انقلاب «الکتروتک»

فیزیک، اقتصاد و ژئوپلیتیک نیروهای محرک این انقلاب‌اند و چین اولین الکترو_دولت جهان.

آذر ۱۵, ۱۴۰۴

بحث دربارۀ آیندۀ انرژی به‌شدت دوقطبی شده است. در یک سو، طرفداران تداوم تدریجی سوخت‌های فسیلی اصرار دارند که گذار انرژی — اگر اساساً آن را بپذیرند — فرآیندی آهسته و دشوار خواهد بود. آن‌ها خواستار واقع‌بینی‌اند و یادآوری می‌کنند که نظام انرژیِ امروز که بر سوخت‌های فسیلی متکی است، ستون فقرات دنیای مدرن، اوج مهندسی بشر و شگفتی‌ای در مقیاس و پیچیدگی است که کمتر کسی آن را درک می‌کند.

در سوی دیگر، حامیان دست‌یابی به انتشار خالصِ صفر بر آسیب‌های سیاره‌، ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی تأکید می‌کنند و بر الزام‌های اخلاقی برای اقدام پا می‌فشارند. آن‌ها خواستار رهبری شجاعانه و دیپلماسی بین‌المللی برای تقسیم بار مسئولیت‌اند و می‌گویند دولت‌ها باید مسیرهای جامع کاهش انتشار را تعیین کنند و از اهداف اقلیمی میانۀ قرن، برنامه‌ریزی معکوس انجام دهند.

هر دو گروه بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهند، اما هیچ‌یک قادر نیستند خیزش سریع و اهمیت راهبردی «الکتروتِک» — مانند انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی، پمپ‌های حرارتی و باتری‌ها — را توضیح دهند. این سه دسته فناوری در حال دگرگون‌کردن شیوۀ تولید، مصرف و جابه‌جایی برق در جهان هستند.

علاوه بر این، هیچ‌یک ظهور چین به‌عنوان یک «الکترو-دولت» و سرعت بالای پذیرش انرژی خورشیدی و بادی در بازارهای نوظهور — حتی سریع‌تر از کشورهای توسعه‌یافته — را پیش‌بینی نکرده بودند؛ همان‌طور که کاهش چشمگیر قیمت فناوری‌های الکتروتک در دهه‌های اخیر را نیز انتظار نداشتند.

بشر در حال گذار از سوزاندن کالاهای تجدیدناپذیر به سمت ساخت فناوری‌های پیشرفته است؛ از شکار کردنِ سوخت‌های فسیلی به کِشتِ نور خورشید، و از مصرفِ منابع زمین به وام‌گرفتن آن‌ها. این یک انقلاب فناورانه است، نه جایگزینی‌ای حاشیه‌ای. در هستۀ خود، این انقلاب یعنی دگرگون‌کردن هم‌زمانِ شیوۀ تولید، مصرف و اتصال برق.

خورشید و باد در حال تسلط بر تأمین برق‌اند. خودروهای برقی، پمپ‌های حرارتی و هوش مصنوعی (AI) در حال برقی‌سازیِ کاربردهای جدید هستند. باتری‌ها و دیجیتالی‌سازی، عرضه‌ای را که زمانی متغیر بود، پایدار، و تقاضایی را که زمانی ثابت بود، انعطاف‌پذیر می‌کنند. این سه تحول در کنار هم، انقلاب «الکتروتک» را شکل می‌دهند. چین پیشاپیش جایگاهی پیشرو در این انقلاب به دست آورده است، اما دیگر کشورها از جمله ایالات متحده و اروپا باید به‌سرعت اقدام کنند تا از منافع کامل این عصر جدید انرژی بهره‌مند شوند.

چه چیزی محرک انقلاب الکتروتک است؟

اگر تاریخ انرژی را دارای یک مسیر بدانیم، این مسیر همواره به‌سوی راه‌حل‌هایی کارآمدتر، ارزان‌تر و ایمن‌تر کج می‌شود. الکتروتک ادامۀ همین مسیر است. تمرکز آن بر راه‌حل‌هایی است که تنها به انگیزۀ اقدام اقلیمی محدود نمی‌شوند. انقلاب الکتروتک با سه نیرو هدایت می‌شود: فیزیک، اقتصاد و ژئوپلیتیک.

 

فیزیک نخستین محرک است. الکتروتک از منظر ترمودینامیکی، سوزاندن سوخت‌های فسیلی را به تمسخر می‌گیرد. فرآیند احتراق بیش از دوسوم انرژی ورودی را به صورت گرمای ناخواسته هدر می‌دهد. الکتروتک کاملاً از این اتلاف عبور می‌کند. انرژی خورشیدی و بادی، خودروهای برقی و پمپ‌های حرارتی تقریباً سه برابر کارآمدتر از رقبای مبتنی بر سوخت فسیلی خود هستند.

نیروی دوم اقتصاد است. فناوری‌های پیشرفتۀ ساخت‌محور و سوخت‌های فسیلی از منطق اقتصادی متفاوتی پیروی می‌کنند. فناوری‌ها از بازده فزاینده بهره‌مند می‌شوند یعنی هرچه بیشتر تولید شوند، ارزان‌تر می‌شوند. اما کالاهای خام (مانند نفت و گاز) دچار بازده کاهنده‌اند — هرچه بیشتر استخراج شوند، باید عمیق‌تر و با هزینه بیشتر حفاری کرد. از سال ۱۹۸۰ تاکنون، قیمت انرژی خورشیدی ۹۹٪ کاهش یافته، در حالی که قیمت نفت هیچ کاهش ساختاری پایداری نداشته است.

و سپس ژئوپلیتیک مطرح است . خورشید را نمی‌توان توسط بازیگران خارجی خاموش کرد. در جهانی که در حال قطعه‌قطعه شدن است، حاکمیت انرژی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در سیستم سوخت فسیلی، بخت جغرافیایی به چند کشور منابع عظیم داده بود. اما در جهان الکتروتک، تقریباً هر کشور می‌تواند نسخه کوچکِ عربستان انرژی خود شود. در حالی که ۹۲٪ کشورها پتانسیل انرژی‌های تجدیدپذیر، بیش از ۱۰ برابر تقاضای فعلی خود دارند، تولید سوخت فسیلی عربستان تنها حدود دو برابر تقاضای کنونی‌اش است.

الکتروتک چگونه بر گذار انرژی اثر می‌گذارد؟

به لطف این سه مزیت (فیزیک، اقتصاد و ژئوپلیتیک)، الکتروتک طی دهه‌ها با سرعتی نمایی رشد کرده و قیمت آن کاهش یافته است. از سال ۲۰۱۰، ظرفیت خورشیدی از وضعیتی تقریباً بی‌اهمیت به مرحله‌ای رسیده که از تمام منابع دیگر — از زیست‌انرژی، هسته‌ای، برق‌آبی و گاز طبیعی گرفته تا اخیراً زغال‌سنگ — پیشی گرفته است. خورشیدی در بازارهای نوظهور آفتابی در حال شکوفایی است؛ ۶۳٪ از آن‌ها از آمریکا در استفاده از انرژی خورشیدی جلو زده‌اند. برای مثال، پاکستان در طی چند سال بیش از کل ظرفیت نصب‌شده خود از تمام منابع دیگر طی چندین دهه، پنل خورشیدی وارد کرده است.

باتری‌ها نیز داستانی به همین اندازه چشمگیر دارند. فروش آن‌ها از سال ۱۹۹۱ هر دو تا سه سال دو برابر شده و هزینه آن‌ها ۹۹٪ کاهش یافته است؛ به‌طوری‌که توانسته‌اند از یک کاربرد به کاربرد دیگر جهش کنند. خودروهای برقی اکنون نیمی از فروش خودرو در چین — بزرگ‌ترین بازار خودروی جهان — را تشکیل می‌دهند. ترکیب خورشیدی به‌همراه ذخیره‌سازی باتری اکنون در بیشتر نقاط جهان از نظر هزینه رقابتی است. در سال ۲۰۲۵، سرمایه‌گذاری در ذخیره‌سازی باتری قرار است با سرمایه‌گذاری در تولید برق گازی برابر شود.

اگر کمی دورتر نگاه کنیم، اقتصاد جهانی بیش از یک قرن است که به‌طور پیوسته در حال برقی‌شدن است. در سال ۲۰۰۷، برق از نفت به‌عنوان بزرگ‌ترین منبع انرژی مفید پیشی گرفت. در سال ۲۰۲۵، سرمایه‌گذاری در الکتروتک قرار است دو برابر سرمایه‌گذاری در سوخت‌های فسیلی باشد، زیرا انرژی خورشیدی سرمایه بیشتری نسبت به بخش بالادستی نفت جذب خواهد کرد. برق در حال عقب راندن سوخت‌های فسیلی است — بخش به بخش، کشور به کشور. این رشد برق باعث شده است که تقاضای نهایی سوخت‌های فسیلی در دو سوم کشورهای جهان به اوج برسد و به یک سقف جهانی تقاضا در بخش ساختمان‌ها، صنعت و حمل‌ونقل جاده‌ای منجر شود.

 

کدام کشورها در عصر الکتروتک پیشتاز خواهند بود؟

عصر الکتروتک مدت‌ها در راه بوده است. دهه‌ها تغییر تکاملی — از موتورهای الکتریکی گرفته تا انرژی خورشیدی و باتری‌ها — اکنون به موجی انقلابی از تحول رسیده‌اند. تفاوت امروز در این است که این فناوری‌ها آن‌قدر ارزان شده‌اند که دیگر نمی‌توان آن‌ها را مهار کرد و آن‌قدر مهم شده‌اند که نمی‌توان نادیده‌شان گرفت. اگر خورشیدی، بادی، باتری‌ها و برق تنها برای پنج سال دیگر همان مسیر رشد ۳۰ سال گذشته را ادامه دهند، تقاضای جهانی سوخت‌های فسیلی از سطح فعلی خود سقوط کرده و وارد افول نهایی خواهد شد.

از نظر ژئوپلیتیک، چین زودتر از دیگران به مزایای کارایی، منطق اقتصادی تولید انبوه و امنیت انرژی در الکتروتک پی برد و اکنون با سرعت در حال پیشروی است. چین به‌عنوان اولین الکترو-دولت، از رهبری خود در حوزه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر و برقی‌سازی، تولید و نوآوری، استقرار داخلی و صادرات جهانی، قدرت راهبردی به دست آورده است. چین صرفاً در حال ساخت سخت‌افزارهای الکتروتک نیست؛ بلکه در حال ساختن آینده‌ای انرژی‌محور است که در آن یک موقعیت مسلط را در اختیار دارد.

اگر کشوری باشد که بتواند بیشترین بهره را از پذیرش این «راه سوم» در جدال دوقطبی انرژی ببرد، آن کشور ایالات متحده آمریکا است. الکتروتک امتداد منطقی انقلاب دیجیتال است؛ جایی که سخت‌افزارهای تولیدی — مانند پنل‌های خورشیدی، باتری‌ها و اینورترها — با نرم‌افزار مجتمع شده‌اند و از همان قوانین مقیاس‌پذیری تبعیت می‌کنند که سایر فناوری‌های دیجیتال. یک پنل خورشیدی از نظر ماهیت، به لپ‌تاپ شبیه‌تر است تا به یک نیروگاه گازی.

این ویژگی به‌خوبی با توانمندی‌های آمریکا همخوان است — هرچند بیش از آنکه با هیوستون سازگار باشد، با سیلیکون‌ولی و سان‌فرانسیسکو تناسب دارد. آمریکا دارای تخصص نرم‌افزاری، فرهنگ نوآوری و سرمایۀ لازم برای رقابت است. پرسش اصلی این است که آیا ایالات متحده پیش از آن‌که فرصت از دست برود، واقعاً درک می‌کند که چه تحولی در حال وقوع است؟!

دهۀ آینده سرنوشت‌ساز خواهد بود. با شیب‌گرفتن منحنی‌های رشد الکتروتک و افت بیشتر هزینه‌ها، تقاضا برای سوخت‌های فسیلی از حالت سکون وارد مرحلۀ کاهش ساختاری خواهد شد. برندگان و بازندگان تازه‌ای ظهور خواهند کرد. کشورها و شرکت‌هایی که می‌خواهند در این دوران پایدار بمانند و پیشرفت کنند، باید استراتژی‌های خود را به همان اندازه بنیادین بازنگری کنند که خودِ سیستم انرژی در حال دگرگونی است.

 

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.