یکسال گذشته، برای فلز طلا سال پرنوسانی بود. هفتۀ منتهی به ۲۲آبان (۱۳نوامبر) این نوسان شدیدتر خود را نشان داد. یک عقبنشینی قابل توجه و یک خیزش دوبارۀ قابل توجه، تعجبها را برانگیخت. ادامۀ صعود قیمت طلا برای چندمینبار باعث ارائۀ تحلیلهای متعدد از سوی تحلیلگران دربارۀ قیمت آن شد. اما چیزی که کمتر به آن توجه میشود -به خصوص در ایران- تغییرات جهانیای است که بازار فلزات در آغاز آن است و ادامۀ آن برای چندسال آینده میتواند جایگاه قدرت و چانهزنی برخی کشورها را به مانند جایگاه خود طلا تغییر دهد. امری که بهشدت نیازمند توجه از سوی سیاستگذاران و بازیگران بزرگ حوزۀ تولید و تجارت است.
طلا از زمانی که بهعنوان پول به کار گرفته میشد تا اکنون که بهعنوان جایگزین پولهای ملی یا پشتوانۀ آن مطرح میشود، بهعنوان یک فلز گرانبها و فلز سرمایهای شناخته شده است. حتی از طلا بهعنوان یک واحد سنجش ارزش پول نیز استفاده شده است و همۀ اینها به طلا یک جایگاه ویژه در اقتصاد جهانی داده است. در دورههای عدم قطعیت در بازارها و تنشهای ژئوپلیتیکی، تمایل به ذخیرۀ این فلز بهعنوان سرمایۀ امن بین دولتها، تجار بزرگ بینالمللی و غولهای تجاری بالا میرود. همین امر باعث شده است عامه مردم نیز از آن بهعنوان سرمایهگذاری مطمئن استفاده کنند. از سهماهۀ دوم سال۲۰۲۵ که تعرفههای روز آزادی و دفتر۲۳۲ ریاستجمهوری آمریکا شروع به اثرگذاری بر وضعیت اقتصاد جهانی کردند، تمایل به ذخیرۀ این فلز چندینبرابر شد. اعلام دولت چین برای انباشت بیشتر طلا و تبدیل ذخایر دلاری به طلا یکی از عوامل مهمی بود که رقابت بین طلا و دلار را افزایش داد. تمایل غولهای تجاری به انباشت طلا، ولع خرید در میان عامه و برخی رخدادهای دیگر در بازارهای پولی مانند ریزش بازار کریپتو یا برخی سیاستهای پولی فدرالرزرو نیز بر این صعود و افولها موثر بود. اما اگر لنز رصد خود را از طلا فراتر ببریم و سایر فلزات را هم در نظر بگیریم با این صحنه مواجه خواهیم شد که طلا فلز داغ بازار این روزها نیست.
نمودار (۱) نشان میدهد که سرمایهگذاری اصلی بهخصوص از جانب دولتها در حوزۀ فلزات صنعتی استراتژیک و فلزات اساسی بهخصوص مس، گالیوم، ژرمانیوم، ایندیوم، هافنیوم و عناصر خاکی کمیاب، افزایش داشته است و رشد بازدۀ آنها نیز بیش از پیشبینی رشد بازده طلا بوده است.
![]() |
نمودار نشان میدهد که سرمایهگذاری در فلزات استراتژیک (ستون سبز) با وجود گمنامی و حجم بسیار کم مبادلات در مقایسه با سایر بازارها چگونه بازده بالاتری داشته است. طبق گزارش S&P Global از سال ۲۰۲۳ تاکنون این فلزات تقریباً سالانه ۱۰۰درصد رشد را تجربه کردهاند.
باید توجه داشت که سرمایهگذاری مورد اشاره (سرمایهگذاری دولتها)، هم جنبۀ اقتصادی دارد و هم جنبۀ سیاسی و نظامی. جنگ روسیه بر علیه اوکراین را باید یکی از این نمونهها دانست. مس نیز از بخش فلزات پایه، همین وضعیت را یافته است و تاکنون رشد غیرقابل پیشبینی نشان داده است که گفته میشود بیش از طلا در چشماندازهای کوتاهمدت، میانمدت و حتی بلندمدت (یکدههای) رشد خواهد داشت.
این موضوع چند نکته قابل توجه دارد. طلا مهمترین فلز و سودآورترین فلز برای سرمایهگذاری نیست. البته پیش از این هم همیشه وضعیت پیشتازی نداشته است اما وضعیت جدید طلا و عقبافتادنش به نسبت سایر فلزات، بهسبب یک دگرگونی جدید است. نه تغییرات قیمتی ساده و مبتنی بر دورههای عرضه و تقاضا در بازار. چون همچنان عرضه و تقاضای این محصول بالاست و بهنظر اختلالی هم در زنجیرۀ تأمین آن وجود ندارد. در واقع طلا در حال تجربهکردن تغییراتی در جایگاه ماهیتی خود است. طلا اکنون بیشتر فلزی برای سرمایهگذاری عامه است و غولهای تجاری یا دولتها در فلزات دیگر سرمایهگذاری میکنند و سرمایهگذاری در این بازار فعلا در دسترس عموم نیست. آنطور که صندوقهای ETF طلا وجود دارد، صندوقهای فلزات استراتژیک وجود ندارد. دولتهای قدرتمندتر دست برتر را گرفتهاند و دولتهای نهچندان مطرح در عرصۀ بینالملل مانند ارمنستان یا سایر کشورهای کوچک آسیایی و آفریقایی تلاش دارند خود را به قسمتهای مهم این بازار برسانند. به هر حال این تجارتی بهصورت طلا نیست، عمومیشده نیست و جنگ بر سر آن بسیار حساس شده است. بهگفتۀ برخی تحلیلگران، این عدم تقارن خود به افت جایگاه طلا در چشمانداز طولانیمدت خواهد انجامید.
علاوه بر این، عامل دیگری نیز در این تغییر احتمالی دخیل است؛ دولتها دریافتهاند که افزایش ذخایر طلا، مانند قبل راه سودمندی برای قدرتبخشی به پول ملی و قدرت اقتصاد ملی نیست بلکه یکی از مهمترین الزامات این دوره بهعنوان دورۀ اقتصادهای جنگی این است که بتوان در لبۀ جنگ ایستاد و خود را به آینده رساند. برای همین سرمایهگذاری بر روی فلزات استراتژیک و پایه مانند مس را آغاز کردهاند. سرمایهگذاری بر روی این فلزات دیگر مانند سرمایهگذاری بر روی طلا نیست که صرف داشتن و یا انباشتن آن بتواند پشتوانهساز باشد. بلکه نیازمند سیاستگذاریهای فناورانه در سطح بالا و تصمیمات متهورانه است. به همین دلیل حتی میتوان ادعا کرد که سیاستهای پولی نیز باید در پی تحولات بازار فلزات تغییر یابند تا بتوانند بار نقش جدید اقتصادی کشور را حمل کنند. همین حرکت از سمت طلا بهسمت فلزات استراتژیک و عناصر نادر برای تقویت جایگاه اقتصاد ملی و پول ملی میتواند در سرنوشت و جایگاه طلا تغییر معناداری ایجاد نماید. شاید نتوان در این شرایط مبهم حکمی متقن دربارۀ امور داد. اما آنچه از قرائن برمیآید این است که تقریبا همه چیز در حال تغییر است و رصد صحنۀ اقتصاد جهانی نشان میدهد فلزات، پول و سیاستهای پولی به انضمام سیاستهای فناورانه، سه ضلع مهم این تغییرات هستند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.

