امروز جنگ بهشکل تازهای در برابر ما قرار گرفته است. اگر تا پیش از این، حتی با وجود همه حوادثی که لااقل در دو سال اخیر بر ما رفته است، گمان میکردیم که میتوانیم مفرّی از جنگ داشته باشیم، امروز دیگر نمیتوان به چنین گمانی دل خوش داشت. گویی در این مدت، ما هر راهی را برای دورکردن جنگ پیمودهایم و هر بار به بنبستی خوردهایم و هر بار جنگ بیشازپیش به ما نزدیک شده است.
تا پیش از جنگ دوازدهروزه، همواره پردهای نامعلوم، طرفین را به حریفی ناشناخته و پیشبینیناپذیر برای دیگری و وقوع جنگ را به رخدادی دور و خارج از محاسبات معمول تبدیل میکرد. اما جنگ رخ داد. بعد از این رخداد، دیگر جنگ نه یک اتفاق نامنتظره و دور از دسترس، بلکه تکرار و ادامه چیزی است که رخ داده؛ ولو پرهزینهتر و گستردهتر.
با این حال، دولت ایران باز هم از هر طریقی تلاش داشت تا بدون درنظرگرفتن شرایط پیشآمده، لااقل ایران را به وضعیت «نه جنگ نه صلحِ» پیش از جنگ برگرداند. وضعیتی که در آن، اگرچه صلح تضمینی ندارد، اما جنگ رخدادی ناهموار و خارج از گزینههای معمول بهحساب میآید.
در این شرایط که دیگر ایران رسماً مورد هجوم رژیم صهیونسیتی و آمریکا قرار گرفته بود، شاید عضویت در سازمان ملل متحد و ساختار حقوقی این سازمان، آخرین امیدی به نظر میرسید که میتوانست جنگ را از سر ما دور کند. اما این امید هم خیلی زود از میان رفت. اروپا که همواره مهمترین حامی ارزشها و سازوکارهای بینالمللی بهحساب میآمد، نهتنها حملۀ اسرائیل را محکوم نکرد، بلکه با فعالسازی مکانیسم ماشه، ایران را به یک عنصر نامطلوب در معاهدات جهانی تبدیل نمود و راه هجوم دوباره به ایران را همواره کرد. با این اقدام، اروپا نیز که خود در شرایط سیاسی باثباتی قرار ندارد، با تضمین آمریکا، مهر تأییدی زد بر یکهتازیهای اسرائیل در منطقه غرب آسیا و دگرگونی همه تعادلهایی که تا پیش از این، در این منطقه شکل گرفته بود. نهایت اینکه گویا دیگر هیچ ارادهای برای جلوگیری از این جنگ وجود ندارد. با فعالشدن مکانیسم ماشه و بازگشت همه تحریمهای اعمالی سازمان ملل، ایران دیگر حتی یک عضو عادی در این سازمان بهحساب نمیآید؛ بلکه تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی شمرده میشود. از این پس هر حمله احتمالی، دیگر نه بهعنوان یک تجاوز نامشروع، بلکه اقدامی برای جلوگیری از دستیابی یک کشورِ خاطی به سلاح هستهای توجیه خواهد شد.
آمریکا نیز که خود صحنهگردان این ماجرا بود، نشان داد که حاضر نیست اجازه دهد تا شرایط به شرایطِ قبل از جنگ بازگردد؛ و دیگر حاضر نیست در شرایطی که اسرائیل را پیروز نهایی و یکهتاز منطقه میداند، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را ادامه دهد. آمریکا آماده است تا دست اسرائیل را برای مسیر پرمخاطرهای که در پیش گرفته، باز بگذارد تا همه رقابتها، که دیگر به حد نهایی خود رسیدهاند، به مرحلهای تازهای وارد شوند و شطرنج معادلات منطقه شکل جدیدی پیدا کند؛ در شرایطی که اسرائیل اینچنین بیمهابا همه هزینههای اخلاقی و حقوقی جنگ را نیز بر عهده گرفته است و خود میتواند نهایتاً از بار آنها شانه خالی کند.
اما این وضع تازه که جنگ را بیهیچ مانعی پیش روی ما قرار داده است، وضع تازهای است که پیش از این هیچگاه تجربهاش نکرده بودهایم. در این وضع تازه، هر گفتاری که بخواهد روال گذشته را با هر امیدی ادامه دهد، معنای سیاسی خود را در واقعیت از دست داده است.
امروز مقاومت برای ما پیشنهادی آرمانی نیست که بتوانیم از بار آن شانه خالی کنیم. مقاومت امروز در صریحترین شکل آن، تنها امکان پیش روی ماست که میتوان آیندهای را در آن دنبال کرد. شاید این همان راهی باشد که ما در ابتدای انقلاب به پیمودنش خطر کردیم و امروز بیش از هر روز دیگر فرصت تجربۀ بیواسطه آن را به دست آوردیم.
اگر مقاومت تاکنون پیشنهادی بود که میتوانست بخشی از زندگی ما ایرانیان باشد، امروز باید تبدیل به شکل زندگی ما و شکل دولت ما باشد؛ نه اینکه کشور به گونهای اداره شود و مقاومت تنها در بخشی از نیروهای نظامی و امنیتی، که دیگران حتی امکان مشارکت در آن نیز ندارند، دنبال شود. اگر تا دیروز مقاومت موضوعی بود که تنها تعیینکننده جهتگیری نیروهای نظامی و امنیتی و فعالیتهای فرهنگی و جهادی جمهوری اسلامی بهحساب میآمد، امروز دیگر صراحتاً نمیتواند صرفاً به دستاوردها و موفقیتهای موشکی و پهپادی و نظامیمان تکیه داشته باشد.
اگر تا دیروز گمان میکردیم بالاخره میتوانیم نفتمان را بفروشیم و معیشتمان را با تکیه بر آن تأمین کنیم، اگر تا دیروز اقتصاد ما میتوانست جهتی داشته باشد و وضع سیاسی و موقعیت ژئوپلیتیک ما جهت دیگر، اگر گمان میکردیم میتوانیم با هرکس که بخواهیم، مراوده اقتصادی داشته باشیم، و البته همۀ اینها اقتصاد سیاسی ما را بهگونهای شکل داده بود که میتوانستیم با اتکا به نفت و گاز و منابع طبیعی مصرف کنیم، بیآنکه تولیدی داشته باشیم، و اگر تا دیروز بیوقفه تلاش میکردیم که خللی در این روالهای مسموم ایجاد نشود، امروز همۀ اینها برای ما ناممکن شده و حتی امید به اصلاح آنها نمیرود. همۀ راههایی که ایران در این سالها توانسته بود با دورزدن تحریمها و مبادلات کجدارومریز از طریق واسطهها، امور کشور را بهنحوی اداره کند و معیشت مردم را تأمین نماید، فرو ریخته و دیگر نمیتواند به شکل سابق ادامه داشته باشد.
تکیه به ساختارها و روندهای موجود، یعنی ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلحی» که دیگر دشمنان ما نیز حاضر نیستند به آن تن دهند؛ یعنی پناهگرفتن به امور و شرایطی که همانها ما را در این جهان آواره کردهاند. بزرگترین خطر ما امروز این است که پناه بگیریم؛ پناهگرفتن نهتنها ما را نجات نخواهد داد، که امکان درک شرایط و تصمیمگیری را از ما دریغ خواهد کرد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
