بر باد رفته

گاه‌شمار یک دهه از تولد تا مرگ برجام

مهر ۱, ۱۴۰۴

توافق هسته‌ای ایران، موسوم به «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام)، به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین تعاملات دیپلماتیک چندجانبه در قرن بیست و یکم، روایتی پرفراز و نشیب از امید، بی‌اعتمادی و تقابل قدرت در سپهر سیاست بین‌الملل بود. این توافق، که در تیرماه سال ۱۳۹۴ (ژوئیه ۲۰۱۵) پس از سال‌ها مذاکرات فرسایشی میان ایران و شش قدرت جهانی به ثمر نشست، قرار بود پایانی بر یک بحران دوازده‌ساله باشد؛ بحرانی که جهان را در بیم یک رویارویی نظامی جدید در خاورمیانه فرو برده بود. برجام در یک سو، با مهار برنامه هسته‌ای ایران، نگرانی‌های بین‌المللی را موقتاً فرونشاند و در سوی دیگر، با وعده لغو تحریم‌های فلج‌کننده، تصویری از گشایش اقتصادی نفتی را دگر بار پیش روی ایرانیان نهاد. اما سرنوشت این سند تاریخی، داستانی از امیدهای بربادرفته، جنگ در سایه و تصمیمات سیاسی بنیادینی بود که در نهایت، این توافق را پس از یک دهه، به نقطه‌ای بی‌بازگشت رساند. این متن، یک گاه‌شمار تحلیلی از رویدادهای کلیدی است که سرنوشت برجام را از تولد تا مرگ آن رقم زد.

 

تولد کودکی که مرده زاده شد (۲۰۱۳ – ۲۰۱۶)

با روی کار آمدن دولت حسن روحانی در سال ۲۰۱۳ و چرخش گفتمانی آن به سوی تعامل با جهان غرب، پنجره‌ای برای دیپلماسی گشوده شد که مسیر را برای یکی از پیچیده‌ترین مذاکرات تاریخ معاصر هموار ساخت. اولین گام تعیین‌کننده، در آبان‌ماه سال ۱۳۹۲(نوامبر ۲۰۱۳) با امضای «برنامه اقدام مشترک» در ژنو برداشته شد. این توافق موقت، با ایجاد یک فضای اعتمادساز، چارچوبی برای مذاکرات نهایی فراهم آورد. ایران پذیرفت فعالیت‌های حساس هسته‌ای خود را محدود کند و در مقابل، غرب نیز بخشی از تحریم‌ها را موقتاً به حالت تعلیق درآورد.

پس از نزدیک به دو سال ماراتن دیپلماتیک در پایتخت‌های مختلف، از جمله وین، ژنو و مسقط، سرانجام در فروردین ۱۳۹۲(آپریل ۲۰۱۵)، طرفین در لوزان سوئیس به یک چارچوب مشترک دست یافتند که ستون‌های اصلی توافق نهایی را بنا نهاد. این موفقیت، راه را برای دور نهایی مذاکرات در وین هموار کرد. پس از هفده روز مذاکره بی‌وقفه که جهان را در انتظار نگه داشته بود، در ۱۴۲۳ تیرماه سال ۱۳۹۴(ژوئیه ۲۰۱۵)،  تاریخ دیپلماسی ورق خورد و ایران و گروه ۱+۵ (آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان) رسماً از دستیابی به «برنامه جامع اقدام مشترک» خبر دادند.

بر اساس برجام، ایران متعهد به محدودیت‌های بسیار سخت‌گیرانه‌ای بر برنامه هسته‌ای خود برای یک دوره ۱۰ تا ۱۵ ساله شد. این محدودیت‌ها شامل کاهش چشمگیر تعداد سانتریفیوژها، محدود کردن سطح غنی‌سازی اورانیوم به ۳.۶۷ درصد، کاهش ذخایر اورانیوم غنی‌شده به ۳۰۰ کیلوگرم، و بازطراحی رآکتور آب سنگین اراک برای جلوگیری از تولید پلوتونیوم با قابلیت تسلیحاتی بود. در مقابل، تمام تحریم‌های اقتصادی و مالی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران که توسط سازمان ملل، اتحادیه اروپا و آمریکا وضع شده بود، لغو می‌شد. مهم‌تر از آن، برجام یک رژیم نظارتی بی‌سابقه را از طریق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) برقرار کرد که شامل اجرای داوطلبانه «پروتکل الحاقی» و دسترسی‌های مدیریت‌شده به سایت‌های مشکوک بود.

در ۲۶ مهر ۱۳۹۴(روز تصویب)، توافق به طور رسمی تأیید شد و طرفین مقدمات اجرایی آن را کلید زدند. سرانجام، در ۲۶ دی ۱۳۹۴ (۱۶ ژانویه ۲۰۱۶)، با انتشار گزارش آژانس مبنی بر پایبندی ایران به تعهدات اولیه خود، تحریم‌ها رسماً برداشته شد و به نظر می‌رسید فصلی نوین در روابط ایران و جهان آغاز شده است.

 

جنگ در سایه (۲۰۱۸ – ۲۰۲۱)

بهار برجام دیری نپایید. با ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید، که از همان ابتدا برجام را «بدترین توافق تاریخ» خوانده بود، سایه سنگین تردید بر آینده آن افکنده شد. سرانجام در ۱۸ اردیبهشت ۹۷(۸ می ۲۰۱۸)، ترامپ با یک زلزله سیاسی، خروج یک‌جانبه ایالات متحده از برجام را اعلام کرد و دستور بازگرداندن تمام تحریم‌ها و اعمال کارزار «فشار حداکثری» علیه ایران را صادر نمود. این اقدام یک‌جانبه‌گرایانه، اگرچه با انتقاد شدید دیگر اعضای برجام، به‌ویژه اروپایی‌ها، مواجه شد، اما در عمل، ستون فقرات توافق را در هم شکست.

در تلاشی برای نجات برجام از فروپاشی کامل، اتحادیه اروپا یک ماه بعد، قانون مسدودسازی (Blocking Statute) خود را برای محافظت از شرکت‌های اروپایی در برابر تحریم‌های ثانویه آمریکا فعال کرد. همچنین، سازوکار مالی ویژه‌ای با نام «اینستکس» برای تسهیل تجارت غیرتحریمی با ایران (عمدتاً کالاهای بشردوستانه) طراحی شد. با این حال، این اقدامات به دلیل هراس شرکت‌های بزرگ اروپایی از مجازات‌های سنگین آمریکا، در عمل ناکام ماند و نتوانست مانع از تبخیر سراب مزایای اقتصادی برجام برای ایران شود.

ایران به مدت یک سال با اتخاذ راهبرد «صبر استراتژیک» به طور کامل به تعهدات خود پایبند ماند تا به اروپا فرصت دهد راهی برای جبران بیابد. اما با ناامیدی از اقدامات عملی اروپا، در روز ۱۸ اردیبهشت ۹۸(۸ مه ۲۰۱۹)، دقیقاً یک سال پس از خروج آمریکا، «گام اول» برای کاهش تعهدات برجامی خود را آغاز کرد. این روند که به صورت گام‌به‌گام و هر ۶۰ روز یکبار ادامه یافت، شامل عبور از سقف ذخایر اورانیوم غنی‌شده و آب سنگین، و سپس افزایش سطح غنی‌سازی فراتر از محدودیت ۳.۶۷ درصدی بود.

همزمان، «جنگ در سایه» علیه برنامه هسته‌ای ایران نیز ابعادی تازه به خود گرفت. در ۱۲ تیر ۹۹ (۲ ژوئیه ۲۰۲۰)، انفجاری در «مرکز مونتاژ سانتریفیوژ ایران» در سایت هسته‌ای نطنز، خسارات قابل توجهی به بار آورد؛ اقدامی که مقامات ایران آن را نتیجه یک خرابکاری و به طور تلویحی، عملیاتی از سوی اسرائیل دانستند. این حملات با ترور دکتر محسن فخری‌زاده، دانشمند برجسته هسته‌ای و دفاعی ایران، در ۷ آذر ۹۹ (۲۷ نوامبر ۲۰۲۰) در نزدیکی تهران، به اوج خود رسید. این ترور، که در آن زمان به طور گسترده به اسرائیل نسبت داده شد و بعدها رژیم صهیونیستی مسئولیت آن را به عهده گرفت، فضای سیاسی و امنیتی ایران را ملتهب کرد و فشارها بر دولت را برای اتخاذ پاسخی قاطع افزایش داد.

واکنش سیاسی ایران به این تحولات، تصویب قانون «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» در ۱۲ آذر ۱۳۹۹ (۲ دسامبر ۲۰۲۰) توسط مجلس شورای اسلامی بود. این قانون، دولت را ملزم می‌کرد گام‌هایی بلند در جهت کاهش تعهدات بردارد؛ از جمله افزایش سطح غنی‌سازی به ۲۰ درصد، نصب سانتریفیوژهای پیشرفته، و مهم‌تر از همه، توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی. این قانون عملاً بخش‌های کلیدی نظارتی برجام را از کار انداخت و تنازعات را وارد مرحله‌ای عمیق‌تر کرد.

در ۲۲ فروردین ۱۴۰۰ (۱۱ آپریل ۲۰۲۱)، در حالی که مذاکرات برای احیای برجام در وین در جریان بود، حادثه دوم در نطنز رخ داد. یک خرابکاری در سیستم توزیع برق تأسیسات غنی‌سازی، به تعداد زیادی از سانتریفیوژها آسیب رساند. ایران این اقدام را «تروریسم هسته‌ای» خواند و در واکنشی سریع، آغاز غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم را اعلام کرد؛ اقدامی که از نظر فنی، ایران را در یک قدمی غنای ۹۰ درصدی مورد نیاز برای ساخت سلاح هسته‌ای قرار می‌داد.

 

مرگ یک رویا(۲۰۲۱ – ۲۰۲۵)

با روی کار آمدن دولت جو بایدن در آمریکا، که بازگشت به برجام را به‌عنوان یکی از وعده‌های خود اعلام کرده بود، آخرین امیدها برای احیای توافق زنده شد. از فروردین ۱۴۰۰(آپریل ۲۰۲۱)، دور جدیدی از مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری دیگر اعضای برجام در وین آغاز شد. این مذاکرات که در دوران دولت شهید ابراهیم رئیسی نیز ادامه یافت، با وجود پیشرفت‌های مقطعی و ارائه یک پیش‌نویس نهایی توسط مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مردادماه سال ۱۴۰۱ (اوت ۲۰۲۲)، در نهایت به بن‌بست رسید. اختلافات باقی‌مانده بر سر موضوعاتی چون ارائه تضمین از سوی آمریکا مبنی بر عدم خروج مجدد از توافق و حل‌وفصل مسائل پادمانی باقی‌مانده میان ایران و آژانس، مانع از دستیابی به توافق نهایی شد.

با شکست مذاکرات و پیشرفت فزاینده برنامه هسته‌ای ایران، صبر کشورهای اروپایی نیز لبریز شد. در تیر ۱۴۰۴ (ژوئیه ۲۰۲۵)، سه کشور اروپایی عضو برجام (بریتانیا، فرانسه و آلمان) موسوم به E3، در بیانیه‌ای مشترک، به دلیل آنچه «نقض فزاینده و عامدانه تعهدات برجامی توسط ایران» و «انباشت اورانیوم با غنای بالا بدون توجیه معتبر غیرنظامی» خواندند، اعلام کردند که فرایند فعال‌سازی مکانیزم ماشه (Snapback) را آغاز کرده‌اند.

مکانیزم ماشه، یکی از خلاقانه‌ترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین بخش‌های قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت بود. این سازوکار به هر یک از اعضای اصلی برجام اجازه می‌داد تا در صورت «عدم پایبندی اساسی» ایران، با یک اعلان ساده به شورای امنیت، تمام تحریم‌های سازمان ملل را که به موجب برجام به حالت تعلیق درآمده بودند، به طور خودکار و بدون امکان وتو توسط روسیه یا چین، بازگرداند.

در ۲۸ روز ۶ شهریور ۱۴۰۴ (اوت ۲۰۲۵)، وزرای خارجه سه کشور اروپایی با ارسال نامه‌ای رسمی به رئیس شورای امنیت، موارد عدم پایبندی ایران را رسماً اعلام کردند. این اقدام، یک مهلت ۳۰ روزه را برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک پیش از بازگشت خودکار تحریم‌ها آغاز کرد. با این حال، با توجه به عمق اختلافات و بن‌بست در مذاکرات، تلاش‌های دیپلماتیک در این ۳۰ روز نیز به نتیجه نرسید.

سرانجام، در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵، با پایان یافتن مهلت ۳۰ روزه و عدم صدور قطعنامه‌ای جدید برای تداوم لغو تحریم‌ها، تمام تحریم‌های پیشین سازمان ملل به طور خودکار بازگشتند و برجام، توافقی که زمانی بزرگترین دستاورد دیپلماسی قرن خوانده می‌شد، عملاً به پایان راه خود رسید. این رویداد، پایانی بر تعامل یا بهتر است بگوییم تلاشی برای تعامل ایران با غرب بود و علاوه بر آسیب‌های پرتعداد امکان‌های تازه‌ای را پیش روی سیاست داخلی در ایران و منطقه را در آستانه دور جدیدی از تنش و عدم قطعیت قرار داد.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.