بازیگری نیابتی با نظارت واشنگتن

ترکیه می‌کوشد جای پای خود را در غزه محکم کند

مهر ۲۹, ۱۴۰۴

با برقراری آتش‌بس در ۹ اکتبر، آنکارا بار دیگر خود را به عنوان بازیگری محوری در صحنۀ دیپلماسی منطقه به نمایش گذاشت. حضور ترکیه در کنار مصر، قطر و ایالات متحده در مذاکرات شرم‌الشیخ، فراتر از یک ژست بشردوستانه، تلاشی حساب‌شده برای بازتعریف نقش این کشور در فردای جنگ بود؛ نقشی که از مسیر هماهنگی‌های امنیتی، مشارکت در بازسازی و میانجیگری سیاسی می‌گذرد.

از آغاز جنگ، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، با اتخاذ مواضعی تند، اقدامات تل‌آویو را «نسل‌کشی» خواند و حریم هوایی و تجارت با اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد؛ هرچند این تجارت به شکلی غیرمستقیم ادامه یافت ​. این اقدامات که بیشتر نمادین بودند تا تأثیرگذار، با هدف فاصله‌گذاری آنکارا از موضع جانبدارانۀ غرب و تقویت تصویر خودساخته‌اش به عنوان «صدای اخلاقی جهان اسلام» طراحی شده بود

نمادگرایی در خدمت راهبرد

در پشت پرده، ترکیه به شدت برای تثبیت جایگاه خود در نظم پس از جنگ تلاش می‌کرد. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه، با تأکید بر هماهنگی با مصر، قطر و آمریکا، از نزدیک شدن مذاکرات به یک نقطه عطف خبر داد ​. به گزارش رویترز، آنکارا در تدوین سازوکارهای نظارت بر آتش‌بس مشارکت داشته و به «کارگروه غزه» که مسئولیت نظارت بر تبادل اسرا را بر عهده دارد، پیوسته است ​.

روزنامۀ «هاآرتص» گزارش داد که حماس از ترکیه خواسته است تا به عنوان ضامن قابل اعتماد عمل کند، در حالی که «جروزالم پست» مدعی شد آنکارا قصد دارد از نقش خود در غزه به عنوان اهرمی برای گسترش نفوذ در عراق و سوریه بهره ببرد. وب‌سایت «المانیتور» اما رویکرد ترکیه را کم‌حاشیه توصیف کرد؛ حرکتی حساب‌شده برای پرهیز از تحریک قدرت‌های منطقه‌ای و برخورد با واشنگتن یا قاهره.

ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، نیز مستقیماً در مذاکرات مصر شرکت داشت و ضمن انتقال پیام‌های آنکارا به حماس، با تمام طرف‌ها به جز اسرائیل دیدار کرد ​. در طرح پیشنهادی برای تشکیل یک نیروی حافظ صلح بین‌المللی، از ترکیه به عنوان یک عضو بالقوه نام برده شده است. با این حال، به نظر می‌رسد آنکارا ترجیح می‌دهد به نقشی نظارتی بسنده کند و از استقرار مستقیم نیرو که می‌تواند با واکنش تند تل‌آویو یا ناتو مواجه شود، نگران است.

کمک‌های بشردوستانه همچنان دروازه ورود ترکیه به غزه است. آنکارا اعلام کرده که کاروان‌های کمک‌رسانی از طریق گذرگاه رفح از سر گرفته خواهد شد و بازسازی «بیمارستان دوستی ترکیه و فلسطین» در دستور کار است ​. این شکل از دیپلماسی با ظاهر بشردوستانه، به ترکیه امکان حضور میدانی را بدون درگیری مستقیم نظامی می‌دهد.

محدودیت‌های راهبردی آنکارا

جاه‌طلبی‌های ترکیه با محدودیت‌های ساختاری جدی روبروست. گسست در روابط با اسرائیل، یادآور بحران کشتی «ماوی مرمره» است، اما هماهنگی‌های امنیتی در سوریه همچنان ادامه دارد. این آمیزه از لفاظی‌های خصمانه و همکاری‌های محتاطانه، جوهرۀ دیپلماسی آنکاراست: اعتراضی نمایشی همراه با عمل‌گرایی حساب‌شده.

در رهبری مسئلۀ فلسطین، ترکیه با رقابت سرسختانۀ مصر روبروست. قاهره بر مشروعیت تاریخی، مرز مشترک و روابط ریشه‌دار با جناح‌های فلسطینی تکیه دارد، در حالی که آنکارا، با وجود لفاظی‌های قدرتمند، فاقد اهرم میدانی قابل مقایسه است.

همزمان، پایتخت‌های غربی از هرگونه ردپای نظامی ترکیه در غزه ناخشنودند. آنها از میانجی‌گری آنکارا حمایت می‌کنند، اما استقرار نیروی یک عضو ناتو را که مواضعی متفاوت در قبال سوریه و ایران دارد، برنمی‌تابند. از این رو، آنکارا بر قدرت نرم خود یعنی قرابت فرهنگی، جذابیت بشردوستانه و دسترسی لجستیکی، متمرکز شده است.

با این حال، بزرگترین مانع بر سر راه اردوغان، شکاف میان سرکشی لفاظانه و نتایج واقعی است. آنکارا کنش‌گری خود را به دستاوردهای ملموس برای فلسطینیان تبدیل نمی‌کند و در این مسیر با سوءاستفاده از رنج آنان، به پیشبرد اهداف خود می‌پردازد.

غزه، آوردگاه نیابتی

با این همه، دوران پس از جنگ فرصت‌های کلیدی را برای ترکیه فراهم می‌آورد. بازسازی غزه، با برآورد هزینۀ ۷۰ میلیارد دلاری، قراردادهای سودآوری را برای شرکت‌های ترکیه‌ای به ارمغان می‌آورد. آنکارا همچنین می‌تواند با مشارکت در آموزش پلیس یا پشتیبانی اداری، حضوری نهادینه و بلندمدت را برای خود تضمین کند. این مدل تدریجی، بازتابی از واقع‌گرایی جدید آنکاراست که در آن، هیاهو جای خود را به تعامل بوروکراتیک پایدار می‌دهد.

راهبرد ترکیه را می‌توان در سه محور خلاصه کرد:

۱. میانجی‌گری سیاسی: بهره‌گیری از روابط با حماس و غرب برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک گفتگوکنندۀ مشروع

۲. هماهنگی امنیتی: جایگاه‌یابی برای یک نقش نظارتی در آینده، بدون حضور نیروی زمینی

۳. نفوذ بشردوستانه: تعمیق نفوذ از طریق کمک و بازسازی، و پرهیز از درگیری‌های مبتنی بر قدرت سخت

اسب تروای واشنگتن

واشنگتن با نگاهی راهبردی و سرد به دخالت ترکیه می‌نگرد. با توجه به اینکه اخوان‌المسلمین به عنوان یک «پروکسی خفته» برای آنکارا عمل می‌کند، تعامل اردوغان، وزنۀ تعادلی سنی در برابر ایران، عاملی مهارکننده برای قاهره، و کانالی با ظاهر مذهبی برای نفوذ بر جناح‌های فلسطینی فراهم می‌کند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نقش فوق‌العادۀ اردوغان را در تضمین آتش‌بس ستود، اما این ستایش به معنای خودمختاری نیست. واشنگتن همچنان معماری دخالت آنکارا را از طریق چارچوب‌های بین‌المللی مدیریت می‌کند. همانند مناطق کاهش تنش در سوریه، واشنگتن به دنبال برون‌سپاری مسئولیت بدون واگذاری کنترل است.

آنکارا با جاه‌طلبی‌های نئوعثمانی خود، در تلاش است تا از یک تماشاگر به یک سهامدار تبدیل شود و «دیده‌شدن نمادین» را به «اهرم نفوذ واقعی» بدل کند. اما دالان‌های حرکت آن باریک است و توسط اولویت‌های آتلانتیکی، بی‌اعتمادی اسرائیل و رقابت‌های عربی محدود شده است. واشنگتن، آنکارا را یک میانجی مفید می‌بیند که طرح‌های آمریکا را پیش می‌برد و همزمان ریسک منطقه‌ای را جذب می‌کند.

حضور ترکیه در غزه به آن دیده‌شدن می‌بخشد، اما قدرت تعیین‌کنندۀ اندکی به آن می‌دهد. غزه اکنون یک میدان آزمون است؛ جایی که آنکارا وزن منطقه‌ای خود را می‌آزماید و واشنگتن مدل کنترل غیرمستقیم خود را بهینه‌سازی می‌کند. در حالی که آنکارا در عرصۀ عمومی خود را مطرح می‌کند، تصمیمات واقعی در پایتخت‌های خارجی گرفته می‌شود. چالش ترکیه، پیمودن فضای باریک میان دیده‌شدن و خودمختاری است. در غزه، دیپلماسی پس از جنگ، صحنه‌ای برای نبردهای عمیق‌تر بر سر آیندۀ فلسطین است و آنکارا می‌کوشد تا بر سر این میز، جایی برای خود باز کند. اما در حال حاضر، این واشنگتن است که خطوط بازی را ترسیم می‌کند.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.