پایان پلیس جهان

سخنان نمایندۀ دائم ایالات متحده در ناتو در مجمع دوحه

آذر ۲۴, ۱۴۰۴

مجمع دوحه ۲۰۲۵ (Doha Forum 2025) بیست‌وسومین دوره از این گردهمایی سالانه بود که در روزهای ۶ تا ۸ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۵ تا ۱۷ آذر ۱۴۰۴) در پایتخت قطر برگزار شد. شعار اصلی این دوره، «عدالت در عمل: فراتر از وعده‌ها تا پیشرفت» بود و هدف آن گذار از بیانیه‌های مرسوم به راه‌حل‌های ملموس برای بحران‌های جهانی اعلام شد.

حضور چهره‌هایی همچون متیو ویتیکر (سفیر آمریکا در ناتو)، کایا کالاس (مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا)، محمدجواد ظریف (وزیر امور خارجه پیشین ایران) و مقامات ارشد ترکیه، اسپانیا و کشورهای عربی، فضای مجمع را به میدانی برای بحث‌های داغ دربارۀ نظم نوین جهانی، آیندۀ ناتو، جنگ‌های جاری و نقش قدرت‌های نوظهور تبدیل کرد. پنلی که در ادامه می‌خوانید، خلاصۀ تفصیلی یکی از نشست‌های کلیدی این مجمع با حضور متیو جی. ویتیکر، نمایندۀ دائم ایالات متحده در ناتو، است که به بررسی جایگاه ناتو و استراتژی جدید امنیت ملی ایالات متحده اختصاص داشت. مدیریت پنل را بران‌وین مَدوکس، مدیر و رئیس اجرایی مؤسسۀ چتم هاوس (Chatham House) بر عهده داشته که پیش‌تر مدیر مؤسسۀ حکومت (Institute for Government) در بریتانیا بوده است.

بران‌وین مدوکس (مدیر جلسه): خیرمقدمی بسیار گرم عرض می‌کنم خدمت جناب سفیر، متیو ویتیکر، نمایندۀ دائم ایالات متحده در ناتو. گریز از طرح پرسش دربارۀ «استراتژی امنیت ملی ایالات متحده» که روز گذشته منتشر شد، بسیار دشوار است. می‌خواستم بدانم نظر شما دربارۀ واکنش‌ها چیست؛ به‌ویژه واکنش آن دسته از اروپایی‌هایی که احساس می‌کنند لحن ایالات متحده در قبال آن‌ها تندتر از کشورهایی است که پیش‌تر دشمن قلمداد می‌شدند؛ نظیر روسیه.

متیو ویتیکر: گمان نمی‌کنم این توصیف دقیقی باشد. به اعتقاد من، «استراتژی امنیت ملی (NSS)» در واقع آنچه را که در طول سال نخست دولت دوم ترامپ در جریان بوده، تأیید کرده است؛ و آن عبارت است از: تمرکزِ مجدد بر نیمکرۀ غربی، تمرکز بر سرزمین اصلی و تمرکز بر آسیا-پاسیفیک. این سند بازتاب‌دهندۀ باوری است مبنی بر اینکه اروپا و متحدان اروپایی ما باید پا پیش بگذارند و دفاع متعارف از قارۀ اروپا را بر عهده بگیرند. تمام این موارد با زبانی صریح و بی‌پرده بیان شده است. فکر می‌کنم نوعی واقع‌بینی در این متن وجود دارد که نشان می‌دهد ما دقیقاً در چه وضعیتی هستیم.

برای من هیچ چیزِ جدیدی در این میان وجود ندارد. این سند سخن از آن می‌گوید که متحدان ما، یعنی کشورهای ثروتمند اروپایی، باید کارهای بیشتری انجام دهند؛ اینکه آن‌ها تاکنون چنین نکرده‌اند، اینکه آن‌ها در طول چند دهۀ گذشته کم‌کاری مالی داشته‌اند و باید هزینۀ بسیار بیشتری برای دفاع خودشان و در نتیجه برای دفاع جمعی، صرف کنند. فکر می‌کنم اصل ماجرا همین است.

سپس این سند به این مفهوم نیز می‌پردازد: آیا اروپا اقتصادی پویاست که توانایی رشد دارد، یا صرفاً موزه‌ای است که بازمانده‌ای از گذشته محسوب می‌شود و ما فقط برای دیدن کلیساهای جامع و نوشیدن شراب‌ها و خوردن پنیرهای دلپذیر به آنجا می‌رویم؟

مدوکس: بیایید استدلالِ «لزوم هزینه‌کردِ بیشتر توسط اروپا» را به‌عنوان یک اصل مفروض بپذیریم. اما مواردی در این سند استراتژی وجود دارد که اروپایی‌ها را به این فکر واداشته که آیا ایالات متحده هنوز آن‌ها را به‌عنوان متحد می‌نگرد یا خیر. به‌ویژه تمرکز بر تشویق مقاومت در برابر چیزی که به‌عنوان نوعی «انحطاط فرهنگی» ترسیم شده است. حمایت ایالات متحده از احزاب ملی‌گرا -که به‌عنوان احزاب راست تفسیر می‌شود- با اینکه ایالات متحده بخواهد رهبری ناتو را بر عهده داشته باشد، ناسازگار به نظر می‌رسد. این رویکرد، همان‌طور که بسیاری از حکومت‌ها برداشت کرده‌اند، نسبت به حکومت‌های مستقر در اروپا خصمانه به نظر می‌رسد.

ویتیکر: بار دیگر می‌گویم، فکر می‌کنم متن خودِ استراتژی گویای همه‌چیز است. اگر می‌گوییم ما به‌عنوان یک «اتحاد» ارزش‌های مشترکی داریم، اگر اصلِ سازمان‌بخشِ اولیۀ ما این بوده که ما هم‌فکر بودیم، فرهنگ مشابهی داشتیم و ارزش‌های مشابهی را به اشتراک می‌گذاشتیم، به نظرم سند استراتژی امنیت ملّی تلاش دارد این مسئله را از منظر امنیت ملیِ مبتنی بر «اول آمریکا» صورت‌بندی کند. بدیهی است که از دیدگاه رئیس‌جمهور ترامپ، این سند بازتاب‌دهندۀ خاستگاه فکری اوست.

من می‌توانم به شما بگویم که حین سفرهایم به گوشه‌وکنارِ کشورهای عضو اتحاد (اسپانیا، آلمان، فنلاند، ایتالیا و لیتوانی) هر جا که می‌روم، صحبتم با طرف مقابل این است که ایالات متحده همچنان متحدی بزرگ و دوستی بزرگ باقی خواهد ماند. اما ما انتظاراتی داریم. این دیگر یک خیابان یک‌طرفه نیست. ما انتظاراتی خواهیم داشت؛ نه‌تنها در مورد به‌دوش کشیدن بارِ دفاع متعارف از قارۀ اروپا، بلکه همچنین در اجرای اموری که ارزش‌های مشترک ما باید پیشرانِ آن‌ها باشند؛ اموری نظیر آزادی بیان. می‌دانید، شما شاهد جریمۀ شرکت ایکس توسط اتحادیۀ اروپا بودید که در چند روز گذشته رخ داد؛ و من فکر می‌کنم نمونه‌های بسیاری وجود دارد که در آن‌ها ارزش‌های سنتی‌ای که ما در ایالات متحده همچنان گرامی می‌داریم و در قانون اساسی ما تثبیت شده‌اند، لزوماً در اروپا به همان اندازه ارج نهاده نمی‌شوند. به اعتقاد من، این سند بخشی از این واقعیت را به تصویر می‌کشد و آن را وارد این گفتمان می‌کند که این وضعیت چگونه تأثیر می‌گذارد و چگونه فرهنگ‌ها را تضعیف می‌کند، چگونه کشورها را تضعیف می‌کند و چگونه در نهایت حاکمیت خودِ آن‌ها را تضعیف خواهد کرد.

مدوکس: اجازه دهید نکتۀ دیگری را دربارۀ ناتو در چارچوب همین اصول از شما بپرسم. زمانی که رئیس‌جمهور این ایده را مطرح کرد که شاید برای ایالات متحده خوب باشد که کانادا را تصرف کند و کانادایی‌ها گفتند: «ببینید، برای شروع، آیا این تهدید واقعاً با عضویت در ناتو سازگار است؟» شما به‌عنوان نمایندۀ آمریکا در ناتو چه پاسخی به آن دارید؟

ویتیکر: خب می‌دانید، این یکی از درس‌هایی است که من در زمان تصدیِ سرپرستی دادستانی کل ایالات متحده در دولت اول ترامپ آموختم و آن نحوۀ تفسیر کردنِ تک‌تکِ چیزهایی است که رئیس‌جمهور ترامپ می‌گوید یا توییت می‌کند؛ به‌ویژه آنچه توییت می‌کند، خودش گویاست و دلیل انجام آن نیز مشخص است. من قطعاً موضع ایشان را در قبال کانادا درک می‌کنم؛ موضعی که بدین قرار بود: اگر به نحوۀ تجارت کانادا با ایالات متحده بیندیشید، می‌بینید که این وضعیت برای مثال برای دامدارانِ بخش لبنیات ما بسیار دشوار است، اما رویه‌های تجاری‌ای که کانادا در پیش گرفته، سوءاستفادۀ فاحشی از مجاورت جغرافیایی‌شان می‌کند. سوءاستفادۀ فاحشی از بازارهای آزاد و بازِ ما می‌کند و بازارهای خود را به روی بسیاری از چیزها می‌بندد. من به‌عنوان فرزندِ ایالت آیووا -که قلب تپندۀ کشاورزی آمریکاست- درک می‌کنم که نداشتن بازارهایی که بتوانیم کالاهایمان را به آنجا بفرستیم، کشاورزان آمریکایی را در وضعیت نسبتاً نامساعدی قرار می‌دهد. اگر شما رئیس‌جمهوری با رویکرد «اول آمریکا» باشید، می‌خواهید به تمام شهروندانتان، از جمله کشاورزان، منفعت برسانید.

رئیس‌جمهور ترامپ درکی منحصر‌به‌فرد از «اهرم فشار» دارد. او درکی منحصر‌به‌فرد از چگونگی پیام‌رسانیِ عمومی دارد تا موضوعاتی را که شاید به اندازۀ کافی دربارۀ آن‌ها صحبت نشده، وارد گفتمان عمومی کند. و می‌دانید، فکر می‌کنم این مسئله واقعاً کانادا را در موقعیت دشواری قرار داده است. این یکی از مواردی است که من اطمینان حاصل کردم تا، چه در بحث‌های تجاری با اتحادیۀ اروپا و چه با کانادا، تسرّی پیدا نکند. من اجازه ندادم که این موضوع به معماریِ امنیتیِ آتلانتیک شمالی و نحوۀ محافظت ما از یک میلیارد شهروندِمان سرایت کند؛ و تلاش کردم اطمینان حاصل کنم که ما اتحادی قدرتمند داریم و آن قدرت، نه‌تنها امنیت ما، بلکه صلح را تضمین خواهد کرد.

مدوکس: اجازه دهید به موضوع اوکراین بپردازم. آیا فکر نمی‌کنید این خطر وجود دارد که توافق با روسیه در این مقطع، به‌مثابۀ پاداش دادن به آن کشور برای تصرف قلمرو از طریق زور باشد؟

ویتیکر: خیر، چنین فکر نمی‌کنم؛ زیرا در نهایت، هر توافقی که حاصل شود باید مورد قبولِ هر دو طرف باشد و قطعاً با میانجی‌گری ایالات متحده صورت گیرد. ما شاهد بوده‌ایم که عُمروف (وزیر دفاع اوکراین) در سه روز گذشته همراه با استیو ویتکاف و جَرِد کوشنر در میامی بوده است و آن دو به‌تازگی از مسکو بازگشته‌اند. فکر می‌کنم مذاکرات این‌گونه پیش می‌رود؛ دیپلماسی رفت‌وبرگشت این‌گونه عمل می‌کند و این احتمالاً بهترین شانس ماست. ما بیش از هر زمان دیگری به صلح نزدیکیم.

این همان وضعیتی است که رئیس‌جمهور ترامپ گفته است: رسیدن به نقطۀ مطلوب، موقعیت دشواری است. در نهایت، این جنگ باید پایان یابد. این جنگ تقریباً چهار سال است که ادامه دارد، با میلیون‌ها تلفات و ویرانی واقعی برای یک کشور، یعنی اوکراین، که خودِ من همین چهار هفتۀ پیش از آن بازدید کردم. من با تمام افراد کلیدی دیدار کردم؛ به خارکیف رفتم تا از نزدیک ببینم که به‌ویژه فناوری چگونه در میدان نبرد به کار گرفته می‌شود و اوکراین چگونه به مقاومت علیه این تهاجم روسیه ادامه می‌دهد. اما همۀ ما باید برای به ثمر نشستنِ صلح تلاش کنیم. بدیهی است که قرار نیست صلح به هر قیمتی باشد، چراکه در نهایت اوکراینی‌ها باید با هر توافقی که منعقد می‌شود موافقت کنند و روس‌ها نیز باید نشان دهند که واقعاً خواهان پایان دادن به این جنگ هستند.

مدوکس: آیا اعضای ناتو -به‌طور خاص منظورم اعضای اروپایی است- باید اطمینان خاطر داشته باشند که اگر روسیه، فارغ از هرگونه توافقی، به قلمروِ آن‌ها حمله کند یا آن را تهدید نماید، ناتو به دفاع از آن‌ها برخواهد خاست؟

ویتیکر: قطعاً. مادۀ ۵[۱] خلل‌ناپذیر است. اما همان‌طور که اغلب می‌گویم، مادۀ ۳ مقدّم بر مادۀ ۵ است؛ ماده‌ای که می‌گوید هر کشورِ عضو نه‌تنها باید در دفاع جمعی مشارکت کند، بلکه باید به دفاع انفرادیِ خود نیز بپردازد. بنابراین ما نیاز داریم که همه به سرمایه‌گذاری ادامه دهند؛ به‌ویژه در «جناح شرقی» که اگر روسیه مرتکب اشتباهی احمقانه شود و بخواهد اتحاد ناتو را به چالش بکشد، محتمل‌ترین مکان برای درگیری خواهد بود.

منظورم این است که وقتی صحبت از تأمین دفاعِ خودی می‌شود، فنلاند یک ستارۀ درخشان است. و سپس کشورهای بالتیک: همۀ آن‌ها هم‌اکنون به ترازِ ۵ درصد رسیده‌اند؛ اگر نه امسال، قطعاً سال آینده. لهستان مسلماً از نظر نظامی کشوری بسیار قدرتمند است و همچنان قوی‌تر می‌شود. من همین چند هفتۀ پیش در رومانی بودم و شاهد استقرار سریع نیروهای فرانسوی در آنجا برای رزمایش بودم. ترکیه نیز بدیهی است که بزرگ‌ترین ارتش را در ناتو [پس از آمریکا] دارد.

من نسبت به جایگاهی که در آن هستیم احساس خوبی دارم، اما آیا می‌توانیم بهتر باشیم؟ قطعاً. آیا می‌توانیم حتی آماده‌تر از الان باشیم؟ بله. اما هم‌زمان، ایالات متحده و تمامی متحدان ناتو تعهدات مادۀ ۵ پیمان را بسیار جدّی می‌گیرند. ما تمرین می‌کنیم، رزمایش برگزار می‌کنیم، طرح و برنامه داریم و همواره به دنبال راه‌هایی هستیم تا قوی‌تر شویم و سطح بازدارندگی را حتی از نقطۀ امروزی بالاتر ببریم. بنابراین من احتمال وقوع چنین چیزی [حملۀ روسیه] را در آیندۀ نزدیک نمی‌بینم؛ و اگر هم باشد، فکر می‌کنم احتمالش بسیار پایین است. اما در عین حال، پیش‌تر هم گفته‌ام: روسیه بسیار بی‌پرواست و در نهایت نمی‌توان پیش‌بینی کرد که چه خواهند کرد. بنابراین ما فقط باید به قوی‌تر شدن ادامه دهیم و اطمینان حاصل کنیم که سرسوزنی ضعف نشان نمی‌دهیم، چراکه ما ضعیف نیستیم. ناتو نه‌تنها اکنون قوی است، بلکه هم‌چنان‌که ما به اجرای تعهد ۵ درصدیِ لاهه ادامه می‌دهیم، فکر می‌کنم که ما واقعاً نه‌تنها به قدرتمندترین اتحاد در تاریخ این سیاره، بلکه به نیرویی عظیم بدل خواهیم شد که باید روی آن حساب کرد.

مدوکس: ما اینجا در خاورمیانه هستیم. استراتژی امنیت ملی از این سخن می‌گوید که ایالات متحده قادر خواهد بود تا حدی از خاورمیانه عقب‌نشینی کند. این چه معنایی دارد؛ از جمله برای پایگاه نظامی بزرگ اینجا در قطر؟

ویتیکر: فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که باید درک کنیم، اذعان به این واقعیت است که ایالات متحده نمی‌تواند پلیس جهان باشد. ما نمی‌توانیم آن نیروی واکنش سریعی باشیم که برای حل‌وفصل هر منازعه‌ای به هر جایی می‌رود. ما از متحدانمان انتظار داریم که پا پیش بگذارند. اینجا در قطر، که بدیهی است متحدی بزرگ است (احتمالاً یکی از بهترین متحدان ما در خارج از ناتو)، کشوری است که می‌خواهد به مدرنیزاسیون و اطمینان از برخورداری از تسلیحات و نیروهایی که بتوانند تأمین‌کنندۀ خالصِ امنیت باشند، متعهد شود.

فکر می‌کنم این همان چیزی است که ما به دنبالش هستیم. ما به دنبال آن هستیم که متحدانمان خود را توسعه دهند تا با ایالات متحده و سایر متحدانمان قابلیت همکاری متقابل داشته باشند. این همان چیزی است که برای ایالات متحده به نحوی تصاعدی قدرت‌افزا خواهد بود؛ به‌طوری که ما مجبور نباشیم ناوهای هواپیمابر و کشتی‌های جنگی‌مان را همواره در همه‌جا در حال گشت‌زنی داشته باشیم و بتوانیم بر دوستان و شرکا و متحدانمان تکیه کنیم تا آن‌ها نیز بخشی از این کارهای سنگین را بر دوش بکشند. در عین حال، ایالات متحده توانمندی‌های منحصر‌به‌فردی را ارائه می‌دهد و ما به رهبری خود ادامه خواهیم داد؛ اما ما بدیهی است که از دیگران انتظار خواهیم داشت که پا پیش بگذارند و صرفاً امیدوار نباشند که ایالات متحده در هر قضیه‌ای سر‌وکله‌اش پیدا شود، فقط به این دلیل که بحرانی وجود دارد که می‌توا‌نست در سطح منطقه‌ای حل‌وفصل شود.

به‌نظرم استراتژی امنیت ملّی -آن‌گونه که من فرصت داشتم همین ۴۸ ساعتِ گذشته آن را هضم و تحلیل کنم- بیانیه‌ای هوشیارانه و واقع‌بینانه است؛ نه‌تنها مبنی بر اینکه ایالات متحده به انجام آنچه می‌خواهد انجام دهد ادامه می‌دهد، بلکه نشان‌دهندۀ تمرکز مجدد بر اولویت‌های ماست. همان‌طور که گفتم، می‌دانید، اولویت سرزمین اصلی است.

مدوکس: فقط می‌خواهم شفاف‌سازی شود: آیا شما خواهان آن هستید که کشورهای خاورمیانه هزینۀ بیشتری برای دفاع صرف کنند؟

ویتیکر: بله، فکر می‌کنم استاندارد ناتو اکنون استانداردی جهانی است. فکر می‌کنم آن ۵ درصد و فرمولی که ما تدوین کردیم، استاندارد جهانی است. ما انتظار داریم کشورها توانمندی‌های دفاعی خود را به‌طور چشمگیری افزایش دهند. بدیهی است که تسلیحات و مهمات آمریکایی بهترین‌اند. ما باید به دنبال فرصت‌های تولید مشترک باشیم؛ نه‌تنها در مورد موشک‌های پاتریوت، بلکه در مورد انواع تسلیحات و سرمایه‌گذاری‌های مشترک.

اما ما همچنین معتقدیم جایی که بیش از همه باید با دوستان و متحدانمان همکاری کنیم، کاهش قیمت بسیاری از این سامانه‌هاست. زیرا آنچه ما از جنگ اوکراین آموختیم، به گمانم این است که وقتی در حال جنگیدن هستید، استانداردِ مطلوب این است که به اندازۀ کافی خوب باشید. این سامانه‌های نفیس و گران‌قیمت، زمانی که شما موشک‌های گران‌قیمتتان را علیه «شاهدها» شلیک می‌کنید، توجیه منطقی ندارند. متأسفانه در این صورت، شما بازندۀ بازیِ مالیِ جنگ خواهید بود. بنابراین ما به دنبال دفاع هواییِ ارزان‌تر و قابل‌چشم‌پوشی خواهیم بود. ما این کار را بسیار مؤثرتر و کارآمدتر انجام خواهیم داد. بازی همین است؛ این همان دفاع و قدرتی خواهد بود که صلح را تضمین و تأمین می‌کند.

گوستائو آلگریت (از میان حضار): سپاسگزارم، جناب سفیر. رئیس‌جمهور ترامپ با اسپانیا بسیار سخت‌گیر بوده و از دولت اسپانیا خواسته است که در چارچوب ناتو، بودجۀ نظامی خود را از ۲ درصد به ۵ درصد افزایش دهد، و دولت اسپانیا نسبت به انجام این کار بی‌میل بوده است. در واقع، وزیر امور خارجۀ اسپانیا می‌گفت مسئله آن چیزی نیست که شما از نظر پولی تخصیص می‌دهید، بلکه مسئله تحویل دادنِ چیزی است که ناتو از دولت می‌خواهد.

ویتیکر: من همین چند هفته پیش در اسپانیا بودم و با مقامات ارشد وزارت دفاع و امور خارجه دیدار کردم. آنچه به شما می‌گویم و آنچه به آن‌ها گفتم، این است که حق با آن‌هاست که همه‌چیز به «توانمندی‌های ناتو» مربوط می‌شود. همۀ ما سر یک میز نشستیم، فرماندۀ عالی نیروهای متفقین در اروپا (SACEUR) هم نشست و گفتیم: «اگر جنگی در این قاره درگیرد، این چیزی است که تک‌تکِ شما به میدان نبرد می‌آورید» و اسپانیا لیست بسیار شفافی از کارهایی که باید انجام دهد در اختیار دارد و موضع آن‌ها همچنان این است که تأمین آن توانمندی‌ها برایشان فقط سطح ۲ درصد هزینه خواهد داشت. ما در لاهه توافق کردیم که اختلاف‌نظر داشته باشیم و اسپانیا با بیانیه موافقت کرد. هیچ پانوشتی وجود نداشت، هیچ استثنایی برای اسپانیا در کار نبود. بنابراین تاریخ قضاوت خواهد کرد؛ و من به شما تضمین می‌دهم که اسپانیا آن توانمندی‌ها را خواهد داشت. برچسبِ قیمت واقعی مشخص خواهد شد. افراد باهوشی که می‌دانند این توانمندی‌ها چقدر هزینه دارد، می‌گویند که بیش از ۲ درصد خواهد بود، اما باز هم می‌گویم، زمان مشخص خواهد کرد. من هیجان‌زده‌ام، زیرا اسپانیا سال‌ها به‌شکل فاحشی کم هزینه کرده بود و احتمالاً زیر یک‌ونیم درصد بود. امسال آن‌ها به ۲ درصد خواهند رسید، آن هم با اقتصادی که تولید ناخالص داخلی‌اش در حال رشد است.

کاتارزینا پیسارسکا (رئیس مجمع امنیت ورشو): جناب سفیر، لهستان از آغاز سال ۲۰۱۴، دو درصد هزینه می‌کرده است، و ۵ درصد را پیش از آنکه این کار مُد شده و مورد انتظار باشد، انجام می‌داده است. با این حال باید بگویم امروز در لهستان، اطمینان نسبت به اینکه ایالات متحده به وعده‌هایش عمل خواهد کرد، در حال رنگ باختن است. ما دربارۀ نوعِ مذاکراتی که دولت کنونیِ شما با مسکو، بالای سرِ ما (بدون اطلاع ما) پیش می‌برد، نگرانیم. مذاکراتی که در آن دولت شما طرح‌هایی را به ما نشان می‌دهد که در آن‌ها مجدداً بدون حضور ما بحث شده است که جنگنده‌های اروپایی در کجا مستقر خواهند شد. شما به اعضای «جناح شرقی» که واقعاً در این فکرند که آیا آمریکا واقعاً متعهد است یا صرفاً دارد اروپا را می‌فروشد، چه می‌گویید؟

ویتیکر: پیش از هر چیز، من همین چند روز پیش این نکات را از سیکورسکی، وزیر خارجه لهستان، شنیدم. ما نشست وزرای خارجه را در بروکسل داشتیم. بنابراین من با افکار لهستانی‌ها بسیار آشنا هستم. در مورد لهستان، می‌دانید که ایالات متحده دوستی بزرگ و متحدی برای لهستان است، هم به‌صورت دوجانبه و هم در چارچوب ناتو. فکر می‌کنم ما در تلاشیم به این جنگ در اوکراین پایان دهیم؛ و هیچ‌وقت وقتی سوسیس در حالِ درست شدن است، شما وسط کار وارد قصابی نمی‌شوید و شکایت نمی‌کنید که از قیافۀ سوسیس خوشتان نمی‌آید. بنابراین احساس می‌کنم همۀ ما هم‌نظریم. همان‌طور که می‌دانید وزیر خارجۀ ما، روبیو، در این فرایند دخیل است. من نسبتاً مطمئنم که تمام دیدگاه‌ها لحاظ خواهند شد. اما در عین حال، ما باید دریابیم که آیا اصلاً توافقی وجود دارد که بتوان به آن دست یافت یا خیر.

فکر می‌کنم کاملاً به‌وضوح اعلام شده است که فارغ از اینکه چه چیزی در آن «طرح ۲۸ ماده‌ای» وجود داشت، اکنون چهار جریان مذاکراتی متفاوت وجود دارد. اقدامات ناتو هست، اقدامات اتحادیۀ اروپا هست، که از فرایند صلح روسیه-اوکراین و گفت‌وگوهای آمریکا-اوکراین تفکیک شده‌اند. تمام این‌ها به‌صورت هم‌زمان در حال وقوع است. اما تا زمانی که حتی در سطح مقدماتی بین روسیه و اوکراین توافقی نداشته باشیم، به گمانم زودهنگام است که بخواهیم در مورد این نگران باشیم که جنگنده‌های اروپایی کجا مستقر می‌شوند یا نمی‌شوند. اما این را خواهم گفت: فکر می‌کنم کاملاً واضح است و دبیرکل ناتو نیز این را گفته است؛ بسیار روشن است که روسیه عضو شورای آتلانتیک شمالی نیست، در شورای آتلانتیک شمالی حق رأی ندارد. و بنابراین ما این را می‌دانیم و من مطمئنم هیچ توافق صلحی این موضوع را تغییر نخواهد داد.

مدوکس: جناب سفیر، باید همین‌جا متوقف شویم. ذهن من هنوز درگیر استعارۀ سوسیس شماست، زیرا شما در نهایت حق انتخاب دارید که آن را بخورید یا نخورید.

ویتیکر: و اوکراین هم حق انتخاب دارد که آن را بخورد یا نخورد…

مدوکس: که این یکی از نکات جدیِ مورد بحث در اینجاست. بسیار خب، باید اینجا به پایان برسانیم. لطفاً در تشکر از جناب سفیر با من همراه شوید.

 

[۱] مادۀ ۵ (Article 5) پیمان ناتو که می‌گوید «حمله به یک عضو، حمله به همه است».

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.