سفر ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات متحدۀ عربی به قبرس که نخستین سفر رسمی رئیس دولت امارات به این جزیره به شمار میرود، نشانگر تغییری در سطح تعاملات دوجانبه بود. این بازدید گذار روابط از مرحلۀ گفتگو به فاز اجرا را تایید کرد و سیگنالی از ارادۀ دوطرفه برای دستیابی به نتایج ملموس فرستاد. همچنین، در برههای از تعدیلات منطقهای، تحولات مدیترانۀ شرقی را بهشکل مستقیمتری با خلیج فارس پیوند زد.
این تغییر بر بستری از دگرگونیهای پیشین استوار بود. روابط میان قبرس و امارات در سالهای اخیر از طریق همکاریها گسترش یافته است. گفتگوی سیاسی افزایش یافت و هماهنگیها به حوزههای اقتصادی، انرژی و بشردوستانه امتداد یافت. نمونۀ بارز آن همکاری در چارچوب طرح «آمالتیا» است؛ در زمانی که رژیم صهیونیستی به علت ارتکاب نسلکشی و گرسنگی دادن به مردم غزه تحت فشار سیاسی و افکار عمومی جهان بود، قبرس سکوی لجستیکی برای ارسال کمکهای دریایی به غزه را فراهم کرد، در حالی که امارات تامین مالی و پشتیبانی مادی را بر عهده گرفت. این سازوکار نشان داد که دو طرف چگونه میتوانند در مواقع بحران، مسئولیتهای خود را در قبال همکاری با اسرائیل تقسیم کنند.
به موازات این امر، امارات واحدهای آبشیرینکن را بهصورت رایگان به جمهوری قبرس منتقل کرد؛ اقدامی که نشان داد همکاری دوجانبه در زمان افزایش فشار عملیاتی، چگونه میتواند نتایج مستقیم به بار آورد.
نقشۀ راه عملیاتی
با تکیه بر این شالوده، مذاکرات در جریان این سفر بر گامهای مشخص متمرکز بود؛ از جمله ترسیم نقشۀ راهی برای پروژههایی که هدفشان تقویت نقش قبرس بهعنوان نقطۀ ترانزیت انرژی برای منطقه و اروپاست. گفتگوها شامل سرمایهگذاری در زیرساختهای گاز طبیعی مایع، تاسیسات بندری و مراکز داده و همچنین ابراز تمایل به اتصالات الکتریکی، کابلهای زیردریایی و پروژههای انرژی تجدیدپذیر بود.
عنصر محوری مذاکرات، پیشبرد «برنامۀ اقدام مشترک» برای دورۀ ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ بود. این برنامه بهعنوان چارچوبی عملی برای اجرا در حوزههای کلیدی از جمله تجارت، سرمایهگذاری، انرژی، زیرساخت، دفاع، کشتیرانی و اتصالات منطقهای عمل میکند.
این سفر همچنین دارای تمرکز سرمایهگذاری آشکاری بود که با ایجاد و تقویت مکانیسمهای همکاری نهادی، از جمله «شورای مشترک تجاری و سرمایهگذاری امارات-قبرس»، پشتیبانی میشد. این گامها نشان میدهد که امارات اکنون قبرس را بهعنوان یک سکوی سرمایهگذاری اروپایی مینگرد که ثبات قانونی، پیشبینیپذیری و موقعیت جغرافیایی استراتژیک را ارائه میدهد.
فراتر از برنامهریزی
این دیدار نتایجی فراتر از برنامهریزی صرف داشت و هر دو طرف بر تعمیق همکاری در حوزههای مرتبط با اتصالات و ثبات منطقهای صحه گذاشتند. قبرس کوشید خود را بهعنوان سکویی برای پروژههای انرژی و زیرساخت تثبیت کند، در حالی که امارات راههای گسترش حضور اقتصادی و لجستیکی خود را به بازارهای مدیترانه شرقی و اروپا بررسی کرد. این تحولات نقش قبرس را بهعنوان یک شریک فعال بینالمللی، و نه یک طرف گفتگوی منفعل، تقویت نمود.
چنین پیشرفتی در انزوا رخ نداد. این سفر اندکی پیش از نهایی شدن توافق راهبردی قبرس با فرانسه و پس از توافق دریایی با لبنان انجام شد. همچنین مقدمهای بر دهمین نشست سهجانبۀ قبرس-یونان-اسرائیل بود. در مجموع، این گامها حاکی از تلاشی گستردهتر از سوی قبرس برای بسط ردپای دیپلماتیک و تعامل با شرکا در مناطق مختلف است. همکاری با امارات بخشی از این زنجیره است و نه رخدادی مجزا. این سفر همچنین با ریاست آتی قبرس بر شورای اتحادیۀ اروپا (آغاز آن از اول ژانویه ۲۰۲۶ است) همزمان شد که نقش قبرس را بهعنوان پلی نهادی میان اتحادیۀ اروپا و خلیج فارس تقویت میکند.
چالشهای ژئوپلیتیک
همزمان، شراکت قبرس و امارات در محیطی حساس شکل گرفته است. قبرس در منطقهای عمل میکند که با مناقشات بر سر مناطق دریایی، منابع انرژی و مسیرهای حملونقل شکل یافته است. در همین راستا، ایران اعتراض دیپلماتیکی را نسبت به اشارات علنی قبرس به صلاحیت دریایی صادر کرد. اگرچه این اعتراض مستقیما به سفر مرتبط نبود، اما نشان داد که تغییر در صفبندیهای منطقهای توجه بازیگران خارجی را جلب میکند.
در این پسزمینه، مزایای همکاری نزدیکتر آشکار میشود. قبرس سرمایهگذاری، تعامل دیپلماتیک گستردهتر و نقش ژئوپلیتیک مشخصتری به دست میآورد. امارات نیز به بازارهای اروپایی دسترسی مییابد و در کریدورهای زیرساختی فراتر از خلیج فارس مشارکت میکند.
این همسویی منافع ایالات متحده را نیز فراتر از بخش انرژی تامین میکند. واشنگتن بر تقسیم بار، مشارکتهای منطقهای قابلپیشبینی و تقویت پیوندهای نهادی میان متحدان تاکید داشته است. همکاری میان نیکوزیا و ابوظبی با تقویت اتصالات، حمایت از هماهنگی در بحرانها و تشویق بازیگران منطقهای به مدیریت جمعی چالشهای ثبات، این اهداف را پیش میبرد. در این چارچوب، چنین ترتیباتی کمک میکند تا نیاز به مداخلۀ مستقیم آمریکا محدود شود، در حالی که توازن استراتژیک در محیطی پرچالش حفظ میگردد.
بنابراین، این سفر چیزی بیش از یک تعامل صرفا دوجانبه به شمار میرود و بازتابدهندۀ حرکتی به سوی اجرا بر مبنای منافع تعریفشده و همکاری عملی است. این شراکت اکنون نمایانگر چارچوبی بلندمدت با عمق نهادی و گسترۀ منطقهای است. در حالی که ایالات متحده از طریق مشارکتها به دنبال ثبات است، این مورد نشان میدهد که چگونه بازیگران منطقهای میتوانند همسویی سیاسی را به نتایجی بدل کنند که از پیشبینیپذیری و مسئولیت مشترک پشتیبانی میکند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
