دو سال پیش در چنین روزهایی، جهان شاهد طوفانی شد از جنس انقلاب؛ طوفانی که دامنههای آن در دو سوی دوستان و دشمنانِ مقاومت همچنان ادامه دارد. هم دشمنان را قدّارتر کرد هم خیلی از خفتگان را بیدار. هم بازیهای بزرگی را بهم ریخت و هم سرآغاز نقشهها و طرحهای بزرگتر شد. هم جانهایی را حیات بخشید و هم بدنهایی را در خاک کشید. یک سال پیش در چنین روزهایی، قلبها سوگوار مغز این طوفان شد. سنوار، قهرمان و پردازنده حادثه عظیم قرن بود. او کاری کرد تا صدای حقانیت فلسطین تا همیشه نامیرا شود. روح مقاومت با قلم و تفنگش، جلا پیدا کند. اکنون اما، در ایام سالگرد شهادت او، نگاهها به شرم الشیخ است. نمایشگاهی برای صلح، جایی که سران و شیوخ منطقه برای ختم قائله و ترک مخاصمه، در مصر گرد هم آمدهاند.
کنار هم قراردادن و نگریستن این سه تصویر، شاید بتواند ذهنها درباره مسیر مقاومت، صعود یا نزول، موفقیت یا شکست آن را روشن کند. تا گذر تاریخ را کمی واضحتر احساس کنیم.
دو سال پیش در لحظهای که منطقه آماده میشد تا با پیمان ابراهیم، فلسطین و رنج آن برای همیشه فراموش کند و جغرافیا و اقتصادِ منطقه پذیرای موجودیت و محوریت رژیم قرار گیرد، سنوار عصایش را بلند کرد. تا دیگر بار، آخرین تلاشها و قوتها، آخرین روحهای زنده را به میدان بیاورد و در مقابل پروژۀ چنددهساله آمریکا برای عادیسازی روابط با رژیم یا بهتر است بگوییم عادیسازی ظلم، بایستد.
از آن زمان تاکنون و حتی قبلتر از آن، طرح آمریکا و اسرائیل برای منطقه تغییری نکرده و مشخص است. از وقتی که آمریکا هژمون و برندِ فرهنگی و نظامی خود را بیاثر دیده، تمرکز بر ستونهای اقتصاد و فناوری را برای تداوم روند هژمونیک خود، انتخاب کرده است. در چنین حالتی، چین یگانه تهدید و رقیب جهانشمول آمریکاست. این سیاست آمریکا، برای او ایجاب میکند که هرچه بیشتر و زودتر از اهمیت خاورمیانه کاسته شود یا به تعبیری «مسئله خاورمیانه حل شود و دیگر مسئله نباشد». لذا از منظر آمریکا، همه کشورهای منطقه باید رابطه خود با اسرائیل را تنظیم کرده و در نظم مورد انتظاری که او برای مقابله با چین احتیاج دارد، این کشورها خودشان را جانمایی کنند. هر کدام از این کشورها هم اقتضائات و منافع خودشان را دارند که باید بر سر اینها با آمریکا وارد چرخه مذاکره و توافق (Deal) شوند وگرنه انواع فشار پیشروی آنهاست، از جنگ و تحریم تا بیثباتی و… .
اگر موضوع منطقه از دوسال پیش تاکنون تغییری نکرده است، پس چه چیزی تغییر کرده است؟ شرمالشیخ کجای ماجراست؟ شرمالشیخ همان تصویری است که آمریکا میخواست پیش از طوفانالاقصی به آن دست یابد. بهعنوان ناجی، با یک مگاپروژه، با نقشهای معیّن برای کشورهای منطقه، و حلّال مشکلات شناخته شود. دیگر کشورهای حاضر در این نشست هم همینطور؛ آنها هم بهدنبال شرایط تثبیتشده و رنگینکمانیشان در ماقبل ۷ اکتبر هستند و نزدیکترین راه فرار برای همانندسازی با گذشتۀ رخوتبارشان را شرمالشیخ میبینند. پس اگر مسئله منطقه همچنان مسئله فلسطین است، چه چیزی تغییر کرده است؟ یافتن این تغییر میتواند معمای ابتدایی متن را پاسخ دهد.
امروز دیگر فلسطین در دنیا، مدعیان تازهای از شرق و غرب عالم پیدا کرده است. فلسطین، مسئله اول کشورها در تریبون سازمان ملل است؛ چه در حمایت، چه در شقاوت و چه در وسطجویی و مصالحه. پردههای رسانهای دنیا پاره شده و ملتهای منطقه و جهان در مقابل دولتهایشان برای رابطه با اسرائیل، صفآرایی میکنند. حتی خود غزه هم، اگر پیش از این راهی برای حل مسئله از طریق مصالحه متصور بود، الان دیگر هیچ راهی را جز مقاومت نمیشناسد. چین و روسیه از حمایتهای علنی خود از اسرائیل دست برداشتهاند. کشورهای عربی در اتکا به آمریکا برای امنیت خود تشکیک کردهاند و طعم تلخ تجاوز رژیم را چشیدهاند. اسطورۀ شکستناپذیری رژیم فروریخته و ناتوانی آن از بقاء عیان است. بنابراین خلاف آن چیزی که آمریکا و رژیم ارزیابی میکنند، بسیاری از شرایط و پارامترهای حاکم بر مسئله، به نقطه بیبازگشت رسیدهاند و نتیجتاً مسئله در وضعیت تازه و دیگری قرار گرفته است.
شرمالشیخ بیشتر یک آرزو است. آرزوی آمریکا و کشورهای عربی که طوفانالاقصی انقضای آن را امضا زده است. اما مهمترین سؤالی که باید بدان فکر کرد و جواب داد، آنکه چرا بعد از این دوسال، هنوز کشورهای منطقه و کشورهای عربی ایدهای ندارند؟ چرا به راه و الگوی دیگری برای زیستن در دنیا فکر نمیکنند؟ ایران کجای ماجراست؟ ایران چه مسیری را دنبال میکند؟ آیا ایران میتواند برای خروج ذهن و واقعیت این جوامع و جهان پیرامونش، طرحی نو دراندازد؟ آیا ایران باید به نظارۀ شرمالشیخ بنشیند یا منتظر اجابت دعوتش از منطقه باشد؟
بهنظر میرسد منطقه منتظر ایران است؛ یک ایران قوی؛ آنچنانی که در سه وعده صادق منتظرش بود و به تماشای شکوه موشکهایش نشست. آنچنانی که زبان به تحسین حجاب و هویت بانوی ایرانی در شانگهای گشود. آنچنانی که فروردین ۱۴۰۳ رهبری در دیدار با دانشجویان فرمودند که اگر بخواهیم همه آرمانهای جمهوری اسلامی را در دو عنوان کلی خلاصه کنیم: اداره کشور به شیوه اسلامی و ارائه الگو به مردم جهان است.
کشورهای عربی ایدهای ندارند، فکری ندارند، انتخابی ندارند. سران آنها تن به تحقیر شخصی و بینالمللی میدهند؛ چون الگویی ندیدهاند. الگویی که بتواند برگرفته از هویتهای درونی خود، زندگی و اقتصاد و فرهنگ ملت خود را بسازد و برای ارزشها و آرمانها و استقلالش تلاش کند. الگویی که از خواست و اراده درون هر جامعه بجوشد، نه از تحمیل بیگانه.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
