زندگی، دستاورد جنگ است

فناوری‌های تجاری و دفاعی، دو چیز نیستند، حتی در اولویت‌‌بندی

مهر ۲۷, ۱۴۰۴

یک باور قدیمی دربارۀ رابطۀ فناوری‌های نظامی و تجاری وجود دارد که امروزه حتی در میان عامۀ مردم رایج است: فناوری‌های بزرگ تجاری، ابتدا یک پروژۀ تحقیقاتی با کاربردهای نظامی بوده‌اند و به مرور وارد بازار شده‌اند. این باور جاافتاده، اگرچه لزوما اشتباه نیست اما در توضیح رابطه جنگ و تجارت، نه‌تنها الکن است بلکه ممکن است به شکل نوعی حجاب فهم ظاهر شود.

نابسندگی این باور برای توصیف واقعیتی که در جریان است، به‌خصوص در قرن ٢١ام، زیادتر شده است. قرنی که در آن، به لطف حضور چین در رقابت‌های فناورانه، وضعیت تحولات و نوآوری‌ها، شدت یافته و هر روز شاهد آپولو هواکردن‌های جدیدی در حوزه‌های مختلف فناوری هستیم.

صورت مسئله این است: آیا اهداف نظامی-امنیتی به سادگی از اهداف تجاری قابل تفکیک هستند؟ یا شاید بهتر باشد اینطور بپرسیم: آیا جنگ و تجارت، از هم قابل تفکیک‌اند؟ کسی که قائل به چنین تفکیکی باشد، در دنیایی خیالی زندگی می‌کند که در آن، جنگ وضعیتی غیرعادی و صلح وضعیتی طبیعی و عادی است. در چنان جهان خیالی‌ای، آدم‌ها و دولت‌ها، ابتدا به تهدیدات جنگی فکر می‌کنند و فناوری‌ها را با انگیزه‌های نظامی توسعه می‌دهند، سپس همچون یک اسپین‌آف، محصولاتی را روانه بازار و زندگی مردم نیز می‌کنند.

این تفکیک و نگرش خیالی متعاقب آن، البته در بسیاری از دولت‌های جهان از جمله در ایران، رواج دارد اما اگر تصور می‌کنیم که ما همگی در حال نوشتن از روی دست ایالات متحده آمریکا هستیم، سخت در اشتباهیم. برای ایالات متحده آمریکا، که عده‌ای آن را کمپانی‌های متحده آمریکا می‌نامند، درک واقعی‌تر از تخاصم بین کشورها دارند. برای این کشور، زندگی وضع تضمین‌شده ندارد و در نتیجه ساده‌ترین لذت‌های زندگی، دستاورد دست‌وپنجه نرم‌کردن با اشکال مختلفی از خطر و در نتیجه استقبال از یک جنگ است. از همین رو هم هست که عبارت بی‌خطر «رقابت اقتصادی» را اولین‌بار آمریکا تبدیل به «جنگ اقتصادی» کرد. عبارت جدیدی که امروز دیگر به سادگی استعمال می‌شود. اینجا درک واحدی از جنگ وجود دارد که می‌تواند به شیوه‌های متنوعی پیگیری شود.

وقتی این درک واحد که زندگی را دستاورد جنگیدن می‌داند، فهم شود، آنگاه همزمان دو دریچه به روی ما باز می‌شود. اولا درک می‌کنیم که فناوری‌های به‌ظاهر تجاری و روزمره، بخشی از جنگ‌افزار ما در برابر دشمن است در نتیجه نمی‌توانیم به سادگی قائل به اولویت‌بندی دفاعی/غیردفاعی باشیم. ثانیا درک‌مان از وضعیت جنگی و غیرجنگی، متفاوت خواهد بود، در نتیجه نمی‌توانیم زمان‌بندی‌های عاجل دستیابی به فناوری‌ها را بر اساس درک متعارف از وضعیت جنگی و غیرجنگی، محاسبه کنیم.

به طور مشخص، دریچۀ اول، الزام می‌کند که بفهمیم فناوری‌های به‌اصطلاح تجاری، نه‌تنها از آن حیث مهم‌اند که فراگیرند و می‌توانند بستری برای جمع‌آوری داده‌ باشند (که خود یک حوزه مهم نظامی-امنیتی است) بلکه از این حیث نیز مهم‌اند که قدرت اقتصادی، چه در شکل قدرت تامین مالی چه در شکل امکان کنش متحد با هم‌پیمانان، در بسیاری از موارد، قدرتمندتر از پرواز جنگنده‌ها و موشک‌ها عمل می‌کند و حتی می‌تواند در به پروازدرآمدن یا نیامدن آن‌ها، موثر باشد. دریچه دوم نیز الزام می‌کند که بفهمیم آنچه امروز در پیرامون ما در وضعیتی به‌ظاهر عادی در جریان است، رسما یک وضعیت جنگی است حتی اگر دود و آتش و خونی در کار نباشد. به عبارت بهتر، کاربردهای دوگانه فناوری، بسیار فراگیرتر از آنچیزی است که در ادبیات عامه (مثلا درباره قطعات تحریمی) می‌شناسیم.

دریچه دوم را به‌خصوص در میدانی باید دید (و امروز غفلت آشکاری از آن وجود دارد) که ظاهرا ناملموس است. یعنی ممکن است ما دربارۀ وضعیت جنگی شبکه‌های اجتماعی یا حتی وضعیت جنگی دیوایس‌های هوشمند (لپ‌تاب، موبایل، تبلت، ساعت و…) حرف بزنیم، اما به طور مثال متوجه وضعیت ناملموس ماهواره‌ها نیستیم. در نتیجه وقتی دربارۀ منظومۀ ماهواره‌های استارلینک حرف می‌زنیم، صرفا نگران از دست رفتن کنترل‌مان بر روی فیلترینگ می‌افتیم یا در بهترین‌ حالت، نگران استفاده از این منظومه در لحظه حملات نظامی (نظیر حمله اسرائیل به ایران یا حملات پهپادی اوکراین به روسیه) می‌شویم. این در حالی است که ما با یک مفهوم جدید از سنجش و کنترل مواجه هستیم. مفهومی که به مدد رویکردهای اقتصادی ایالات متحده، اولا امکان تحقق یافته، ثانیا امکان تداوم دارد. به عبارت دیگر، اینجا تجارت، از همان ابتدا پیشتوانه جنگ آمریکاست. این بدان معناست که آن درک خام که گویا ایالات متحده بی‌حساب و کتاب، برای امنیتش خرج می‌کند، تجدیدنظر کنیم. ایالات متحده، از قضا در توجهی که به جنگ دارد، تجربه متهورانه اروپا را در سه قرن پیش از خود، پیش چشم داشته است و نمی‌خواهد جنگ را به هر قیمتی دنبال کند. بلکه به عکس، همواره به دنبال این است که هزینه‌های حتی بسیار گزاف را واجد چشم‌انداز دستاوردهای شگفت‌انگیز کند. امروز که در حال خواندن این سطور هستیم، یکی از این دستاوردهای شگفت‌انگیز، کل کره زمین را با ٨٠٠٠ ماهواره پوشانده است و می‌خواهد در یک چشم‌انداز، آن را به ٣۶ هزار ماهواره افزایش دهد. در این بازی، تفکیک انگیزه‌های اقتصادی و غیراقتصادی، آنقدر دشوار است که نمی‌توان دربارۀ اولویت زمانی یا کارکردی آن‌ها، سخن گفت.

آنچه در ایران، جای آن خالی است، فقدان سرمایه‌گذاری‌های هنگفت روی فناوری‌های فوق پیشرفته نیست. این سرمایه‌گذاری‌ها وجود دارند، اما آنچه اجازه گسترش حوزه‌ها و تداوم این سرمایه‌گذاری‌ها را نمی‌دهند، فقدان درکی از به‌هم‌پیوستگی مذکور در این یادداشت است. ایران می‌بایست مفهوم فناوری‌های فوق پیشرفته را نه فقط در لحظه تجاوز آشکار دشمن، و نه فقط به عنوان نماد خودباوری، بلکه همچون ضرورتی برای تداوم زندگی، به رسمیت بشناسد و این شناسایی، ضرورتا  تنها و تنها در بازخورد مثبت اقتصادی‌ای که از این سرمایه‌گذاری (دیر یا زود) دریافت می‌کنیم، امکان تحقق، گسترش و تداوم دارد.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.