عراق بزرگتر از چیزی است که فکرش را میکنیم. اگر یک مرتبه بازگردیم و اظهارات کارشناسان را پیش از انتخابات ۲۰۲۵ عراق مرور کنیم، به خوبی متوجه میشویم که شناخت صحنۀ سیاسی پیچیدۀ این کشور دارای وجوه بسیار عمیقتری است که در دسترس هر مدعی قرار ندارد. گویی عراق صاحب استعدادهایی است که جز با امید به این ملت در نگاه ما جلوه نخواهد کرد. کارشناسان و سیاستمداران از هر سنخ، گروه و حتی ملیتی با عینکی از ناامیدی به پیگیری آن مشغولند و با ردیف کردن فهرستی از واقعیات تلخ این جغرافیا در تلاشند تا نشان دهند که عراق محکوم به خوردن نفت و زاییدن فلاکت است. فساد، انسداد سیاسی، مشارکت پایین، غلبۀ فرهنگ فرقهای و هر آن چیزی که خبر از چندپارگی ملت عراق داشت، در صدر نقلهای مربوط به انتخابات قرار میگرفت. همگی اتفاق کرده بودند که بزنگاههای سیاسی آوردگاهی برای زورآزمایی است تا سهم هر حزب و گروه از پارههای پیکر این کشور تعیین شود. انتخابات موعد در خود فروغلتیدن است تا نفع شخصی و عشیرهای و حزبی از هرگونه منفعتجویی ملی سبقت گیرد و چندپارگی عراق تعمیق شود. در واقع انتخابات ادوار گذشته یک همهپرسی هدفمند دربارۀ عملکرد دولت نبوده است و بیشتر فرصتی برای متنفذین و رهبران احزاب سیاسی به شمار میرفته تا توازن قدرت را میان خود بازتنظیم کنند. کرسیهای بهدست آمده نیز به عنوان ابزار چانهزنی عمل میکنند و در کنار سایر اهرمهای قدرت برای تصاحب مناصب ارشد دولتی از آنها استفاده میشود.
تمامی شاخصها از امتداد این روند خبر میداد. میزان پول هزینهشده در انتخابات پارلمانی اخیر رقم عجیب و بیسابقهای بود. برآوردها در حداقلیترین حالت ممکن از ۸ میلیارد دلار تجاوز میکند و این رقم خود فرایند انتخابات را به یکی از بزرگترین بخشهای اقتصاد داخلی عراق تبدیل میکند که حجم آن به تنهایی از بسیاری از صنایع خدماتی اصلی کشور بزرگتر است. البته که این سرمایهها و صاحبان آنها محصول بخش خصوصی متعارف عراق نیستند. این طبقه که بخش قابل توجهی از آنها به عنوان تسهیلگر معاملات مناقصهای عمل میکند، تماما از بودجۀ عمومی و درآمدهای ناشی از صادرات نفت ارتزاق میکنند. احزاب نه فقط برای تامین مالی بلکه برای عملیات سیاسی نیز به آنها متکی هستند. این شبکۀ اقتصادی که در قالب کنسرسیومهای خصوصی رسمیت مییابد، در ازای دسترسیهای تضمین شده، معافیتهای نظارتی و انعقاد قردادهای دولتی پیشبرد کارزارهای انتخاباتی تا دل نهادهای دولتی و نظامی را نیز به عهده میگیرد.
در کنار این پیچیدگی که ادراک فساد را به شدت بالا میبرد، تصمیم جریان صدر برای عدم مشارکت نیز به عنوان یکی از برجستگیهای انتخابات تلقی میشد. سیاست پوپولیستی مقتدی صدر مبتنیبر تحریم روندی بود که آن را فاسد مینامید. گفتاری که با تلقی جامعۀ عراق از حاکمیت خود همخوانی بسیاری داشت و پیشبینی میشد که با کاهش سطح مشارکت و بیمعنی شدن مشروعیت انتخابات بسیار موفق عمل خواهد کرد. اما آن چیزی که دست کم گرفته میشد ظهور دگربارۀ ارادۀ ملی در عراق بود.
فضای داخلی این کشور نویدی از گسست و تغییر برای حرکت به سمت شکلی از اتحاد ملی را نمیداد اما فضای منطقه، خواست مردم برای حفظ عراق و حرکت در مسیر استقلال به خلق ارادهای منجر شد که بر خلاف تمام روندهای پیشین انتخابات گذشته بود. در تقابل کامل با پیشبینیها، روند کاهشی مشارکت ادامهدار نبود. پوپولیسم مقتدایی تضعیف شد؛ شیعیان نشان دادند که انصراف از صحنه را نمیپذیرند و گفتارهای عافیتطلبانه که در هیچ نقطهای از تاریخ عراق مسئولیت چیزی را به معنای سیاسی آن به عهده نگرفتهاند از سیر تحولات ملی عقب افتادهاند؛ حتی اگر این گفتارها، ملیگرایی عراقی را در پیشانی کارزار خود قرار داده باشند. سقوط سوریه و وقوع جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی به عراقیها یادآور شد که در میانۀ میدان خطیری قرار دارند و هر آن ممکن است وارد عرصۀ بزرگی شوند که پیشتر تمهیدی برای آن نیاندیشیدهاند. این احساس خطر برای حفظ عراق فراتر از هرگونه تخدیر نفتی و فساد فرقهای و اقتصادی به تولید شکلی از ارادۀ ملی ختم شد که نتیجۀ آن رای سیاسی مردم عراق بود. به همین ترتیب رای بالای احزاب مقاومت نه در جهت جانبداری مردم از ایران بلکه در مسیر صیانت از کشور بود. ملتی که جنگهای خانمانسوزی را از سر گذرانده بار دیگر به یاد آورد که نقطۀ ثقل امنیت منطقه مقاومت است و هر مسیر دیگری هم قدرت درونزای کشور را تضعیف خواهد کرد و هم پشتوانههای آن را از بین خواهد برد.
این انتخابات حتی عرصۀ شکست جریانهایی بود که سیاست در عراق را به خدماترسانی دولت تقلیل میدادند. دولت سودانی، نخستوزیر عراق، مصداق تام و اتم چنین گفتاری است. پروژههای بسیار بزرگ زیرساختی و خدماتی در دورۀ او به سرانجام رسید و پیروزی قاطع او در انتخابات یکی از پیشبینیهای محبوب یک سال گذشته در صحنۀ سیاسی عراق بود. بازسازی و توسعه که به شعار سودانی نیز تبدیل شده بود، تمام انتظار مردم از دولت به شمار میرفت. ملتی خسته و رنجور که تنها مطالبۀ آنها برخورداری از درآمد سرشار نفتی است. در کنار فعالیتهای عمرانی سودانی از قدرت اجرایی و توانایی توزیع مشاغل بخش دولتی نیز به خوبی استفاده کرد. در طول سه سال تصدی او حدود یک میلیون شغل جدید اعلام شده است و پیش از انتخابات قریب به ۹۰۰۰ تقدیرنامه صادر شد که به ارتقای شغلی کارمندان کمک میکند. اما بر خلاف پیشبینیها سودانی با وجود ارائۀ یک فهرست انتخاباتی نامنسجم و کارنامۀ خدمترسانی سرشار، نتوانست به برتری قاطعی در برابر چارچوب هماهنگی شیعی دست یابد و تنها یک چهارم از آرای شیعیان را به خود اختصاص داد. در حالی که نظرسنجیهای پیش از انتخابات این آمار را بیش از پنجاه درصد اعلام میکرد. عراق به ضرورتی پی برده است که سودانی با وجود تمامی موفقیتهایش آن را کفایت نمیکند. او زمانی شکست خورد که تصمیم گرفت ارادۀ سیاسی را به خدمترسانی تقلیل دهد.
اما برای بسیاری از عراقیها، بهویژه نسل جوانی که از اقتصاد و سیاست کنار گذاشته شدهاند، این رایگیری فرصتی برای ایجاد شکاف در سیستمی بود که برای کنار گذاشتن آنها از ماموریت حفظ عراق طراحی شده است. اکثریت خاموشی که با حرکت به سمت مشارکت، یک پیام سیاسی روشن ارسال کرد؛ با وجود هزینههای هنگفت و بیسابقه، تحریم انتخابات از سوی گروههای اجتماعی قدرتمند یا حتی ارائۀ خدمات قابل توجه، موضع مردم عراق به کسانی نزدیک است که در هنگام خطر توان واقعی دفاع از عراق را دارند. در این صحنه جربانهای سکولار تحت حمایت شدید آمریکا، ترکیه و کشورهای حاشیۀ خلیج فارس همچون تفالهای دور انداخته میشوند و حتی شیوخ عشایر از سیاست باز میمانند. امید آن است که این اراده در صحنۀ واقعی سیاست داخلی نیز متبلور شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که عراق بیش از پیش در گرداب فساد و فقدان سرنوشت فرو رود.
صحنۀ تازهای پدید آمده، عراق وارد مرحلۀ تازهای از امکان خلق سیاست شده و جریانهای مقاومت در کنار ملت باید مسئولیت این صحنه را به عهده بگیرند. زیرا خطر آن وجود دارد که این موفقیت بزرگ یک بار دیگر در قالب سیاستهای نامولد پیشین بازتولید شود و در سبد چانهزنی و تعامل با طرف آمریکایی به مصرف برسد.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
