پاکستان و عربستان سعودی هفتۀ گذشته یک پیمان دفاعی امضا کردند که تضمینهای امنیتی متقابل را فراهم میکند. این توافقنامه به احتمال زیاد پیامدهایی برای جنوب آسیا خواهد داشت، زیرا در لحظهای بسیار پرتنش در منطقه منعقد شده است. این پیمان به دنبال درگیری کوتاه، اما شدید هند و پاکستان در ماه می، پس از یک حملۀ تروریستی در کشمیر تحت کنترل هند که دهلینو آن را تحت حمایت اسلامآباد میداند، صورت میگیرد.
در پی درگیری نظامی ماه می، مقامات هندی از اینکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، میزبان عاصم منیر، فرماندۀ ارتش پاکستان، در کاخ سفید بود، دلخور شدند. هند همچنین از ادعای ترامپ مبن بر اینکه او نقشی محوری در کاهش تنش درگیری و برقراری آتشبس داشته، رنجید. روابط هند و پاکستان اکنون در پایینترین سطح خود در دهههای اخیر قرار دارد و پیمان جدید احتمالاً موجب ناراحتی بیشتر در دهلینو خواهد شد.
توافق دفاعی بین پاکستان و عربستان سعودی، با توجه به پیوندهای تاریخی آنها، نباید غافلگیرکننده تلقی شود. این دو کشور دارای قرابت ایدئولوژیک مشترک و دیرینهای هستند؛ هر دو جمعیت قابلتوجهی از مسلمانان سنی مذهب و پایبند به اصول دینی دارند. آنها از اواخر دهۀ ۱۹۷۰، در دوران رژیم نظامی ضیاءالحق در پاکستان، یک مشارکت استراتژیک نزدیک، هرچند غیررسمی را پایهریزی کردند. این رابطۀ استراتژیک در طول سالها اثرات خود را نمایان ساخت. در جنوب آسیا، منافع پاکستان و عربستان بهخوبی با یکدیگر همسو بود؛ هر دو قصد داشتند هزینههای تهاجم و اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی را بالا ببرند. سعودیها احساس میکردند باید از یک کشور مسلمان دیگر دفاع کنند، در حالی که پاکستان حضور شوروی در افغانستان را یک تهدید امنیتی میدانست. ایالات متحده به نوبۀ خود در دورۀ ریاستجمهوری رونالد ریگان، از تمایل عربستان سعودی برای ارائۀ کمک مالی به پاکستان در حمایت از تلاشهای جنگی علیه شورویها خشنود بود.
روابط پاکستان و عربستان، هرچند با فراز و نشیبهایی، مدتها پس از مرگ ضیاء در سال ۱۹۸۸ ادامه یافت. مشکلات اقتصادی مزمن پاکستان تضمین میکرد که این کشور برای کمک مالی به عربستان سعودی روی آورد، یک شاهرگ حیاتی که امروز نیز به حمایت حیاتی از اقتصاد بیمار آن ادامه میدهد. این امر به ریاض نفوذ قابلتوجهی در سیاست پاکستان داده و به آن اجازه داده است تا نسخۀ مورد نظر خود از اسلام را در این کشور ترویج دهد. این دو کشور همچنین در سازمان همکاری اسلامی زمینههای مشترکی یافتند.
بنابراین، انعقاد پیمان دفاعی جدید باید بهعنوان نقطه اوج منطقی یک رابطۀ صمیمانۀ مبتنیبر باورهای مشترک و منافع متقابل دیده شود. پس چه چیزی تصمیم بهظاهر ناگهانی برای انعقاد این توافق در حال حاضر را توضیح میدهد؟ تحلیلگران و روزنامهنگاران حدس زدهاند که اگرچه مذاکرات دوجانبه سالها در جریان بوده، اما زمانبندی این توافق از تحولات اخیر در خاورمیانه بهویژه، حملۀ هوایی اسرائیل به رهبری حماس در دوحه قطر در ۹ سپتامبر نشأت میگیرد. هم پاکستان و هم عربستان سعودی، دستکم بهطور اسمی، از آرمان فلسطین حمایت میکنند و نقض حاکمیت قطر، رهبری سیاسی در اسلامآباد و ریاض را رنجاند.
این پیمان بدین معناست که پاکستان، بهعنوان یک کشور مجهز به سلاح هستهای و دارای موشکهای بالستیک در زرادخانۀ خود، اکنون میتواند چتر هستهای خود را بر سر عربستان سعودی بگستراند. چنین امکانی را نباید بهعنوان یک خیالپردازی نادیده گرفت. در دهه ۱۹۸۰، عربستان سعودی به برنامۀ نوپای سلاحهای هستهای پاکستان کمک اقتصادی کرد که بخشی از آن به دلیل تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای بود. امروز، یک توافق دفاعی رسمی با یک کشور هستهای، ممکن است به ریاض میزانی از اطمینان خاطر در برابر تهران را اعطا کند.
پیمان دفاعی پاکستان و عربستان سعودی همچنین پیامدهای چندگانهای برای صلح و ثبات در جنوب آسیا دارد. چین، حامی اصلی و متحد سرسخت پاکستان، تلاش خواهد کرد تا اطمینان حاصل کند که این پیوند امنیتی جدید از نفوذش در پاکستان نمیکاهد. برای این منظور، چین احتمالاً تأمین نظامی خود به پاکستان را افزایش داده و سرمایهگذاریهای زیرساختی خود در این کشور را حفظ خواهد کرد. شایان ذکر است که پاکستان در درگیری ماه مه با هند عمدتاً به سلاحهای ساخت چین متکی بود.
هم خود توافق و هم واکنشهای احتمالی پکن، به بررسی دقیق از سوی مقامات در دهلینو منجر خواهد شد. دلایل چنین هوشیاریای در هند روشن است. پاکستان رابطهای دیرینه با چین دارد، در دورۀ ترامپ با ایالات متحده گرم گرفته و اکنون یک توافق دفاعی با عربستان سعودی منعقد کرده است. اسلامآباد دو متحد با جیبهای پر پول که از قضا با یکی از آنها پیمان امنیتی متقابل امضا کرده، به دست آورده است.
این شبکه از مشارکتها به احتمال زیاد پیامدهای نوینی برای محاسبات امنیتی پاکستان خواهد داشت. تحت رهبری منیر، اسلامآباد پیش از این تمایل بیشتری برای درگیر شدن در جنگ لفظی با دهلینو از خود نشان داده است. فرماندۀ ارتش پس از بازدید از فرماندهی مرکزی ایالات متحده در فلوریدا در ماه آگوست، در یک سخنرانی تند برای اعضای دیاسپورای پاکستانی، به نقش زرادخانۀ هستهای پاکستان در هرگونه درگیری آینده با هند اشاره کرد.
در ماه آپریل، کمی پیش از حملهای که به درگیری ماه می منجر شد، منیر در سخنرانی دیگری صراحتاً به «نظریۀ دو ملت» اشاره کرد، ایدهای که بنیانگذار پاکستان، محمدعلی جناح، در اوایل دهه ۱۹۴۰ مطرح کرد. این نظریه بر این باور است که هندوها و مسلمانان دو ملت متمایز و ازلی را تشکیل میدهند و بنابراین محکوم به اختلاف آشتیناپذیر هستند. قابل درک است که سخنرانی منیر، خشم بسیاری از هندیها را برانگیخت. پیمان دفاعی با عربستان سعودی ممکن است منیر را حتی ریسکپذیرتر کند. با توجه به تضمین امنیتی مندرج در این توافق، نارندرا مودی، نخستوزیر هند که در تلافی علیه آنچه حملات تحت حمایت پاکستان در خاک هند میداند، تردید چندانی از خود نشان نداده است، ممکن است از ترس تشدید تصاعدی درگیری، در توسل سریع به زور تردید کند. با این وجود، فشار سیاسی داخلی در هند برای پاسخ به تحریکات پاکستان، ممکن است محاسبات مودی را تغییر دهد. این شرایط نوظهور ممکن است آن به اصطلاح ثبات ناپایدار را که از زمان دستیابی آشکار هر دو کشور به سلاحهای هستهای در سال ۱۹۹۸، مشخصۀ رابطۀ هند و پاکستان شده است، تضعیف کند. با وجود یک جنگ محدود زیر سایه سلاحهای هستهای، دو طرف به یک درگیری تمامعیار کشیده نشدهاند.
با این حال، پیمان دفاعی پاکستان و عربستان، موفقیت نظامی ادراکشده پاکستان در درگیری ماه می و تمایل بیشتر به ریسکپذیری تحت رهبری منیر، میتواند به آنچه توماس شلینگ، پژوهشگر برجستۀ مطالعات امنیتی، «دستکاری ریسک مشترک جنگ» مینامد، منجر شود؛ زمانی که دشمنان یکدیگر را تا آستانۀ پرتگاه پیش میبرند، به این امید که طرف مقابل عقبنشینی کند. یک رهبری پاکستانی جسورتر و ریسکپذیرتر ممکن است خویشتنداری هند را در بحرانهای پیشرو بیازماید.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
