تسلیم یا نابودی 

یادداشت ورودیه پرونده مقاومت شماره پانزدهم

آذر ۱۵, ۱۴۰۴

 

پیام‌های هشدارآمیزی که از پایتخت‌های مختلف به بیروت می‌رسد، روشن است: لبنان بر سر یک دوراهی تاریخی ایستاده که یک سوی آن تسلیم و سوی دیگرش،تهدید به تکرار سناریویی مشابه غزه است.

فشارهای دیپلماتیک اخیرا با سفر وزیر خارجه مصر به بیروت به اوج خود رسید. قاهره که به ظاهر در قامت یک میانجی ظاهر شده بود، در عمل حامل اولتیماتوم اسرائیل بود. پیشنهادات اولیه مبنی بر «توقف اقدامات نظامی» حزب‌الله، به سرعت جای خود را به مطالبه‌ای بسیار رادیکال‌تر داد: «خلع سلاح کامل» مقاومت، آن هم با شروع فوری از جنوب رود لیتانی. همه‌چیز با وضوح بسیار بالایی اعلام شد؛ اگر لبنان این خواسته را نپذیرد، تهاجم ویرانگر اسرائیل، شامل عملیات هوایی و زمینی، تا پیش از پایان سال حتمی است. این رویکرد که یادآور منطق «تسلیم یا نابودی» است، مقامات لبنانی را غافلگیر کرد، چرا که میانجی، در عمل به سخنگوی یک‌طرفه مطالبات تل‌آویو بدل شده بود. انگیزه مصر در این میان، نه صرفا نگرانی برای لبنان، بلکه تلاش برای حفاظت از توافق شکننده غزه و جلوگیری از سرایت بحران به مرزهای خود است.

همزمان با این فشارهای دیپلماتیک، اسرائیل کارزار نظامی خود را در «منطقه‌ای خاکستری میان جنگ و صلح» با جدیت پیش می‌برد و به نظر می‌رسد نگرانی‌ای از بابت پاسخ مقاومت لبنان نداشته باشد. ترور شهید ابوعلی طباطبایی، از فرماندهان ارشد و کهنه‌کار حزب‌الله که مسئولیت بازسازی توان نظامی این گروه را بر عهده داشت، صرفا یک عملیات تاکتیکی نبود؛ بلکه پیامی استراتژیک به بیروت و تهران بود. این اقدام نشان داد که پیگیری دکترین نظامی پسا ۷ اکتبر برای اسرائیل همچنان با قوت امتداد خواهد یافت. رژیم دیگر منتظر «نیات» دشمنانش نمی‌ماند، بلکه «توانمندی‌های» آن را در نطفه هدف قرار می‌دهد. با بیش از هزار و پانصد حمله از زمان آتش‌بس، تل‌آویو با آزادی عمل کامل در آسمان و زمین لبنان، درتلاش است تا مانع از تجدید قوای حزب‌الله شود. ارزیابی نهادهای اطلاعاتی اسرائیل این است که ارتش لبنان توان یا اراده خلع سلاح حزب‌الله را ندارد و این ماموریت را باید خودشان به انجام برسانند.

از سوی دیگر با وجود دشمنی کشورهای حاشیه خلیج فارس با جریان مقاومت، ترجیح آن‌ها این است که در زمین تل‌آویو نیز بازی نکنند. البته در ظاهر، ریاض(به عنوان اصلی‌ترین بازیگر عربی در محیط لبنان) و تل‌آویو هدفی مشترک دارند؛ پایان دادن به حضور مسلحانه حزب‌الله. اما واقعیت این است که اهدافشان در تضاد است. اسرائیل به دنبال تبدیل لبنان به یک منطقه حائل امنیتی و کشوری خنثی‌شده تحت کنترل خود است و هیچ قصدی برای شراکت با قدرت‌های عربی ندارد. از این منظر، عربستان در خطر تبدیل شدن به «خزانه‌دار» پروژه‌ای است که در تل‌آویو و واشنگتن طراحی شده و عملا هزینه به حاشیه رانده شدن نفوذ خود در لبنان را پرداخت خواهد کرد. تل‌آویو از فشار مالی ریاض به‌عنوان اهرمی برای به زانو درآوردن لبنان استقبال می‌کند، اما آن را شریکی در تصمیم‌گیری‌های امنیتی نمی‌بیند.

در واقع لبنان امروز در منگنه سه قدرت گرفتار شده است: فشار نظامی بی‌وقفه اسرائیل، اولتیماتوم‌های دیپلماتیک با واسطه‌گری منطقه‌ای، و اهرم‌های اقتصادی که توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس و غرب کنترل می‌شود. در حالی که حزب‌الله با حمایت ایران مصمم به بازسازی توان بازدارندگی خود است و آن را برای دفاع از حاکمیت لبنان ضروری می‌داند، اسرائیل نیز مصمم‌تر از همیشه برای نابودی این توانمندی به نظر می‌رسد‌.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.