طوفانالاقصی یک تصمیم بود. تصمیمی که رخ داد و منطقۀ ما و بلکه معادلات جهانی را وارد مرحلهای تازه کرد؛ تصمیمی که نشان داد تنها راه ما در این منطقه، مقاومت است؛ و مقاومت نهفقط تنها راه بقا، بلکه تنها راه زندگی و کسب قدرت است. این اتفاق رخ داد؛ حتی اگر آن را نبینیم و گمان کنیم میتوانیم از زیر بار آن شانه خالی کنیم. منطقۀ ما ناگزیر از این تصمیم بود و در این تاریخ، عدهای این تصمیم را گرفتند. دیگران میتوانند به آن بپیوندند یا چشمان خود را بر چنین رخداد بلندی ببندند. این راهی است که بازگشت ندارد؛ چنانکه شهید یحیی سنوار، در همان آغاز این راه گفته بود «باید در مسیری که شروع کردهایم پیش برویم؛ یا بگذار کربلای جدیدی رخ دهد.»
ما حتی اگر به لحاظ تاریخی در شکلگیری این تصمیم نقش داشتهایم، هنوز بهدرستی از آن استقبال نکردهایم. ما هنوز گمان میکنیم و به خود میقبولانیم که میتوان به قبل از هفت اکتبر برگشت. ایران در این دو سال هر راهی را آزمود تا خود را از مخاطرات معادلات جدید منطقه وارهاند، اما میسّر نشد و نهایتاً با هجوم رژیم صهیونیستی به ایران، خود بر سر ما فرود آمد. امروز همه تعادلها و مناسباتی که بهشکلی بر منطقه حاکم بود و کشورهای منطقه میتوانستند با تکیه بر آن امور بگذرانند، فروریخته و بار دیگر روابط تازهای در حال شکلگیری است. گویی نظم منطقه و جهان در حال پوستاندازی است.
معلوم نیست کسانی که هنوز از «شمارش معکوس برای ازسرگیری مذاکرات» میگویند، به چه و به که دل بستهاند و انتظار دارند چه اتفاق تازهای در این وضعیت تازه در مذاکرات روی دهد. اما آنچه ممکن است سخنگفتن از مذاکره و «تنفس برای گفتگو» را جذاب و دلفریب کند، عادت به شکلی از زندگی است که پیش از اینها، به آن خو کرده بودیم.
اما آن شکل زندگی دیگر نمیتواند به همان صورت گذشته ادامه پیدا کند. آن زندگیِ مصرفزده، خموده و کمرمق، خوب یا بد، دیگر تکیهگاههای خود را از دست داده و نه با مذاکره و صلح و نه با هیچ راه دیگری نمیتواند تکرار شود. اکنون ما باید بتوانیم در میدان تازهای که باز شده، تصمیم بگیریم و سرنوشت خود را دنبال کنیم.
امروز باید از کسانی که در این شرایط، به هر اتفاق کوچک و بزرگی دل میبندند و هوای زندگیِ رخوتزده و بیبار گذشته را میکنند، پرسید امروز ایران چگونه میتواند دوباره به معادلهای برگردند که دیگر هیچیک از بازیگرانش حاضر نیستند به آن بازگردند. باید از کسانی که امروز به بهانۀ برقراری آتشبس میان رژیم صهیونسیتی و غزه، صحبت از «تنفس برای گفتگو» میکنند، پرسید فارغ از اینکه چه شکلی از زندگی را در بازگشت به گذشته دنبال میکنند، آیا امروز با تغییر در معادلات منطقه و نظم جهانی، آیا این آتشبس شکننده که اتکای محکمی به هیچ ندارد، تغییری در روند تحولات منطقه داده که بتوان به آن دل بست و بار دیگر از آنچه در حال وقوع است، چشم پوشید؟
امروز فارغ از همه این گفتارهایی که واقعیت، اعتبار سیاسی آنها را مخدوش کرده، باید پرسید که ما چگونه و چقدر آماده حادثهایم؟ ما چقدر آمادهایم که تنها بر خود تکیه داشته باشیم و از پس این تکیهبرخود، ائتلافها و روابط تازهای را در سطح منطقه و جهان شکل دهیم؟
امروز صداهای بیشماری تلاش دارند تا به هر طریقی، چشمان ما را بر آنچه درست در پیش چشم ماست ببندند و ما را به غفلتی ابدی فروغلتانند؛ چه با گفتارهایی که هنوز دل به مذاکره و «تنفس برای گفتگو» دارند، چه آنها که دلخوش به «ایران همدل» و کمکرسانی به «مردم مظلوم» غزهاند و چه کسانی که ماجرای غزه را به یک منازعه آخرالزمانیِ خارج از دسترس فرومیکاهند.
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
