ایدۀ تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به «وزارت جنگ» در واقع بازگشتی به نامگذاری اولیه است تا یک ابداع کاملاً جدید. ایالات متحده از زمان تأسیس کشور تا جنگ جهانی دوم، یک وزارت جنگ به رهبری وزیر جنگ داشت. اما پس از جنگ جهانی دوم، رهبران آمریکا آگاهانه از برچسب صریح جنگ فاصله گرفتند. در سال ۱۹۴۷، رئیسجمهور هری ترومن اصرار داشت که قدرت نظامی آمریکا باید به عنوان نیرویی برای صلح دیده شود و نه برای فتح. این یکی از دلایلی بود که نام قدیمی وزارت جنگ کنار گذاشته شد.
کنگره تحت قانون امنیت ملی سال ۱۹۴۷ ارتش را مجدداً سازماندهی کرد و در ابتدا آن را «بنیاد ملی نظامی» نامید. این نام سنگین (که به طور ناخواسته به صورت NME مخفف میشد و شبیه کلمۀ enemy به معنای دشمن به نظر میرسید) بهسرعت در سال ۱۹۴۹ به نام اطمینانبخشتر «وزارت دفاع» تغییر یافت. این تغییر نام بازتابدهندۀ روحیۀ دوران پس از جنگ جهانی دوم بود. نیروهای مسلح آمریکا قرار بود حافظان صلح و ثبات باشند و بخشی از نظم بینالمللی جدیدی که هدفش جلوگیری از یک جنگ جهانی دیگر بود. تغییر از جنگ به دفاع به معنای تأکید بر بازدارندگی و امنیت جمعی، همسو با تأسیس سازمان ملل و ناتو به عنوان نهادهایی برای حفظ صلح بود. حتی در طول جنگ سرد، رهبران آمریکا اغلب از «صلح از طریق قدرت» سخن میگفتند و قابلیتهای نظامی عظیمی (از جمله زرادخانۀ هستهای) را ظاهراً برای بازدارندگی از جنگ و نه به راه انداختن آن، حفظ میکردند. به طور خلاصه در جهانِ پس از ۱۹۴۵ دفاع و بازدارندگی از نظر گفتمانی بر اشارات آشکار به جنگافروزی اولویت داده شد.
دوران امنیت پس از جنگ سرد
با پایان جنگ سرد در سال ۱۹۹۱، ایالات متحده خود را بدون رقیبی همتراز یافت. این لحظۀ تکقطبی کوتاه، سرآغاز صحبتهای خوشبینانه از یک نظم جهانی لیبرال و مفهومی گستردهتر از امنیت جهانی شد. پیروزی دموکراسی لیبرال اعلام شد و برخی حتی استدلال کردند که ما به پایان تاریخ رسیدهایم و جنگهای بزرگ بین قدرتهای بزرگ دیگر رخ نخواهد داد. به این ترتیب در دهۀ ۱۹۹۰ گفتمان بینالمللی به سمت امنیت در معنای جامع آن تغییر جهت داد و ترتیبات امنیت جمعی، مأموریتهای حفظ صلح و مداخلات بشردوستانه در مرکز توجه قرار گرفتند. سیاست خارجی آمریکا بر مفاهیمی مانند امنیت جهانی، حقوق بشر و ثبات متمرکز بود و اغلب فرض بر این بود که جنگ آشکار بین کشورها تهدیدی رو به زوال است.
اما این یک خوشبینی خام بود. سالهای پس از جنگ سرد، صلح ابدی به ارمغان نیاورد. درگیریها در نقاط مختلف جهان همچنان شعلهور میشدند و دولت-ملتها علیرغم لفاظیهای امیدوارانه، همچنان با منطق قدرت و منافع ملی هدایت میشدند. ایالات متحده در غیاب یک رقیب آشکار، همچنان خود را درگیر مداخلات نظامی میدید (مانند جنگ خلیج فارس و درگیریهای بالکان) و سرانجام دشمنان جدیدی مانند تروریسم جهانی را برای توجیه وضعیت امنیتی خود شناسایی کرد. در واقع در دوران تکقطبی، واژگان بر امنیت و حفظ صلح تأکید داشتند، اما واقعیت زیربناییِ توسل به زور در روابط بینالملل هرگز از بین نرفت. اصطلاح «امنیت» به روی صحنه آمد و جهان درباره امنیت مشارکتی و سود صلح صحبت میکرد، اما این صرفاً لایهای ظاهری بر روی تنشهای ژئوپلیتیکی پایدار بود.
بازگشت جنگ در نظم جهانی در حال تغییر
امروزه فضای ژئوپلیتیکی جهان رو به تاریکی است و جنگ بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. چندین دهه پس از جنگ سرد، نظم بینالمللی در حال گذر از یک تحول عمیق است که اغلب با دوران پرآشوب بین دو جنگ جهانی مقایسه میشود. پویایی قدرت در حال تغییر است و توهم کوتاهمدتِ پس از جنگ سرد مبنی بر سلطۀ بیچونوچرای آمریکا از بین رفتته است.
جهانی چندقطبی یا حداقل رقابتیتر ظهور کرده و چشمانداز رقابت قدرتهای بزرگ را دوباره به کانون توجه بازگردانده است. ظهور چالشگران جدید و احیای رقابتهای قدیمی به این معناست که درگیری نظامی دیگر غیرقابل تصور تلقی نمیشود. به عنوان مثال، اقدامات اخیر روسیه در صحنۀ جهانی (مانند جنگ در اوکراین) و سایر درگیریهای منطقهای، این تصور را که جنگ یادگاری از قرن بیستم بود، در هم شکسته است. در واشنگتن تفکر استراتژیک به گونهای تکامل یافته که آشکارا رقابت با قدرتهای همتراز و امکان سناریوهای جنگهای بزرگ را به رسمیت میشناسد و این تغییری آشکار نسبت به دیدگاه متمرکز بر مبارزه با تروریسم در اوایل دهه ۲۰۰۰ است.
از ۵ سپتامبر ۲۰۲۵ این تغییر به صراحت اعلام شده است. رئیسجمهور دونالد ترامپ با امضای یک فرمان اجرایی رسماً نام وزارت دفاع را به وزارت جنگ تغییر داد. این دیگر یک پیشنهاد نمادین نیست بلکه اکنون یک واقعیت نهادینهشده است. حامیان استدلال میکنند که نام تاریخی «وزارت جنگ» به طور صریحتری مأموریت واقعی ارتش و واقعیت سخت تهدیدات امروزی را منتقل میکند. این تغییر، تعبیر ملایم «دفاع» را رد میکند و این واقعیت را به رسمیت میشناسد که آماده شدن برای جنگ و نه فقط بازدارندگی از آن، اکنون یک اولویت است.
با این وجود، خودِ این بحث نشان میدهد که چگونه روح امنیت جهانی تغییر کرده است. جهان در حال ورود به مرحلهای «هابزی»تر است که یادآور اوایل جنگ سرد یا حتی ذهنیت پیش از جنگ جهانی دوم است؛ زمانی که درگیری میان قدرتهای بزرگ یک نگرانی اصلی بود. برخی ناظران حتی شروع به اشاره به دوران ما به عنوان یک «بحران سیساله» جدید کردهاند، که اشارهای است به دهههای بیثباتی که به جنگ جهانی دوم منتهی شد. امروزه هیچ قدرت واحدی نمیتواند صلح جهانی را تضمین کند و خطر یک درگیری نظامی در سراسر جهان اکنون به اندازۀ دهۀ ۱۹۳۰ جدی است. در چنین محیطی صحبت از جنگ، به جای امنیت گسترده، به خط مقدم گفتمان استراتژیک بازگشته است.
ظهور چین و آمادگی برای جنگ مدرن
یکی از محرکهای اصلی این پارادایم امنیتیِ در حال تغییر، ظهور چین است. پس از دههها هژمونی آمریکا صعود سریع چین به عنوان یک قدرت اقتصادی و نظامی، اساساً توازن قدرت جهانی را تغییر میدهد. این بازگشت چین به جایگاه قدرت بزرگ، اغلب به عنوان مهمترین عامل در بازگرداندن جنگ به محاسبات استراتژیک ذکر میشود. در دو دهۀ گذشته چین به موازات رشد اقتصادی خود، قابلیتهای نظامی خود را به طور چشمگیری گسترش داده است. هزینههای دفاعی آن از حدود ۲۵ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۴ به بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۴ افزایش یافته و چین را به دومین هزینهکنندۀ نظامی جهان پس از ایالات متحده تبدیل کرده است. این سرمایهگذاریها به برنامههای تسلیحاتی پیشرفته و قابلیتهای نمایش قدرت منجر شده که در اواخر قرن بیستم برای چین غیرقابل تصور بود. پکن یک نوسازی بلندپروازانۀ نیروی دریایی را از جمله ساخت کشتیهای جنگی پیشرفته و به خدمت گرفتن ناوهای هواپیمابر، آغاز کرده است. اکنون سه ناو هواپیمابر (که دو مورد از آنها ساخت داخل هستند) در اختیار دارد و برنامههایی برای حداقل چهار ناو در آیندۀ نزدیک دارد. در یک اقدام تاریخی، چین اولین پایگاه نظامی خارج از کشور خود را در جیبوتی در سال ۲۰۱۷ تأسیس کرد که نشاندهندۀ قصد آن برای عملیات در مقیاس جهانی است. هر یک از این گامها بر تحول چین از یک قدرت منطقهای به یک رقیب همتراز که قادر به بهچالشکشیدن برتری نظامی آمریکا در حوزههای کلیدی است، تأکید میکند.
رژۀ روز پیروزی چین در جنگ جهانی دوم (که دومین رژۀ نظامی بزرگی بود که چین برای گرامیداشت پایان جنگ جهانی دوم برگزار کرده) نمونهای از این وضعیت جدید بود. این نمایش ۹۰ دقیقهای که با حضور دهها تن از رهبران جهان برگزار شد، به طور گستردهای به عنوان ویترینی از قدرت نظامی رو به رشد چین و تلاشی برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک رهبر جهانی تلقی شد. رئیسجمهور شی جینپینگ در سخنرانی افتتاحیه این رژه، لحنی سرکش داشت. او چین را به عنوان ملتی «قوی و متکی به خود» که «از هیچ خشونتی نمیترسد» ستود و اعلام کرد که احیای ملی این کشور «توقفناپذیر» است.
تصویرسازیها و گفتارپردازیهای آن رویداد گویا بود؛ پیامی روشن مبنی بر اینکه چین نهتنها جنگهای گذشته را به یاد میآورد، بلکه برای جنگهای احتمالی آینده نیز آماده میشود. در چنین پسزمینهای، تصمیم واشنگتن برای بازگرداندن رسمی نام وزارت جنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند. این تصمیم اذعان به این است که روابط آمریکا و چین با رقابت نظامی آشکار تعریف میشود تا امنیت مشارکتی.
بنابراین ظهور چین فوریت جدیدی را به برنامهریزی دفاعی در واشنگتن و پایتختهای متحدان تزریق کرده است. پنتاگون پس از دههها تمرکز بر مبارزه با شورش و تروریسم، بار دیگر بر روی جنگهای با شدت بالا، رقابت قدرتهای بزرگ و بازدارندگی از طریق قدرت متمرکز شده است. تغییر در زبان (از همکاری امنیتی به آمادگی برای جنگ) بازتابدهندۀ واقعیت چشمانداز استراتژیک چالشبرانگیزتری است که با صعود نظامی چین شکل گرفته است. در اصل ظهور چین، شبح جنگ بین دولتها را دوباره به کانون توجه بازگردانده و این استدلال را تقویت میکند که روح امنیت جهانی اکنون به دوران پیش از ۱۹۹۰، یعنی زمانی که رقابت نظامی در هستۀ روابط بینالملل قرار داشت، نزدیکتر است.
به سوی عصری جدید از جنگ و امنیت
اگرچه زمانی تنها یک فرض بود، اما تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ اکنون به واقعیت پیوسته است. این نمادگرایی اهمیت دارد. این امر اذعان میکند که فضای ژئوپلیتیکی از امیدهای نسبتاً خوشایند دورۀ پس از جنگ سرد به واقعیتی بسیار خصمانهتر و نامشخصتر تکامل یافته است.
اگرچه نام وزارت جنگ جدید نیست و به تاریخ اولیۀ آمریکا باز میگردد، اما احیای آن امروز نشاندهندۀ یک تغییر عمیق در ذهنیت است. این امر نشان میدهد که سیاستگذاران آمریکایی سالهای آینده را مملو از امکان درگیری مسلحانه میبینند و نیازمند تأکیدی صریح بر آمادگی برای جنگ به جای لفاظیهای نرمتر دفاع و امنیت هستند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
