آیا تجارت مواد غذایی میتواند به ابزاری برای استراتژی ژئوپلیتیک تبدیل شود؟ برای چین، پاسخ مثبت است. محقق، جنویو دانلون-می بررسی میکند که چگونه واردات محصولات کشاورزی چین مانند دانۀ کلزا و سویا، در حال سازماندهی مجدد به واسطۀ تنشهای مداوم با کانادا و ایالات متحده است.
با وجود اینکه اغلب، نیمهرساناها، فولاد و مواد معدنی حیاتی تیتر اخبار میشوند، اما واردات مواد غذایی _به ویژه دانۀ کلزا و سویا_ به بخشی کلیدی از محاسبات استراتژیک پکن تبدیل شده است. هر دو محصول برای روغن پختوپز، خوراک دام و فرآوری مواد غذایی ضروری هستند. امروزه، تغییر در جریانهای تجاری نشاندهندۀ تلاشی آگاهانه برای کاهش وابستگی به شرکای حساس از نظر سیاسی و پاداش دادن به صادرکنندگان دوست و همسو است.
دستور کار امنیت غذایی چین اکنون فراتر از خودکفایی در غلات، به دانههای روغنی و کنجالههای پروتئینی که زیربنای بخشهای دام و آبزیپروری آن هستند، گسترش یافته است. دانۀ سویا و کلزا به طور مستقیم وارد تولید گوشت و لبنیات میشوند و پایداری عرضۀ آنها برای ثبات قیمت و رفاه اجتماعی حیاتی است. افزایش تقاضای داخلی برای پروتئین، پکن را وادار کرده تا به شدت به سمت تنوعبخشی پیش برود، در حالی که انعطافپذیری خود را با دانۀ سویای آمریکا برای ذخایر استراتژیک و ملاحظات کیفی حفظ کرده است. این امر نشان میدهد که چگونه امنیت غذایی و نفوذ ژئوپلیتیک به طور فزایندهای در هم تنیده شدهاند.
دانۀ کلزا
برای بیش از یک دهه، کانادا بر بازار دانۀ کلزای چین تسلط داشته است و بیش از ۹۰ درصد واردات دانه و حدود ۷۵ درصد از واردات کنجالۀ آن را تأمین میکرد. این موضوع بر وابستگی شدید پکن به کانادا در بحبوحۀ تقاضای بالای چین برای دانۀ کلزا تأکید میکند.
این تسلط اکنون در معرض تهدید است. در ماه مارس، پکن در تلافی وضع عوارض گمرکی اتاوا بر خودروهای برقی، فولاد و آلومینیوم چینی، تعرفۀ ۱۰۰ درصدی را بر محصولات کشاورزی کانادا، از جمله دانه، روغن و کنجالۀ کلزا، اعمال کرد. از آن زمان به بعد، واردات کاهش چشمگیری داشته است. محمولههای ماه ژوئیه با افت ۵۵ درصدی نسبت به سال قبل به ۱۷۳,۲۵۰ تن رسیدند، که پایینترین میزان ثبت شده از ژوئیه ۲۰۲۳ است. اخیراً نیز در ماه اوت، وزارت بازرگانی در یک تحقیق ضد دامپینگ، سپرده تضمینی ۷۵.۸ درصدی برای دانه کلزای کانادا اضافه کرد.
وضعیت مشابهی در سال ۲۰۱۹ مشاهده شد، زمانی که چین به بهانۀ وجود آفت، واردات کلزای کانادا را در پاسخ به بازداشت «منگ وانژو» مدیر اجرایی هوآوی در دسامبر ۲۰۱۸ توسط کانادا، ممنوع کرد. این اقدام تجاری تلافیجویانه به طور قابل توجهی بر تولیدکنندگان کلزای کانادا تأثیر گذاشت و به مدت سه سال ادامه داشت، تا اینکه چین در سال ۲۰۲۲ محدودیتها را لغو کرد.
استرالیا، دومین صادرکنندۀ بزرگ کلزا در جهان، اکنون به عنوان یک جایگزین کلیدی در حال ظهور است. چین از سال ۲۰۲۰ به دلیل نگرانی از بیماری ساق سیاه، خریدار عمدۀ کلزای استرالیا نبوده است. با این حال، شرکت دولتی چینی «شرکت ملی غلات، روغنها و مواد غذایی چین (COFCO)» در ماه اوت خرید ۵۰,۰۰۰ تن کلزای استرالیایی را تأیید کرد که قرار است در اواخر سال ۲۰۲۵ تحویل داده شود. این خرید، اولین سفارش قابل توجه از ژانویه ۲۰۲۱ است، زمانی که چین ۹۳,۱۰۰ تن (به ارزش ۴۱.۶۵ میلیون دلار آمریکا) وارد کرد. روابط تجاری بین کانبرا و پکن از سال ۲۰۲۲ تحت نخستوزیری «آنتونی آلبانیز» گرمتر شده و تحریمها بر صادرات کلیدی مانند جو و شراب برداشته شده است.
دانۀ سویا
چین با وجود اینکه چهارمین تولیدکنندۀ بزرگ سویا است، بیش از ۶۰ درصد تجارت جهانی سویا را مصرف میکند. واردات، بیش از ۸۰ درصد از مصرف داخلی را تأمین میکند. در سال ۲۰۲۴، چین ۱۰۵ میلیون تن دانه سویا وارد کرد: برزیل ۷۴.۵۵ میلیون تن (۷۱.۱ درصد)، ایالات متحده ۲۲.۱۴ میلیون تن (۲۱.۱ درصد) و آرژانتین ۴.۱ میلیون تن (۳.۹ درصد) را تأمین کردند.
تا سال ۲۰۱۸، کشاورزان آمریکایی تقریباً یکسوم از واردات سویای چین را تأمین میکردند. در سال ۲۰۱۶، سهم بازار آمریکا در ۴۰ درصد ثابت ماند، در حالی که سهم برزیل به ۴۶ درصد افزایش یافت. با این حال، در بحبوحۀ تشدید تنشهای چین و آمریکا و جنگ تجاری متعاقب آن در سال ۲۰۱۸، برزیل وارد میدان شد و از آمریکا به عنوان تأمینکننده اصلی چین پیشی گرفت. سهم بازار برزیل از واردات سویای چین در سال ۲۰۱۸ به اوج خود یعنی ۸۲ درصد رسید. در مقابل، سهم آمریکا به ۱۹ درصد کاهش یافت.
سلطۀ برزیل تا سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافته است. تعرفۀ ۲۳ درصدی باعث شده است که سویای آمریکا از بازار خارج شود و به یک ابزار چانهزنی در مذاکرات دوجانبه تبدیل شود. در ماه اوت، گزارشهای رسانهای نشان دادند که خریداران چینی ۶۴ محمولۀ برزیلی (حدود ۴ میلیون تن) سویا را برای تحویل در اکتبر-نوامبر رزرو کردهاند. هیچ خریدی از ایالات متحده گزارش نشده است.
قیمت سویا در هفتۀ گذشته به امید اینکه مذاکرات ترامپ و شی ممکن است به کاهش انجماد تجاری کمک کند، افزایش یافت، اما چین همچنان به منابع آمریکای جنوبی تمایل دارد و پیشرفت کمی در زمینۀ کشاورزی حاصل شده است. با نزدیک شدن به مهلت نهایی تعرفه در ماه نوامبر، سویا همچنان یک اهرم استراتژیک کلیدی برای پکن باقی میماند.
چالشهای طرح تنوعبخشی چین
موانعی برای استرالیا و برزیل، کشورهایی که آمادهاند تا بیشترین بهره را از طرح تنوعبخشی چین ببرند، باقی مانده است. محدودیتهای ساختاری و فصلی ظرفیت آنها را محدود میکند. تولید کلزای استرالیا ۵.۹۷ میلیون تن پیشبینی شده است که بخش عمدۀ آن به اتحادیۀ اروپا و بازارهای دیگری مانند امارات متحده عربی و ژاپن صادر خواهد شد. در حالی که کلزای استرالیایی میتواند تا حدی جایگزین واردات کلزای کانادایی چین شود، اما به دلیل مقیاس تولید کوچکتر، نمیتواند به طور کامل تقاضای چین را برآورده کند.
برزیل با محدودیتهای فصلی نیز روبهرو است. برداشت اصلی سویای این کشور بین ماههای فوریه تا مه انجام میشود و اوج صادرات از مارس تا اوت است. برزیل در حال حاضر قادر به تأمین تقاضای سویای چین در سهماهۀ چهارم سال (اکتبر-دسامبر) نیست. در مقابل، برداشت سویای آمریکا، که بین سپتامبر تا نوامبر صورت میگیرد، حداقل در تئوری میتواند این شکاف را پر کند. این امر باعث میشود که سویای آمریکا، علیرغم تعرفههای بالا و تنشهای ژئوپلیتیک، از اهمیت استراتژیکی برخوردار باشد. نزدیک شدن به مهلت نهایی تعرفۀ آمریکا و چین در ماه نوامبر — که با این شکاف فصلی همزمان است — حیاتی خواهد بود. یک توافق بین ترامپ و شی میتواند به سویای آمریکا اجازه دهد که به طور گسترده به بازار بازگردد. برعکس، عدم موفقیت میتواند سلطۀ برزیل را بیشتر تثبیت کند و در عین حال، پایگاه تأمینکنندگان چین را نیز محدودتر سازد.
سناریوی بالقوه دیگری نیز وجود دارد: چین ممکن است از شرکتهای دولتی مانند « گروه ذخایر غلات چین (Sinograin)» برای واردات سویای آمریکا استفاده کند، زیرا دولت (بهطور بالقوه) مایلتر است که عوارض اضافی را نسبت به شرکتهای تجاری بپردازد. فارغ از نتیجه، پکن احتمالاً به تنوعبخشی ادامه خواهد داد؛ توافقهای اخیر با اتیوپی، آنگولا و روسیه نیز منعکسکنندۀ این استراتژی جاری است.
ژئوپلیتیک امنیت غذایی
مدیریت واردات کشاورزی چین نشان میدهد که چگونه امنیت غذایی در هنر کشورداری و نه فقط ثبات داخلی، جای گرفته است. با همسو کردن سیاست تجاری با اهداف استراتژیک، پکن آسیبپذیری خود را در برابر اجبار کاهش داده و از واردات به عنوان ابزارهای دیپلماتیک استفاده میکند. نگرانیها در مورد نوسانات قیمت، شوکهای عرضه یا وابستگی بیش از حد به یک تأمینکنندۀ واحد، باعث تنوعبخشی در مناطق مختلف میشود.
این تنوعبخشی، استراتژیک است نه خنثی. تأمینکنندگان «دوست» چین، به بازار باثباتی دست مییابند، در حالی که کشورهای ناسازگار از نظر سیاسی با محدودیتهای سریع مواجه میشوند. بنابراین، واردات هم به عنوان هویج (پاداش) و هم به عنوان چماق (تنبیه) عمل میکند. برزیل و استرالیا به عمق زنجیرههای تأمین چین کشیده میشوند، در حالی که تحریمها نشانۀ نارضایتی هستند و باعث بازنگری در روابط میشوند. واردات پایدار، امنیت غذایی داخلی را تقویت میکند، در حالی که روابط تجاری امن، نفوذ ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی پکن را گسترش داده و زنجیرههای تأمین را در برابر اختلالات ایجاد شده توسط کشورهای کمتر همسو، مصون میدارد.
چین بارها از تجارت محصولات کشاورزی برای تغییر مسیر جریانهای جهانی به عنوان یک سلاح استفاده کرده است. در سال ۲۰۱۰، پس از اهدای جایزۀ صلح نوبل به «لیو شیائوبو»، مخالف چینی، پکن به طور غیررسمی تحریمهایی را علیه ماهی سالمون نروژ اعمال کرد و به تأمینکنندگان جایگزین روی آورد و سپس در سال ۲۰۱۵ محدودیتهای جدیدی را وضع کرد. در سال ۲۰۱۸، پکن برخی از این محدودیتها را برداشت. اخیراً، به دنبال تأیید یک دفتر نمایندگی تایوان در سال ۲۰۲۱ توسط لیتوانی، چین صادرات لیتوانی، از جمله محصولات کشاورزی و غذایی، را از سیستم گمرکی خود حذف کرد. اگرچه این تحریم به یک کالای خاص محدود نمیشود، اما بر توانایی پکن در استفاده از دسترسی تجاری در سراسر بخشها تأکید میکند.
واردات مواد غذایی چین به چیزی فراتر از یک زنجیره تأمین تبدیل شده است؛ آنها یک سلاح استراتژیک هستند. با استفاده از دانۀ کلزا و سویا، پکن ضمن حفاظت از امنیت غذایی داخلی، در حال شکلدهی مجدد به جریانهای تجاری جهانی و منطقهای و همچنین نفوذ دیپلماتیک خود است. تصمیم آینده در مورد تعرفههای آمریکا و چین و بحثهای مربوط به تجارت کانادا و چین، این استراتژی را مورد آزمایش قرار خواهد داد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
