پروژۀ بلندپروازانۀ «پل زمینی» تایلند، که کریدوری ۹۰ کیلومتری برای اتصال خلیج تایلند به دریای آندامان است، به صحنۀ جدیدی از رقابت ژئوپلیتیک میان چین و هند تبدیل شده است. این طرح که با دورزدن تنگۀ شلوغ مالاکا، میتواند زمان سفر کشتیها را تا چهار روز و هزینهها را تا ۱۵ درصد کاهش دهد، بیش از یک پروژۀ زیرساختی، یک ابزار نفوذ راهبردی است.
برای چین، این پل زمینی یک راهحل بالقوه برای «معضل مالاکا» است؛ یعنی آسیبپذیری این کشور در برابر محاصرۀ احتمالی این تنگه که بیش از ۸۰ درصد واردات نفت چین از آن عبور میکند. اگرچه پکن پیشازاین کریدورهای جایگزینی مانند بندر کیائوکپیو در میانمار و کریدور اقتصادی چین-پاکستان را دنبال کرده، اما یک پل زمینی کارآمد در تایلند که به استانهای جنوب غربی چین متصل شود، میتواند یک «تغییردهندۀ بازی» باشد. با این حال، پکن پس از تجربۀ چالشهایی در پروژههای دیگر، با احتیاط به این طرح نزدیک میشود.
از سوی دیگر، هند این پل زمینی را تهدیدی برای تسلط راهبردی خود بر اقیانوس هند میبیند. با افزایش حضور چین در بنادر منطقه، از گوادر پاکستان تا هامبانتوتای سریلانکا، نگرانی دهلینو از «محاصرهشدن» واقعی است. به همین دلیل، هند با تعامل با تایلند و بررسی مشارکت در این پروژه، به دنبال کاهش نفوذ چین و پیشبرد چشمانداز خود برای اتصال در منطقۀ هند و اقیانوس آرام است.
اما در این رقابت، شاید بازیگر تعیینکننده یک طرف ثالث باشد: کشورهای بیطرف و ثروتمندی مانند امارات متحدۀ عربی. شرکت لجستیکی غولپیکر اماراتی، «دیپی ورلد»، با ابراز علاقه به سرمایهگذاری، میتواند بدون آنکه یک تهدید راهبردی تلقی شود، در این پروژه نقش ایفا کند. تایلند نیز که از خطرات اتکای بیش از حد به یک قدرت آگاه است، فعالانه بهدنبال متنوعسازی منابع مالی از طریق جذب سرمایه از ژاپن و غرب است. در نهایت، درحالیکه چین و هند بر سر این باریکۀ ۹۰ کیلومتری از خاک تایلند رقابت میکنند، بازیگران راهبردی و زیرکی مانند امارات، با ارائۀ «سرمایه بدون اجبار و شراکت بدون سیاست»، ممکن است بیش از هر یک از این دو غول منطقهای، آیندۀ این پل زمینی را شکل دهند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
