آستانۀ صلح

لحظۀ حسابرسی و رویارویی اروپا با واقعیت فرا رسیده است

آذر ۱۵, ۱۴۰۴

دومین دورۀ ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، سال ۲۰۲۵ را برای اتحادیۀ اروپا به سالی پرفرازونشیب تبدیل کرده است؛ بروکسل تلاش می‌کند خود را با جریان مداوم اقدامات بی‌ثبات‌کنندۀ واشنگتن هماهنگ کند. هر درام دیپلماتیکِ تازه پیرامون جنگ اوکراین -از یک مشاجرۀ شدید در دفتر بیضی کاخ سفید گرفته تا نشست آلاسکا میان ترامپ و ولادیمیر پوتین، و یا طرح موسوم به «طرح صلح ۲۸ ماده‌ای» و نسخه‌های بعدی آن- اروپا را وادار کرده تا با درجات مختلفی از موفقیت، صرفاً به کنترل خسارت و اقدامات بداهه بپردازد.

زمان آن رسیده است که بروکسل به جای ماندن در حاشیه و گیر افتادن در حالت مدیریت بحران، پاسخ استراتژیک و سنجیدۀ خود را ارائه دهد. این پاسخ نباید چیزی کمتر از یک چشم‌انداز اروپایی برای کل قاره باشد که طرح‌های امنیتی خود و همچنین نقش‌هایی را که اتحادیۀ اروپا، ناتو، ایالات متحده، اوکراین و روسیه باید در نظم آینده ایفا کنند، مشخص نماید.

بادها به نفع اوکراین و اروپا نمی‌وزند، چرا که آخرین فشار برای صلح تنها وضعیت را برای منافع هر دو بدتر کرده است. دولت ترامپ تصمیم گرفت پیشنهاد خود را دقیقاً زمانی منتشر کند که کی‌یف و متحدان اروپایی‌اش با شکست‌های جدیدی روبه‌رو بودند. ارتش اوکراین برای بازپس‌گیری ابتکار عمل نظامی در منطقۀ دونتسک تقلا می‌کند و رهبری کشور با رسوایی‌های جدید فساد مالی ضربه خورده است. همزمان، علی‌رغم بحث‌های طولانی، اتحادیۀ اروپا نتوانسته طرح‌های مربوط به اعطای غرامت به اوکراین را که پشتوانۀ آن دارایی‌های مسدودشدۀ روسیه است، نهایی کند. همۀ این‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که اقتصاد روسیه در برابر تحریم‌های بی‌سابقه، مقاوم‌تر از حد انتظار ظاهر شده است.

ترکیب این رویدادهای ناگوار نباید مشکلات قابل‌توجهی را که روسیه نیز تجربه می‌کند، تحت‌الشعاع قرار دهد. با این حال، طرح ایالات متحده حس جدیدی از اضطرار را در میان اروپایی‌ها برانگیخته است. مذاکره‌کنندگان آمریکایی متقاعد شده‌اند که زمان به نفع روسیه است و اوکراین به طور برگشت‌ناپذیری در موضع ضعف قرار دارد. از این دیدگاه، این ابتکار عمل جدید همین حالا هم پارامترهای دیپلماتیک اروپا را تغییر داده است. این طرح صلح با ملزم کردن کی‌یف و متحدانش به پذیرش ضرورتِ تلخِ مصالحه‌های سیاسی و امتیازات دردناک، یادآور هولناکی از یک واقعیت سخت است.

طبیعتاً نتیجۀ نهایی مذاکرات اصلاً قطعی نیست. اگرچه گفت‌وگوها می‌تواند به سرعت متوقف شود، اما به نظر می‌رسد دولت روسیه قصد دارد توپ را در زمین نگه دارد تا از فروپاشی روابط خود با ایالات متحده جلوگیری کند. اگر مذاکرات پیش برود، به دلیل میانجی‌گری نامتوازن آمریکا، تقریباً به طور قطع تمام اهداف سیاسی که کی‌یف و بروکسل آشکارا از آن دفاع کرده‌اند، محقق نخواهد شد. این گفت‌وگوها ممکن است صرفاً شکست بخورند، اما در آن صورت خطر این است که هم تلاش‌های دیپلماتیک واشنگتن و هم حمایت‌های باقی‌مانده‌اش از اوکراین از دست برود.

هر دو گزینه، اتحادیۀ اروپا را در تنگنا قرار می‌دهند. از آنجا که بروکسل قادر به افزایش قابل‌توجه حمایت مالی و نظامی کلی خود از اوکراین نیست، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که وضعیت در میدان نبرد تغییر زیادی کند. با تداوم پیشروی آهسته نیروهای روسیه، امید اندکی وجود دارد که مذاکره‌کنندگان آمریکایی فشار فعلی خود بر کی‌یف را کاهش دهند یا مسکو را مجبور به امتیازدهی‌های عمده کنند.

بنابراین برای اروپا، این لحظۀ حسابرسی و مواجهه با حقیقت است. برای رهایی از این دشواری‌ها، رهبران باید دیپلماسی بازسازی‌شده و چابک‌تری را کلید بزنند. آن‌ها تنها با ورود به بحث‌هایی که مدت‌ها از آن اجتناب کرده‌اند می‌توانند به این مهم دست یابند؛ بحث دربارۀ یک طرح صلح احتمالیِ اروپایی برای اوکراین و دربارۀ چشم‌اندازی جدید از نظم امنیتی آینده برای این قاره. چنین بحثی ناگزیر اختلافات عمیق میان اعضای اتحادیه را در موضوعاتی که میراث تاریخ و جغرافیا تفاوت‌های طبیعی میان آن‌ها ایجاد کرده، آشکار خواهد کرد. اما خروج از این سکوت استراتژیکِ طولانی‌مدت امری ضروری است، حتی اگر صرفاً برای بازپس‌گیری ابتکار عمل و دیده‌شدن به عنوان یک بازیگر مرتبط باشد.

این اقدام استراتژیک باید به پر کردن شکاف میان تمرکز مذاکره‌کنندگان آمریکایی (که بر ارائۀ سریع یک توافق صلح متمرکز است) و تمرکز اروپایی (که بر دستیابی به نتیجه‌ای بلندمدت برای هموار کردن مسیر یک نظم امنیتی پایدار استوار است) کمک کند. چنین چشم‌اندازی نیازمند درک روشنی از ضمانت‌های امنیتی مورد نیاز اوکراین، جایگاه و نقش ناتو در بافت پس از جنگ، مسئولیت‌های یک اتحادیۀ دفاعیِ اروپایی در آینده و نوع تماس‌هایی است که اتحادیۀ اروپا باید به تدریج با روسیه برقرار کند تا قوانین جدیدی برای همزیستی احتمالاً ناپایدار آینده تعریف نماید. مصالحه‌های اجتناب‌ناپذیر و امتیازات متقابل در موضوعاتی مانند به رسمیت شناختن تمامیت ارضی، عضویت اوکراین در ناتو یا ضمانت‌های امنیتی باید انجام شود. به همین ترتیب، این موارد باید با ملاحظات بلندمدت برای حفظ اصول بنیادینی که پس از فروپاشی شوروی اتخاذ شد، سازگار شوند.

اتحادیۀ اروپا اهرم‌های کافی برای دستیابی به عاملیت واقعی در مذاکرات را دارد. خواه تحریم‌ها باشد، خواه دارایی‌های مسدودشدۀ روسیه، ضمانت‌های امنیتی یا الحاق به اتحادیۀ اروپا؛ بروکسل کارت‌های لازم را برای پیشبرد یک دیپلماسی چابک که در هماهنگی نزدیک با اوکراین عمل می‌کند، در اختیار دارد. چنین چابکی‌ای از ایده‌های نوآورانه حمایت کرده و یک مسیر مذاکره اضافی را معرفی خواهد کرد که به بحث‌های خاص و بلندمدت دربارۀ یک «چارچوب امنیتی بازنگری‌شدۀ اروپایی» اختصاص دارد.

برای مدت‌های بسیار طولانی، اروپایی‌ها ترجیح داده‌اند از بحث‌های استراتژیکِ ناراحت‌کننده پرهیز کنند، زیرا می‌دانستند هر بحثی از این دست، شکاف‌های ذاتی میان اعضا را آشکار خواهد کرد؛ به‌ویژه زمانی که پای تعامل احتمالی با روسیه در میان باشد. با این حال، این نگرش بیست سال بی‌مبالاتی استراتژیک را به همراه داشته که اکنون باید جبران شود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که اتحادیۀ اروپا با واقعیت تحمیل‌شده توسط مذاکرات کنونی روبه‌رو شود و گفت‌وگوی استراتژیک مختص به خود را آغاز کند.

 

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.