بلوک اوراسیایی فناوری

چرا باید به تحلیل‌های ضدروسی بی‌اعتنا باشیم؟ / یادداشت ورودی پرونده هفدهم

دی ۱, ۱۴۰۴

کسانی که از راهبردی‌شدن روابط ایران با روسیه نگران هستند، عمدتا از آغاز جنگ اوکراین به این سو، فعالیت رسانه‌ای و کارشناسی خود را شدیدتر کرده‌اند. یکی از استدلال‌های مشهور آن‌ها، این است که اقتصاد روسیه، اقتصاد مکمل ما نیست. یعنی تولیدات و منابع آن‌ها و تولیدات و منابع ما، کمابیش مشابه است و نمی‌توانیم آنچنان روی روابط گرم‌تر اقتصادی، صابون منفعت بیشتر را به شکم بزنیم.

با این حال موشکافی مفهوم اقتصاد مکمل، چیزهایی دربارۀ این انگیزۀ ضدروسی می‌گوید. ظاهر این مفهوم این است که اگر من جنس الف را تولید میکنم، کشوری باشد که به الف احتیاج داشته باشد و متقابلا جنس ب را تولید کند که من به آن محتاجم. در این شرایط چفت‌شدن روابط و ایجاد زیرساخت‌های تسهیل‌گر آن، یک اولویت خواهد بود. اما اقتصاد مکمل، در عمل خشن‌تر است. مثلا کشوری که منابع طبیعی نظیر نفت و گاز دارد، می‌تواند اقتصاد مکمل کشوری شود که توسعه‌یافته است و صنایع فناورانه بزرگ و متعدد دارد. در چنین شرایط، این رابطه، چندان تکمیل‌کننده نیست بلکه سبکی از استثمار کشور صاحب منابع محسوب می‌شود. این رابطه را ما بیش از یک قرن است که داریم و البته روسیه نیز در نسبت با اروپا، چنین رابطه‌ای را تجربه می‌کرد.

با وقوع جنگ اوکراین و قطع اتصال روسیه به اروپا، یک انسداد در تنبلی و راحت‌طلبی سیاست‌گذارانه روسیه رخ داده است که البته برای ما، تبدیل به خاطره شده است. روسیه امروز درست مثل ما، به سادگی قبل نمی‌تواند اقتصاد مکمل یک کشور بزرگ و توسعه‌یافته باشد. البته که چین همواره همان در پشتی وسوسه‌کننده‌ای است که هم روسیه و هم ایران را به تداوم وضع سابق سیاست‌گذاری دعوت می‌کند. اما واضح است حتی با وجود چین، اوضاع مثل سابق نیست. کما اینکه دست‌کم همین وابستگی شدید به چین، خود یک نگرانی سیاسی است که می‌تواند انگیزه‌های جدیدی را در ایران و روسیه، شعله‌ور کند.

اگر قبول کنیم که ما نه می‌توانیم نه مطلوب است که در قامت خام‌فروش، اقتصاد مکمل کشورهای دیگر باشیم، آنگاه روسیه تقریبا تنها کسی است که وضع ما را درک می‌کند و می‌تواند خواب و خیال‌های مشترکی با ما داشته باشد. این خواب و خیال‌ها، مشخصا و اکیدا در نقطه‌ای است که ما پیشتر به آن‌ کمتر توجه می‌کرده‌ایم: صنعتی‌شدن و توسعه پایین‌دست صنایع فراوری منابع.

اینجا، دقیقا نقطه‌ای است که تشابهات ما، می‌تواند استخر مشترکی از منابع را پدید آورد تا در لحظۀ فکرکردن به توسعۀ فناوری‌های پیشرفته، نگران امنیت و تداوم تامین منابع خام نباشیم. امری که دست‌کم برای ما، به‌واسطۀ عوامل اجتماعی و امنیتی، بسیار حادتر بوده است. بنابراین در اتحاد اوراسیای فناوری، ایران می‌تواند به شکل غیرمنتظره‌ای، خریدار نفت و گاز روسیه (و نه صرفا کریدوری برای فروش خام آن به اقیانوس‌های جنوبی) باشد. مشروط به اینکه در این اتحاد، کل زنجیرۀ ارزش، به اشتراک گذاشته شود. این رابطه که از منابع، تا دانش و تامین مالی آن، اشتراکی خواهد بود، می‌تواند زمینه شکل جدیدی از روابط راهبردی باشد. روابطی که دست‌کم در دوران هژمونی قدرت‌ها، کمتر می‌توان سراغی از آن دید. شاید شبیه‌ترین رابطه که البته خالی از سلطه‌جویی یکی از طرف‌ها نیست، اتحاد ایالات متحده با بریتانیا باشد. وگرنه در مابقی اتحادهای مرسوم، کشور پایین‌دست کاملا آچمز است.

برنامه‌های توسعه فناوری در حوزه‌های مختلف فناوری از جمله کشاورزی، دارو، انرژی، خودرو، فناوری اطلاعات و… دقیقا آن چیزی است که می‌توان یک رابطۀ مولد، متوازن و البته ترسناک برای دشمنان را رقم بزند. در این فرصت طلایی که البته چندسالی از گشوده‌شدنش می‌گذرد و بعید نیست که تحت فشار غربگرایان روسی و ایرانی، دچار انسداد شود، پراکندن تخم ادبیات تاریخی ضدروسی، هیچ ارزش‌افزوده اخلاقی‌ای برای گویندگانش ندارد. چرا که در لحظۀ از دست رفتن این فرصت، هم روسیه و هم ایران، مسیر اضمحلال خام‌فروشانه‌شان را از سر خواهند گرفت و در نتیجه گویندگان آن نفرت‌پراکنی‌ها، قطعا خائنین ملی محسوب خواهند شد.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.