سه دهه پس از امضای توافق صلح با پادشاهی هاشمی، بخش آب همچنان بهعنوان اهرمی با ظرفیت بالا برای تقویت روابط میان تلآویو و اَمان برجسته است.
سه دهه پس از امضای توافق صلح میان اسرائیل و اردن، همکاری در حوزۀ آب همچنان ستون مرکزی رابطۀ این دو است. بحران آب اردن چالشهای ایجاد میکند که میتواند به ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی داخلی، مهاجرتهای گسترده و حتی بیثباتی نظم منطقهای بینجامد. این سناریوها برای اسرائیل نیز پیامد دارد؛ اسرائیلی که ثبات اردن و منطقه را لنگری مهم برای امنیت خود میبیند. در این چارچوب، هر دو باید همکاری آبی را نه صرفاً مسئلهای انسانی و اقتصادی، بلکه یک منفعت متقابل در سطح امنیت ملی تلقی کنند. بهرسمیت شناختن اهمیت راهبردی توافقهای آبی با اردن و پیشبرد گامهایی برای گسترش آنها، به تقویت روابط صلحآمیز، کاهش تنشها در طولانیترین مرز اسرائیل و تحکیم نظم منطقهای کمک خواهد کرد.
از زمان امضای توافق در اکتبر ۱۹۹۴، آب سنگبنای رابطۀ اسرائیل و اردن مانده است. برخلاف توافق پیشگام صلح میان اسرائیل و مصر -که عمدتاً بر ترتیبات سرزمینی و امنیتی متمرکز بود- توافق با اردن بر همکاریهای مادی متنوع، از جمله کاستن از کمآبی مزمن امان، تأکید داشت. ذیل این توافق و توافقهای پیرو آن، اسرائیل تعهد کرد سالانه ۵۵ میلیون متر مکعب آب به اردن برساند؛ تعهدی که پابرجا مانده و به لنگری باثبات در روابط دوجانبه بدل شده است.
انتقال آب از اسرائیل در همان ابتدا، به ملک حسین کمک کرد تا مشروعیت توافق صلح را در چشم افکار عمومی تقویت کند. او در سخنرانیای اندکی پیش از امضا، به آیۀ «وَجَعَلنا مِنَ الماءِ کُلَّ شَیءٍ حَیّ» (انبیاء: ۳۰) استناد کرد و ترتیبات آبی میان دو کشور را بهمثابۀ وظیفهای دینی صورتبندی نمود؛ آیهای که در ویدئوی ترویج صلح پخششده از تلویزیون اردن نیز تکرار شد؛ با این همه، ثمرات مورد انتظار صلح بهکندی حاصل شد، محبوبیت آن افت کرد و روابط اسرائیل و اردن به «صلح سرد» دیگری شبیه روابط اسرائیل و مصر تبدیل شد.
با وجود این، حتی در این واقعیت دشوار، همکاری آبی بهعنوان یک داستان موفقیت استثنایی در چارچوب کلی رابطه برجسته مانده است. توافقهای آبی نهتنها حفظ، بلکه توسعه یافتهاند؛ برای نمونه، در ژوئیه ۲۰۲۱، اسرائیل سهمیۀ آب فروختهشده به اردن را به مدت سه سال به ۵۰ میلیون مترمکعب افزایش داد و در می ۲۰۲۴، این افزایش برای شش ماه دیگر تمدید شد. افزون بر این، در نوامبر ۲۰۲۲، دو کشور ذیل پشتیبانی امارات متحدۀ عربی، تفاهمنامهای برای پیشبرد پروژۀ «آب در برابر انرژی» تدوین کردند که بر اساس آن، اسرائیل سالانه ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب شیرینشده به اردن میفروشد و در مقابل برق تولیدشده، از انرژیهای تجدیدپذیر در اردن را خریداری میکند؛ هرچند به دلیل آغاز جنگ در غزه، اردن امضای توافق اجرایی پروژه را معلق کرده است.
وضعیت کنونی بحران آب اردن
اردن از کمآبترین کشورهای جهان است؛ بحرانی که رفاه ملی را تحتتأثیر قرار میدهد و تهدیدی مستمر علیه ثبات اجتماعی و سیاسی است. در محلههای امان، آب هفتهای یک بار به مدت ۲۴ ساعت توزیع میشود و ساکنان باید آن را در مخازن روی پشتبام ذخیره کنند تا برای نوبت بعدی کفایت کند. سرانۀ آب در اردن اکنون تنها ۶۱ متر مکعب در سال است که ۱۵ درصد پایینتر از خط فقر آبی جهانی (۵۰۰ متر مکعب به ازای هر نفر) است و انتظار میرود کمبود در سالهای پیشرو وخیمتر شود.
ریشههای بحران ترکیبی است؛ رشد سریع جمعیت (حدود ۱۱.۵ میلیون نفر) فشار بر زیرساختهای موجود را بالا برده؛ موجهای پناهندگی از همسایگان جنگزده طی دههها (از ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷ تا جنگهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ و موج سوریها پس از بهار عربی) سهم داشتهاند؛ امروز حدود ۷۰۰ هزار پناهندۀ ثبتشده (نزدیک ۹۰ درصد سوری) در اردن زندگی میکنند. تغییرات اقلیمی نیز به کاهش ۲۰ درصدی بارش انجامیده و فشار بر منابع محدود را تشدید کرده است؛ هدررفت بالای شبکه (حدود ۴۸ درصد از کل عرضه) و پدیدۀ سرقت آب که مهارش دشوار است و نیز تهدیدهای رخدادهای حدی و بالا آمدن سطح دریا علیه تابآوری زیرساختهای ذخیره، تصفیه و انتقال نیز مزید علتاند.
پیامدهای بحران اجتماعی-سیاسی است؛ روستاهایی چون «مزار جنوبی» در استان کرک با قطعیهای دو هفتهای یا بیشتر روبهرو میشوند و ناچارند آب را با قیمت بالا از تانکرهای خصوصی بخرند؛ امری که به اعتراضهای محلی و احساس تبعیض دامن میزند و بیش از ۹۰ درصد خانوارهای کمدرآمد را در آسیبپذیری شدید قرار میدهد و شکافها را عمیقتر میکند.
بحران همچنین بر کشاورزی (مصرفکنندۀ حدود ۵۵ درصد آب)، صنعت و گردشگری اثر میگذارد، اشتغال کشاورزی پیرامونی و توان تولید غذای محلی را میکاهد، اتکا به واردات را میافزاید و در نتیجه آسیبپذیری اقتصادی و بیثباتی اجتماعی را تشدید میکند.
تجربۀ سوریه و پیامدهای آن برای اردن
هشدارها دربارۀ بیثباتی بالقوۀ اردن سالها تکرار شده، اما این رویدادها در کشورهای بهظاهر باثباتتر هم رقم خورده است؛ با این حال، پژوهشها پیوند میان دگرگونیهای محیطی و سیاسی، یا دستکم افزایش پتانسیل انقلابها در اثر تغییرات اقلیمی را برجسته کردهاند. خاورمیانه اقلیمی حساس است و دمای هوا ممکن است تا ۲۰ درصد فراتر از میانگین جهانی افزایش یابد؛ فشارهای اقلیمی، بسامد رخدادهای حدی، کمآبی، گرمایش، آسیب به زیستبومها و بالا آمدن سطح دریا را بالا میبرد. خشکسالیهای شدید دو دهۀ اخیر در اسرائیل، سوریه، اردن، لبنان و عراق، بحث امنیت آب را تشدید و به مهاجرتهای داخلی یا خارجی، فشار بر زیرساختهای شهری و تنشهای اجتماعی انجامیده است. کاهش بهرهوری کشاورزی، ناامنی غذایی و افزایش قیمتها، ثبات اقتصادی و سیاسی را تهدید میکند.
جنگ سوریه از ۲۰۱۱، ویرانی گسترده، بحران انسانی و ۱۲ میلیون آواره یا جابهجاشده بر جا گذاشت. در کنار علل سیاسی و اجتماعی، خشکسالیهای ۲۰۰۷–۲۰۰۹ عامل مهمی بود: افت ۴۸ درصدی تولید گندم، فشار بر کشاورزان و کوچ ۱.۵ میلیون نفر به شهرها که زیرساختها را فرسوده کرد و قیمتها را بالا برد. در سوریه، تغییر اقلیم با مدیریت ضعیف منابع و فساد همافزا شد و عرضۀ آب و کشاورزی را تضعیف کرد و به بیثباتی انجامید، نمونهای از اثر اقلیم بر ثبات کشورهای کمبارش و کممنبع منطقه.
پدیدههای مشابهی اکنون در اردن رخ میدهد و واقعیتی نگرانکننده میآفریند، چراکه تهدید اقلیمی بر امنیت آب، چالشی منطقهای است که در دهههای پیشرو تشدید و ثبات کشورهایی با کمآبی شدید و رشد بالای جمعیت (از جمله اردن) را تهدید خواهد کرد. وخامت کمآبی میتواند مستقیماً بر اسرائیل اثر گذارد؛ اگر پناهجویان اردنی بهسوی مرزهایش روان شوند. مناطق روستایی اردن با چالشهای زیستمحیطی و کمبود سرمایهگذاری دستبهگریباناند و جوانان به مهاجرت به شهرها یا کشورهای همسایه سوق مییابند؛ بیکاری جوانان حدود ۴۰ درصد است و پاسخهای جامع میطلبد، وگرنه مانند سوریه، نادیده گرفتن چالشهای محیطی یا اقتصادی میتواند ثبات کشور را فرسایش دهد.
خشکسالی اردن و سوریه، اسرائیل را نیز متاثر کرده، اما اسرائیل سرمایهگذاری زودهنگامی در آبشیرینکنها کرد، آگاهی عمومی نسبت به صرفهجویی را بالا برد و فعالیتهای اقتصادی را تطبیق داد: پنج آبشیرینکن ساحلی (اشکلون، پالمخیم، حَدِرا، سورک، اشدود) سالانه حدود ۵۹۷ میلیون متر مکعب تأمین میکنند؛ دو واحد دیگر (سورک B و جلیل غربی) با ظرفیت جمعاً ۳۰۰ میلیون متر مکعب تا دو سال آینده عملیاتی میشوند؛ بدین ترتیب کمبود پیشبینی نمیشود و حتی ظرفیت مازاد محتمل است؛ تغییری که میتواند به فروش آب بیشتر به اردن بینجامد.
آیندۀ آب اردن
دولت اردن با هدایت و مداخلۀ مستقیم پادشاه، برای کاستن از بحران آب میکوشد: راهبرد ملی آب ۲۰۲۳–۲۰۴۰ در مارس ۲۰۲۳ تصویب شد؛ ارتقای بهرهوری و صرفهجویی، بهبود زیرساخت، ساخت مخازن، تصفیۀ پساب کشاورزی، کاهش هدررفت شبکه و بهکارگیری فناوریهای پیشرفته. در قلب این راهبرد ملی، آبشیرینکنی در بندر عقبه و خط لولۀ ۴۵۷ کیلومتری تا اَمان برای تأمین سالانه ۳۰۰ میلیون متر مکعب، همراه با مزرعۀ خورشیدی تأمینکنندۀ انرژی بهرهبرداری خواهد شد؛ با برآورد هزینۀ ۲.۵ میلیارد دلار و افق اتمام تا پایان دهه. با توجه به اینکه حدود ۴۰ درصد منابع آب اردن بیرون از مرزهاست، کشور در پی راهحلهای مستقل برای کاهش وابستگی به همسایگان (خصوصاً اسرائیل و سوریه) است؛ راهبرد ملی آب تا حدی بدیل پروژۀ مشترک پیشین است که به سبب ملاحظات اقتصادی یا محیطزیستی از دستور کار اسرائیل خارج شد؛ گرایشی که هم از ناخرسندی اردن از تجربههای مشترک با اسرائیل و هم از فشار احزاب اسلامگرا (بهویژه جبهۀ عمل اسلامی) علیه عادیسازی و همکاری آبی ناشی میشود.
ثبات و رفاه اردن برای اسرائیل اولویت حیاتی است؛ شریک صلح با طولانیترین مرز مشترک (بیش از ۳۰۰ کیلومتر، شامل کرانه باختری) و سپر شرقی در برابر محور رادیکال تحت رهبری ایران و همکاریهای دوجانبه یا چندجانبه در آب، انرژی، گردشگری و تجارت. وخامت بحران آب میتواند ناآرامیهای اجتماعی یا سیاسی را تشدید کند و با بیکاری و فقر همافزا شود و همزمان، از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تعرضهای فزایندۀ نیروهای اسلامگرا و نیابتیهای ایران به حاکمیت اردن برای تبدیل پادشاهی به «جبهۀ مقاومت» دیگری علیه اسرائیل ادامه یافته است.
در حالی که اردن ترجیح میدهد امنیت آب را مستقل از اسرائیل تأمین کند، فرصتهایی جدی در رویکردی یکپارچه وجود دارد که همزمان ظرفیتهای مستقل اردن را تقویت و همکاری دوجانبه را گسترش دهد:
- افزایش سهمیۀ آب تأمینشده برای اردن حدود ۵۰ میلیون متر مکعب افزونبر ۱۰۰ میلیون متر مکعب کنونی، مشروط به ذخایر آب شیرینشده در سامانه و تغذیۀ سالانۀ مخازن طبیعی اسرائیل در حد میانگین
- امضا و اجرای «توافق آب در برابر انرژی» در زمان مقتضی سیاسی، سنگبنای ثبات اردن، تقویت همکاری با اسرائیل و پیشبرد همکاریهای منطقهای و خدمت به منافع مشترک ادغام منطقهای از رهگذر پیوندهای شرقی و غربی در انرژی و تجارت، با محوریت اسرائیل و اردن
- یاری تخصصی اسرائیل به اجرای ابعاد راهبرد آب ۲۰۲۳–۲۰۴۰ اردن، با اتکا به تجربۀ پیشرو در آبشیرینکنی، بازیافت آب، کاهش هدررفت شبکه و بهینهسازی آبیاری
- تقویت و گسترش تجارت کشاورزی دوجانبه، افزایش واردات میوه و سبزی از اردن امنیت غذایی اسرائیل را ارتقا میدهد؛ پیوندی که در وضعیتهای اضطراری- مانند تحریم مستقیم تجاری ترکیه در واکنش به جنگ غزه- حیاتی است.
فراتر از کاستن از بحران آب اردن، این گامها میتوانند روابط صلح را استحکام بخشند و به ثبات منطقهای یاری رسانند؛ چالش محوری، بازسازی اعتماد میان رهبران و ملتها و پل زدن میان میل مشروع اردن به کاهش وابستگی آبی به اسرائیل و منافع همکاری فزاینده برای دو طرف است؛ بر پایۀ شفافیت، ثباتقدم و سرمایهگذاری در روابط، با لحاظ حساسیتهای سیاسی داخلی اردن از سوی اسرائیل.
سی سال پس از امضای توافق صلح، بخش آب همچنان اهرمی با ظرفیت بالا برای تقویت روابط میان تلآویو و اَمان است؛ با پاسداشت توافقهای موجود و جستوجوی راههای افزودن حوزههای جدید و ضروری همکاری. حتی میتواند به الگویی موفق بدل شود که اگر تکثیر گردد، به حوزههای دیگر(تجاری، گردشگری و سرمایهگذاری) سرایت کند و به ثبات و شکوفایی منطقهای مدد رساند؛ هرچه قابلیت رؤیت عمومی این همکاری آبی در اردن و اسرائیل بیشتر و بهبودهای ملموستری در کیفیت زندگی دو ملت پدید آورد، ظرفیت آن برای تقویت درک ارزش و منافع صلح اردن و اسرائیل در میان تصمیمسازان و افکار عمومی دو کشور افزونتر خواهد شد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
