زنگ خطر برای ایران و عربستان

آیا مرکز ثقل انرژی از خلیج‌فارس به آمریکا کوچ کرده است؟

دی ۱۳, ۱۴۰۴

قیمت نفت خام WTI (وست تگزاس اینترمدیت) در آخرین روز سال ۲۰۲۵ به ۵۷.۷ دلار در هر بشکه کاهش یافت و به دلیل نگرانی‌ها در مورد اشباع عرضه، به سمت شدیدترین کاهش سالانه از سال ۲۰۲۰ تاکنون پیش رفت. سرمایه‌گذاران اکنون در حال رصد نشست آتی اوپک‌پلاس، تحولات ژئوپلیتیکی و گزارش موجودی ایالات متحده هستند. انتظار می‌رود اوپک‌پلاس در نشست آتی خود، برنامه‌اش برای توقف افزایش عرضه را در سه ماهه اول ۲۰۲۶ حفظ کند.

عوامل ژئوپلیتیکی همچنان از قیمت‌ها حمایت می‌کنند؛ از جمله محاصره محموله‌های نفتی ونزوئلا توسط ایالات متحده، بی‌ثباتی جدید در خاورمیانه و عدم‌قطعیت طولانی در مورد توافق صلح روسیه و اوکراین. در همین حال، API (انجمن نفت آمریکا) تخمین زده است که موجودی نفت خام ایالات متحده هفته گذشته ۱.۷ میلیون بشکه افزایش یافته است که بزرگترین افزایش از اواسط نوامبر به شمار می‌رود. نفت WTI در ماه دسامبر بیش از ۱ درصد کاهش یافته و در کل سال نزدیک به ۲۰ درصد افت را تجربه کرده است. نمودار زیر نشان می‌دهد که چگونه قیمت نفت از ژانویه ۲۰۲۵ که نزدیک به ۸۰ دلار بود، تا آستانه ژانویه ۲۰۲۶ به حدود ۵۸ دلار کاهش یافته است.

اخبار قیمتی تنها اخبار نفت و حتی مهم‌ترین آن‌ها هم نیستند. گرچه وضعیت کنونی سرمایه‌گذاری مجدد در زنجیره نفت را مختل کرده است و در سه ماهه آخر ۲۰۲۵ شاهد اعتراضات مدیران شرکت‌های نفتی به فشارهای دولت آمریکا برای حفظ ثبات در قیمت نفت بودیم، اما آنچه در تحلیل‌های نفتی ایران مغفول مانده است، اخبار مرتبط با موقعیت ژئوپلیتیک نفت است. عملکرد دولت آمریکا علیه ناوگان سایه به نظر خلاف این ایده را نشان می‌دهد که ژئوپلیتیک نفت رو به افول گذاشته باشد؛ چراکه مهم‌ترین پیامد برخورد با ناوگان سایه، کشورهایی را متأثر می‌کند که دقیقاً در ژئوپلیتیک رقیب آمریکا هستند.

بعد از ایران، توقف ناوگان نفتی آمریکای جنوبی و لاتین مستقیماً با چین در ارتباط است؛ چراکه طبق داده‌های کپلر، چین با خرید ۷۶ درصد از نفت ونزوئلا، اولین خریدار نفت آن منطقه می‌باشد. تهدید به تحریم سه بندر چینی برای پهلوگیری نفتکش‌های ایرانی نیز که از چند ماه پیش آغاز شده است، موقعیت چین را به‌عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران نشانه رفته است. نوع نفت ونزوئلا نفت خام سنگین است که به‌لحاظ فناوری، چین بیشترین امکانات پالایشگاهی را برای تصفیه این نوع نفت دارد. بنابراین جایگزین کردن نفت ونزوئلا برای چین غیرممکن یا بسیار پرهزینه و زمان‌بر است.

سومین تنش مربوط به پاناما است که اکثر نفتکش‌های در خطر، با پرچم این کشور تردد می‌کنند. هرگونه مداخله کشور پاناما برای آزادسازی این نفتکش‌ها، به مسئله کانال پاناما در خصوص ادعای مالکیت آمریکا و تنش با چین بر سر این گذرگاه مرتبط است. آمریکا با استناد به توافق‌نامه‌ای که در ۲۰۰۲ با کشور پاناما داشته است، به توقف این کشتی‌ها اقدام می‌کند. تنها کافی است ۲ ساعت قبل از متوقف کردن کشتی یا پیاده کردن نیرو در آن، به کشور پاناما اطلاع دهد. این توافق‌نامه آمریکا را از پیامدهای حقوق بین‌الملل حفظ می‌کند. بنابراین اگر ایران و چین و سایر کشورهایی که نفتکش‌های آن‌ها به دلایل سیاسی یا محیط‌زیستی، ناوگان سایه به آن‌ها قابل اطلاق است بخواهند از این ضعف پاناما عبور کنند، باید از پرچم کشور دیگری استفاده کنند که این موضوع در نهایت می‌تواند به حذف یا کمرنگ شدن نقش کشور پاناما در زنجیره نفت مؤثر باشد. امری که عواقب آن ممکن است سلطه بیشتر آمریکا بر پاناما باشد که باز هم منافع چین را به خطر می‌اندازد.

با این اقدامات، چین در رقابت با آمریکا برای انبار کردن نفت جهت مواجهه با هرگونه جنگ طولانی‌مدت، به خطر افتاده است. این وقایع در کنار جنگ اوکراین، جنگ رژیم اشغالگر قدس و حمله آمریکا به ایران—که سال‌ها از سناریوهای آخرالزمانی بازارهای نفت و انرژی بود—و تنش‌های دیگر در جنوب غرب آسیا باید قیمت نفت را به اعداد سه رقمی افزایش می‌دادند که این اتفاق نیفتاده است. نسبت دادن ثبات نسبی قیمت نفت به مازاد عرضه، یک تحلیل درست اما خطرناک برای استراتژیست‌های صحنه کنونی ایران است. نفت فقط به دلایل عرضه و تقاضا یا فشارهای دولت آمریکا و تضاد منافع بین برخی تولیدکنندگان دچار کاهش قیمتی نشده است. دانستن عوامل مؤثر دیگر کمک می‌کند تا تصویر دقیق‌تری از ژئوپلیتیک نفت و تحولات آتی آن به دست آید.

یک بخش آن انرژی‌های تجدیدپذیر هستند. هرچند روند رشد آن‌ها به دلایل متعدد از جمله بحران در زنجیره مس و مواد خاکی کمیاب، سرعتش کاهش یافته است، اما برنامه‌های تنوع‌بخشی به انرژی و جایگزینی گاز ال‌ان‌جی به جای نفت از دلایل معروف هستند. اما آیا دلیل دیگری هم وجود دارد؟

آنچه اقتصاددانان نمودارگرا توضیح نمی‌دهند این است که عرضه با چه کیفیت و سازماندهی در بازار انرژی فزونی یافته است؟ یا به عبارت بهتر عرضه به نفع چه کسی فزونی یافته است؟ آیا یک توزیع برابر در میان عرضه‌کنندگان وجود داشته است؟ آمریکا در چند سال اخیر برنامه‌های سیاسی و اقتصادی متعددی را به اجرا گذاشت که فروشنده و تولیدکننده قدرتمند گاز ال‌ان‌جی و نفت، به‌خصوص برای بازار اروپا بشود. اکنون آمریکا از همه ابزارهای خود برای هدایت بازار نفت بهره می‌برد و این چیزی فراتر از مسئله ساده عرضه و تقاضا است.

تحولات فناورانه نیز کمک کرده است که مرکزیت جغرافیای سیاسی–اقتصادی نفت از خلیج‌فارس تا حدودی به سمت آمریکا بچرخد. با این سیاست، آمریکا و اروپا هم از رخدادهایی مانند بستن تنگه هرمز یا صدمه به آرامکو آسیب کمتری می‌بینند یا حتی ممکن است در آینده وقتی توان توسعه رهبری خود در بازار نفت را افزایش داده باشند، از چنین رخدادهایی استقبال نیز بکنند. چراکه در این‌صورت متضرر اصلی آن کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و چین خواهند بود، نه غرب یا کشورهای روسیه و قزاقستان و سایر تولیدکنندگان غیراوپکی و فرامنطقه‌ای ما.

آمریکا اکنون با جمع توانمندی در تولید نفت شیل، با جایگزینی ال‌ان‌جی و تسلط بر نفت ونزوئلا به بازارهای جهانی نشان داده است که آماده جبران هرگونه نقص در نفت تولیدی جنوب غرب آسیا هست و می‌تواند حجم کاسته شده را تا میزانی جبران نماید. این اعتماد بازارها به ذخایر و توان نظامی–سیاسی–فناورانه آمریکا بر ژئوپلیتیک نفت در تمام جغرافیای آن اثر گذاشته است و به نوعی می‌توان گفت آن‌ها را به معنای واقعی کلمه کمرنگ کرده است. ژئوپلیتیک نفت در حال جمع شدن و تبدیل شدن به نقطه‌ای به نام آمریکا است. در حال حاضر با وجود غنی‌ترین ذخایر انرژی‌های فسیلی در منطقه ما، تنها یک‌پنجمنفت و گاز زنجیره جهانی از تنگه هرمز عبور می‌کند که با این وضعیت، می‌تواند برای بازارها اثر بسیار کمی داشته باشد.

اگر کشورهای منطقه تدبیری در پیش نگیرند، بدون تردید این منطقه موقعیت ژئوپلیتیک خود را در حوزه نفت و گاز بازیابی نخواهد کرد و این برای امنیت اقتصادی و غیراقتصادی آن خطرناک است. با آنچه شرح داده شد، به‌نظر می‌رسد تنها دو راه برای منطقه ما و همسایگانمان وجود دارد: پذیرفتن این افول و حرکت به سمت پتروشیمی، یا تغییر در حجم تولید نفت و گاز جهانی به هر ترتیبی که ممکن است، به انضمام افزایش تولید و فروش نفت خام در کنار محصولات پتروشیمی. راهی که در محاسبات معمول بسیار نشدنی است و این موضوع یک زنگ خطر بزرگ برای کشورهای منطقه، به‌خصوص ایران و عربستان است؛ به‌خصوص با طرح‌های جسورانه امارات در مهم‌ترین پالایشگاه و پتروشیمی بندر فجیره؛ جایی که یکی از شریان‌های حیاتی آمریکا—این رقیب خطرناک برای ژئوپلیتیک نفت خلیج‌فارس—در حوزه انرژی قرار دارد.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.