اتحاد مقدس

یخ زیر آفتاب یا تیری در چله کمان؟

شهریور ۹, ۱۴۰۴

در میانه هفته دولت، که با شعار «۱۲ ماه تلاش، ۱۲ روز دفاع» آغاز شده، و درحالی‌که دولت وفاق در آستانه یک‌سالگی خود قرار دارد، ایران چهره‌ای بکلی متفاوت را تجربه می‌کند. در چنین شرایطی رهبر انقلاب در شام شهادت امام هشتم، همگان را به «اتحاد مقدس» فراخوانده و به محافظت از آن رهنمود می‌دهد.

پس از آن دوازده روز، در ضرورت اتحاد و همدلی و تقویت انسجام ملی، بسیار نوشته‌اند. لکن فقط اندک‌زمانی کافی‌ست که همگان دوباره انسجام ملی را همچون یخی در معرض آفتاب ببینند و بار دیگر یکدیگر را به وحدت و «لاتفرقوا» دعوت کنند؛ درحالی‌که هرکدام کناری می‌ایستند که مبادا هزینه آب‌شدن این یخ به پای او نوشته شود.

البته که جای تعجبی هم ندارد؛ آن هم از زمینِ سوخته سیاستی که مبتنی بر حذف رقیبان است و در آن، دولت و قدرت همه‌چیز تعریف می‌شود جز بستری برای خدمت به خلق. در این ارضِ سیاست‌ورزی، انتظاری بیش از نشانه‌رفتن انگشت اتهام به سوی دیگران و چماق‌سازی از هر امرِ اجتماع‌ساز نمی‌رود. لذا در طبیعت این سیاست، تجویزی جز «وفاق» هم نمی‌روید.

ایده وفاق، ایده دولت چهاردهم نیست؛ یک پرستیژ سیاسی است؛ یک دام بزرگ برای تخلیه انرژی‌های سیاسی در سطحی خاص، که نه آن‌قدر جدی گرفته شود و نه آن‌قدر ناچیز که بتوان راحت از کنارش گذشت. نهایتاً مصرف داخلی و رسانه‌ای دارد برای حاشیه‌نگاری مصوبات و اساساً به همین دلیل است که در مقابل «اتحاد مقدس» رنگ می‌بازد. شاید وفاق بتواند نوعی سلیقه سیاسی باشد، ولی اتحاد مقدس، یک امر ملی و جامع است که همه ملت را در بر می‌گیرد. فراتر از ادعای «دعوا نکنیم»، اتحاد مقدس یک دعوت بزرگ درون خود دارد؛ چه بسا که دعوت آن را باید در وجهِ مقدس‌بودن آن جست‌وجو کنیم.

بنابراین اگر از قید بلایی که بر سر این مفاهیم می‌آید بگذریم، باید به این پرسش مهم پاسخ دهیم: وجه قداست این اتحاد چیست؟ چه چیزی این همبستگی ملی را مقدس می‌کند؟ برای درک آنچه از پی اتحاد مقدس می‌آید، ابتدا باید به وجه تقدس آن توجه داشت و بیش از گذشته، مسیر تاریخی ملت ایران را، که مبتنی بر فرهنگ و هویت او و تکمیل‌کننده آن بوده است، پیش چشم گذاشت. بدون این ملاحظات، تعبیر و تأویل از اتحاد مقدس، ممکن است غلط‌انداز باشد و بعید نیست که برخی، گونه‌های تقلیل‌یافته آن را همچون جوجه‌رنگی به‌جای قناری بفروشند.

در پاسخ باید چنین گفت که مقدس‌بودن این اتحاد، در نسبتی تنگاتنگ با موضوع آن قرار دارد. موضوع اصلی این اتحاد و آن چیزی که ملت ایران را به گِرد یکدیگر جمع آورده، چیزی نیست جز «مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن»؛ همان یگانه ارزشی که محور انسجام داخلی است و همه ملت ایران می‌توانند هویت خود را در آینه آن ببینند. چنین ایستادگی و مقاومتی، مقدس است.

در پرتو همین «مقاومت» است که زمینه‌های صیانت از اتحاد مقدس آشکار می‌شود. اگر برآیند گفتارهای جامعه، این مقاومت را تقویت کند، از خود بداند و راه پیشرفت خود را در مسیر آن تعریف کند، این اتحاد مقدس محافظت خواهد شد.

البته محافظت از این اتحاد مقدس، مستلزم شناخت تهدیدکنندگان آن است. این روزها، جدال و کشمکش میان تسلیم‌خواهان کشور و استیضاح‌خواهان دولت، بازار جراید را داغ کرده و ذهن مردم را از بیانیه‌ها و تیترهای خود لبریز کرده است؛ ولی گزاف نیست اگر گفته شود که دشمنِ اتحاد مقدس را نباید لزوماً در این منازعات حزبی و جناحی جست‌وجو کرد. دشمنِ اتحاد مقدس، هر چیزی است که ریشه‌های این مقاومت مقدس را تضعیف کند؛ گفتارهایی که هزینه‌های بی‌تدبیری در اداره مملکت را به پای این مقاومت حواله می‌دهند، بر طبل دوگانه‌های کور و هویت‌سوز با هدف جداکردن هویت دینی از مقاومت مردم می‌کوبند و ملت ایران را ناشیانه به تسلیم در برابر خواست دشمن سوق می‌دهند، به‌راستی در تضاد با اتحاد مقدس گام برداشته‌اند.

دشمن دیگرِ اتحاد مقدس، دوگانه‌سازی‌های جعلی است که به‌دنبال اختلال در ذهن مردم و مسئولین است؛ در یک سطح، به‌دنبال القای غیرمنطقی‌بودن ایستادگی است و اصرار دارد که بگوید: «بفرمایید، این‌ها نتیجه مقاومتتان است» و «هزینه امنیت همین است دیگر». در سطح دیگر، به‌دنبال جداکردن هویت دینی از کالبد مقاومت ملت ایران است و هر آینه خود را در دوگانه‌های «امت-ملت» و «ایران-اسلام» بازیابی می‌کند.

غایت این دوگانه‌سازی‌ها، معرفی مقاومت به‌عنوان یک طرح هزینه‌زا، جنگ‌طلب و غیرمنطقی است؛ حال آنکه نه‌تنها ملت ایران، بلکه ملت‌های منطقه نیز عقلانیت طرح مقاومت و اندیشه پشتیبان آن را در وقایع اخیر به وضوح دیده‌اند.

از دیگر مواردی که مقاومت ملت ایران را نشانه رفته است، انواع سناریونویسی، یا بهتر بگویم، سناریوسازی‌ها درباره آینده کشور در ماه‌های آتی است. در این چارچوب، هر پدیده نگران‌کننده‌ای، از ناترازی بودجه تا مکانیسم ماشه و حقوق کارمندان، بهانه‌ای است تا تصویر ایرانی در لبه پرتگاه، متلاطم و ناپایدار را مخابره کند. چنان آینده هولناک و ایرانِ خرابه‌ای را به ملت ارائه می‌دهند تا توان و انرژی برای ادامه مسیر باقی نماند و انگیزه‌ها کور شود. با ایجاد شوک روانی و فکری، اراده‌ها سست شده، تردید جای قاطعیت می‌نشیند و فضا مسموم می‌شود. چنین نگاه‌های همیشه‌تهدیدمحوری برای جامعه‌ای که ویژگی‌اش ساختنِ فرصت‌ از دل تهدید است، پیش‌برنده نخواهد بود.

در این بین اما وظیفه دولت چهاردهم خطیر و حساس است و اگر دارو و دوایی برای درمان دارد، باید اینجا به کار بیمار بگیرد. نخست آنکه در حد وسع خود تلاش کند هیزمی بر این آتش نیفزاید و از پراکنده‌گویی و انتشار درد به بهانه صداقت جلوگیری کند. صداقت، فقط شرح مسئله با مردم نیست؛ صداقت یک دولت، در عمل آن نهفته است. در این زمان، هر عملِ بی‌ثمری که بر بهبود اقتصادی و پيشرفت کشور متمرکز نباشد، صادقانه نیست. آری، مردم به‌خوبی متوجه خواهند شد که کدام عمل بوی صداقت می‌دهد: تمرکز بر رشد تولید و سرمایه‌گذاری، زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای، و تسهیل کسب‌وکارها یا موتورسواری بانوان و رفع فیلترینگ!

و در آخر آنکه، دولت به‌خوبی بتواند این اتحاد مقدس را «استفاده» کند، نه «مصرف». نگاه فرصت‌محور را بر نگاه تهدیدمحور غلبه دهد. شکرانه حمایت رهبری از رئیس‌جمهور آن است که ایشان، دولت چهاردهم را در جهت استفاده از ظرفیت‌های متنوع مردمی، هدایت و بسیج کنند؛ به‌جای مخالف‌خوانی‌ها و دعوت‌های کوری با عنوان «چه کسی بلد است درستش کند؟ بیاید حلش کند!» که اگر دافعه نداشته باشد، جاذبه‌ای هم ندارد.

پیگیری شعار سال می‌تواند ظرفیت‌های جدی برای دولت و کشور فراهم کند. مطرح‌کردن چندین پروژه در مقیاس ملی و منطقه‌ای و تمرکز بر چند موضوع کلیدی در عرصه اقتصادی، صنعتی و علمی، راهی است تا بتوان جریان عمومی کشور را حول آن‌ها تجمیع کرد. بدین صورت، چنانچه دولت چهاردهم هنری داشته باشد، می‌تواند اتحاد مقدس را چونان تیری در چله کمان بگذارد تا مرزهای اقتدار کشور را به پیش ببرد؛ یا می‌تواند آن را چونان یخی در معرض آفتاب گذاشته، فرصت را از دست بدهد و هنگام غروب دوباره فریاد وامصیبتا سر دهد. آری، اکنون در میانه هفته دولت، توپ در زمین دولت است.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.