ترامپ و کارزار کارائیب

گزارش جامع از داده‌های پشت پردۀ عملیات نیزۀ جنوبی

آذر ۷, ۱۴۰۴

ایالات متحده و ونزوئلا در آستانۀ جنگ قرار دارند. در تاریخ ۱۳ نوامبر وزیر جنگ آمریکا، پیت هگست، آغاز عملیات نیزۀ جنوبی را برای «دفاع از میهن» و «حذف تروریست‌های مواد مخدر از نیم‌کرۀ ما» اعلام کرد. این عملیات توسط فرماندهی جنوبی ایالات متحده (SOUTHCOM) و یک کارگروه مشترک جدید که ماه گذشته تأسیس شد، رهبری می‌شود. این تحول به دنبال ورود گروه ضربت ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد (CSG) به منطقۀ کارائیب در ۱۱ نوامبر صورت می‌گیرد. پس از ۱۰ هفته حمله به قایق‌های مشکوک به حمل مواد مخدر که منجر به کشته شدن حداقل ۸۰ نفر شد و سه ماه افزایش توان نظامی، به نظر می‌رسد کارزار کارائیب دولت ترامپ وارد مرحلۀ جدیدی شده است.

این نمودارها و جداول نشان می‌دهند که وضعیت فعلی از نظر آرایش قدرت آتش ایالات متحده و توازن نظامی میان آمریکا و ونزوئلا چگونه است و چگونه از طریق یک کارزار تشدیدشدۀ مبارزه با مواد مخدر و گسترش حضور دریایی به این نقطه رسیده است، چگونه یک درگیری ممکن است رخ دهد و پیروزی ایالات متحده چه شکلی می‌تواند داشته باشد.

شروع با حمله به قایق‌های مشکوک

نوک پیکان عملیات جاری، حملات به قایق‌های مشکوک به قاچاق مواد مخدر بوده است. اولین حمله در تاریخ ۲ سپتامبر در دریای کارائیب رخ داد. از آن زمان، این حملات از نظر فراوانی افزایش یافته و به شرق اقیانوس آرام نیز گسترش یافته است. شکل ۱ نشان می‌دهد که این حملات تا اواخر اکتبر با نرخ حدود یک حمله در هفته رخ می‌داد و سپس، به‌ویژه با آغاز حملات در شرق اقیانوس آرام، تشدید شد. تلفات نیز به همان نسبت افزایش یافته است. کاهش اخیر در حملات و تلفات ممکن است نشان‌دهندۀ تغییر در عملیات نظامی ایالات متحده باشد، اما می‌تواند بیانگر کاهش قاچاق مواد مخدر از طریق دریا نیز باشد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که حملات در کارائیب در نزدیکی سواحل ونزوئلا رخ داده است. تحلیل‌های پیشین CSIS یک پردۀ نظارتی احتمالی توسط آمریکا در سواحل این کشور را توصیف کرده بود که ایالات متحده برای شناسایی و هدف قرار دادن قاچاقچیان احتمالی مواد مخدر قبل از ادغام آن‌ها با ترافیک سنگین کارائیب ایجاد کرده است.

ماه اوت: افزایش سریع نیروهای نظامی

تا اواخر تابستان، نیروی دریایی ایالات متحده کشتی‌های خود را در سطح نسبتاً پایین سال‌های اخیر به کارائیب اعزام می‌کرد. همان‌طور که شکل ۲ نشان می‌دهد این وضعیت در ماه اوت تغییر کرد، زمانی که دولت دستور افزایش نیروها را برای مقابله با قاچاق مواد مخدر صادر کرد. با ورود گروه ضربت ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد، این سطح دوباره افزایش یافت.

اعزام‌های اخیر همچنین شامل کشتی‌های بزرگ‌تری بوده که قدرت آتش عظیم و دیگر قابلیت‌های رزمی را با خود به همراه آورده‌اند. یک راه ابتدایی برای سنجش افزایش قابلیت، بررسی وزن جابه‌جایی (displacement) کشتی‌های اعزام‌شده است. شکل ۳ افزایش بزرگ در وزن جابه‌جایی کشتی‌های اعزام‌شده از ابتدای دولت دوم ترامپ را نشان می‌دهد. اولین افزایش عمده با اعزام گروه آبی-خاکی ایوو جیما رخ داد؛ ورود گروه ضربت فورد این تعداد را تقریباً دو برابر کرد.

 

 

تعداد پرسنل نظامی نیز افزایش یافته است. سطح پایه شامل پرسنل نظامی است که به طور دائم در منطقۀ کارائیب، عمدتاً در پورتوریکو و خلیج گوانتانامو در کوبا مستقر هستند. نیروهای افزایش‌یافته از ماه اوت از این ارقام پیشی گرفته‌اند و چندین تحول باعث افزایش‌های عمده شده است.

  • تفنگداران دریایی: تقریباً ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی از واحد ۲۲ اعزامی تفنگداران دریایی در ماه اوت با گروه آبی-خاکی ایوو جیما به کارائیب اعزام شدند.
  • اف-۳۵ ها: ده فروند جنگندۀ اف-۳۵ در ماه سپتامبر به پورتوریکو اعزام شدند که نه‌تنها شامل خلبانان بلکه صدها نفر از پرسنل پشتیبانی زمینی نیز می‌شدند.
  • نیروهای عملیات ویژه: تخمین زده می‌شود ۱۵۰ نیروی عملیات ویژه در حال انجام مأموریت از کشتی MV Ocean Trader  هستند که به عنوان پایگاه شناور و کشتی مادر عمل می‌کند.
  • گروه ضربت ناو  فورد: حدود ۴۵۰۰ ملوان نیروی دریایی بر روی ناو هواپیمابر یواس‌اس جرالد آر. فورد مستقر هستند؛ هر یک از سه ناوشکن اسکورت‌کننده فورد نیز ۳۲۰ ملوان دارند.

نیروهای فعلی برای یک فرود آبی-خاکی یا تهاجم زمینی ناکافی هستند. چنین عملیاتی به حداقل ۵۰,۰۰۰ نیرو نیاز دارد و طراحان جنگ احتمالاً تعداد بسیار بیشتری (شاید ۱۵۰,۰۰۰ نفر) را برای دستیابی به نیروی برتر مورد نظر خود، ترجیح می‌دهند. با این حال، دارایی‌های هوایی و دریایی که طی سه ماه گذشته انباشته شده‌اند، قدرت آتش کافی را برای انجام حملات هوایی و موشکی علیه ونزوئلا به کارائیب رسانده‌اند.

 

از منظر مهماتی که نیروهای آمریکایی می‌توانند در تهاجم زمینی احتمالی به کار گیرند، می‌توان به چندین مورد اشاره کرد. موشک‌های تاماهاوک که از کشتی‌ها و زیردریایی‌ها شلیک می‌شوند و موشک‌های کروز هوا به زمین JASSM که از هواپیماها پرتاب می‌شوند، می‌توانند اهداف را از یک پناهگاه امن و دور از ونزوئلا هدف قرار دهند. سایر مهمات مانند GBU-53 یا بمب‌های مجهز به کیت‌های هدایت دقیق  JDAMکوتاه‌برد هستند و نیازمند نفوذ به حریم هوایی ونزوئلا می‌باشند. این‌ها احتمالاً توسط هواپیماهای رادارگریزB-2  یا F-22 پرتاب خواهند شد، هرچند تاکنون حضور هیچ‌کدام از این‌ها در منطقه گزارش نشده است. ناوشکن‌های نیروی دریایی که نزدیک به سواحل ونزوئلا مستقر شده‌اند نیز می‌توانند پشتیبانی آتش دریایی را فراهم کنند، همان‌طور که در جنگ داخلی لیبی علیه اهداف داعش انجام دادند.

توازن قوا: تعیین‌کنندۀ گزینه‌های عملیاتی

مقایسۀ نیروهای ایالات متحده و ونزوئلا نقاط قوت و ضعف هر یک را نشان می‌دهد و مشخص می‌کند که ایالات متحده با نیروهای فعلی خود چه عملیات‌هایی را می‌تواند انجام دهد. جداول زیر توازن قوا را در حوزه‌های کلیدی نشان می‌دهند.

جدول ۱: مقایسۀ نیروی هوایی

ایالات متحده ونزوئلا
بمب‌افکن ۱۵ فروند B-2

۴۸ فروند B-52

۲۸ فروند B-1

ندارد
جنگنده ۱۰ فروند F-35B در پورتوریکو

۴۸ فروند هواپیمای تهاجمی بر روی ناو هواپیمابر فورد

هواپیما از پایگاه‌های جنوب فلوریدا

۳۱ فروند سوخو-۳۰ خریداری‌شده از روسیه در سال ۲۰۰۶

۱۸ فروند از مدل‌های A/B F-16

گانشیپ ۲ فروند اِی‌سی-۱۳۰جِی ندارد
پهپاد ۶ فورند ام‌کیو-۹ ریپر چند فروند در حال آزمایش

 

ونزوئلا نیروی هوایی کوچکی دارد که تعداد هواپیماهای قابل استفاده آن بسیار کمتر از اعداد ذکر شده است. یک منبع نشان می‌دهد که تنها ۳۰ فروند از ۴۹ هواپیما عملیاتی هستند. تعداد کمی از جنگنده‌های اف-۱۶ به دلیل کمبود قطعات یدکی ناشی از تحریم آمریکا هنوز قادر به پرواز هستند. دو فروند اف-۱۶ ونزوئلا در تاریخ ۴ سپتامبر به عنوان نمایش قدرت در نزدیکی یک ناوشکن آمریکایی پرواز کردند، اما بعید است این اتفاق تکرار شود زیرا دولت ترامپ جنگنده‌های اف-۳۵ را برای مقابله با چنین مانورهایی به منطقه منتقل کرده است. دارایی‌ها و تأسیسات هوایی ونزوئلا مانند باند فرودگاه‌ها احتمالاً از اولین اهدافی خواهند بود که در یک حملۀ موشکی آمریکا هدف قرار می‌گیرند تا غیرعملیاتی شوند.

بهبود زیرساخت‌ها در پایگاه‌های هوایی آمریکا در پورتوریکو، مانند تعمیر باندها و گسترش تاکسی‌وِی‌ها، به دولت این امکان را می‌دهد که هواپیماهای بیشتری را به منطقه بیاورد. با این حال، ونزوئلا در حد نهایی برد رزمی جنگنده‌های اف-۳۵ مستقر در پورتوریکو قرار دارد، بنابراین به سوخت‌گیری هوایی نیاز خواهند داشت. جنگنده‌هایی که از پایگاه‌های هوایی در جنوب فلوریدا عملیات می‌کنند نیز می‌توانند با سوخت‌گیری هوایی به ونزوئلا برسند. تانکرهای سوخت‌رسان هوایی در پورتوریکو مشاهده شده‌اند. البته برای بال هوایی ناو، برد مشکل‌ساز نیست، زیرا ناو می‌تواند به اهداف تعیین‌شده نزدیک‌تر شود.

بمب‌افکن‌ها برد کافی برای رسیدن به اهداف خود از پایگاه‌هایشان در خاک اصلی ایالات متحده را دارند. تنها ۱۵ فروند از آن‌ها بمب‌افکن‌های رادارگریز B-2 هستند که در برابر سامانه‌های پدافند هوایی آسیب‌پذیری کمتری دارند. جایگزین آن، B-21، هنوز عملیاتی نشده است. بمب‌افکن‌های B-52 و B-1 موشک‌های دوربرد را از خارج از محدودۀ پدافند هوایی ونزوئلا پرتاب خواهند کرد. با این وجود، بمب‌افکن‌ها می‌توانند مقادیر عظیمی از مهمات را علیه ونزوئلا پرتاب کنند. به عنوان مثال، یک پرواز پنج فروندی از B-52 ها می‌تواند ۱۰۰ موشک دوربرد JASSM پرتاب کند. برای مقایسه، هفت بمب‌افکن B-2 در عملیات «چکش نیمه‌شب» علیه تأسیسات هسته‌ای ایران پرواز کردند و ۱۴ بمب پرتاب نمودند.

پدافند هوایی ونزوئلا ترکیبی از سیستم‌های قدیمی و جدید است که بردهای بلند، متوسط و کوتاه را پوشش می‌دهد. همۀ آن‌ها متحرک هستند که اگر قبل از شروع خصومت‌ها از پادگان‌ها خارج شوند، به بقای آن‌ها کمک می‌کند. سیستم‌های S-300 و Buk  نسبتاً مدرن هستند و در اوکراین نیز استفاده می‌شوند. S-125 قدیمی است اما هنوز در سراسر جهان به طور گسترده استفاده می‌شود. پدافندهای هوایی نقطه‌ای کوتاه‌برد هستند، مانند استینگر آمریکا، اما می‌توانند عملیات سطح پایین آمریکا، به‌ویژه برای هلیکوپترها را خطرناک کنند.

از منظر تئوریک روسیه می‌تواند سلاح، مهمات و پشتیبانی فنی ارسال کند، همان‌طور که در گذشته انجام داده است. گزارش شده که مادورو با روسیه تماس گرفته و درخواست سیستم‌های موشکی زمین‌به‌هوا و قطعاتی برای تعمیر تجهیزات موجود کرده است. یک هواپیمای باری روسی اخیراً به ونزوئلا رسید که احتمالاً حامل تدارکات نظامی بوده است. با این حال، روسیه از نظر نظامی و سیاسی در اوکراین درگیر است. ونزوئلا دور است، روسیه چیز زیادی برای دادن ندارد و نمی‌تواند بیش از حد ایالات متحده را تحریک کند. ارتباط با روسیه برای ونزوئلا دستاورد کمی خواهد داشت.

ارتش ایالات متحده تجربۀ گسترده‌ای در عملیات در حریم هوایی مورد مناقشه دارد و هواپیماهای آن می‌توانند به قلمرو ونزوئلا نفوذ کنند. با این حال، ایالات متحده به شدت از تلفات گریزان است و سیستم‌های پدافند هوایی دشمن در کارزارهای گذشته، به‌ویژه زمانی که متحرک بودند، چالش‌های مداومی ایجاد می‌کردند. به عنوان مثال، در جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۸، پدافندهای هوایی کوتاه‌برد صربستان، هواپیماهای ناتو را برای جلوگیری از هرگونه خطر رهگیری، بالاتر از ارتفاع ۱۰,۰۰۰ پایی نگه داشتند. قابلیت‌های ونزوئلا به اندازه‌ای خطرآفرین است که ایالات متحده احتمالاً به حملات دوربرد متکی خواهد بود و بر فراز قلمرو ونزوئلا پرواز نخواهد کرد.

جدول ۲: مقایسۀ نیروی دریایی

ایالات متحده ونزوئلا
کشتی ۱۳ کشتی جنگی به همراه گروه ضربت ناو CSG ۱ زیردریایی

۲ ناوچه

۲ ناوچۀ سبک

چندین قایق موشک‌انداز و گشت‌زنی

توان هوایی توان هوایی تهاجمی مستقر در خشکی و ناوپایه چند بالگرد ضد زیردریایی و ترابری

 

گزارش شده است که تنها زیردریایی ونزوئلا غیرعملیاتی است، همانند چندین کشتی جنگی آن. در بهترین حالت، نیروهای ونزوئلا ممکن است به دارایی‌های نظامی آمریکا تک‌تیراندازی کنند. ایالات متحده با نیروی دریایی برتر خود، استفادۀ نامحدودی از دریا دارد.

جدول ۳: مقایسۀ نیروی زمینی

ایالات متحده ونزوئلا
نیروهای زمینی استقرار نیروهای هوابرد لشکر ۸۲ هوابرد ۶۳,۰۰۰ نفر در ارتش؛ ۲۳,۰۰۰ نفر در گارد ملی؛ ۱۵,۰۰۰ نفر در تفنگداران دریایی؛ هزاران نفر در شبه‌نظامیان
نیروهای آبی-خاکی ۲,۲۰۰ تفنگدار دریایی در منطقۀ عملیات

تعداد بیشتری از لشکر ۲ تفنگداران دریایی

ندارد
توپخانه ۶ عراده توپ همراه با تفنگداران دریایی ۵۱۵ قبضه توپ، شامل ۶۰ هویتزر خودکششی و ۵۶ راکت‌انداز چندگانه
خودروهای رزمی زرهی ۸ خودروی شناسایی سبک

۱۵ خودروی آبی-خاکی زرهی

۱۷۳ تانک (۸۱ تانک منسوخ AMX-30 و ۹۲ تانک  T-73)

۱۰۹ تانک سبک

۱۲۱ خودروی شناسایی

۲۳۷ خودروی رزمی پیاده‌نظام

 

ونزوئلا در تعداد نیرو و قدرت آتش زمینی برتری قابل‌توجهی دارد، هرچند با محدودیت‌های متعددی روبه‌رو است. آموزش جنگی ارتش احتمالاً ضعیف است زیرا سال‌ها بر ثبات داخلی متمرکز بوده است. شبه‌نظامیان بعید است قابلیت رزمی مفیدی ارائه دهند، مگر شاید در شهرها. ایالات متحده مزیت انتخاب محل حمله را دارد، در حالی که نیروهای ونزوئلا باید از کل کشور دفاع کنند.

از ماه اوت، ۲۲۰۰ تفنگدار دریایی آمریکا که به کارائیب اعزام شده‌اند، در حال انجام تمرینات در پورتوریکو بوده‌اند. دولت ترامپ می‌تواند واحدهای هوابرد لشکر ۸۲ هوابرد و نیروهای آبی-خاکی بیشتری را از نورفولک و کمپ لژون در کارولینای شمالی اعزام کند. به عنوان مثال در سال ۲۰۲۲، ۴۷۰۰ سرباز از تیپ رزمی پیاده‌نظام ۸۲ هوابرد، حدود دو هفته پس از دستور بایدن، از فورت بِرَگ به لهستان اعزام شدند.

کارگروه مشترک برای هماهنگی عملیات نیزه جنوبی تحت فرماندهی نیروی اعزامی دوم تفنگداران دریایی تأسیس شد که نشان‌دهندۀ یک عملیات زمینی احتمالی، به‌ویژه یک فرود آبی-خاکی است. با این حال، حتی با تقویت نیروهای هوابرد و آبی-خاکی به اندازه یک تیپ، برتری ونزوئلا در اندازه و قدرت آتش زمینی آن‌قدر زیاد است که تهاجم بدون نیروهای زمینی بسیار بزرگتر غیرممکن است، مگر اینکه رژیم مادورو از هم بپاشد. شواهد چنین اعزام‌هایی به سرعت دیده می‌شود و تاکنون هیچ مدرکی در این زمینه گزارش نشده است.

اهداف: بازتاب‌دهندۀ نظریۀ پیروزی دولت

اگر ایالات متحده حملات هوایی و موشکی را به ونزوئلا آغاز کند، اهداف بازتاب‌دهندۀ انتخاب‌های سنجیده‌ای برای دستیابی به یک وضعیت نهایی مطلوب خواهند بود. دو مجموعه هدف اصلی را می‌توان متصور بود: کارتل‌ها و رژیم مادورو. حملات به کارتل‌ها نشان‌دهندۀ تمرکز مستمر بر عملیات مبارزه با مواد مخدر برای کاهش جریان مواد مخدر غیرقانونی به ایالات متحده خواهد بود. این حملات همچنین پیامی به رژیم مادورو خواهد فرستاد که ایالات متحده می‌تواند همین کار را با آن‌ها نیز انجام دهد.

حملات به رژیم مادورو بازتاب‌دهندۀ هدف تغییر رژیم و شاید یک دستور کار گسترده‌تر برای ارعاب دولت‌های دیگری است که دولت [ترامپ] آن‌ها را در تلاش‌های داخلی مبارزه با مواد مخدر به اندازۀ کافی تهاجمی نمی‌داند یا به سیاست‌های دولت پاسخگو نیستند. ترویج دموکراسی و اجرای حقوق بشر بعید است بخشی از این منطق باشد، زیرا برخی از اعضای دولت ترامپ نسبت به ترویج دموکراسی از طریق عملیات نظامی ابراز انزجار کرده‌اند. با این حال، اقدام اپوزیسیون ونزوئلا در تشکیل یک دولت پس از مادورو حیاتی خواهد بود.

حملات به تأسیسات مشترک (کارتل و رژیم) می‌تواند رژیم مادورو را تهدید کند، در حالی که تمرکز بر عملیات مبارزه با مواد مخدر حفظ می‌شود. اهداف، مکان‌هایی خواهند بود که فعالیت‌های جنایی-دولتی ونزوئلا را تسهیل می‌کنند، مانند فرودگاه‌های نظامی که دولت به کارتل‌ها اجازۀ استفاده از آن‌ها برای عملیات قاچاق مواد مخدر را می‌دهد. دولت ترامپ احتمالاً استدلال خواهد کرد که هیچ تمایزی بین این دو مجموعه هدف وجود ندارد زیرا رژیم مادورو و کارتل‌ها به شدت در هم تنیده‌اند. با این حال، این تمایز از نظر نظامی مهم است؛ زیرا نیروهای نظامی منظمی که رژیم مادورو می‌تواند به میدان بیاورد باید قبل از استقرار یک دولت جدید، حذف شوند. هیچ‌کدام از این موارد در مورد کارتل‌ها صادق نیست.

اهداف اقتصادی یا زیرساختی، مانند پالایشگاه‌های نفت، هدف قرار نخواهند گرفت زیرا دولت برای یک جنگ کوتاه برنامه‌ریزی می‌کند. در یک جنگ کوتاه، فعالیت اقتصادی ونزوئلا زمان کافی برای تأثیرگذاری بر جنگ را نخواهد داشت. یک محاصرۀ دریایی توسط آمریکا می‌تواند هرگونه صادرات نفت را متوقف کند و ایالات متحده ابزارهایی برای هدایت درآمدهای آن به سوی دولت مخالف دارد. هرگونه اقدام زیرساختی دیگر مانند اقدام به قطع سیستم برق، برای تلاش‌های دولت پس از مادورو برای بازسازی کشور که تولید ناخالص داخلی آن بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ بیش از ۸۰% کاهش یافته، نتیجۀ معکوس خواهد داشت.

اگر جنگ فرا رسد

ایالات متحده منابع کافی در منطقه برای آغاز حملات هوایی و موشکی در هر زمان را دارد، اما جنگ با ونزوئلا اجتناب‌ناپذیر نیست. تغییر در سیاست ایالات متحده می‌تواند ناشی از اختلافات گزارش‌شده در داخل دولت در مورد وجود اختیارات قانونی لازم یا اینکه آیا اصلاً باید به دنبال تغییر رژیم بود، باشد. با این حال، استقرار مجدد گروه ضربت ناو فورد اعلانی چشمگیر و قدرتمند در مورد چگونگی تغییر عملیات ایالات متحده در کارائیب از مبارزه با مواد مخدر به ضد مادورو بوده است. در حالی که ناوهای هواپیمابر برای حمله به قایق‌های مواد مخدر ساختار ضعیفی دارند، برای حملات علیه ونزوئلا ساختار بسیار خوبی دارند.

با ورود فورد، شمارش معکوس آغاز شده است. در هر زمان تنها سه یا چهار ناو هواپیمابر در دریا هستند و بقیه در حال تعمیر و نگهداری یا آموزش هستند. هر چه فورد مدت بیشتری در کارائیب مستقر باشد، فرماندهان منطقه‌ای دیگر با قدرت بیشتری درخواست حضور آن را برای واکنش به بحران، تمرین با متحدان و شرکا و مقابله با تجاوزات روسیه و چین خواهند کرد. ایالات متحده مانند کمانداری است که تیری را در کمان کشیده است. این وضعیت پایدار نیست؛ یا باید پرتاب کند یا عقب‌نشینی کند.

یک عملیات نظامی، در صورت وقوع، احتمالاً با مجموعه‌ای از حملات موشکی اولیه برای مشاهدۀ تأثیر آن‌ها آغاز خواهد شد. همان‌طور که پیشتر ذکر شد، یک مجموعه هدف، کارتل‌ها هستند. حملات به کارتل‌ها این مزیت را دارد که ایالات متحده می‌تواند در هر زمان، پس از یک حمله یا حملات متعدد، کنار بکشد و ادعا کند که به عملیات کارتل آسیب رسانده و در نتیجه جریان مواد مخدر به ایالات متحده را کاهش داده است.

اما حملات به رژیم مادورو این انعطاف‌پذیری را نمی‌دهد. امید دولت [ترامپ] از یک حملۀ اولیه، فروپاشی رژیم یا یک امتیاز بزرگ، مانند گنجاندن اپوزیسیون در دولت یا برگزاری انتخابات تحت نظارت بین‌المللی خواهد بود. رئیس‌جمهور می‌تواند حملاتی را با هدف سرکوب رهبری علیه رژیم مادورو به عنوان راهی برای القای فروپاشی دستور دهد. علی‌رغم اشاره به این ایده، ترامپ در نهایت چنین حملاتی را علیه آیت‌الله خامنه‌ای یا رژیم ایران در طول جنگ دوازده روزه دستور نداد. او اما در دورۀ اول ریاست جمهوری خود، ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران را با یک حملۀ پهپادی تأیید کرد. در مصاحبۀ ۳ نوامبر خود با برنامۀ ۶۰ Minutes، ترامپ گفت که روزهای مادورو به شماره افتاده است؛ سابقۀ رئیس‌جمهور نشان می‌دهد که حملات علیه رهبری ونزوئلا احتمالاً در حال بررسی است.

پس از حملۀ اولیه، طرف‌های ثالث، مانند برزیل، سازمان ملل متحد و سازمان کشورهای آمریکایی، تقریباً به طور قطع پیشنهاد میانجیگری خواهند داد. دولت ترامپ ممکن است میانجیگری را بپذیرد، همان‌طور که با آتش‌بس در غزه انجام داد، هرچند که در مورد تلاش‌ها برای پایان دادن به جنگ در اوکراین این کار را نکرد. ترامپ دیپلماسی دوجانبه و شخصی را ترجیح می‌دهد. این به معنای گفت‌وگو با ونزوئلا در سطح وزرا خواهد بود. صرف نظر از مکانیسم دیپلماتیک، راه‌های زیادی وجود دارد که مادورو ممکن است متقاعد یا مجبور به واگذاری قدرت شود.

اگر تلاش‌های دیپلماتیک شکست بخورد و مادورو سرکشی کند، برای دولت ترامپ سخت خواهد بود که کنار بکشد. این به منزلۀ اعتراف عمومی به شکست خواهد بود و رئیس‌جمهور ترامپ از شکست بیزار است. در این صورت، دولت یک کارزار هوایی طولانی‌مدت را آغاز خواهد کرد که شامل مجموعه‌ای از حملات برای فلج کردن و بی‌ثبات کردن رژیم مادورو است. از نظر تاریخی، چنین حملات هوایی تنها زمانی موفق بوده‌اند که با تهدید یا اقدام واقعی به یک کارزار زمینی همراه بوده‌اند.

یک کارزار هوایی احتمالاً با حملات به پدافندهای هوایی که می‌توانند در کار هواپیماها و موشک‌های آمریکایی اختلال ایجاد کنند، آغاز خواهد شد. سپس دولت می‌تواند به مقر فرماندهی و سیستم ارتباطات نظامی حمله کند تا فرماندهی و کنترل را مختل کند. به طور خاص به نیروهای امنیتی داخلی حمله خواهد کرد تا تسلط رژیم بر قدرت را تضعیف کند. حملات ایالات متحده احتمالاً بیشتر نیروهای نظامی ونزوئلا را مستثنی خواهد کرد تا آن‌ها را به رویگردانی از رژیم تشویق کند. دولت اول ترامپ به طور ناموفق این هدف را از طریق عملیات مخفی دنبال کرده بود. به عنوان مثال، ایالات متحده می‌تواند اعلام کند که به نیروهایی که در پادگان‌ها باقی بمانند، حمله نخواهد کرد.

از نظر نظامی، این کار ساده و قابل دستیابی است. عدم قطعیت‌های کلیدی، سیاسی هستند: آیا رژیم مادورو فرو خواهد پاشید و آیا اپوزیسیون به اندازۀ کافی قوی خواهد بود که پس از به دست گرفتن قدرت، کنترل کشور را اعمال کند؟ در غیر این صورت، دولت ترامپ با نوعی تلاش نظامی طولانی‌مدت روبه‌رو می‌شود که سعی در اجتناب از آن داشته است.

 

 

 

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.