در مسیر کمپانی هند شرقی

امارات برای گسترش نفوذ خود از نسل‌کشی نیز ابایی ندارد

دی ۱, ۱۴۰۴

با صدها میلیارد پوند ثروت خانوادگی و کنترل بر دست‌کم یک تریلیون دیگر، برادران آل‌نهیان ساکن ذر ابوظبی را شاید بتوان ثروتمندترین برادران جهان دانست. آنها که در کالیفرنیا درست به اندازۀ کاخ‌های خاورمیانه احساس راحتی دارند، امارات متحدۀ عربی را از یک فدراسیون قبیله‌ای حاشیه‌ای (تا زمان استقلال از بریتانیا در ۱۹۷۱) به یک دولت نفتی قدرتمند و متحد محوری غرب تبدیل کرده‌اند.

طی دو دهۀ گذشته، امارات به هابی استراتژیک برای سرمایه‌گذاری، امور مالی و انرژی و شریکی کلیدی در راهبرد امنیت منطقه‌ای واشنگتن تبدیل شده است. این کشور با ایران مقابله کرده، پرچمدار عادی‌سازی روابط منطقه‌ای با اسرائیل بوده و بیش از هر بندر دیگری در خارج از ایالات متحده، میزبان ناوهای جنگی آمریکایی است.

با این حال، رابطه‌ای که برای بریتانیا و آمریکا حیاتی است، اکنون زیر فشار اتهامات جدی قرار گرفته که ابوظبی به‌شدت آنها را رد می‌کند؛ اتهامی مبنی بر اینکه امارات با حمایت از جناحی که به جنایات گسترده متهم است، آتش جنگ داخلی سودان را شعله‌ور می‌سازد. جنگ سودان تنشی را در قلب سیاست خارجی امارات آشکار کرده است؛ دولتی که به ثبات و مدرن‌سازی خود می‌بالد، متهم به ایجاد هرج‌ومرج است.

دیپلمات‌ها می‌گویند این جنجال تهدیدی برای پیچیده شدن روابط ابوظبی با غرب است؛ درست در زمانی که سه برادر قدرتمند آل‌نهیان در تلاش برای بسط نفوذ امارات فراتر از خاورمیانه، امپراتوری تجاری جاه‌طلبانه‌ای را در سراسر آفریقا گسترش می‌دهند.

این خانواده که برای منافع سیاسی و اقتصادی غرب غیرقابل‌جایگزین تلقی می‌شوند، به‌سادگی در دالان‌های قدرت آمریکا رفت‌وآمد دارند. شیخ محمد بن‌زاید آل‌نهیان، حاکم موروثی ابوظبی و رئیس امارات که آموزش‌دیدۀ «سندهرست» است، یکی از بانفوذترین رهبران خارجی در واشنگتن محسوب می‌شود. او که به دونالد ترامپ، که وی را «مردی باشکوه» خوانده، نزدیک است، میان دیدارهایی در کاخ سفید و سفرهای ناشناس به دیزنی‌ورلد با نوه‌هایش در رفت و آمد است.

برادرش شیخ طحنون، رئیس دستگاه جاسوسی، با مارک زاکربرگ تمرین می‌کند، با نخبگان سیلیکون‌ولی نشست‌وبرخاست دارد و جایگاهی ویژه در انقلاب جهانی هوش مصنوعی برای خود دست و پا است. برادر کوچکترشان، شیخ منصور، سوارکاری ماهر با قایقی به اندازۀ یک ناوشکن دریایی، امپراتوری ورزشی گسترده‌ای را با محوریت منچسترسیتی هدایت می‌کند.

این برادران زیرک و کاملا هماهنگ، نیروهای خود را برای مدیریت ثروت امارات، تقویت ارزش آن برای غرب و گسترش نفوذ جهانی دولتی که تا همین اواخر عمدتا با شتربانی و صید مروارید روزگار می‌گذراند، متحد کرده‌اند.

آزمونی برای اتحادها

اما فاجعۀ سودان به‌عنوان بزرگترین بحران انسانی جهان، موجب نگرانی عمیقی شده است؛ هرچند کمتر مقام غربی حاضر است آشکارا ابوظبی را به چالش بکشد.

ماه گذشته، با آشکار شدن جزئیات تازه از کشتار در شهر الفاشر سودان، ایوت کوپر در بحرین و در جریان «گفتگوی منامه» (نشست امنیتی اصلی خاورمیانه) خواستار واکنشی به وضعیت «واقعا هولناک» سودان شد و گفت: «همان‌طور که در حمایت از ابتکار صلح رئیس‌جمهور ترامپ در غزه متحد شدیم، به یک خیزش بین‌المللی جدید برای پایان جنگ سودان نیاز داریم.» با این حال، او و همتایان غربی و عربی‌اش عمدتا از پرداختن مستقیم به نقش ادعایی امارات در این درگیری اجتناب کردند.

از آوریل ۲۰۲۳، جنگ داخلی سودان ویرانی بی‌سابقه‌ای به بار آورده است. برآوردهای آمریکا حاکی از بیش از ۴۰۰ هزار کشته و میلیون‌ها آواره در اردوگاه‌های قحطی‌زده است. قدرت‌های خارجی به تسلیح هر دو طرف متهم‌اند، اما هیچ‌کدام بیش از امارات که گفته می‌شود حامی اصلی «نیروهای واکنش سریع» است در مذان اتهام قرار ندارد. این اتهامات که عمدتا بر پایۀ ارزیابی‌های اطلاعاتی غرب است، به‌طور مستقل تایید نشده و ابوظبی آنها را قاطعانه رد می‌کند.

نظارت‌ها در اواخر اکتبر، زمانی که شبه‌نظامیان واکنش سریع پس از محاصره‌ای ۱۸ ماهه و طاقت‌فرسا، الفاشر(مرکز منطقۀ دارفور) را تصرف کردند، تشدید شد. بازماندگان توصیف می‌کنند که جنگجویان «مانند ارتشی قرون‌وسطایی» هجوم آوردند، تجاوز کردند، غارت کردند و خیابان‌ها را با اجساد پوشاندند. مقامات غربی می‌گویند امارات پهپاد، خمپاره‌انداز و توپخانه به نیروهای تحت حمایت خود رسانده و پس از آنکه این شبه‌نظامیان در ماه مارس از خارطوم بیرون رانده شدند، تحویل سلاح را افزایش داده است.

ابوظبی هرگونه مداخله را رد می‌کند. یک مقام اماراتی گفت: «ما قاطعانه هرگونه ادعا مبنی بر ارائۀ هر نوع حمایت به هر یک از طرفین درگیر از آغاز جنگ داخلی را رد می‌کنیم و جنایات مرتکب‌شده توسط هر دو طرف را محکوم می‌کنیم.»

فارغ از اینکه امارات در جنگ سودان نقش داشته یا خیر، این کشور در مرکز تلاشی خارق‌العاده برای بسط قدرت و تضمین نفوذ در سراسر آفریقا قرار دارد.

قدرت اماراتی در آفریقا

شرکت‌های اماراتی در حال بلعیدن زمین‌های کشاورزی، معادن و بنادر از مراکش تا ماداگاسکار هستند. منتقدان این روند را به یک پروژۀ استعماری تشبیه می‌کنند؛ تحسین‌کنندگان می‌گویند امارات در حال تزریق سرمایه، توسعۀ زیرساخت و کمک به کاهش سلطۀ مالی چین است. در هستۀ این استراتژی، شرکتی قرار دارد که صعودش تحلیلگران را شگفت‌زده کرده است.

کمتر از یک دهه پیش، «هلدینگ بین‌المللی» (IHC) یک کسب‌وکار کوچک پرورش ماهی با ۴۰ کارمند بود. امروز، این هلدینگ، دومین شرکت بزرگ بورسی خاورمیانه با ارزشی معادل ۱۸۲ میلیارد پوند است که ارزش آن از شرکت شل نیز بیشتر است؛ همچنین ۸۶ هزار کارمند، ۱۳۰۰ شرکت تابعه و سهام‌هایی بسیار متنوع از گروه آدانی هند تا اسپیس‌ایکس ایلان ماسک در اختیار دارد.

اما تاثیر آن در آفریقا بیشترین نمود را دارد؛ جایی که دارایی‌های استراتژیکی از معادن مس و قلع در زامبیا و کنگو تا پهنه‌های وسیع کشاورزی در سودان و مصر را تصاحب کرده است. تحول IHC پس از ریاست شیخ طحنون در ۲۰۲۰ شتاب گرفت. فعالان و دیپلمات‌ها می‌گویند این شرکت مرز میان قدرت دولتی و شرکتی را محو کرده است. یک مقام غربی آن را به «کمپانی هند شرقی» تشبیه می‌کند؛ تجارت‌خانه‌ای کوچک که به یک نیروی شبه‌امپراتوری بدل شد؛ اتهامی که شرکت رد می‌کند.

سخنگوی شرکت گفت: «IHC یک شرکت سهامی عام است که در چارچوب استانداردهای حاکمیتی، انطباق و افشای اطلاعات تعیین‌شده توسط بورس اوراق بهادار ابوظبی و نهادهای ناظر مربوطه در هر حوزۀ قضایی عمل می‌کند.»

با توجه به وسعت اراضی کشاورزی تصاحب‌شده توسط شرکت‌های اماراتی نظیر IHC که بخش عمدۀ تولید آن به امارات صادر می‌شود، برخی منتقدان آفریقایی این روند را شکل نوینی از سلطۀ خارجی می‌دانند.

نواستعمارگرایی

انتقادها در سودان تندتر از دیگران است؛ جایی که گزارش‌ها IHC را بزرگترین اپراتور کشاورزی خارجی معرفی می‌کنند که مشترکا کنترل زمین‌هایی تقریبا به اندازۀ کمبریج‌شایر را در دست دارد. قرار بود محصولات از طریق بندری که امارات با قراردادی ۵ میلیارد پوندی می‌ساخت به این کشور ارسال شود؛ اما هیچ‌کدام از پروژه‌ها به دلیل جنگ پیشرفت نکرده است.

کریستین اولریچسن، کارشناس خاورمیانه در موسسۀ بیکر دانشگاه رایس، می‌گوید: «مردم آفریقا، به‌ویژه سودان، از نواستعمارگرایی سخن می‌گویند زیرا بیگانگان سهام عظیمی در معدن، انرژی و کشاورزی این کشور(بخش‌هایی که امارات به‌شدت در آنها درگیر است) تصاحب کرده‌اند. این شرکت‌ها توسط یک خانوادۀ واحد کنترل می‌شوند. این روندی استخراجی است زیرا منافع به جامعۀ محلی نمی‌رسد، بلکه به سرمایه‌گذار بازمی‌گردد. از این منظر، اقدامات طرف‌های خارجی شبیه به یک عملیات استعماری است.»

امارات این اتهام را رد کرده و اصرار دارد هدفش ادغام آفریقا در بازارهای جهانی است. محمد بهارون، مدیرکل اندیشکدۀ «بحوث» دبی، می‌گوید: «آنچه ما می‌کوشیم انجام دهیم، اتصال جنوب جهانی به شمال جهانی است. استراتژی سرمایه‌گذاری امارات صرفا بر دستورکار اتصال استوار است.»

با این حال، ردپای امارات خیره‌کننده است. شرکت‌های اماراتی اکنون در دست‌کم ۱۲ کشور آفریقایی زمین کشاورزی و در هفت کشور دیگر دارایی‌های معدنی دارند و زنجیره‌ای از بنادر را اداره می‌کنند که صادرات را به بندر جبل‌علی امارات هدایت می‌کند. از ۲۰۱۹، امارات بیش از ۱۰۰ میلیارد پوند به پروژه‌های آفریقایی اختصاص داده و با پشت سر گذاشتن چین، به بزرگترین سرمایه‌گذار قاره تبدیل شده است.

اگر شیخ طحنون معمار مالی این خیزش است، شیخ منصور نقش سیاسی آشکار‌تری ایفا می‌کند. مالک منچسترسیتی، که چنان منزوی است که به‌ندرت در مسابقات حاضر می‌شود، روابط نزدیکی با چندین رهبر آفریقایی، از جمله دو تن از برجسته‌ترین جنگ‌سالاران منطقه دارد.

هفته‌ها پیش از شعله‌ور شدن جنگ داخلی سودان، منصور برای دومین بار در دو سال میزبان محمد حمیدتی، فرماندۀ نیروهای واکنش سریع بود. توضیح رسمی مبنی‌بر اینکه دیدار برای بحث دربارۀ «روابط دوجانبۀ نزدیک میان دو کشور برادر» انجام شده، اکنون زیر سوال رفته است. در ماه ژوئن، نیویورک‌تایمز به نقل از مقامات ناشناس گزارش داد که آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا از طریق شنود تلفنی دریافته‌اند که حمیدتی «خطی مستقیم» به شیخ محمد و شیخ منصور داشته است. رابطه امارات با او دست‌کم به سال ۲۰۱۵ بازمی‌گردد؛ زمانی که شبه‌نظامیان، جنگجویانی برای حمایت از مداخلۀ سعودی-اماراتی در یمن اعزام کرد.

در همان سال، منصور با خلیفه حفتر، جنگ‌سالار لیبیایی که شرق کشور را کنترل می‌کند، دیدار کرد. بازرسان سازمان ملل امارات را به تسلیح نیروهای ژنرال حفتر و تامین مالی مزدوران روس متهم کرده‌اند، اتهاماتی که مقامات اماراتی رد می‌کنند.

تحلیلگران دلایل متعددی را برمی‌شمارند که چرا امارات ممکن است شهرتی را که برای کسب آن سخت تلاش کرده، به خطر بیندازد. طلای سودان، زمین‌های قابل‌کشت و دسترسی به دریای سرخ غنایمی آشکار برای دولتی است که امنیت غذایی و مسیرهای تجاری را در اولویت دارد. مداخلۀ نظامی ادعایی در سودان و لیبی همچنین نفوذ امارات را گسترش می‌دهد؛ رویکردی جسورانه که لقب «اسپارت کوچک» را برای امارات به ارمغان آورده است.

امارات همچنین با رقبای منطقه‌ای برای نفوذ در شاخ آفریقا رقابت می‌کند. عربستان، مصر، ترکیه و قطر همگی از ارتش سودان حمایت می‌کنند. یک تحلیلگر منطقه‌ای می‌گوید: «سودان جایی است که جهان عرب و آفریقا به هم می‌رسند و برای رهبران خلیج فارس وزن استراتژیک واقعی دارد. بنابراین شاهد تقلا برای قدرت در آنجا هستید.»

ایدئولوژی یکی دیگر از عوامل مهم است. مقامات اماراتی خیزش‌های بهار عربی ۲۰۱۱ را موجب قدرت‌گیری جنبش‌های اسلام‌گرا نظیر اخوان‌المسلمین می‌دانستند. مردان قدرتمند سکولار مانند حمیدتی و حفتر به‌عنوان حائلی در برابر اسلام سیاسی دیده می‌شوند. انزجار شیخ محمد از اسلام‌گرایی دیرپاست. گفته می‌شود او در کودکی علیه معلم اخوانی خود طغیان کرده بود. او به مقامات آمریکایی گفته است که دموکراسی در منطقه با مشکل مواجه خواهد شد زیرا احزاب اسلام‌گرا بر انتخابات آزاد مسلط می‌شوند: «در هر کشور مسلمان، همان نتیجه را خواهید دید. خاورمیانه کالیفرنیا نیست.»

چرا غرب ساکت می‌ماند؟

علی‌رغم اتهامات گسترده، دولت‌های غربی در انتقاد علنی از امارات محتاط مانده‌اند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ آمریکا، صریح‌ترین توبیخ را صادر کرد و هشدار داد: «باید کاری کرد تا جریان تسلیحات و حمایتی که نیروهای پشتیبانی سریع دریافت می‌کند قطع شود… ما می‌دانیم طرف‌ها چه کسانی هستند و باید متوقف شوند.»

اما کمتر کسی انتظار فشار مستقیم بیشتری دارد. برادران آل‌نهیان نزدیک به راس شبکه‌های سیاسی و تجاری آمریکا نشسته‌اند. دونالد ترامپ با هر سه دیدار کرده و شام خورده است. شیخ طحنون، که زمانی در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کرد، پیوندهای عمیقی با غول‌های فناوری آمریکا از جمله انویدیا، مایکروسافت و اوپن ‌ای‌آی برقرار کرده است که بخشی از تلاش امارات برای تبدیل شدن به هاب جهانی هوش مصنوعی به شمار می‌رود.

برای دولت ترامپ، امارات نه‌تنها یک متحد استراتژیک، بلکه شریکی حیاتی در فناوری‌هایی است که جهان را شکل می‌دهند. منتقدان می‌گویند جای تعجب نیست که میل چندانی برای محدود کردن جاه‌طلبی‌های آن در آفریقا وجود ندارد.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.