تکاپوی هند در دریا

نقش تنگه مالاکا در موازنه قدرت در منطقه هند و اقیانوس آرام

مهر ۸, ۱۴۰۴

این گزارش، سه ماه پیش، در ژوئن ۲۰۲۵، توسط «مؤسسه آسیایی دیپلماسی و امور بین‌الملل» (AIDIA)، یک مرکز مطالعاتی مستقر در کاتماندو، پایتخت نپال، منتشر شده است. موقعیت این مؤسسه در نپال، کشوری که در کانون رقابت‌های ژئوپلیتیک میان هند و چین قرار دارد، به تحلیل‌های آن دربارهٔ موازنهٔ قدرت در منطقه اهمیتی ویژه می‌بخشد.

محتوای این گزارش به‌طور مشخص با مواضع و سیاست‌های راهبردی هند همسویی نزدیکی دارد. این همسویی در چند لایه قابل‌مشاهده است: اول، چارچوب کلی بحث بر اساس مفهوم «هند و اقیانوس آرام» (Indo-Pacific) استوار است که یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی هند برای مهار چین محسوب می‌شود. دوم، گزارش به‌تفصیل و با نگاهی مثبت، اقدامات هند را به‌عنوان یک «وزنهٔ تعادل دریایی» در برابر چین توصیف می‌کند و پروژه‌هایی مانند بندر ویژینجام را به‌عنوان حرکتی مستقل برای کاهش نفوذ چین برجسته می‌سازد. سوم، تحلیل ارائه‌شده بر آسیب‌پذیری‌های چین، به‌ویژه «معمای مالاکا»، تمرکز دارد و در مقابل، راهبرد هند را به‌عنوان یک الگوی مستقل و موفق برای حفظ حاکمیت ملی معرفی می‌کند. اهمیت این گزارش در این است که بازتابی از نگاه دهلی‌نو به معادلات قدرت در منطقه را نشان می‌دهد.

مقدمه

انرژی، نیروی محرکه اقتصاد جهانی و حمل‌ونقل دریایی، حلقه حیاتی‌ای است که این چرخه را در حرکت نگه می‌دارد. حدود ۸۰ درصد از حجم و ۷۰ درصد از ارزش تجارت جهانی از طریق دریا انجام می‌شود و نفت و گاز طبیعی بخش قابل‌توجهی از این جریان را تشکیل می‌دهند. با این حال، این شبکه گسترده علی‌رغم اهمیتش، به‌طرز شگفت‌آوری شکننده و یک صفحه شطرنج پویاست که بازی‌های بزرگ ژئوپلیتیک در آن انجام می‌شود. تلاقی پیچیده منافع ملی، اختلافات ارضی و گلوگاه‌های راهبردی، حمل‌ونقل دریایی را به‌شدت در برابر بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیک آسیب‌پذیر می‌سازد، به‌ویژه زمانی که پای انرژی در میان باشد.

گلوگاه‌های دریایی در این مسیرها، گره‌های حیاتی‌ای هستند که ستون فقرات زنجیره تأمین انرژی جهانی را تشکیل می‌دهند؛ تنگه هرمز، کانال سوئز و تنگه مالاکا، مسیرهایی ضروری، اما بسیار آسیب‌پذیرند. صنعت نفت و گاز اغلب به سه بخش تقسیم می‌شود: بالادستی، میان‌دستی و پایین‌دستی. بخش بالادستی شامل اکتشاف، توسعه و تولید نفت و گاز است که کشورهای خاورمیانه در آن پیشرو هستند. بخش میان‌دستی به حمل‌ونقل و ذخیره‌سازی از طریق کشتی‌ها و تانکرها می‌پردازد که دریاها را درمی‌نوردند و بخش پایین‌دستی با پالایش نفت خام به محصولات مختلف سروکار دارد.

تاریخچه تحرکات ژئوپلیتیک در دریاها همواره بر سر تضمین عبور امن این انرژی به کشورهایشان با کمترین ماجراجویی در طول سفر بوده است. در جنوب‌شرق آسیا، بخش شرقی جهان، جغرافیایی غنی از منابع فراوان و مجرای حیاتی برای تجارت پان‌آسیایی، سیاست‌های دریایی همواره از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار بوده‌اند. گلوگاه‌های این مسیر با خطرات جدی ناشی از درگیری‌ها، دزدی دریایی، تروریسم و مخاطرات زیست‌محیطی روبه‌رو هستند که امنیت آن‌ها را به یک نگرانی فوری برای بازارهای انرژی، صنایع دریایی و ژئوپلیتیک بین‌المللی تبدیل کرده است. تحولات سیاسی اخیر در جنوب‌شرق آسیا، این گلوگاه‌ها را به ابزاری مهم برای ایجاد یک وزنه تعادل احتمالی در برابر سلطه منطقه‌ای چند بازیگر و حتی ابزاری عالی برای مذاکرات آینده در صورت لزوم، بدل کرده است.

تنگه مالاکا

تنگه مالاکا گلوگاه دریایی اصلی منطقه است که ۲۳.۷ درصد از کل تجارت دریایی جهان از این گردنه باریک عبور می‌کند و ۴۵ درصد از تجارت نفت خام را نیز شامل می‌شود. تنگه مالاکا در باریک‌ترین نقطه خود، تنها ۲.۵ کیلومتر دریایی عرض دارد که آن را به یکی از باریک‌ترین گلوگاه‌های جهان تبدیل می‌کند. علی‌رغم اندازه کوچکش، این تنگه یک اتصال حیاتی میان چین، هند و جنوب‌شرق آسیا فراهم می‌کند. این گلوگاه وضعیتی پرخطر برای تقریباً ۹۰٬۰۰۰ کشتی که از آن عبور می‌کنند، ایجاد کرده است. طبق داده‌های «مرکز اشتراک اطلاعات توافقنامه همکاری منطقه‌ای برای مبارزه با دزدی دریایی و سرقت مسلحانه علیه کشتی‌ها در آسیا»، این منطقه در سال ۲۰۲۳ شاهد افزایش تقریباً ۴۱ درصدی چنین حوادثی نسبت به سال قبل بوده است.

واردات نفت خام چین به دلیل رشد سریع اقتصادی، پیوسته در حال افزایش بوده است. به همین جهت، تنگه مالاکا به یک نگرانی امنیتی مهم برای چین تبدیل شده است. این تنگه، نه‌تنها از سوی بازیگران منطقه‌ای، بلکه از سوی قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز کانون اصلی بازی‌های شطرنج ژئوپلیتیک بوده است.

همان‌طور که در محافل سیاسی شناخته شده است، «معضل مالاکا» یکی از ریسک‌های مهمی است که اقتصاد چین برای رشد اقتصادی خود با آن مواجه است. معضل مالاکا، به‌معنای احتمال یک حرکت استراتژیک توسط هند یا قدرت‌های هژمونیک جهانی برای مسدودکردن تنگه و در نتیجه، قطع‌کردن عرضه انرژی به چین است. یکی از ابعاد کلیدی در امنیت دریایی، شناسایی گلوگاه‌های در معرض خطر و ساخت مسیرهای جایگزین جدید است.

تور ایمنی چین: ابتکار کمربند و راه

نفوذ چین در این منطقه با شکل‌گیری ابتکار کمربند و راه (BRI) و سرمایه‌گذاری عظیم حدود هشت تریلیون دلاری، پیوسته در حال رشد بوده است. ابتکار کمربند و راه، که گاهی «جاده جدید ابریشم» نامیده می‌شود، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های زیرساختی است که توسط شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، آغاز شد. تا ماه مه ۲۰۲۵، ۱۵۰ کشور از قاره‌های مختلف از طریق یک تفاهم‌نامه (MOU) در این طرح مشارکت کرده‌اند. کل سرمایه‌گذاری در این ابتکار زیرساختی عظیم به کمی بیش از ۱ تریلیون دلار رسیده است.

با ابتکار کمربند و راه، انگیزه‌های چین واضح است: ایجاد یک زنجیره تأمین یکپارچه برای اقتصاد صادرات‌محور خود، حفظ نفوذ بر مسیرهای اصلی دریایی و تجاری جهان و کاهش نفوذ ایالات متحده بر ژئوپلیتیک جهانی با افزایش تعداد شرکای همکار. به گفته شی، هدف این ابتکار «شکستن گلوگاه در اتصال آسیایی» است. با این حال، در زیر این انگیزه‌های ظاهری، مواضع چین در امتداد شبه‌قاره هند، که توسط برخی «رشته مروارید» نامیده می‌شود، یک حرکت نظامی راهبردی برای محاصره هند است. این پروژه به‌عنوان طرحی برای گسترش مسیرهای تجاری و استفاده از رنمینبی [نام رسمی واحد پول چین] و در نتیجه، شکستن زنجیرهای ایالات متحده بر تجارت جهانی، طراحی شد.

آنچه به‌عنوان پاسخی به سیاست «چرخش به آسیای» دولت اوباما آغاز شد، به‌عنوان یک سازوکار تاب‌آوری قابل‌توجه در برابر افتضاح تعرفه‌ای اخیر دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵، اهمیت بسیاری یافته است. اهمیت این ابتکار در این دیده می‌شود که چگونه به چین کمک کرده تا موضعی قاطعانه‌تر در برابر تعرفه‌های تلافی‌جویانه اخیر که در ابتدای سال مالی جاری بر چین وضع شد، اتخاذ کند.

نقش ایالات متحده در منطقه هند و اقیانوس آرام

نقش ایالات متحده به‌عنوان یک هژمون جهانی، سریع‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شد، در حال کاهش است؛ امری که ناشی از تغییرات اخیر در دینامیک‌های سیاسی جهانی به رهبری ترامپ است. آن‌ها کنترل قابل‌توجهی را در وادارکردن ملت‌ها از طریق اقدامات دیپلماتیک از دست داده‌اند، همان‌طور که در افتضاح تعرفه‌ای تلافی‌جویانه اخیر و بیانیه‌های متناقض اخیر در مورد ادعاهایش به‌عنوان یک مذاکره‌کننده جهانی مشهود است؛ چه در مورد مذاکرات آتش‌بس هند و پاکستان و چه در مورد درگیری‌های ایران و اسرائیل در غرب آسیا. تعرفه‌های تلافی‌جویانه، نشان‌دهنده جهانی نامطمئن در آینده است و کشورها را به جستجوی سواحل جدید برای پوشش ریسک‌های بالقوه سوق داده است. این تحرکات به بازنگری‌های عمده در روابط موجود و کاوش در بازارهای جدید و اتحادهای نو منجر شده است.

به‌طور تاریخی، قدرت‌های فرامنطقه‌ای به سه دلیل اصلی در نقاط دیگر جهان مداخله می‌کنند: جلوگیری از گسترش درگیری‌ها، مقابله با یک رژیم متخاصم محلی، و مقاومت در برابر اقدامات یک کشور ثالث. با این حال، ورای این دلایل ظاهری که هزینه‌های هنگفت نظامی و زیرساختی را توجیه می‌کند، اهداف عمیق‌تری نهفته است؛ اهدافی مانند تضمین امنیت مسیرهای دریایی برای ترانزیت کالا و ایجاد وابستگی در سیاست خارجی کشورها.

سیاست ایالات متحده در جنوب‌شرق آسیا همواره تحت تأثیر دولت‌های مختلف، دچار نوسان بوده است. این سیاست اغلب ماهیتی واکنشی داشته و بر اساس روابط واشنگتن با قدرت‌های کلیدی منطقه، یعنی ژاپن، شوروی و چین در دوران جنگ سرد، و چین به‌تنهایی در دهه‌های اخیر، شکل گرفته است. به همین دلیل، استراتژی آمریکا در منطقهٔ هند و اقیانوس آرام، با تغییر دولت‌ها در واشنگتن، متزلزل به نظر می‌رسد. برای مثال، در دورهٔ اول ریاست‌جمهوری ترامپ در سال ۲۰۱۷، منطقه نسبتاً آرام بود و تمرکز اصلی واشنگتن بر حفظ اصل آزادی دریانوردی و جلوگیری از مناقشات ارضی قرار داشت.

اما این سناریو در سال گذشته، با بروز درگیری در بنگلادش و میانمار، تغییر کرده است. اکنون ایالات متحده به‌دنبال حضور قدرتمندتر در منطقه برای حفظ آزادی دریاها و نظارت دقیق بر چین است و هم‌زمان تلاش می‌کند تا با ایجاد یک کریدور کمکی به میانمار، در استقرار دموکراسی در آن کشور نقش ایفا کند. آمریکا با داشتن بیش از ۶۰ پایگاه نظامی در منطقهٔ هند و اقیانوس آرام، حضوری چشمگیر دارد؛ اما هیچ‌یک از این پایگاه‌ها در نزدیکی تنگهٔ استراتژیک مالاکا واقع نشده است.

این نوسانات و بازی‌های اخیر میان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، اهمیت حیاتی تنگهٔ مالاکا را بیش از پیش آشکار می‌کند. این گلوگاه باریک، نه‌تنها یک مسیر تجاری، بلکه ابزاری کلیدی برای مقابله با هرگونه ماجراجویی ناخواسته است. رشد اقتصادی بی‌سابقهٔ چین، توجه جهانیان را به این تنگه جلب کرده است؛ برخی به دنبال محافظت از آن هستند و برخی دیگر، در پی یافتن راهی برای ایجاد اختلال در آن.

ظهور هند در منطقه قدرت هند و اقیانوس آرام

هند با درک اهمیت انگیزه‌های بین‌المللی، گام‌های محکمی برای تأمین امنیت جغرافیای خود برداشته است. در شمال، مرزهای این کشور با نپال محافظت می‌شود و رابطه با کاتماندو برای حفظ حائل مرزی با چین، امری حیاتی است. اگرچه چین در زیرساخت‌های کلیدی نپال، از جمله فرودگاه‌ها، نیروگاه‌های برق‌آبی و راه‌آهن‌های پیشنهادی ترانس‌هیمالیا سرمایه‌گذاری‌های عمده‌ای کرده، اما نپال با هوشیاری، رابطه‌ای متوازن با دهلی‌نو حفظ کرده است. واشنگتن نیز نپال را بخشی از سیاست گسترده‌تر خود در هند-اقیانوس آرام می‌داند و حضور در این کشور به آن اجازه می‌دهد تا بر دو اقتصاد بزرگ جنوب جهانی، یعنی چین و هند، نظارت داشته باشد.

در سمت غرب، کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)، پروژه‌ای ۶۲ میلیارد دلاری تحت ابتکار «کمربند و راه»، در حال شکل‌گیری است. این پروژه با اتصال چین به بندر گوادر پاکستان، به‌دنبال ایجاد دسترسی به دریا بدون عبور از تنگه مالاکا است. این دسترسی مستقیم، زنجیره تأمین نفت و گاز چین را بهبود بخشیده و وابستگی آن به تنگه مالاکا را کاهش می‌دهد. این امر همچنین قدرت مذاکره قدرت‌های اقتصادی برتر را تضعیف کرده و به چین امکان می‌دهد تا با هزینه کمتر به بازارهای اروپایی دست یابد. با این حال، درگیری‌های داخلی اخیر در منطقه بلوچستان پاکستان، خطر ازدست‌رفتن بندر گوادر به نفع یک بلوچستان مستقل را افزایش داده است. در همین جبهه، حملات هدفمند هند در منطقه کشمیر تحت اشغال و زیرساخت‌های تروریستی آن، که با «عملیات سیندور» همراه بود، این پیام هشدارآمیز را ارسال می‌کند که این مناطق دیگر نمی‌توانند پناهگاهی امن برای توسعه سی‌پک باشند.

همزمان، هند روابط دوستانه خود را با افغانستانِ تحت رهبری طالبان، با اقداماتی نظیر دوبرابرکردن کمک‌های بلاعوض برای سال ۲۰۲۵-۲۶ تقویت کرده است. این رابطه بهبودیافته، موقعیت هند را برای مذاکرات آتی تقویت می‌کند.

در جنوب، راه‌اندازی بندر «ویژینجام» گامی محوری در جهت استقلال دریایی هند است. این بندر با کاهش وابستگی به بنادر تحت کنترل چین در سریلانکا به‌عنوان پایانه ترانشیپمنت، نفوذ پکن بر تجارت دریایی عبوری از تنگه مالاکا را تضعیف می‌کند. این پروژه که با مشارکت دولت ایالتی کرالا و شرکت خصوصی «آدانی پورتس» اجرا می‌شود، برخلاف پروژه‌های چینی در گوادر و کلمبو، مالکیت صددرصد هندی دارد و به دهلی‌نو اجازه می‌دهد تا بازدارندگی راهبردی، نظارت و استقلال لجستیکی خود را حفظ کند. این بندر تمام‌فصل که تنها ۱۶ کیلومتر با مسیر تجاری اصلی فاصله دارد، رقابتی جدی برای پایانه‌های ترانشیپمنت منطقه مانند کلمبو و سنگاپور ایجاد خواهد کرد. این بندر تاکنون عملکردی فراتر از انتظار داشته و ۶۰۰ هزار TEU کانتینر جابجا کرده است، در حالی که پیش‌بینی اولیه برای سال اول، ۱.۰۸ میلیون TEU بود. تکمیل این پروژه تا سال ۲۰۲۸، به جای ۲۰۴۵، نشان‌دهنده عزم دهلی‌نو برای مقابله با سلطه منطقه‌ای چین است که از طریق سیاست «تله بدهی» در بندر کلمبو سرمایه‌گذاری کرده است.

در شرق، هند همواره نسبت به نفوذ فزاینده پکن از طریق ابتکار کمربند و راه هوشیار بوده است. چین به‌طور مداوم تلاش کرده تا از طریق پروژه‌های زیرساختی مشترک با بنگلادش، به منطقه خلیج بنگال دسترسی پیدا کند. در دوران شیخ حسینه، چین سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در جنوب بنگلادش انجام داد. این خلیج از جنبه‌های اقتصادی، امنیتی و سیاست خارجی برای هند اهمیت دارد. دیدارهای اخیر میان رهبر موقت بنگلادش، محمد یونس، و شی جین‌پینگ به امضای چندین توافقنامه، از جمله نوسازی و گسترش بندر «مونگلا»، منجر شده است. بنگلادش همچنین به چین اجازه داده تا فرودگاه «لالمونیرهات» را که یک پایگاه هوایی مهم در ۱۳۰ کیلومتری کریدور «سیلیگوری» است، احیا کند. این تحولات، به همراه اظهارات اخیر یونس که ایالت‌های شمال‌شرقی هند را «محصور در خشکی» خوانده، هند را به اجرای سریع پروژه‌های زیرساختی مهم واداشته است. فرودگاه «کایلاشهر» در تریپورا که از جنگ ۱۹۷۱ غیرفعال بود، با فوریت در حال احیا و گسترش است و پروژه «کلادان» نیز بندر «شیاما پراساد موکرجی» در کلکته را به بندر «سیتوه» در میانمار متصل می‌کند تا دسترسی ایالت میزورام به سرزمین اصلی را فراهم کند. این دسترسی بهبودیافته به هند امکان می‌دهد تا بر فعالیت‌های چین در منطقه پرمناقشه بنگلادش نظارت بیشتری داشته باشد. در نهایت، با حضور قدرتمند در جزایر آندامان و نیکوبار که مشرف بر تنگه مالاکا است، هند مزیت جغرافیایی ویژه‌ای در میان تمام این کشورها دارد.

در مجموع، اقدامات هند، از توسعه راهبردی بنادر ویژینجام و کلادان تا ایجاد وزنه‌های تعادل دیپلماتیک در نپال و افغانستان، یک استراتژی حساب‌شده برای تثبیت موقعیت منطقه‌ای است. این استراتژی به طور مستقیم مزیت‌های جغرافیایی و لجستیکی چین را که از طریق ابتکار کمربند و راه به دست آمده، تضعیف می‌کند؛ بدون آنکه نیازی به اتحاد نظامی با ایالات متحده داشته باشد.

نتیجه‌گیری

تنگه مالاکا صرفاً یک گلوگاه دریایی نیست؛ بلکه نقطه اتکای توازن قدرت در حال تحول در هند و اقیانوس آرام است. در حالی که چین با ابتکار کمربند و راه و پروژه‌هایی مانند CPEC به دنبال گسترش نفوذ جهانی و ایجاد مسیرهای دریایی جایگزین است، وابستگی آن به تنگه مالاکا همچنان یک آسیب‌پذیری راهبردی باقی مانده که از آن به عنوان «معضل مالاکا» یاد می‌شود. هند با درک این واقعیت، خود را به عنوان یک وزنه تعادل دریایی مطرح کرده است؛ نه با تقلید از الگوی گسترش جهانی چین، بلکه با تقویت استقلال راهبردی منطقه‌ای خود.

هند از طریق سرمایه‌گذاری‌های راهبردی در بنادری مانند ویژینجام، احیای کریدورهای حیاتی مانند کلادان و تقویت روابط دیپلماتیک با همسایگان، در حال ایجاد یک ساختار ژئوپلیتیک مستقل است که جاه‌طلبی‌های دریایی چین را بدون وابستگی به پلیس جهانی ایالات متحده مهار می‌کند. این رویکرد هوشمندانه، ضمن تقویت نفوذ منطقه‌ای هند، حاکمیت این کشور را در سیاست خارجی حفظ می‌کند و آن را به چشم‌انداز «ویشوا گورو» (معلم جهانی) نزدیک‌تر می‌سازد؛ الگویی برای دیگر ملت‌ها که چگونه می‌توان بدون وابستگی به قدرت‌های جهانی از سرزمین مادری خود محافظت کرد.

در عصر رقابت چندقطبی، تنگه مالاکا به ابزاری راهبردی و حیاتی تبدیل شده است. با ادامه تعمیق توانمندی‌های دریایی و تقویت اتحادهای منطقه‌ای هند، ظهور این کشور به عنوان یک قدرت راهبردی جهانی که بر توانایی‌های خود تکیه کرده و به قطعیت‌های رو به زوال هژمونی آمریکا و دیگر قدرت‌ها وابسته نیست، بیش‌ازپیش آشکار می‌شود.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.