پرده صفر: طلوع
در اواخر دهۀ ۲۰۰۰، همزمان با خروج جهان از خاکستر بحران مالی ۲۰۰۸–۲۰۰۹، مجموعهای از نوآوریهای فناورانه ظهور کرد که حجمی نجومی از داده را تولید و ابزارهای بهرهبرداری از آن را فراهم ساخت. در این دوران، دادهها از یک محصول جانبی و کمارزش تجاری، به «نفت جدید» و سرمایهای حیاتی برای تار و پود اقتصاد نوین بدل شدند.
این گذار تاریخی بر پایۀ سه پیشرفت کلیدی استوار بود که در اوج دوران تکقطبی و در قلمروی ایالات متحده شکل گرفتند: توسعه «یادگیری عمیق» (Deep Learning) توسط جفری هینتون در سال ۲۰۰۶؛ عرضه آیفون توسط اپل در سال ۲۰۰۷؛ و استفاده پیشگامانه از واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) برای شبکههای عصبی توسط اندرو انگ در استنفورد (۲۰۰۹). پیامد این تحولات، طلوع عصری بود که اریک اشمیت، مدیرعامل وقت گوگل، در سال ۲۰۱۰ آن را دوران «رایانش همراه» نامید؛ دورانی که در آن شبکه چنان فراگیر است که دسترسی به تمام کنشها و علایق انسانی را ممکن میسازد. چشمانداز پیشرو، نویدبخش آیندهای درخشان برای جهان و بهویژه برای اقتصادی بود که پیشگام این عرصه به حساب میآمد.
پرده اول: امپراطوری
سه دهه پیش از این، ایالات متحده گذار مشابهی را تجربه کرده بود که سنگبنای اقتصاد دانشبنیان را گذاشت. تصویب قانون «Bayh-Dole» در سال ۱۹۸۰ که مالکیت فکری (IP) را به رکن اقتصاد آمریکا بدل کرد، در کنار عرضه رایانههای شخصی IBM و نرمافزارهای طراحی صنعتی در سالهای آغازین دهه ۸۰، پایههای این تحول را ساختند.
در معماریِ این نظم تازه، حقوق مالکیت فکری نه صرفاً یک سازوکار حقوقی، بلکه «نقطۀ ثقلِ انباشت سرمایه» بود. این اهرم راهبردی به هژمون اجازه میداد تا با «کالاییسازیِ» تولید سختافزاری در پیرامون، انحصارِ «ارزشافزودۀ ناشی از داراییهای نامشهود» را در مرکز حفظ کند.
پیامدهای ژئوپلیتیکی این جهش خیرهکننده بود. واشنگتن با تکیه بر اقتصادی نوسازیشده، چالش ژاپن را خنثی کرد، پیروز جنگ سرد شد و نظام تجارت جهانی را با ادغام حوزههایی نظیر مالکیت فکری (TRIPS) و خدمات (GATS) در سازمان تجارت جهانی (WTO) بازتعریف نمود. شور و نشاط ناشی از این برتری فناورانه، شاخص نزدک (NASDAQ) را به اوج رساند و حتی رقبای دیرینهای چون روسیه و چین را در چارچوب نظم جهانیِ مبتنی بر قواعدِ لیبرال ادغام کرد. این دوران، عصر طلایی هژمونی آمریکا بود.
پرده دوم: وارونگی
اما وضعیتِ پس از انقلاب دادهمحور، مسیری کاملاً متفاوت را پیمود. تا اوایل دهۀ ۲۰۲۰، در حالی که غولهای فناوری آمریکا به ارزشهای چند تریلیون دلاری دست مییافتند، ایالات متحده در موجی از هرجومرج اجتماعی و ژئوپلیتیکی گرفتار شد. شکافهای داخلی بر سر مسائل بنیادین (نژاد، مهاجرت، و حقوق مدنی) چنان عمیق شد که پس از وقایع ۶ ژانویه ۲۰۲۱، برخی تحلیلگران از احتمال «جنگ داخلی دوم» سخن گفتند. در صحنۀ جهانی نیز نظم پیشین متزلزل شده بود. اروپا، متحد سنتی آمریکا، با برگزیت تضعیف شد و برای دستیابی به «خودمختاری استراتژیک» در سایۀ جنگ اوکراین تلاش میکرد.
در این میان، ایالات متحده خود را درگیر یک جنگ فناورانۀ تدافعی با چین میبیند؛ کشوری که در سال ۲۰۱۰ بازیگر مهمی در نقشۀ فناوری نبود. ابرقدرتی که سه دهه بر امواج انقلاب دیجیتال سوار بود، نهتنها برتری خود را از دست داد، بلکه در جبهههای متعدد وادار به عقبنشینی شد. ریشههای این مسئله را باید در تغییر معادلات توسط چین و برنامه گسترده این کشور برای تسلط بر مالکیت فکری در دهه ۲۰۱۰ جستجو کرد.
پرده سوم: هتتریک غیرمنتظره
مسیر تقابل ایالات متحده و چین، اگرچه با سیاستِ بلندمدتِ مهارِ پکن همراستا بود، تا سال ۲۰۰۸ همچنان در چارچوب «همپیمانی ضمنی» تعریف میشد. حتی راهبرد چرخش به آسیای اوباما در سال ۲۰۰۹ نیز در ابتدا بر فشار برای رعایت حقوق مالکیت فکری توسط پکن متمرکز بود؛ سیاستی که امید میرفت بازدهی سرمایۀ آمریکا را تضمین کند. اما چین در دهۀ ۲۰۱۰ با اجرای برنامهای گسترده برای تولید مالکیت فکری بومی، قواعد بازی را برهم زد.
خیزش چین، فراتر از یک رقابت تجاری، حملهای مستقیم به مکانیسم بنیادینی است که برای دههها، جریان یکسویۀ ثروت را از شرقِ تولیدکننده به غربِ طراح تضمین میکرد.
اگرچه ایالات متحده به لطف سبقت ۳۰ ساله خود در اقتصاد دانشبنیان، همچنان در درآمدهای بینالمللیِ مالکیت فکری پیشتاز بود، اما چین با بهرهگیری از مزیتِ مقیاسِ جمعیت و حمایتهای دولتی، همزمان با آمریکا به عصر دادهمحور وارد شد. برخلاف پیشبینیها، اینترنت چین در پشت «دیوار آتش بزرگ» (Great Firewall) نهتنها نمرد، بلکه شکوفا شد. دولت چین، با جذب نخبگان سیلیکونولی و تزریق سرمایههای دولتی، غولهایی نظیر علیبابا، تنسنت، میتوان و شیائومی را پروراند. به تعبیر «متشیهن»، پکن موفق به اجرای یک هتتریک غیرمنتظره شد: اخراج غولهای آمریکایی، سانسور سیاسی، و همزمان خلق یک اکوسیستم دیجیتالِ نوآور و پرسود.
نقطه عطف این رقابت، پیشگامی چین در فناوری 5G بود که واشنگتن را به واکنشی تهاجمی واداشت. ایالات متحده یک جنگ ژئواکونومیک تمامعیار را آغاز کرد: از تحریم شرکتها و نهادهای چینی (فهرست Entity List) و اجبار به خروج سرمایههای چینی، تا فشار بر دانشگاهها برای قطع همکاریهای علمی و لابی گستردۀ دیپلماتیک برای طرد فناوری 5G چین. بدینترتیب، شتاب نوآوری در اقتصاد دادهمحور، رقابت دو قدرت را به تقابلی آشکار بدل کرد.
پرده چهارم: رفقای قدیم، رقبای جدید
رابطۀ فرااطلسی میان آمریکا و اروپا، که ستون فقراتِ نظمِ پس از جنگ جهانی دوم و تجارت جهانی بود، در عصر دادهمحور دستخوش لرزشهای بیسابقهای شد. تبدیل اختلافات تجاری معمول به تلاش اروپا برای «خودمختاری استراتژیک»، ریشه در دو عامل اصلی داشت: تضاد در سیاستهای حریم خصوصی و نزاع بر سر درآمدهای دیجیتال.
نقطه آغازین این شکاف، حکم دادگاه عدالت اروپا در پرونده «شريمس» (Schrems) در سال ۲۰۱۵ بود که چارچوب انتقال داده میان دو قاره را باطل کرد. اروپا که فاقد پلتفرمهای دیجیتال بومی بود، به پیشگامِ تنظیمگری (Regulation) و تقابل با انحصار غولهای آمریکایی (گوگل، آمازون، اپل) بدل شد. تلاش کشورهای اروپایی برای وضع «مالیات بر خدمات دیجیتال» با واکنش تند دولت ترامپ و تهدید به اقدامات تلافیجویانه مواجه شد. در پاسخ، اروپا با اجرای «بازار واحد دیجیتال» کوشید تا قهرمانان دیجیتال خود را بپروراند. بدینسان، اقتصاد دادهمحور نه به عنوان عامل همگرایی، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای واگرایی میان دو سوی اطلس عمل کرد.
پرده پنجم: مسئله سه جسم
با طلوع عصر دادهمحور، مثلث روابط اتحادیه اروپا، چین و آمریکا وارد فازی آشفته شد. همزمان با تشدید تنشهای واشنگتن با پکن و بروکسل، نوعی همگرایی ناخواسته میان اروپا و چین شکل گرفت. چین به بازاری حیاتی برای صادرات اروپا و منبعی برای سرمایهگذاری (از طریق طرح «کمربند و جاده») بدل شد و حوزههای همکاری مشترکی نظیر 5G و همسویی «چین دیجیتال» با «بازار واحد دیجیتال» اروپا تعریف گردید. اروپا، در تلاش برای مدیریت این تناقض، رویکردی چندلایه اتخاذ کرد: همکاری در منافع مشترک، رقابت در فناوری، و تقابل سیستمی در حکمرانی.
نتیجۀ این پیچیدگی، مجموعهای از رخدادهای متناقض بود؛ مانند امضای توافق جامع سرمایهگذاری با چین همزمان با همکاری اروپا با آمریکا برای مقابله با یارانههای صنعتی پکن. این وضعیت یادآور «مسئله سه جسم» در فیزیک است؛ جایی که پیشبینی حرکت سه جرمِ آسمانی تحتتأثیر گرانش متقابل ناممکن میشود. صعود چین بهعنوان یک نیروی گرانشی جدید، مدار پایدار روابط فرااطلسی را برهم زد و اروپا را از آمریکا دور کرد. سفر امانوئل مکرون به چین در آوریل ۲۰۲۳ نماد این آشفتگی بود؛ سفری که با تأکید بر «خودمختاری استراتژیک» و تداوم تجارت همراه بود، اما بدون هیچ دستاورد امنیتی در قبال روسیه پایان یافت و خشم اروپای شرقیِ متکی به چتر امنیتی آمریکا را برانگیخت.
پرده ششم: پلوتونیوم
در میانۀ این بازی سهجانبه، بازیگر چهارمی با اهداف و ابزارهای خاص خود وارد میدان شد: روسیه. میراثدار اتحاد جماهیر شوروی، استراتژی «اقدامات فعال» (Active Measures) را احیا کرد؛ راهبردی که هدف آن تضعیف غرب، ایجاد شکاف در ناتو و تخریب وجهۀ آمریکا بود. اگرچه شوروی در جنگ سرد شکست خورد، اما زرادخانۀ جنگ اطلاعاتی آن دستنخورده باقی ماند و با بهقدرترسیدن ولادیمیر پوتین، افسر سابق کاگب، جانی تازه گرفت.
ظهور اینترنت و رسانههای اجتماعی در اقتصاد دادهمحور، بهمثابۀ سوختی برای موتور جنگ اطلاعاتی مسکو عمل کرد. در این فضا، دادهها نقشی همچون «پلوتونیوم» یافتند؛ مادهای شکافدهنده که قدرت تخریب «اقدامات فعال» را به صورت تصاعدی افزایش داد. روسیه با بهرهگیری هوشمندانه از این فضا، از چچن و گرجستان تا اوکراین، جنگ اطلاعاتی را به پیش برد. اوج این استراتژی در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا و حمایت سایبری از ترامپ نمایان شد. نمونۀ بارز این نفوذ، ماجرای «دختر دونباس» (Donbass Devushka) بود؛ حساب کاربری مشهوری که خود را زنی از دونباسِ تحت اشغال جا میزد و پروپاگاندای کرملین را منتشر میکرد، اما در واقع توسط یک افسر سابق نیروی دریایی آمریکا در ایالت واشنگتن اداره میشد و نقشی کلیدی در افشای اسناد پنتاگون (نشت دیسکورد) ایفا کرد.
پرده هفتم: کارخانه اکاذیب
اقتصاد دادهمحور، مدلی تجاری را بنا نهاد که سوخت آن از دادههای کاربران در رسانههای اجتماعی و تجارت الکترونیک تأمین میشد. اما پیامد کنترلنشدۀ این مدل، ظهور «عصر پسا-حقیقت» (Post-truth Era) بود؛ دورانی که در آن اطلاعات جعلی و فریبرسانی (Disinformation) به ابزاری قدرتمند برای ایجاد هرجومرج اجتماعیِ خودجوش یا سازمانیافته در جوامع باز تبدیل شد.
در مقابل، جوامع بسته از همین ابزارها برای تحکیم قدرت و سرکوب استفاده کردند. گیدئون راکمن در کتاب «عصر مردان قدرتمند»، ظهور نوعی استبداد نوین را در هر دو نظام دموکراتیک و اقتدارگرا ترسیم میکند که همزمانی آن با عصر رسانههای اجتماعی و دادهمحور، تصادفی نیست. گسترش «حقایق جایگزین»، تضعیف اعتماد به نهادهای علمی و حاکمیتی، و حمله به «نخبگان»، همان نیروهای گریز از مرکزی را که اقتصاد دادهمحور آزاد کرده بود، با شدتی مضاعف تقویت کرد و بر آتش تنشهای ژئوپلیتیکی بنزین ریخت.
پرده هشتم: کارت جوکر
در این میان، «کارت جوکر» بر میز بازی کوبیده شد: دونالد ترامپ. نامزدی که بر خلاف تمام پیشبینیها، در فضایی آکنده از اتهامات دخالت خارجی و با اهرم رسانههای اجتماعی به قدرت رسید و با «توئیت» حکومت کرد؛ او تجسم واقعی و البته غیرمنتظره تحول دیجیتال بود.
سیاستهای دوران ترامپ، چه تحتتأثیر کرملین بوده باشد و چه نتیجۀ «احتراق خودبهخودی» قطبیدگیِ ناشی از شبکههای اجتماعی، نتایجی یکسان داشت: تخریب اعتماد متحدان، تضعیف نهادهای بینالمللی، تشویق فروپاشی همگرایی اروپا (برگزیت) و ایجاد شکاف در غرب، درست در زمانی که پوتین آمادۀ هجوم به اوکراین و نظم جهانیِ آمریکایی میشد. غرب برای مواجهه با این طوفانِ چندجانبه، کاملاً خلعسلاح شده بود.
پرده پایانی: بازیهای آینده
اکنون آشکار است که اقتصاد دادهمحور، ژئوپلیتیک جهان را دگرگون کرده است. آنچه با امواج کوچک آغاز شد، اکنون به سونامی تغییرات تبدیل شده است؛ بهویژه پس از تهاجم روسیه به اوکراین و اعلام پیمان «شراکت بدون محدودیت» میان پکن و مسکو در فوریه ۲۰۲۲. اما درک گذشته تنها نیمی از راه است؛ نیمۀ دیگر، آمادگی برای انقلابی است که هماکنون در حال وقوع است: هوش مصنوعی (AI).
ما در آستانۀ عصر «سرمایه دانش ماشینی» هستیم. جهش خیرهکننده در قدرت پردازش (تراشههای تخصصی)، مقیاس مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) و پروتکلهای آموزشی، نویدبخش دورانی است که در آن هوش مصنوعی به عاملی فراگیر در تولید تبدیل میشود. از ابزارهای مولد محتوا مانند ChatGPT و Midjourney تا ماشینهای خودران مبتنی بر پلتفرمهای انویدیا (مانند Jetson Orin با قدرت پردازش ۲۷۵ تریلیون عملیات در ثانیه)، همگی تنها نشانههای آغازین این تحولاند.
امواج شوکآور این فناوری، جوامع را لرزانده است؛ اما این تنها پیشدرآمد ماجراست. با دموکراتیکشدن ابزارهای توسعه هوش مصنوعی و دسترسی صدها هزار شرکت و کارآفرین به زیرساختهای ابری و سختافزارهای قدرتمند، جهان وارد مرحلۀ جدیدی از شتاب تاریخی شده است؛ مرحلهای که در آن مرزهای اقتصاد، جامعه و امنیت بار دیگر بازتعریف خواهند شد.
علاوه بر این، ترکیب متن و تصویر توسط هوش مصنوعی که نگرانیهای زیادی برانگیخته، تنها سرآغاز ماجراست. معرفی سیستم «ایمیجبایند» (ImageBind) توسط متا، که ادعا میکند شش وجه مختلف (متن، تصویر/ویدیو، صدا، عمق، حرارت و حرکت) را تلفیق میکند، هرچند آمیخته با اغراقهای تبلیغاتی است، اما زنگ خطری جدی برای بازیگران این عرصه به شمار میرود.
هوش مصنوعی اکنون به کانون اصلی نبرد ژئوپلیتیک بدل شده است. ایالات متحده و چین با توانمندیهای نامتقارن، در رقابتی تنگاتنگ قرار دارند. آمریکا با ۱۴,۷۰۰ استارتاپ و ۵۲ یونیکورن هوش مصنوعی (در برابر ۲۰۱۷ استارتاپ و ۱۹ یونیکورن چین)، بار دیگر در لبۀ فناوری پیشتاز است. «دکترین سالیوان» نیز به صراحت بر لزوم حفظ و گسترشِ حداکثریِ این فاصله تأکید دارد.
اما چین نیز بیکار ننشسته است. ثبت نزدیک به ۳۹۰ هزار اختراع هوش مصنوعی (۷۵٪ سهم جهانی) در دهه گذشته، تنها بخشی از داستان است. پکن از مزایای مقیاسِ خیرهکنندهای برخوردار است: نیمی از رباتهای صنعتی جهان در چین نصب شدهاند؛ بیش از ۶۰٪ ایستگاههای پایه 5G جهان (بستری حیاتی برای ماشینهای خودران) در این کشور قرار دارد؛ شرکت DJI بر ۷۰٪ بازار جهانی پهپاد مسلط است؛ و پلتفرم «پدلپدل» (PaddlePaddle) بایدو میزبان ارتش عظیمی از توسعهدهندگان است.
ما در حالی پا به این عصر جدید میگذاریم که ژئوپلیتیکِ برآمده از اقتصاد دادهمحور، ذاتاً ناپایدار است و اکنون زیر ضربات پتک هوش مصنوعی در حال تغییر شکل است. نهادهای بینالمللی، میراث دوران تکقطبی آمریکا، از این شتاب عقب ماندهاند. سازمان تجارت جهانی (WTO) هنوز نتوانسته ارزش واقعی دادهها را در حسابهای ملی بگنجاند؛ چه رسد به تدوین قواعد برای تجارت «محصولات دارای عاملیت» (Agentic Products).
جوامع نیز در برابر آسیبهای ناشی از سرمایهداری نظارتی و جنگهای اطلاعاتی بیدفاع ماندهاند. پارادایم جدیدِ حاکم بر جهان، نه یک ایدئولوژی مکتوب، بلکه الگوریتمی است که با کاوش در کلاندادهها، گسلهای اجتماعی را شناسایی و فعال میکند. در این «اقتصاد توجه»، روایتها نه بر منطق، بلکه بر تکرار استوارند. طبق «قانون براندالینی»، انرژی لازم برای رد یک دروغ، دهها برابر انرژی لازم برای ساخت آن است. جهان امروز صحنۀ جنگی همهجانبه است: از نبردهای گرم و سرد تا جنگهای فناورانه و اجتماعی. طنز ماجرا اینجاست که ایالات متحده، خالق فناوریهایی که آتش این جنگها را افروختند، اکنون خود در موضع تدافعی گرفتار شده است.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
