چند روز دیگر جلسۀ چهارم پلنوم حزب کمونیست چین برگزار میشود. از منظر رقابتهای دروننخبگانی قدرت، بسیاری از ناظران بهطور طبیعی انتظار دارند که این پلنوم با تغییرات عمدهای در رهبری همراه باشد. برخی، بهویژه رسانههای چینیزبان خارج از کشور، حتی پا را فراتر گذاشته و ادعا کردهاند که در کمیتۀ دائمی دفتر سیاسی حزب، شاهد یک جابهجایی «سه نفر برکنار، سه نفر منصوب» خواهیم بود. این ادعا بازتابی از شایعۀ اخیر مبنی بر آن است که شی جینپینگ، دبیرکل حزب، «به نقش پشتیبان یا درجۀ دوم بازگشته» است؛ نه اینکه کنارهگیری کرده باشد. صرفنظر از اینکه اینگونه سخنان چه اهدافی را دنبال میکنند، واقعیت این است که فاصلۀ زیادی با واقعیتهای مشهود دارند.
درام سیاسی کوچک
برخی معتقدند که در دوران شی، رقابتهای قدرت آنقدر شدید و تغییرات در سیاستها و انتصابات آنقدر غیرقابل پیشبینی شدهاند که دیگر نمیتوان از منطق یا قواعد مرسوم سخن گفت. اما بهنظر من، این دیدگاه متعلق به ناظران بیرونیای است که با سازوکار سیاست درون حزب کمونیست چین آشنایی ندارند. هر نظامی در چارچوب قواعد خاص خود عمل میکند. اگر کسی تصور کند که منطقی وجود ندارد، صرفاً به این دلیل است که هنوز الگوها را تشخیص نداده است.
دوران شی جینپینگ واقعاً با دوران جیانگ زمین، هو جینتائو، یا حتی دنگ شیائوپینگ متفاوت است. اما وقتی واقعیتهای جدید شکل میگیرند، بر پایۀ منطق درونی خود عمل میکنند. ناتوانی در درک این منطق و تقلیل آن به بینظمی، نوعی تنبلی فکری است که بهراحتی به قضاوتهای نادرست منجر میشود.
پلنوم چهارم محلی برای تغییر اعضای دفتر سیاسی یا کمیته دائمی آن نیست، چه رسد به یک جابهجایی نمایشی از نوع «سه نفر برکنار، سه نفر منصوب». به بیان دیگر، دستور کار عمدهای برای تغییرات نیروی انسانی در کار نخواهد بود. مانند اکثر پلنومهای دیگر، این نشست نیز احتمالاً بیسر و صدا برگزار خواهد شد و فاقد نمایشهای چشمگیر سیاسی خواهد بود.
در واقع، اگر نگاهی به تاریخ پلنومهای حزب کمونیست چین بیندازیم، الگو بسیار روشن است. پس از هر کنگرۀ پنجسالۀ حزب، پلنوم اول و دوم به انتصابات و ساختارهای نهادی اختصاص دارند. در پلنوم اول، رهبری مرکزی شامل دفتر سیاسی، کمیتۀ دائمی آن و دبیرخانه انتخاب میشود. پلنوم دوم سپس ترکیب شورای دولتی و سایر نهادهای حکومتی را بررسی میکند. این یک الگوی ثابت در چند دهۀ گذشته بوده است. از پلنوم سوم تا ششم، و گاهی تا هفتم، هر نشست بر یک موضوع مشخص تمرکز دارد. پلنوم سوم معمولاً به اصلاحات و سیاستهای اقتصادی میپردازد؛ چهارم بر قانون و حکمرانی تمرکز دارد؛ پنجم به تدوین برنامۀ پنجسالۀ بعدی اختصاص مییابد؛ ششم بر ساختار و تقویت درونحزبی متمرکز است و هفتم مقدمات برگزاری کنگرۀ بعدی حزب را فراهم میکند.

این تقسیم وظایف کارکردی به یک سنت نهادینهشده تبدیل شده است. بهعبارت دیگر، به جز شرایط کاملاً استثنایی، دستور کار پلنومهای سوم تا هفتم از پیش تعیینشده است و عمدتاً به مسائل مرتبط با ساختار و موضوعات محوری اختصاص دارد، نه به تغییرات نیروی انسانی، و بهویژه نه به جابهجایی در دفتر سیاسی یا کمیتۀ دائمی.
پلنوم چهارم امسال، که به دلیل تأخیر یکساله در برگزاری پلنوم سوم به تعویق افتاده بود، بر تدوین برنامۀ پنجساله پانزدهم تمرکز خواهد داشت. درس روشن است؛ پلنومها تنها در لحظات بحرانی به ابزار تغییرات نیروی انسانی تبدیل میشوند، و در غیر این صورت، تغییرات عمدهای در کار نخواهد بود.
تاریخ نمونههایی را نشان میدهد که در آن پلنومها به مسائل عمدۀ نیروی انسانی پرداختهاند؛ اما تنها در بستر بحرانهای سیاسی یا درگیریهای آشکار قدرت. شاخصترین نمونه، پلنوم چهارم کمیتۀ مرکزی سیزدهم در سال ۱۹۸۹ بود. در پی سرکوب میدان تیانآنمن، ژائو زییانگ، دبیرکل حزب، برکنار شد و جیانگ زمین به این مقام منصوب شد؛ تغییری که تحت فشار یک بحران سیاسی انجام شد. پیشتر، در دوران مائو زدونگ، پلنوم هشتم کمیتۀ مرکزی هشتم، وزیر دفاع، پنگ دههوای را برکنار کرد و پلنوم چهارم کمیتۀ مرکزی نهم، حادثۀ مرتبط با لین بیائو را تأیید نمود. همه این موارد در شرایطی فوقالعاده رخ دادند. نتیجه روشن است. پلنومها تنها در مواقع بحرانهای بزرگ سیاسی به ابزار تغییرات ساختاری در نیروی انسانی تبدیل میشوند. در غیاب چنین بحرانی، تغییر عمدهای رخ نخواهد داد.
امروزه، اگرچه کارزار مبارزه با فساد همچنان ادامه دارد و در بطن آن کشمکشهایی در میان نخبگان قدرت دیده میشود، اما این روند به یک روال عادی تبدیل شده و دیگر یک بحران ناگهانی سیاسی محسوب نمیشود. مبارزه با فساد، هرچند بهشدت اختلالآفرین است، به بخشی از شیوۀ حکمرانی شی جینپینگ تبدیل شده و بنابراین، توجیهگر تغییرات دراماتیک در نیروی انسانی در این پلنوم نخواهد بود.
اگر تغییرات عمده در ساختار رهبری منتفی است، پس تکلیف موارد پرشایعهای مثل «هه ویدونگ» و «ما شینگروی» چه میشود؟ آیا ممکن است وضعیت آنها در پلنوم چهارم روشن شود؟ این احتمال بسیار پایین است. با اینکه هر دو مورد واقعاً غیرمعمولاند. هه ویدونگ، عضو دفتر سیاسی و معاون رئیس کمیسیون نظامی مرکزی، از زمان برگزاری «دو نشست» تاکنون، بهطور محسوس از چندین رویداد و جلسۀ مهم غایب بوده است؛ از جمله در مراسم اخیر روز ملی. برخی این غیبت را به بیماری نسبت دادهاند، اما این توضیح نمیتواند دلیل غیبت نام او از فهرست گلنثارکنندگان برای رهبران پیشینِ درگذشته باشد. چون این مسئله به حضور فیزیکی نیازی ندارد.
در همین حال، ما شینگروی در ماه ژوئیه از سمت دبیری حزب در منطقۀ سینکیانگ کنار گذاشته شد، با این توضیح رسمی که «به سمت جدیدی منصوب شده است». اما با گذشت نزدیک به سه ماه، هنوز انتصاب جدیدی برای او اعلام نشده و او نیز در مراسم روز ملی حضور نداشت. این وضعیت غیرمعمول است و نشانهای از وجود مشکلات احتمالی است. شایعاتی درباره دخالت او در فساد شنیده شده که با توجه به پیشینهاش در صنایع هوافضا و دفاعی ــ که سال گذشته چندین مقام ارشد آن پاکسازی شدهاند ــ بیپایه به نظر نمیرسند.
ممکن است این پرسش پیش بیاید که اگر شواهد بهروشنی نشان میدهند که این دو نفر «دچار مشکل شدهاند»، چرا بعید است که وضعیتشان در پلنوم چهارم اعلام شود؟ مگر در گذشته پلنومها، مسئولان برکنار شده را اعلام نکردهاند؟
پرسش درستی است . در پلنوم هفتم کمیتۀ مرکزی هجدهم، تصمیم دفتر سیاسی برای اخراج سون ژنگکای، دبیر حزب در چنگدو، تأیید شد؛ همچنین در پلنوم سوم سال گذشته، کمیتۀ مرکزی استعفای وزیر خارجه و مشاور دولتی، چین گانگ را پذیرفت و تصمیم دفتر سیاسی برای اخراج لی شانگفو، وزیر دفاع و مشاور دولتی از حزب را تأیید کرد. اما باید به یک نکتۀ کلیدی توجه کرد. هنگامی که پلنومها موارد مربوط به اعضای رسمی یا علیالبدل کمیتۀ مرکزی را اعلام میکنند، آن موارد پیش از برگزاری پلنوم، بهصورت عمومی رسانهای شدهاند. نقش پلنوم در این میان، صرفاً «مهر تأیید زدن» بر این تصمیمات است که امری تشریفاتی و مبتنی بر مقررات حزبی است.
بهعبارت دیگر، اگر سقوط یا حذف یک مقام پیش از برگزاری پلنوم بهطور رسمی اعلام نشده باشد، پرونده او در دستور کار پلنوم قرار نمیگیرد. در حال حاضر، هه ویدونگ و ما شینگروی بهطور رسمی تحت تحقیق قرار نگرفتهاند و هیچ تصمیم انضباطی دربارۀ آنها اعلام نشده است. بنابراین، آنها در چارچوب حزب کمونیست چین بیگناه فرض میشوند و چهارمین پلنوم (نشست عمومی) به پروندۀ آنها رسیدگی نخواهد کرد. حتی اگر در روزهای آینده مقامات سقوط آنها را اعلام کنند، ابتدا باید روند تحقیق و بازبینی انضباطی طی شود و فقط پس از آن، موضوع برای تأیید به یک پلنوم ارجاع داده میشود. به عبارت دیگر، حتی اگر آنها دچار مشکل شده باشند، پروندههایشان زودتر از پلنوم پنجم سال آینده در دستور کار قرار نخواهد گرفت.
بنابراین، انتظار منطقی از چهارمین پلنوم این است که تغییرات عمدهای در سطح پرسنل صورت نگیرد و بحثی درباره هه ویدونگ یا ما شینگروی مطرح نشود. تحولات احتمالی در زمینه انتصابات، محدود خواهد بود.
احتمال پر کردن یک جای خالی در دفتر سیاسی
منطق عملکرد سیاست در حزب کمونیست چین به این صورت است: برای افرادی مانند میائو هوا (مقام ارشد نظامی) و دیگر اعضای اصلی یا علیالبدل کمیتۀ مرکزی که پروندههای آنها علنی شده، ممکن است پلنوم تأییدیههای رسمی صادر کند که در بیانیۀ نهایی نشست منعکس خواهد شد. در عین حال، امکان دارد یک جای خالی در دفتر سیاسی حزب پر شود. در حال حاضر، این دفتر ۲۴ عضو دارد، در حالی که بهطور معمول باید ۲۵ عضو داشته باشد. اگر رهبری حزب تصمیم بگیرد این عدد را به حالت عادی بازگرداند، چهارمین پلنوم زمان مناسبی برای انجام این کار خواهد بود.
این اقدام از نظر زمانی مناسب است. با توجه به اینکه دو سال تا کنگرۀ بیستویکم حزب باقی مانده، اگر تا پلنوم پنجم صبر شود، تنها یک سال باقی میماند، که ممکن است خیلی دیر باشد. البته، این تغییر یک تنظیم نقطهای محسوب میشود، نه یک تغییر ساختاری، و در نتیجه، تغییر عمدۀ پرسنلی به حساب نمیآید.
خلاصه اینکه چهارمین پلنوم نشستی پرسنلی نخواهد بود بلکه نشستی سیاستگذارانه خواهد بود که بر تدوین برنامۀ پنجساله پانزدهم تمرکز دارد. مگر اینکه در روزهای آینده یک بحران سیاسی ناگهانی رخ دهد. کسانی که این منطق عملیاتی سیاست در حزب کمونیست چین و واقعیت سیاسی قدرت بیرقیب شی جینپینگ را درک نمیکنند و بهجای آن، فریب ظواهر را میخورند یا تخیلات سیاسی خود را بر واقعیت تحمیل میکنند، در تحلیل مسیر آیندۀ سیاست چین دچار اشتباه خواهند شد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
