عدم قطعیت فزاینده در فضای چندقطبی، برای بسیاری از دولتها روشن کرده است که اگر بخواهند آیندۀ خود را با شرایط خویش تضمین کنند، «خودمختاری راهبردی» یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت است؛ پرسش دشوارتر، اما چگونگی دستیابی به آن است. سالها رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، خوداتکایی را مترادف تنها راه رفتن میدید. در پیگیری آنچه مقامات ترک «سیاست خارجی ملی جسورانه» میخواندند، آنکارا روابط خود با متحدان غربی و شرکای خاورمیانهای را فرسود و ترکیه را برای تحقق اهدافش ناتوانتر ساخت. اکنون اردوغان دریافته است که مسیر خودمختاری راهبردی از طریق همکاری پیوسته با دوستان و دشمنان است، نه سوزاندن پلها. یکی از میدانهای آزمون این راه تازه برای ائتلافسازی، بخش انرژی است.
ترکیه از مصرفکنندگان بزرگ انرژی در جهان است، اما از منابع طبیعی غنی بهرهمند نیست. اتکای آن به روسیه و همسایگانی چون عراق و ایران، آسیبپذیریهایی ایجاد کرده است. برای غلبه بر آنها و تقویت دست آنکارا، اردوغان کوشیده است ترکیه را به «هاب انرژی» بدل کند؛ حلقۀ وصل تولیدکنندگان گاز طبیعی در شرق و جنوب با بازارهایی در غرب. جایگاه جغرافیایی و زیرساختها مزیت قابل توجهی است، اما کافی نیست؛ بازگشت به رویکرد دیرینۀ «سیاست همسایگی» و ترمیم پیوند با غرب نیز لازم است. در متن دینامیکهای دگرگون منطقه، آنکارا فرصتی میبیند تا این هدف را تعقیب و رؤیای هاب انرژی شدن را زنده کند.
کوشش ترکیه برای خودمختاری راهبردی
سیاستگذاران ترک مدتهاست در پی سیاست خارجی مستقل هستند. در دهۀ ۲۰۱۰ و خیزشهای عربی، این جستوجو به اصل حزب عدالت و توسعه بدل شد. ترکیه نهتنها از غرب فاصله گرفت، که در منطقه هم داعیۀ نفوذ بیشتر داشت و رویکردی تهاجمی و یکجانبه در پیش گرفت؛ عملیات نظامی در سوریه، ارسال جنگافزار و نیرو به لیبی، استقرار ناوگان در شرق مدیترانه برای تثبیت دعاوی و گسترش عملیات علیه پ.ک.ک در شمال عراق. تا ۲۰۲۰، ردپای نظامی ترکیه به بزرگترین مقیاس از روزگار عثمانی رسید.
این مسیر با تمرکز پیشین بر دیپلماسی، تجارت و تعامل فرهنگی فاصلۀ بسیار داشت و آنکارا را در برابر کشورهای منطقه، متحدان غربی و حتی روسیه قرار داد. «تنهاییِ گرانبها» لقبی بود که سخنگوی اردوغان بر آن گذاشت، اما در واقع، عمۀ این موارد تلاشی ناکام برای خودمختاری بود. سیاستهایی که باید ترکیه را مستقل میساخت، وابستگی آن به دیگران برای تحقق اهدافش را عیان کرد.
یکی از قربانیان این رویکرد، رؤیای دیرین اردوغان برای تبدیل ترکیه به هاب انرژی بود؛ جایی که انرژی نه فقط ترانزیت، که خریدوفروش میشود و درهمتنیدگی با غرب و همسایگان ترکیه را افزایش میدهد و جایگاه منطقهای ترکیه را تقویت میکند، اما سیاست خارجی تهاجمی، این بلندپروازی را ناممکن ساخت.
عراق بهعنوان یکی از مهمترین تأمینکنندگان نفت ترکیه با ذخایر قابل توجه گاز، نمونهای است که در آن سیاستهای آنکارا روابط دوطرفه را دچار مشکل کرده است. در سال ۲۰۱۳، ترکیه صادرات نفت اقلیم کردستان را بدون رضایت بغداد تسهیل کرد که نقض توافق خط لوله ۱۹۷۳ بود. پیشتر نیز یورشهای برونمرزی علیه پ.ک.ک و رقابت با ایران در عراق، روابط را متشنج کرده بود. یک سال بعد، عراق در اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) اقامۀ دعوی کرد؛ رأی به سود بغداد صادر شد و محکومیت ترکیه ۱.۵ میلیارد دلار غرامت بود. آنکارا در واکنشی تند، واردات نفت از عراق را متوقف کرد تا بغداد را به تمکین وادارد. نتیجه، وقفهای دوساله در جریان نفت عراق از مسیر ترکیه بود که به اقتصاد همه لطمه زد، اما مناقشۀ سیاسی به سود بغداد و تهران تمام شد.
در شرق مدیترانه نیز خطاهای سیاستی، جبههای «ضدترکیه» پدید آورد؛ حمایت از خیزشهای عربی و همسویی با اخوانالمسلمین روابط با مصر را تیره کرد؛ مداخلات یکجانبه در سوریه و سپس لیبی و سیاستهای جسورانه دریایی، نگرانی یونان، قبرس و مصر را برانگیخت. تفاهمنامۀ مرزی با دولت وفاق ملی لیبی، از نگاه آنها چالشی برای منافع انرژیشان بود و به همگرایی یونان، قبرس، مصر، امارات و گاه فرانسه علیه نفوذ آنکارا انجامید.
این چالشها نشان دادند که «خودمختاری واقعی» از مسیر «همکاری» و نه انزوا و یکجانبهگرایی میگذرد. آنکارا ترمیم روابط با چند کشور را آغاز کرده و با توجه به زمینۀ کنونی، فرصت را مناسب میبیند تا بر اساس آن عمل کند و کشور را هاب انرژی منطقه سازد؛ هابی که نه فقط از غرب، بلکه نسبت به روسیه نیز استقلال خود را فراهم آورد.
توازن تازۀ قدرت در منطقه
سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، نقطه عطفی در موازنۀ قدرت خاورمیانه بود. ضربات اسرائیل به ایران و نیابتیهایش پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نفوذ تهران را کاسته بود؛ جنگ تمامعیار روسیه در اوکراین نیز منابع مسکو را فرسوده کرد و تعهداتش در سوریه را کاهش داد. برانداختن اسد، ضربۀ مضاعفی به تهران و مسکو بود.
گامهای آمریکا نیز اثرگذار است. اعلام پایان مأموریت ائتلاف در عراق در سپتامبر ۲۰۲۵ و احتمال خروج از سوریه، از ترتیبی نو در قدرت حکایت دارد که با نقش کمرنگتر روسیه، ایران و آمریکا همراه است. آنکارا این را فرصتی برای پیگیری اهداف راهبردی، از جمله در زمینۀ انرژی میبیند.
در عراق، ایران تضعیفشده و خروج آمریکا دست ترکیه را بازتر کرده است. اختلافات متعددی مانع ازسرگیری همکاریهای انرژی بود؛ مانند رقابت حزب دموکرات کردستانِ نزدیک به ترکیه با اتحادیۀ میهنیِ نزدیک به ایران و اختلافات با بغداد. همچنین مخالفت تهران بهعنوان بزرگترین تأمینکنندۀ گاز عراق و رقیب آنکارا در کنار مسئلۀ آب و حضور پ.ک.ک در شمال عراق نیز بر روابط سایه انداخته است. اکنون نشانههای پیشرفت جدیای دیده میشود. بغداد گفته که منتظر چراغ سبز ترکیه برای ازسرگیری صادرات نفت خام اقلیم پس از وقفهای نزدیک دو سال است؛ توافق تاریخیِ «تقسیم آب» اعلام شد؛ ترکیه رهاسازی آب بیشتر و عراق برچسب «گروه ممنوعه» برای پ.ک.ک و همکاری نزدیکتر را پذیرفت. همزمان، تلاش برای یکپارچهسازی نیروهای پیشمرگۀ دو حزب در جریان است و در ترکیه نیز گفتوگوی تازه با پ.ک.ک در حال پیشرفت است و عبدالله اوجالان فراخوان «زمین گذاشتن سلاح» داده است.
در سوریه و شرق مدیترانه، آنکارا امیدوار است از معادلات نو منتفع شود. گروهی نزدیک به آنکارا زمام دمشق را در دست گرفته و وزیر حملونقل ترکیه از امضای موافقتنامۀ «منطقۀ انحصاری اقتصادی» (EEZ) با سوریه سخن گفته است که گامی معنادار برای وارونه کردن سیاستهای دوران اسد تلقی میشود؛ سیاستهایی که با نفی دعاوی ترکیه و اعطای حقوق اکتشاف به روسیه، منافع انرژی آنکارا را تضعیف میکرد. با EEZ جدید، ترکیه امید دارد حوزۀ صلاحیت دریایی خود را برای اکتشاف هیدروکربن گسترش دهد.
آنکارا همچنین به دنبال خطوط لولۀ تازه نفت و گاز از سوریه به پایانههای صادراتی خویش است. وزیر انرژی ترکیه ابراز امیدواری کرده که سقوط اسد پروژۀ خط لولۀ ترکیه–قطر از مسیر عربستان، اردن و سوریه را احیا کند؛ طرحی که پیشتر با مخالفت روسیه و وتوی دمشق متوقف شد.
ترکیه خود را گزینهای کلیدی برای کاهش وابستگی اروپا به انرژی روسیه میبیند؛ استفادۀ داخلی از گاز روسی و صادرات غیرروسی به اروپا، پاسخ فنی و مالی جذابی به منطقه عرضه میکند. ترکیه از خلأهای حقوقی برای ورود محصولات نفتی مخلوط روسی به اتحادیۀ اروپا نیز بهره گرفته است؛ در فوریه ۲۰۲۳ تا فوریه ۲۰۲۴، «۵.۱۶ میلیون تُن» به اروپا فروخته شد. یک مقام ترک میگوید: «در طرح ما، همه برندهاند».
تحولات سوریه اعتمادبهنفس تازهای به آنکارا در برابر مسکو داده است. ترکیه هنوز در در بحث انرژی به روسیه وابسته است، اما سقوط اسد ورق را تا حدی برگردانده. پیشتر، آنکارا برای عملیات علیه SDF به مدارا و مجوز ضمنی مسکو نیاز داشت. اکنون با دولتی همسو در دمشق، اهرم ترکیه پرتوانتر است؛ روسیه برای تداوم حضور نظامی در سوریه نیازمند «حسننیت» ترکیه است و بخشی از سامانههایش را به لیبی(عرصۀ نفوذ آنکارا) منتقل کرده است.
در امتداد کاهش نفوذ روسیه و ایران، ترکیه گام دیگری برداشت. آوردن گاز ترکمنستان به اروپا از مسیر خود که مخالفتهای مسکو و تهران سالها مانع آن بود. در میانۀ فوریه، آنکارا و عشقآباد توافقی تاریخی برای آغاز جریان گاز امضا کردند؛ انتقال از چارچوب موجود خطوط ایران، امری که تهران پیشتر نمیپذیرفت و جداگانه، پیگیری خط لولۀ «ترانسکاسپین» از ترکمنستان به آذربایجان و سپس ترکیه.
هاب انرژی شدن مدتهاست بخشی از جستوجوی «خودمختاری راهبردی» ترکیه است؛ هدفی بلندپروازانه برای کشوری کمبرخوردار از سوختهای فسیلی. یکجانبهگرایی و نظامیگری این مسیر را دشوارتر کرد، اما آنکارا میاندیشد اکنون همهچیز دست به دست هم داده است. اردوغان دریافته که برای ایستادن روی پای خود باید با دوستان و دشمنان کار کند و زمینۀ بینالمللی و منطقهای کنونی چنین امکانی میدهد؛ با توقف فرایند عضویت در اتحادیۀ اروپا، روابط ترکیه–اروپا رو به نزول بود، اما جنگ اوکراین انرژی را به محور همکاری بدل کرده است؛ اروپا گاز غیرروسی میخواهد و آنکارا از معدود گزینههای آنها است. سقوط اسد دست ترکیه را در برابر مسکو بازتر کرده تا سیاستهایی را پی گیرد که روسیه پیشتر نمیخواست. ایران تضعیفشده نیز باد موافق دیگری است و آنگاه که مسائل دوجانبه با عراق حلوفصل میشود، پیوندهای انرژی نیز شتاب میگیرد.
بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید نیز به باور آنکارا تقویتکنندۀ زمان مناسب برای تقویت همهجانبۀ روابط است. روابط ترکیه و آمریکا به دلیل همکاری واشنگتن با شبهنظامیان کرد سوری در جنگ با داعش، خرید اس-۴۰۰ از روسیه، تعلیق ترکیه از خرید اف-۳۵ و اختلاف بر سر تحریمهای روسیه، پرتنش بوده است. تلاشها برای حل این مسائل پیشتر ناکام بود، اما آنکارا اکنون امکان حل چند گره را با دولت جدید محتمل میداند. خروج نیروهای آمریکا از سوریه میتواند معضل اصلی را از میان بردارد، حتی مسئلۀ اس-۴۰۰ شاید قابل حل باشد. صفحهای تازه در روابط، به پیشبرد بلندپروازیهای انرژی ترکیه یاری میکند، بهویژه اگر واشنگتن در پی «تنشزدایی بزرگ» با پوتین و گسترش پیوندهای اقتصادی و انرژی باشد.
با این همه، مسیر پرچالش است؛ نزاع ریشهدار ترکیه با قبرس و یونان که ریشهگرفته از کودتای ۱۹۷۴ قبرس و مداخلۀ نظامی پسین ترکیه بود، اکتشاف و بهرهبرداری از گاز مدیترانه را دشوار کرده است. روابط با اسرائیل(بازیگر کلیدی انرژی شرق مدیترانه) بار دیگر با پیامدهای جنگ غزه سرد شد. تردید برخی کشورهای اروپایی نسبت به اتکا به ترکیه، اقتدارگرایی فزایندۀ داخلی و خطاهای گذشتۀ سیاست خارجی نیز سایه انداخته است. همزمان گذار سبز اروپا پرسشهایی دربارۀ مقبولیت سرمایهگذاریهای گازی طرح میکند و در نهایت، سیاستهای ترامپ در قبال روسیه و ایران متغیر کلیدی دیگری است. معافیتهای گذشته برای ترکیه در تحریمهای گازپرومبانک یا نفت ایران تضمینشده نیست و ترامپ گفته که میخواهد صادرات نفت ایران را به صفر برساند؛ پس این بار شاید معافیتی در کار نباشد.
با وجود این موانع، مقامات ترک میگویند «راهی جز هاب انرژی شدن وجود ندارد». در جدال کنونی کشورها بر سر قدرت و نفوذ، انرژی بهاندازۀ توان اقتصادی و نظامی حیاتی است. آنکارا میکوشد با بهرهگیری از داراییهایش، به بازیگری کلیدی در انرژی بدل شود و شاید زمینۀ کنونی منطقه، این بار به آن فرصت تحقق این هدف را بدهد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
