سال ۲۰۲۵ را باید سال پایان توهم «وحدت عربی» دانست. در حالی که ماشین جنگی اسرائیل با منطق «زمین سوخته» و تکیه بر دکترین «اسرائیل بزرگ»، غزه را به تلی از خاکستر بدل کرد و کرانۀ باختری را با تیغ شهرکسازیهای E1 درید، پایتختهای عربی در انفعالی تاریخی فرو رفتند. در یک سال اخیر این رژیم با حمله به قطر، یمن، لبنان، سوریه و حتی تونس به حریم شش کشور عربی تجاوز کرد اما نه تنها پاسخی دریافت نکرد بلکه در موقعیتهای مختلف از همکاری شرکای منطقهای بهره برد. اما در این میان، یک بازیگر نه تنها منفعل نبود، بلکه با زیرکی تمام، مسیر خود را از سرنوشت جمعی جهان عرب جدا کرد؛ امارات متحده عربی.
آنچه امروز در غزه میگذرد، صرفا یک فاجعۀ انسانی نیست؛ بلکه میدان آزمونی است که در آن، دو راهبرد متضاد در جهان عرب با هم برخورد کردهاند. یک سوی میدان، کشورهایی نظیر عربستان، قطر و مصر ایستادهاند که بقای خود را در مهار آتش جنگ و احیای راهکار دو دولتی میبینند؛ هرچند ابزارهایشان در برابر ارادۀ آهنین تلآویو بیاثر شده است. اما در سوی دیگر، ابوظبی ایستاده که بقای خود را نه در تقابل، بلکه در همترازی با نظم امنیتی جدید اسرائیل تعریف کرده است.
این همسویی، شکافی پرناشدنی در دیپلماسی عربی ایجاد کرده است. وقتی دونالد ترامپ طرح آتشبسی مبنی بر کوچاندن اجباری جمعیت فلسطینی را پیشنهاد داد، سکوت معنادار و گشایش دیپلماتیک امارات، صفوف اعراب را درهم شکست. گزارشها حاکی از آن است که ابوظبی حتی در لابیگری علیه طرحهای جایگزین اتحادیۀ عرب نیز نقش داشته است. منطق ابوظبی روشن است: فلسطین دیگر یک «آرمان» نیست، بلکه یک «پروندۀ امنیتی» است که باید در چارچوب معاملههای کلان با اسرائیل و آمریکا مدیریت شود.
این رویکرد، تنها به غزه محدود نمیشود. ردپای امارات در جنگ داخلی سودان و حمایت از نیروهای واکنش سریع یا پشتیبانی از جداییطلبان جنوب یمن و سومالیلند، همگی قطعات یک پازل واحدند. تضعیف دولتهای مرکزی در نقاطی که هرج و مرج به جای ثبات منافع امارات را تامین میکند، در دستور کار ابوظبی قرار گرفته و طی آن دولتها با شبکهای از «مشتریان امنیتی» و گروههای شبهنظامی جایگزین میشوند. اسرائیل و امارات، هر دو با روشهایی متفاوت اما مکمل، در حال تکهتکه کردن جغرافیای سیاسی منطقه هستند؛ یکی با تانک و بولدوزر در غزه و کرانه باختری، و دیگری با دلار و شبهنظامیان در شاخ آفریقا.
سفر رئیس دولت امارات به قبرس و توافقات صورتگرفته برای اتصال کابلهای برق و داده، حلقۀ تکمیلکننده این زنجیره بود. قبرس اکنون نه فقط دروازۀ جغرافیایی امارات در مدیترانۀ شرقی، بلکه سکویی امن برای همکاریهای سهجانبه با اسرائیل است؛ جایی دور از چشم افکار عمومی خشمگین عرب. این همکاریها نشان میدهد که برای امارات، پیوند با اقتصاد تکنولوژیمحور اسرائیل و بازارهای اروپا، اولویتی فراتر از همبستگی با همسایگان عرب دارد.
چشمانداز سال ۲۰۲۶ میتواند بسیار تیره باشد. اگر قاهره، ریاض و آنکارا نتوانند در برابر این محور جدید موازنهای ایجاد کنند، غزه تنها قربانی نخواهد بود. خطر اصلی، تثبیت الگویی است که در آن، کشورهای عربی نه به عنوان یک بلوک واحد، بلکه به عنوان پیمانکاران فرعی در نظم امنیتی «اسرائیل بزرگ» ادغام میشوند. در این نظم جدید، فلسطین حذف میشود و منطقه به مجموعهای از شبهدولتهای مطیع رژیم صهیونیستی تبدیل میشود؛ سرنوشتی که امارات برای خود در سمت برندۀ آن جا رزرو کرده است.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
