خود را در خاک آنها مستقر کنند. هدف تنها اقتصادی نیست؛ بلکه «تابآوری دیجیتال» در اولویت است. در زمان بحران، کنترل بر دادههای داخلی، به اندازه کنترل بر ذخایر نفت و گاز حیاتی خواهد بود.
با این حال، این اهمیت استراتژیک، آسیبپذیریهای جدیدی نیز ایجاد کرده است. زنجیره تأمین قطعات حیاتی این مراکز، از تراشههای پیشرفته تا کابلهای فیبر نوری، اکنون در تیررس جنگهای تجاری و تحریمها قرار دارد. وقتی دسترسی به پردازندههای هوش مصنوعی قطع شود، یک مرکز داده مدرن عملاً فلج میشود؛ واقعیتی که این تأسیسات را از «اتاق سرور» به هدف امنیتی تبدیل کرده است.
شکاف در اکوسیستم جهانی
رقابت آمریکا و چین اکنون ابعادی شبیه به یک «جنگ سرد دیجیتال» یافته است. استراتژی «جدایی فناورانۀ» واشنگتن که از سال ۲۰۲۲ شدت گرفت، با هدف کندکردن صعود چین طراحی شده است. اوج این کمپین در نیمه ۲۰۲۵ بود؛ زمانی که آمریکا با ممنوعیت صادراتِ حتی تراشههای تعدیلشده هوش مصنوعی، آخرین روزنههای دسترسی پکن به سختافزار پیشرفته را مسدود کرد. پیام روشن بود: حفظ برتری سختافزاری به هر قیمت.
نتیجه، پارهپارهشدن اکوسیستم جهانی فناوری است. متحدان آمریکا تحت فشارند تا بین دو قطب انتخاب کنند. اتحادهای جدیدی مانند «Chip 4» (آمریکا، ژاپن، تایوان، کره جنوبی) در برابر ابتکاراتی همچون «راه ابریشم دیجیتالِ» چین صفآرایی کردهاند. نگرانی اصلی این است که جهان به دو بلوک فناوریِ مجزا با استانداردهای ناسازگار تقسیم شود.
در آغاز سال ۲۰۲۶، ژئوپلیتیک هوش مصنوعی بر سر یک دوراهی سرنوشتساز ایستاده است. یک مسیر به سمت «پرده آهنین دیجیتال» و جدایی کامل سیستمهای فناوری شرق و غرب میرود؛ جهانی با استانداردهای ناسازگار و شوکهای مداوم.
مسیر دیگر، تلاش برای یافتن اصول مشترک است. اجلاسهای اخیر نشان میدهد که با وجود رقابت شدید، تمایلی برای ترسیم خطوط قرمز و جلوگیری از درگیری تمامعیار وجود دارد. سالهای پیشرو آزمونی سخت برای قدرتهای بزرگ خواهد بود: آیا میتوانند با وجود رقابت، بر سر اصول ایمنی هوش مصنوعی و تجارت دیجیتال توافق کنند؟ تعادل میان همکاری و رقابت، نهتنها برنده نهایی این بازی را مشخص میکند، بلکه چگونگی ادغام این فناوری قدرتمند در تاروپود جوامع انسانی را نیز رقم خواهد زد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
