۱.
خاورمیانه در هفتههای اخیر شاهد یکی از بیسابقهترین لشکرکشیهای آمریکا در قرن اخیر بوده است. ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» با ۹۰ جنگنده، در فاصله ۷۰۰ کیلومتری سواحل ایران مستقر شده است. همزمان، ناو غولپیکر «جرالد آر. فورد» نیز در حال پیوستن به این ناوگان است. علاوه بر این، سرعت انتقال سازوبرگ نظامی خیرهکننده است؛ در روزهای گذشته، اسکادرانهایی از پیشرفتهترین جنگندههای رادارگریز، نظیر اف-۲۲ و اف-۳۵، در پایگاههای مختلف آمریکا در اطراف ایران پخش شدهاند. سرعت این انتقال به حدی است که تنها در یکی از پایگاههای امریکا در منطقه (موفق السلطی در اردن)، تعداد جنگندهها در ۴۸ ساعت دوبرابر شده و به ۵۹ فروند رسیده است. آنچه این آرایش بیسابقۀ جنگی را تشدید میکند، لجستیک عظیمی است که پشت آن تدارک شده است. آمریکا نزدیک به ۴۰ درصد از کل ناوگان استراتژیک هواپیماهای هشدار زودهنگام (آواکس) خود را از سراسر جهان به خاورمیانه فراخوانده و فراتر از آن، شبکهای متشکل از صدها هواپیمای سوخترسان را در منطقه مستقر کرده است.
این لشکرکشی بزرگ، پیام روشنی را مخابره میکند: واشنگتن در حال آمادهسازی برای یک جنگ تمامعیار است.
۲.
با وجود این لشکرکشی بیسابقه، تلاشهای دیپلماتیک متوقف نشده و مذاکرات فشردهای میان دیپلماتهای ارشد ایران و آمریکا با میانجیگری عمان در جریان است. با این حال و با وجود اینکه عراقچی، وزیر خارجۀ ایران از «شانس خوب» برای رسیدن به توافق سخن میگوید، ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، با لحنی اولتیماتومگونه، بر پیششرط «غنیسازیِ صفر» پافشاری کرده و واشنگتن ابراز تعجب میکند که چرا تهران در برابر این حجم از فشار نظامی هنوز تسلیم نشده است. در میانۀ مذاکرات، تعیین ضربالاجل ۱۵ روزه از سوی ترامپ برای حصول توافق، دلیلِ لشکرکشیِ واشنگتن به منطقه را بیشازپیش روشن میکند.
۳.
با وجود آرایش پرطمطراق نظامی آمریکا در منطقه، برخی ارزیابیها نشان میدهد که یک جنگ تمامعیار، هزینهها و پیامدهای غیرقابلتحمّلی برای واشنگتن دارد. از یک سو گفته میشود توان نظامی آمریکا در منطقه، تنها برای حملاتِ تنبیهیِ کوتاهمدت کارایی دارد و فاقد ظرفیت لازم برای اشغال یا تغییر ساختار سیاسی است. افزون بر این، ناوهای هواپیمابر آمریکا در برابر استراتژی «دفاع اشباعی» ایران (حملات گسترده و همزمانِ صدها پهپاد و موشک) به شدت آسیبپذیرند. فراتر از ابعاد نظامی، بستهشدن احتمالی تنگه هرمز که روزانه محل عبور ۲۰ درصد از نفت جهان و معادل ۵۰۰ میلیارد دلار تجارت سالانه است، میتواند اقتصاد جهانی را به ورطه بحران بکشاند؛ چنانکه ایران با مانورهای مستمر و تأکید بر تسلط اطلاعاتی خود بر این گلوگاه استراتژیک، بارها جدیبودن این تهدید را یادآور شده است.
۴.
فارغ از جنگ تمامعیار طولانیمدت، سناریوهای دیگری نیز توسط بازیگران صحنه دنبال میشود. تسلیم پیشدستانه تهران و خلعسلاح داوطلبانه، بزرگترین پیروزی برای آمریکاست تا بتواند بدون جنگ، لشکرکشی خود به منطقه را توجیه نماید؛ که البته تهران هرگز به آن تن نخواهد داد.
سناریوی دیگر، موفقیت مذاکرات ژنو و احیای توافقی دیپلماتیک است؛ اما این گزینه نیز با سد محکمی به نام تلآویو روبهروست. بنیامین نتانیاهو که شرایط فعلی را پنجرهای تاریخی برای حذف کامل تهدید ایران میداند، صراحتاً هشدار داده است که با هرگونه توافق ضعیفی که ساختار فعلی را حفظ کند، مخالفت خواهد کرد. سابقه اسرائیل در حملات پیشدستانه برای برهمزدن توافقات و همسویی استراتژیک او با ترامپ، شانس بقای یک راهکار دیپلماتیک را به حداقل میرساند.
با تضعیف این دو سناریو، سناریوی دیگری باقی میماند که به نظر میرسد عمیقاً از سوی دشمنان ایران در حال پیگیری است: جنگ روانی و فروپاشی از درون. نمونهای گویا از تلاش برای پیشبرد این سناریو را میتوان در کارزار رسانهای هدفمند جریانهای اپوزیسیونِ خارجنشین مشاهده کرد؛ پویشی که در هفتههای اخیر علاوه بر تهدید فعالیتهای شغلی و کسبوکارها، با طرح ادعاهایی مانند «پنهانشدن فرماندهان نظامی در زیرزمین بیمارستانها» یا «استفاده از مراکز غیرنظامی (حتی صنایع تولیدی) به عنوان سپر»، تلاش دارد مستقیماً نهادها و مراکز عمومی و زندگی روزمرۀ مردم را از چرخۀ حرکت خود خارج کند.
این سناریو البته میتواند با یک عملیات محدود نظامی نیز همراه شود؛ چنانکه به گزارش رویترز، ترامپ در حال بررسی حملات محدود و هدفمند به نیروهای امنیتی است تا با جسورکردن معترضان، زمینه را برای تغییر ساختار از درون فراهم کند.
۵.
در سناریوی اخیر، «سایۀ جنگ» سلاحی بهمراتب برندهتر از خود جنگ است. تحرکات پرزرقوبرق ارتش آمریکا و تهدیدهای پرتکرار نظامی، پیش از آنکه پادگانها را هدف بگیرد، نظم شهر و زندگی روزمرۀ مردم را نشانه گرفته است. در شرایطی که اقتصاد کشور با تورم سنگین و جهش قیمت کالاهای اساسی روبهروست، وحشت از جنگ، میتواند چرخه اقتصاد روزمره را متوقف کرده و شهر را در وضعیت تعلیق و استیصالِ حاصل از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار دهد.
بر این اساس، سستشدن روال زندگی در شهر، بیش از هر چیز دیگر، موجودیت سیاسی کشور را به خطر میاندازد و راه را برای سناریوهای دیگر باز میکند. در این شرایط که دولت رسمی جمهوری اسلامی نتوانسته چهرۀ قدرتمند و مصمّمی از خود برای رویارویی با وضعیتِ پیشآمده نشان دهد، شبهگروههایی قدرت میگیرند که میتوانند بدون هیچ نیروی درونیِ ملّی و تنها با امید و تکیه بر حمایت نیروی خارجیِ آمریکا، علیه هرچیز و هرکس بشورند و بشورانند؛ داعشیهایی سکولار که مستعد ارتکاب خشنترین رفتارها خواهند بود. در ادامه نیز ممکن است دشمن با حملات نظامی خود به مراکز تعیینکننده، راه هرگونه برپایی دولت در ایران را از اساس مسدود کند.
بنابراین در این سناریو، دشمن تلاش دارد تا پیش از هر اقدامی، وحدت سیاسی و جمعیت ملّی ایران را دچار فروپاشی کند؛ تا بتواند بعد از آن، بهسادگی و با کمترین هزینه، هر سناریوی دیگری را دنبال کند. در واقع برخلاف آنکه شروع جنگ نظامی گسترده میتواند آرایش کلی جامعه را علیه دشمنانِ متجاوز بسیج کند، در صورت فروپاشیِ جمعیت و روال زندگی مردم پیش از وقوع جنگ، هیچکس حتی نمیتواند مسئولیت دفاع در برابر متجاوز را بر عهده بگیرد و کشور علیه دشمنانش بیدفاع میشود.
۶.
در برابر این وضعیت، پیش از هر چیز، زندهنگهداشتن مراقبت از جریان کار و زندگی مردم و «چهره مقاوم و سرزندۀ شهر» میتواند استراتژی پیچیده و زهرآلود دشمن را خنثی کند. ایستادگی و مقاومت جامعه برای تداوم زندگی، نهتنها مهمترین نقشه دشمن را برهم میزند، بلکه چهبسا میتواند جامعه را در تماسی مستقیم با نقطه واقعی سیاست قرار داده و اراده و نیروی تازهای به دستگاه فرسودۀ اداره کشور تزریق کند.
بر این اساس، تأکید رهبر انقلاب بر جریان زندگی و تداوم پیشرفتِ کشور بر پایۀ «دین و دانش»، در سختترین شرایط کشور را میتوان مهمترین راهبرد ایشان در برابر کارزار گستردۀ دشمن علیه ایران دانست؛ چنانکه در کوران جنگ ۱۲ روزه، در پیام تلویزیونیِ خود مستقیماً بر همین نقطه دست گذاشتند: «زندگی بحمدالله بهطور عادی در جریان است. نگذارید دشمن احساس کند که شما در مقابل او میترسید و احساس ضعف میکنید.» ادامۀ این راهبرد اساسی را در بهمن ۱۴۰۴ میتوان مشاهده کرد؛ آنجا که رهبر انقلاب در دیدار با اقشار مردم، استراتژی «شیاطین خارجی و داخلی» را پمپاژ این گزاره دانستند که «جوان ایرانی امید و آینده ندارد» و در مقابل تأکید کردند که جوان ایرانی با «امید و همت»، آینده را خواهد ساخت. آقای خامنهای حتی چند روز بعد نیز در نامهای رسمی تصریح کردند که با وجود تمام فشارها، «روایت پیشرفت باید استوار و جاری شود.»
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
