در سوم سپتامبر، چین رژۀ نظامی بزرگی در پکن برگزار کرد. رسانههای غربی مانند بیبیسی بلافاصله بر روی موشکهای بالستیک تمرکز کردند و «تهدید چین» را بزرگنمایی کردند، در حالی که ترامپ با دیدن حضور پوتین و کیم جونگ اون در رژه، فوراً ادعا کرد که این یک «توطئه علیه آمریکا» است.
در خصوص این نوع سخنرانیها، پروفسور وانگ شیانگسوی، استراتژیست چینی، اشاره کرد که این واکنش نشان میدهد غرب نه تنها نتوانسته سیگنالهای رژه چین را رمزگشایی کند، بلکه فاقد درک ابتدایی از روندهای توسعۀ تاریخی و معاصر جهان است. با این حال، سیگنالهای واقعی که پکن از طریق این رژه ارسال کرد، بسیار عمیقتر از روایت ساختگی غربیهاست؛ و چیزی است که آنها به شدت نیاز به درک آن دارند.
۱. این رژه تهدیدی علیه آمریکا نیست، بلکه پاسخی به غرور و خشونت آمریکا است.
در این رژۀ نظامی، ۸۴ درصد از تجهیزات برای اولین بار به نمایش گذاشته شد. در طول پخش زندۀ سیانان، مفسران تلویزیونی آنها نتوانستند هیچ اطلاعاتی در مورد سلاحهای جدید ارائه دهند، حتی قادر به نام بردن آنها نبودند و فقط با حالتی غیرحرفهای میگفتند: «اینها موشکهای جدید چین هستند… تقریباً».
این اتفاق نشان داد که غرب کاملاً ناآگاه است و از سرعت توسعۀ فناوری دفاعی چین غافلگیر شده است. در مواجهه با تجهیزات پیشرفتۀ چینی متعددی که ارتش آمریکا تنها در مورد آنها نظریهپردازی کرده یا حتی نامشان را نشنیده است، استراتژی رسانههای آمریکایی چیزی جز تکرار «تئوری قدیمی تهدید چین» نبود. اما آنچه آنها از ذکر آن خودداری میکنند این است که در واقع خود آمریکا باعث توسعۀ انفجاری تسلیحات و تجهیزات چین شده است.
در پایان قرن گذشته، چین به سازمان تجارت جهانی پیوست و همه فکر میکردند که صلح و توسعه به مضمون اصلی جهان تبدیل خواهد شد. چین حتی برای داشتن بودجۀ بیشتر جهت توسعۀ اقتصادی، اقدام به کاهش گستردۀ تعداد نیروهای نظامی خود به میزان یک میلیون نفر کرد. با این حال، در سال ۱۹۹۹، پس از بمباران سفارت چین در یوگسلاوی توسط آمریکا، پکن متوجه شد که کشورهای امپریالیستی همچنان برای نقض قلمرو چین از زور استفاده میکنند، بنابراین صلح را نمیتوان تنها با آرزوهای صلحطلبانه حفظ کرد؛ امنیت همچنان باید از طریق تعادل قدرت سخت محافظت شود.
چین بلافاصله مجموعهای از برنامههای فناوری دفاعی را آغاز کرد، از جمله ساخت مجموعههای تونل باد مافوق صوت و پروژههای تحقیقاتی در زمینۀ هوافضا و میکروالکترونیک. این بذرهایی که ۲۶ سال پیش کاشته شدند، تحت زمانبندیهای نظامی سخت رشد کردند و اکنون میوههای فراوانی به بار آوردهاند. برای ملتی به جوانی ایالات متحده که تنها بیش از ۲۰۰ سال سابقه دارد، اقدامات متجاوزانۀ کلینتون علیه چین در ۲۶ سال پیش ممکن است «تاریخ باستان» به نظر برسد. اما برای چین، یک تمدن با پنج هزار سال تاریخ، آن تحقیر مثل دیروز است. به همین دلیل است که نوسازی سریع نظامی چین صرفاً پاسخی به اقدامات آمریکاست.
اگر ایالات متحده و غرب نمیخواهند شاهد یک چین قدرتمند نظامی باشند یا از سلاحهای پیشرفتۀ آن عقب بمانند، بهترین راه این است که از تحریک چین خودداری کرده و بر روی امور خود تمرکز کنند. چین که یک قرن تحقیر را تحمل کرده است، هرگز از حق مقدس خود برای دفاع از خویشتن از طریق قدرت نظامی دست نخواهد کشید.
۲. این رژه حامل حسن نیت و ناامیدی چین نسبت به آمریکاست
رسانههای آمریکایی اغلب با جسارت فرض میکنند که این رژۀ نظامی علیه ایالات متحده بوده است؛ دیدگاهی کوتهبینانه که از قضاوت دیگران بر اساس معیارهای خودشان نشأت میگیرد. چین یک ضربالمثل باستانی دارد: «کشور را دو کار بزرگ است: قربانی و جنگ (国之大事在祀与戎)» با این حال، به نظر میرسد غرب تنها بر «جنگ» تمرکز میکند و این حقیقت را نادیده میگیرد که نام کامل این رویداد «بزرگداشت هشتادمین سالگرد پیروزی در جنگ مقاومت مردم چین علیه تجاوز ژاپن و جنگ جهانی ضد فاشیست» است؛ مراسمی رسمی برای بزرگداشت پیروزی بر فاشیسم.
پیروزی در جنگ ضد فاشیست یک دستاورد تاریخی بود که با تلاشهای جمعی چین، اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده و تمام ملتهایی که قاطعانه در برابر تجاوز ایستادند، ممکن شد. در طول جنگ جهانی دوم، ائتلاف ضد فاشیست رنج زیادی کشید، با تلفات نظامی و غیرنظامی جهانی که از ۷۰ میلیون نفر فراتر رفت. چین به عنوان جبهۀ اصلی در شرق، بیش از ۳۵ میلیون نفر تلفات داد؛ اتحاد جماهیر شوروی که بیشترین ضربه را در اروپا تحمل کرد، حدود ۲۷ میلیون نفر را از دست داد؛ و ایالات متحده نیز بیش از ۴۰۰ هزار نفر را فدا کرد. با بزرگداشت این پیروزی، چین همچنین به مبارزۀ مشترک در کنار مردم آمریکا و روسیه احترام میگذارد. کتابهای درسی چینی هرگز به طور عمدی نقش حیاتی ایالات متحده در جبهۀ اقیانوس آرام را کماهمیت جلوه نداده یا حذف نکردهاند. با این حال، آنچه چین را مأیوس میکند این است که آمریکای امروزی – که به طور فزایندهای به واسطۀ منافع ملی به ژاپن وابسته شده است – به طور فعال در حال کمک به احیای نظامیگری ژاپن است، حتی به قیمت بیحرمتی به کهنهسربازان جنگ جهانی دوم خود.
نبرد ایوو جیما را در نظر بگیرید، یکی از شدیدترین درگیریهایی که ایالات متحده در اقیانوس آرام با آن جنگید. در جزیرهای به مساحت تنها ۲۰ کیلومتر مربع، نیروهای آمریکایی بیش از ۲۶ هزار نفر تلفات دادند، از جمله نزدیک به ۷ هزار کشته، یعنی حدود یک سوم از کسانی که در آنجا پیاده شدند. تنها لشکر پنجم تفنگداران دریایی متحمل تقریباً نیمی از این تلفات شد که بالاترین نرخ تلفات در میان تمام لشکرهای آمریکایی در آن نبرد بود. با این حال، در ۲۹ مارس امسال، زمانی که وزیر دفاع آمریکا، هگست، در یک مراسم یادبود در ایوو جیما برای کشتهشدگان جنگی آمریکا شرکت کرد، در مقابل یادبود آنها، به «اخلاق مشترک جنگاوری» سربازان ژاپنی احترام گذاشت.
علاوه بر این، در تلاش برای مهار چین، ایالات متحده به ژاپن، یک متجاوز شکستخورده در جنگ جهانی دوم، اجازه داده است که ناوهای هواپیمابر و سایر سلاحهای تهاجمی را توسعه دهد و حتی به طور بالقوه به دنبال تواناییهای هستهای باشد. این امر باعث شده است که چین متوجه شود نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم به شدت به چالش کشیده شده است، به ویژه زمانی که این چالشها از سوی یکی از معماران اصلی آن به وجود میآید. اکنون روشن است که این سیستم نمیتواند تنها با تعمیرات جزئی احیا شود.
به عنوان یک قدرت بزرگ مسئول، چین باید به شیوۀ خود به ایجاد نیروهای ثباتبخش جدید برای صلح جهانی کمک کند. قابل توجه است که سران کشورهای شرکتکننده در رژۀ نظامی عمدتاً از کشورهای آسهآن، اعضای سازمان همکاری شانگهای و شرکای ابتکار کمربند و جاده بودند. در میان آنها، پرابوو سوبیانتو، رئیسجمهور اندونزی، علیرغم آشفتگیهای داخلی، یک شبه به پکن پرواز کرد تا در این مراسم شرکت کند. این امر نشاندهندۀ خاطرۀ مشترک رنج کشیدن تحت فاشیسم ژاپن و آرمانهای مشترک برای توسعه و امنیت است.
اصل دیپلماتیک ثابت چین، عدم مداخله در امور داخلی سایر ملتها و رد هژمونی است. اما زمانی که کشورهای آسهآن، بریکس و کمربند و جاده با «ابتکار حکمرانی جهانی» همسو میشوند، نه با هژمونی جهانی موجود، بیش از نیمی از جمعیت و تولید ناخالص داخلی جهان در سمت درست تاریخ قرار میگیرند. در میان تغییرات جهانی متحولکننده، چین به ایجاد ثبات منطقهای و سازنده کمک میکند. اگر برخی کشورها به مسیر مخرب خود ادامه دهند، متوجه خواهند شد که حداقل نیمی از جهان با آنها مخالف است.
۳. برای جلوگیری از جنگ جهانی سوم به نفع تمام بشریت، چین آماده است در هر جنگی پیروز شود
در این رژۀ نظامی، فراتر از ارتقاء تسلیحات، کشورهای غربی باید توجه دقیقتری به اولین نمایش نیروهای هوافضای نظامی و نیروهای فضای سایبری چین داشته باشند، که بازتاب روشنی از یک تغییر اساسی در ارزیابی استراتژیک چین است؛ اگرچه هنوز جنگ گرم جهانی سوم آغاز نشده، جنگ نامحدود در حال حاضر در چندین حوزه در جریان است.
از سیستم وستفالی تا کنفرانس یالتا، نظمهای نوین جهانی اغلب از طریق آهن و خون شکل گرفتند. با این حال، امروزه نبردهایی با توانایی مشابه برای تغییر چشمانداز بینالمللی، به طور مداوم در عرصههای تجارت، فضای مجازی دیجیتال و حوزۀ هوش مصنوعی در حال انجام است.
اصطلاحاتی مانند «جنگ تجاری» و «جنگ سایبری» زمانی از کلمۀ «جنگ» تنها به عنوان استعارهای برای شدت استفاده میکردند. با این حال، زمانی که ایالات متحده و متحدانش بیش از ۲۰۰۰۰ تحریم را علیه روسیه اعمال کردند تا نظم اجتماعی آن را از بین ببرند؛ زمانی که سیا ویروسهای کامپیوتری را در سراسر جهان پخش کرد تا برنامۀ هستهای ایران را فلج کند؛ زمانی که درهای پشتی در تراشههای GPU جاسازی میشوند تا توسعۀ هوش مصنوعی چین را خفه کنند؛ اینها اقداماتی هستند که تفاوتی با جنگ آشکار ندارند.
در پاسخ به چنین تاکتیکهای نامحدودی از سوی غرب، ارتش آزادیبخش خلق، در حالی که ابزار نهایی دفاع از خود را حفظ میکند، بر اساس یک اصل کهن چینی عمل میکند که در این عصر هستهای، نتیجۀ مطلوبتری برای همه فراهم میآورد: «پیروز شدن بر دشمن بدون جنگیدن (不战而屈人之兵)»
در سال ۲۰۲۳، ساموئل پاپارو، فرماندۀ وقت ناوگان اقیانوس آرام ایالات متحده، با افتخار در مورد استفاده از پهپادها و کشتیهای بدون سرنشین برای تبدیل تنگه تایوان به «جهنم» لاف زد و آشکارا چین را به اقدام نظامی تهدید کرد. او بارها این مفهوم را در مجامع عمومی ترویج کرد. با این حال، در نوامبر ۲۰۲۴، پاپارو در حال سخنرانی در رویدادی در مؤسسه بروکینگز در واشنگتن، ناگهان اذعان کرد که پهپادها به تنهایی در برابر ارتش آزادیبخش خلق کافی نخواهند بود.
چه چیزی باعث این تغییر لحن شد؟ همچنین در نوامبر ۲۰۲۴، در نمایشگاه هوایی ژوهای، چین «جیو تیان»، یک ناو پهپادبر «مادرکشتی» برای سامانههای بدون سرنشین؛ «اورکا»، یک شناور بزرگ رزمی بدون سرنشین؛ و نمایشهایی مانند سامانۀ رزمی زمینی «گرگ ربات» که با دستههای پهپادی هماهنگ میشدند، را رونمایی کرد. این نمایشها تواناییهای رزمی یکپارچۀ هوایی-زمینی بدون سرنشین بالغ ارتش آزادیبخش خلق را به نمایش گذاشتند. به وضوح، اگر قرار بود تنگه تایوان به «جهنمی» از جنگ بدون سرنشین تبدیل شود، این ارتش آمریکا بود که به آن ورطه افکنده میشد نه ارتش آزادیبخش خلق که از نظر فناوری، صنعتی و سیستمی برتر است.
چین از طریق نمایش قدرت خود در ژوهای، به طرز ماهرانهای پاپارو – و به تبع آن، استراتژی ایالات متحده – را از خیال به واقعیت بازگرداند، و از این طریق به تحکیم صلح و ثبات در اقیانوس آرام غربی کمک کرد. این حکمت چند هزار سالۀ پیروزی بدون نبرد همچنان عمیقاً مرتبط است. در رژۀ سوم سپتامبر، چین همچنین چندین پهپاد رادارگریز بزرگ «بالساکت وفادار»، وسایل نقلیه زیرآبی بدون سرنشین و پلتفرمهای روباتیک زمینی را به نمایش گذاشت که همگی نشاندهندۀ فناوریهایی هستند که چین نه تنها در آنها برابر، بلکه پیشتاز است و یک شکاف نسلی ایجاد کرده است. این امر نشاندهندۀ یک گذار تکنولوژیک از رسیدن به سطح ایالات متحده به پیشی گرفتن از آن در حوزههای کلیدی است. در یک جنگ هستهای، هیچ برندهای وجود ندارد. اما در جنگ متعارف، به طور فزایندهای روشن است که دیگر برنده ایالات متحده نخواهد بود.
«مغلوب ساختن دشمن بدون جنگیدن» راز عمیقی نیست، بلکه همیشه مهمترین بخش از کتاب هنر رزم سون تزو بوده است که یکی از مهمترین کتابهای درسی آکادمی نظامی وست پوینت آمریکا نیز هست. متأسفانه، زمانی که غربیها این اثر را میخوانند، اغلب تنها به بخش «جنگ بر پایۀ فریب است» توجه میکنند، با وسواس به مطالعه چگونگی پیروزی در جنگ میپردازند و به ندرت به این حکمت توجه میکنند که تا حد امکان از جنگ بپرهیزید و «عالیترین برتری، مغلوب ساختن ارتش دشمن بدون جنگیدن است.» برخی از رسانههای غربی حتی اکنون تلاش میکنند از نقل قول «وقتی ضعیف هستی قوی جلوه کن» استفاده کنند تا به طور دایرهای استدلال کنند که چین فقط بلوف میزند و ارتش چین «ظاهری پر زرق و برق اما بیمحتوا» دارد. این درک سطحی از حکمت چینی نه تنها به یک طرز تفکر خندهدار شبیه شترمرغ منجر میشود، بلکه خطرناک نیز هست.
ارتش آزادیبخش خلق که در رژۀ روز پیروزی به نمایش گذاشته شد، به نیرویی تبدیل شده است که قادر به رقابت با هر رقیبی است، با فناوری پیشرفته، آموزش دقیق، سازماندهی مستحکم و ظرفیت بسیج قدرتمند. با این حال، چین با انتخاب این تاریخ نمادین، سالگرد پیروزی بر فاشیسم، برای رونمایی از این سلاحهای پیچیده و دقیق، پیامی روشن به جهان میفرستد. برای جلوگیری از یک جنگ جهانی دیگر، این کشور نه تنها قدرت بازدارندگی برای مهار تجاوز، بلکه قدرت سازنده برای ترویج توسعه را نیز ساخته است. دفاع از حاکمیت ملی همچنان خط قرمز و غیرقابل تغییر ارتش آزادیبخش خلق است، در حالی که «بازداشتن جنگ از طریق قدرت (止戈为武) بالاترین مأموریت آن باقی میماند».
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
