چندی پیش، حسن روحانی، رئیسجمهور اسبق ایران، با یادآوری رای مثبت روسیه و چین به قطعنامههای ضدایرانی از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰، گفت: «چگونه ممکن است کشوری که در گذشته علیه ایران رأی داده است، امروز شریک راهبردی ما باشد؟» محمدجواد ظریف هم صریحتر از همیشه، روسیه را متهم کرد که در جریان مذاکرات برجام، عمداً نقش مانع را بازی کرده تا ایران با یک توافق موقت، در حالت ناپایدار نگه داشته شود و منافع بیشتری به مسکو برسد. این حرفها زمانی زده میشود که ایران پس از جنگ دوازدهروزه، بهطور جدی در حال تقویت روابط سیاسی و اقتصادی با چین و روسیه و بازسازی پدافند هوایی خود با همکاری این دو کشور است. اما چرا امروز موضعگیریِ نیروهای غربگرا و بخشی از بدنه سیاسی-امنیتی جمهوری اسلامی، تنها رابطه با روسیه، و نه چین، را نشانه گرفته است؟ چه تفاوتی در رابطۀ ایران با این دو کشور، که پیش از این به امید رابطه با غرب، چندان جدی گرفته نمیشد، وجود دارد که این موضعگیریها را بهدنبال داشته است؟
چین امروز دومین اقتصاد بزرگ و بزرگترین صادرکننده کالا در جهان است. ایران در رابطه با چین میتواند با صادارت انرژی و مواد خام، همه نیازهای صنعتی، فناوری و سرمایهای خود را از طریق این شریک قدرتمند بهسادگی تأمین کند. از طرف دیگر، چین بهعنوان کشوری محتاط در روابط بینالملل، همواره تلاش داشته است با نوعی دیپلماسی اقتصادی و سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی (مثل طرح کمربند و راه)، با کمترین تنش سیاسی، اقتصاد خود را توسعه داده و نفوذ جهانیاش را گسترش دهد. این رویکرد، چین را به شریکی کمحاشیه و جذاب برای ایران تبدیل میکند.
بر این اساس به نظر میرسد امروز که با وقوع جنگ، شکست مذاکرات با آمریکا، پایان برجام و فعالشدن مکانیسم ماشه، رابطه ایران با غرب با گرهی ناگشودنی روبهرو شده و اصرار بر آن گفتاری نامشروع و ناموجه به نظر میرسد، «جایابی» هرچه سریعتر در طرح توسعه جهانی چین، بهترین مسیر برای آیندۀ توسعۀ ایران باشد. اما این موضع سیاسی، بیش از آنکه موضعی درباره رابطه با غرب یا شرق باشد، موضعی درباره «مسیر» توسعه و «کیفیت» رابطه با دیگران و بهخصوص قدرتهای بزرگ است؛ توسعهای که تنها از طریق «جایابی» در نظمهای جهانیِ اینکموجود به دست میآید. به همین دلیل است که همه کسانی که پیش از این، توسعۀ ایران را در رابطه با غرب جستجو میکردند، امروز تصور میکنند ایران میتواند همان رابطه را با چین داشته باشد و از طریق آن، مسیر توسعه را بدون هرگونه تنش و تلاش متمایزی طی کند.
اما روسیه، برخلاف چین، نهتنها از یک اقتصاد صنعتی متنوع و توسعهیافته برخوردار نیست، بلکه درگیر تنشی فزاینده و احتمالاً بلندمدت با غرب است که دامنه آن از میدانهای نبرد تا تحریمهای همهجانبه گسترده است. در چنین شرایطی، به نظر میرسد هرگونه همکاری و مراوده با روسیه، علاوه بر اینکه نیازهای بالفعل ایران را، جز نهایتاً در حوزههای امنیتی و نظامی، تأمین نمیکند، ایران را در کنار کشوری قرار میدهد که خود در محاصرۀ انبوهی از بحرانهای اقتصادی و ژئوپلیتیک قرار دارد. بنابراین، پیگیری چنین رابطهای از جانب جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه برای تأمین نیازهای عاجل کشور صورت گیرد، میتواند طرحی سیاسی و ژئوپلیتیک را دنبال کند که در آن، ایران در تلاش است تا موقعیت سیاسی خود را در منطقه، بهشکلی تازه بازتعریف و بازتولید نماید.
بر این اساس، هرچند تقویت رابطۀ ایران با هر دو کشور چین و روسیه که در معادلات جهانی، در مقابل قدرت غرب قرار دارند، راهبردی ضروری است، اما نوع آرایش ایران در برابر این دو کشور نمیتواند یکسان باشد. چین میتواند همه خلأهای صنعتی و تکنولوژیک کشور را برطرف کند و حتی ایران میتواند با یک مراودۀ هوشمندانه، به کمک چین، زیرساختهای صنعتیاش را توسعه دهد. اما رابطه با روسیه ماهیتاً متفاوت است. در این رابطه، ایران باید بیش از هر چیز بهدنبال تثبیت موقعیت ژئوپلیتیک و استقلال خود در منطقه باشد. حتی توسعۀ روابط اقتصادی با روسیه نیز، که از اهمیت بالایی برخوردار است، باید در جهت تقویت استقلالِ ژئوپلیتیک ایران باشد. و اتفاقاً تا جایی که این استقلال تقویت شود، چین نیز به مراوده اقتصادی با ایران مایلتر شده و روابط ایران با چین بهصورت عمیقتری شکل میگیرد.
در واقع، رابطه ما با هر کشوری، تنها زمانی میتواند عمیق و استراتژیک باشد که در جهت تولید قدرت ملی و بازتعریف موقعیت ژئوپلیتیک ایران باشد؛ و نهصرفاً یک رابطه یکطرفه در جهت تأمین نیازهای روزمره. همکاری راهبردی ایران و روسیه، با وجود اینکه هر دو در وهلۀ اول مشکلات و کمبودهای زیرساختی فراوانی دارند، فرصتهای بیبدیل ژئوپلیتیکی را برای هر دو کشور فعال میکند که میتواند در بازیابی جایگاه سیاسی ایران در وضعیت پرتنش منطقه و جهان تعیینکننده باشد و راه ایران را برای ارتباط قدرتمند و عمیق با دیگران هموار کند؛ در حالی یک رابطۀ دوجانبۀ با چین یا هر قدرت دیگری، آن هنگام که تنها برای رفع نیازهای عاجل صورت گیرد، ممکن است ایران را مجبور به «جایابی» در نظمهای موجود و پذیرش نقشهای تبعی در حاشیه قدرتهای بزرگ کند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
