تعرفه بهزعم اقتصادانان یکی از مداخلات دولتها در جریان آزاد تجارت است که مخل مکانیزم بازار میشود و نتیجه آن برهمخوردن نظم بازار است. تعرفهگذاری مانند قیمتگذاری، تصمیمی بیرون از بازی بازیگران بازار پنداشته میشود که ثبات آن را برهم میزند و در شرایط بیثباتی، بازیگران قادر به محاسبه و پیشبینی روند بازار نخواهند بود. نوسان حاصل از این برهمخوردن نظم درونی عرضه و تقاضا، بر شاخصهای احساسات بازار، سرمایهگذاری و دهها شاخص دیگر اثر دارد که در نهایت میتواند تولید، سرمایهگذاری و تجارت را مختل کند.
در خصوص تعرفههای اخیر آمریکا [i] نیز چنین عنوان میشود که ترامپ دارد کالاهایی را هدف میگیرد که تولید ملی آمریکا را بهبود میبخشند؛ شاید این گفته در کلام خود ترامپ و وزیر امور خارجهاش زیاد شنیده شده باشد که قصد ما، بازگرداندن انصاف و عدالت به همکاری خارجیها با صنایع آمریکایی است. در فقرۀ تعرفههای مس هم که بسیار سروصدا کرد، حمایت از صنایع نظامی داخلی آمریکا و تولید مس آمریکا که در اثر واردات مس در حال برچیده شدن است، دلیل اصلی تصمیم عنوان شد. در حال حاضر او با تمرکز بر صنایع آمریکایی شروع کرده است که بدترین اختلالها و عدم تعادلهای تجاری را دارند و در عین حال اگر وضعیتشان تغییر کند، بیشترین دستاوردهای تجاری – سیاسی را نصیب آمریکا میکنند. محور اصلی اختلاف ترامپ با لیزا کوک بر سر همین امر است که فدرالرزرو معتقد است تعرفهها در نهایت نظم بازار آمریکا را برهم خواهند زد و ترامپ میخواهد، فدرالرزرو تصمیماتی به نفع اقتصاد ملی آمریکا بگیرد نه کارخانۀ چینی. اما آیا مسئلۀ تعرفهها حقیقتاً همین چشمانداز و هدف را دارد؟ آیا اصلا اگر چنین چیزی را بخواهد، بهواقع با شرایط پیوستگی اقتصاد جهانی به آن دست خواهد یافت یا آنطور که منتقدانش میگویند به سقوط بازارهای آمریکا منجر میشود؟ برای سنجش این ادعا لازم است گزارشهای اقتصادی مهم را -که مبنای عمل و تصمیم قرار گرفتهاند- به همراه نمودارها، مرور کنیم و از دل یک تحلیل روند اقتصادی، ببینیم در نهایت آیا تعرفهها واقعا در پی حمایت کلاسیک گلخانهای از صنایع آمریکایی هستند؟ یا چیز دیگری در کار است؟
- آمارهای درآمدی و تعرفههای آمریکا
یکی از مهمترین دستاویزهایی که مدعیان حمایت از صنایع آمریکایی بهواسطۀ تعرفهگذاری دارند، افزایش درآمد آمریکا است. آیا آمارها این را تأیید میکنند؟ یا شاخصها و آمارها در این قسمت هم نشان میدهند که مسئله دیگری در کار است؟

طبق گزارش موسسه آمریکایی Taxfound که مطالعات انواع مالیات را بر عهده دارد و از تعرفهها با عنوان مالیات بین المللی یاد میکند، برخی شبیه سازیهای کامپیوتری پیش بینی کردهاند که این وضعیت ممکن است افزایش درآمدی بین ۱.۵ تا ۲.۳ تریلیون دلار در سال برای آمریکا به بار آورد. این رقم بدون احتساب تعرفههای تقابلی و اقدامات تلافیجویانه طرف مقابل است اما نکته اینجا است که آیا اصلاً بقیه میتوانند چنین اقداماتی بر علیه آمریکا داشته باشند؟
کاناداییها برخی اقدامات تلافیجویانۀ وضعشده در ۴ آوریل ( فروردین – اردیبهشت) ۲۰۲۵ را در روز اول سپتامبر (شهریور) لغو کردند. و اتحادیۀ اروپا نیز تعرفههای تلافیجویانۀ ۱۴ آوریل را بهسرعت به حالت تعلیق درآورد. نمودار (۲) نشان میدهد اقدام متقابل چین بر علیه آمریکا چقدر کماثر بوده است.
موسسۀ گلدمن طبق مطالعهای که انجام داده، در این نمودار نشان داده است که اثر تعرفههای چین (خط قرمز) بر بازار آمریکا و قیمتهای آن کمتر از اثر تعرفهگذاری آمریکا بر بازار چین است.

مضاف بر اینکه رقابت تنها در حوزۀ اقتصادی نیست و دستکاریهای آمریکا در جغرافیاهای استراتژیک جهانی و اقدامات نظامی آن، ممکن است اصلاً فرصت چنین تصمیماتی را به کشورها ندهد. مانند خیزی که آمریکا برای تسلط بر ذخیرۀ ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت ونزوئلا برداشته است یا حذف سوریه و مسیرهای تجاری مانند زنگزور و جادۀ بوکمال. بخشیدن مناطق معدنی اوکراین به روسیه نیز میتواند ایضاً فرصت اروپا را تنگتر کند.
اما اینها تنها دادههای موجود نیستند. پیشبینیهای متعددی توسط اقتصاددانان و کامپیوترها انجام شده است که نشان میدهد این درآمد بهسرعت کاهش یافته و بر سایر شاخصهای عملکردی اقتصاد آمریکا اثر منفی خواهد گذاشت. بخش زیادی از این مطالعات بعد از تعرفهگذاری در دور قبلی ریاست جمهوری ترامپ انجام شده است. مطالعات معروفی مانند پژوهش دانشگاه شیکاگو، صندوق بینالمللی پول، پیترهرمان از کمیسیون تجارت بینالملل آمریکا، مطالعات وزارت کشاورزی آمریکا و صدها مورد دیگر که همگی نشان داده بودند تعرفهگذاری بعد از مدتی بر علیه صنایع و بازار آمریکا عمل کرده است. آمارها و نمودارهای این مطالعات جای شکی نمیگذارد که دستکم حمایت بسیار موقت خواهد بود. تنها در یک نمونۀ کانادا، طبق برآوردهای اخیر تراز تجاری آمریکا که هفته اول سپتامبر منتشر شد، ۲۲۳ میلیارد دلار از صادرات آمریکا تحت تأثیر صرفا همین کشور بوده است. شاخص احساسات بازار، تورم، خرید طلا توسط کمپانیها، رکود در بازار کار، بازار مسکن و دهها نشانۀ اقتصادی دیگر خبر از روزهای سختی برای صنایع آمریکایی و کاهش درآمد ناخالص داخلی آن میدهند. مطالعات جدیدی دیگری که در همین ماه سپتامبر با کمک مدل اختصاصی PWBM ( مدل مطالعاتی دانشگاه پن وارتون) انجام شده است[ii] نشان میدهد پیامدهای تعرفهها بر اقتصاد آمریکا ممکن است در طولانیمدت برابر با افزایش مالیاتها از ۲۱% به ۳۶% باشد که برای اقتصاد آمریکا غیرقابل تحمل است. حتی مطالعات دیگری در موسسه جی مورگان نشان میدهد افت درآمد تعرفهها ممکن است از پایان سال ۲۰۲۵ آغاز شود. پس چرا چنین تصمیماتی اتخاذ شده است؟
- محاسبات تعرفهگذاری
نخستین چیزی که نشان میدهد تعرفهها تا چه حد از منطق اقتصادی و حمایتگری صرف صنایع ملی تبعیت میکنند، آشنایی با محاسباتی است که بر اساس آنها تعرفهگذاری انجام میشود. برخلاف نمایش اخباری که نشان میدهند ترامپ دیوانهوار اعداد بزرگی را برای این کشور و آن کالا نقل میکند، محاسبات گستردهای پشت آنها وجود دارد.
ترامپ برای وضع تعرفهها، به وزارتخانههای خزانهداری و بازرگانی نیز دستور داد تا یک گزارش دقیق از کشورها و مناطق اقتصادی که با معیارهای فوق باید اصلاح روابط تجاری میان آمریکا و آنها انجام شود، تهیه کنند. «بنیاد فناوری اطلاعات و نوآوری» آمریکا، شاخصی را طراحی کرد که خود متشکل از ۱۱ شاخص مرتبط با تراز تجاری آمریکا بود و وضعیت صنایع آمریکایی را در جریان تجارت نشان میداد. پس از مشخصشدن نتایج این تحقیقات، برخی مقامات بلندپایۀ آمریکایی از جمله وزیر امور خارجۀ آن چنین اظهار داشتند که تجارت آزاد جهانی خیالی بیش نبوده است و کشورها غالبا با سیاستهای تجاری مرکانتیلیستی با ما تجارت کردهاند و دیگر وقت آن رسیده است که «تعادل به صنایع آمریکایی بازگردد». در مجموع ۴۸ کشور در فهرست وارسی سیاستهای تجاری آمریکا قرار گرفتند. این نخستینبار نبود که تصمیمات خارج از عرف علم اقتصاد توسط یک سیاستمدار به خلق شاخص و سنجهای برای اندازهگیری اقتصادی و معیار عملکرد عقلانیت اقتصادی تبدیل میشد. گرچه این موضوع تاریخی، تقریباً همیشه توسط اقتصاددانان، بهخصوص جریان اقتصاد محاسباتی، به زبان آورده نمیشود.
نکته بسیار حائز اهمیت در شاخص اقتصادی طراحیشده این است که تراز تجاری بین دو کشور تنها وزن (نمره) تصمیمگیری نهایی نیست. بلکه طبق اعلام بنیاد فناوری اطلاعات و نوآوری آمریکا، یک چهارم وزن اصلی را تراز تجاری به خود تخصیص میدهد. سه چهارم دیگر وزندهیِ به تصمیم، بهشکل غیرمستقیمی به مسئلۀ قرارداشتن در جغرافیای اقتصادی یا روابط همکاری با کشورهایی که مزیتهای جغرافیایی یا صنعتی – فناورانه خاصی دارند باز میگردد.
طبق جدول پیوست شماره (۲) گزارش مذکور، ۱۰ کشور در لیست بدترین کشورها یا مناطق اقتصادی بر علیه آمریکا قرار گرفتند که از بدترین به بهترین عبارتند از: چین، هند، اتحادیه اروپا، ویتنام، آرژانتین، تایلند، برزیل، ترکیه، مکزیک و اندونزی. در مقابل، کشورهایی که کمترین احتمال را برای مواجهه با اقدامات تلافیجویانه دولت ترامپ دارند عبارتند از سنگاپور، سوئیس، پرو، امارات متحده عربی و فیلیپین.
بخش دیگری از وزنههای امتیاز نهایی، بر اساس عملکرد کشورها و صنایع داخلی آنها بوده است. اقدامات چین و برخی کشورهای دیگر در حوزۀ فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، صنایع مرتبط با نیمههادیها، صنعت باتری، فناوریهای نظامی و پیشرفته، فناوریهای فضاپایه و… گروههایی بودند که مواد مورد تعرفه را هم علاوه بر نمرهدهی به کشورها مشخص میکردند.
در قسمت دیگر این شاخصهای غیراقتصادی، مؤلفههایی وجود دارد که داستان همیشگی یعنی آزادی و موانع سیاسی برای تجارت را مطرح میکند که در واقع شامل کشورهای مهم نفت و گاز، پتروشیمی و معادن طبیعی است. مانند ایران، شیلی، ونزوئلا و عراق.
روسیه نیز از تمام مطالعات بیرون گذشته شده است چون بنابر ادعا از آغاز جنگ اوکراین تا کنون روابط اقتصادی با روسیه به حدی تحلیل رفته است که قابل ذکر نبوده است. رقمی حدود سهونیم میلیارد دلار.
پس تا این قسمت بهواسطۀ منطق تعرفهگذاری مشخص شد مسئلۀ حمایت از صنایع داخلی که در ادبیات کلاسیک تعرفهگذاری، دلیل اصلی است، فقط یکچهارم نقش دارد و مؤلفههای دیگر مانند حقوق بشر، حق کپیرایت در فناوری و… بهنحوی انتخاب شدهاند که عملاً کشورهای دارای منابع انرژی، معادن و راههای تجارت جهانی را مورد هدف قرار دهند و در مواردی مانند ویتنام و اندونزی، به بخش مهمی از زنجیره تأمین کالا و مالی این پهنههای اقتصادی دستاندازی کنند. اندونزی و چین قرار است همکاری اقتصادی برای یک منطقۀ مالی در رقابت با دبی ایجاد کنند. ترکیه مسیر مهمی از کالای چین به سمت اروپا است و اروپا بازار بزرگ و ثروتمندی برای چین و بقیه است. و کشورهای شمالی و جنوبی آفریقا علاوه بر اینکه در ارتباط با چین هستند، بر موقعیت سرزمینهای اشغالی و ارتباط با اروپا نیز اثر دارند. هند که شاید متحد سنتی چین نباشد هم به علل مختلف در شاخصهای ۱۱گانه تعرفهگذاری، آمده است. هند بخش مهمی از غذای دریایی، برنج و چای جهان را تأمین میکند. قطعشدن تجارت محصولات غذایی هند میتواند فاجعه سیاسی – انسانی بزرگی در هند خلق کند. پس نهتنها مانند اوکراین یکی از گلوگاههای غذای جهانی است، که میتواند با تحت فشار قرارگرفتن، به برهمزدن مسیر تجاری چین هم یاریرسان باشد و نقش کلانتر محلی را بازی کند. اینها علاوه بر اهمیت نقش هند در تأمین سایر محصولات بازار جهانی و حوزه فناوری است. نقشه شماره یک به خوبی این توزیع جغرافیایی را نشان میدهد.

در مجموع، همانطور که اعداد و ارقام و عملکرد ساختارهای مرتبط با تعرفههای ترامپ نشان میدهد، این اقدامات یک تعرفهگذاری کلاسیک که صرفاً در پی حمایت از صنایع داخلی و ایجاد فضای به اصطلاح گلخانهای برای صنایع ملی آمریکا نیست. کما اینکه در داخل خود آمریکا نیز با قطعکردن برخی بودجههای تحقیقاتی یا جوایز و حمایتهای مالی صنایع و فناوران، سعی در هدایت آنها از موقعیت کنونی به یک موقعیت جدید است. بلکه تعرفههای ترامپ در حال عبوردادن ایالات متحده آمریکا بهسمت اقتصاد آینده است که در آن آمریکا بر اصل تولید و توزیع منابع انرژی، فلزات پایه، مواد معدنی کمیاب و راههای تجاری تسلط بیشتری دارد. این یعنی تعریف مرزهای آمریکا و سایر پهنههای اقتصادی – سیاسی از نو.
این نه جنگ اقتصادی بلکه دوران بازگشت اقتصادهای جنگی است. چیزی شبیه دوران مرکانتیلیسم که مهمترین مولفه و عنصر موفقیت اقتصادی، موفقیت بر روی زمینهای استراتژیک و ساختن جغرافیای اقتصادی – سیاسی برای کشورها است نه صرفاً قرارگرفتن در زنجیرۀ تولید و تأمین جهانی. زمانۀ خلق منفعت ملی جدید، ایجاد طرحها و روابط جدید، ائتلافهای جدید، خلق محاسبات و سنجههای جدید اقتصادی در جهت تأمین قدرت ملی کشور است. جنگ تعرفهها، وظیفه دارد تعادل اقتصادی جهانی را یکبار دیگر بهنحوی بازسازی کند که به نفع اقتصاد ملی آمریکا باشد. اینکه آمریکا در این جنگ مانند هر جنگ دیگری برنده باشد یا بازنده، موضوع دیگری است اما اگر جنگ را آغاز نمیکرد به هر حال بازنده بود. باید دید آیا اتحاد شرق -در سایه ابهام تصمیمات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آمریکا با روسیه- موفق به پیگیری الزامات اقتصادی این بازی خواهد شد یا نه. برای این منظور تصمیمات اقتصادی تکتک کشورها و تصمیمات ائتلافهای اقتصادی در اولویت اول است. این حتی بیش از تصمیمات نظامی اهمیت دارد. چون در زمانۀ اقتصادهای جنگی، حتی سرنوشت نظامیگری بستگی به این تصمیم دارد که در کدام زمین از مرزهای جغرافیای استراتژیک حریف باید بازی کرد. این همان چیزی است که در زمانۀ تولد تعرفهها نیز وجود داشته است.
تعرفه در فلسفه ابداعش وسیلهای برای ساخت پهنه اقتصادی – سیاسی بوده است. شاید برخی پژوهشها بخواهند سابقه تعرفهگذاری را تا ۵۰۰۰ سال پیش هم نشان دهند اما تعرفه در معنایی که گفته شد، یعنی اقدام برای ساختن پهنههای اقتصادیِ هممنفعت، صرفاً از دوران مرکانتیلیسم و تقریبا همزمان با قدرتگرفتن دولتشهرهای اروپایی آغاز شد. چه در انگلستان و چه در فرانسه، تعرفه ابتدا برای تنظیم روابط بین دو یا چند شهر بود. این کار برای جذب سرمایهگذاران به داخل یک شهر و رقابت با شهر دیگر صورت میگرفت. اگر شهری قدرت این را داشت که تعرفهای بر شهر دیگری ببندد و از اقدامات متقابل صدمه نبیند، ممکن بود بتواند سرمایهگذاران کلان متعددی را به داخل خود جذب نماید. اشمولر در کتاب اهمیت تاریخی سیستم مرکانتیلیسم توضیح میدهد که این پدیده متعاقب برنامههای توسعه شهری و سیاستهای جذب سرمایهگذار ابتدا پیشنهاد شده بود. گاهی یک تاجر برای پیوستن به شهری و دریافت شهروندی آن، بخشی از بدهیهای آن شهر را به نشانۀ وفاداری اقتصادی به شهر پرداخت میکرد و قسم میخورد که برای منفعت شهری دیگر فعالیت نکند. اشمولر این تاریخ را نطفۀ وطنپرستی میداند. بعدها با توسعۀ مناطق شهری و ایجاد ائتلاف بین مناطق صنعتی با بازار شهرها، کمکم به سیاست ساختن یک پهنه اقتصادی تبدیل شد. شکل افراطی آن در فرانسه به جایی رسیده بود که گاهی بین شهرها حتی در جابهجاکردن مواد غذایی مانند سیبزمینی یا علوفه هم تعرفههای سنگینی وضع شد و ایستگاههای ایست و بازرسی شکل گرفت. این شاید به نوعی نخستین سیاستهای ساختن راههای تجاری هم بود. که بعدها میان دولتهای ملی و عرصۀ بینالملل انجام شد و در دوران متأخرتر به معنای حمایت گلخانهای از صنایع در ابتدای مسیر توسعه، در ادبیات اقتصاد توسعه به کار گرفته شد.
[i] . این تعرفهها شامل تعرفههای موسوم به روز آزادی، تعرفههای بخش ۲۳۲ ، تعرفههای بخش ۳۰۱ و تعرفههای IEEPA است. این تعرفهها همگی بر مبنای قوانینی که به رییس جمهوری آمریکا اختیارات اقتصادی اضطراری بین المللی میدهد وضع شدهاند.
[ii] https://budgetmodel.wharton.upenn.edu/issues/2025/4/10/economic-effects-of-president-trumps-tariffs
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
