در نیمۀ اول سال، شاخص دلار که قدرت دلار آمریکا را میسنجد، ۱۰.۸% کاهش یافت. این بدترین شروع سال برای دلار آمریکا از سال ۱۹۷۳ به شمار میآید. زمینۀ تاریخی این اتفاق در قرن بیستم، از دست رفتن ثبات سیستم برتون وودز بود که قیمت طلا را به هم ریخت. امروز، شاخص دلار بیانگر نوسانات ناشی از سیاستهای تجاری و اقتصادی رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ است؛ به همین دلیل سرمایهگذاران به دنبال کاهش ریسک خود در قبال این ارز هستند. در این فضای مبهم و نامشخص، انجام پرداختهای بینالمللی با ارزهای محلی میتواند چشمانداز پرداختهای جهانی را به شکلی واضحتر نمایان کند.
ما در کجا قرار داریم؟
پس از اینکه دولت ترامپ در بهار سال ۲۰۲۵ تعرفههای جهانی گستردهای را اعلام کرد، بازارها به سرعت واکنش نشان دادند. در اقتصادهای بزرگ هشدارهای رکود اقتصادی به صدا درآمد و چشمانداز تجارت جهانی و به تبع آن، پرداختهای بینمرزی تیره و تار شد. از لحاظ تاریخی، حجم پرداختهای بینمرزی به شدت با مسیر تجارت بینالمللی و تحولات ژئوپلیتیکی ارتباط داشته است. زمانی که تجارت جهانی کُند میشود، جریان پرداختها نیز رو به انقباض میگذارد. در آغاز سال ۲۰۲۵، اعتماد به زیرساختهای پرداخت جهانی، چه با دلار آمریکا و چه با ارزهای محلی، در پایینترین سطح خود بود.
تسلط دلار آمریکا در معاملات بینالمللی موضوع جدیدی نیست. از زمان جنگ جهانی دوم، اکثر تجارت جهانی تنها با چند ارز، گاهی با یورو و اغلب با دلار آمریکا، فاکتور میشود، صرف نظر از اینکه کدام کشورها درگیر این معامله هستند. دادههای سوئیفت تا سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که تقریباً ۵۰% از حجم پرداختهای بینمرزی با دلار آمریکا، ۲۳% با یورو و حدود ۷% با پوند انگلیس انجام شده است. اما این سلطه هزینههایی نیز دارد. زمانی که دلار واسطۀ پرداخت است، ریسک نرخ ارز اغلب به دریافتکننده منتقل میشود، تسویه حساب ممکن است به دلیل زنجیرههای بانکی کارگزار به تأخیر بیفتد و هزینهها در طول مسیر افزایش مییابند. همچنین، اگر ارز واسطه ارزش خود را افزایش دهد، قیمت تمام کالاهای وارداتی را بالا میبرد و کل صنعت را بیثباتتر میکند.
در مقابل، پرداختهای با ارز محلی – زمانی که گیرنده نهایی ارز محلی را مصرف میکند – میتواند شفافیت و قطعیت بیشتری ارائه دهد. نرخ ارز میتواند از ابتدا تثبیت شود، مبالغ نهایی قابل پیشبینی هستند و تحویل پرداخت معمولاً سریعتر و قابل ردیابیتر است. بسیاری از دولتها از مدتها پیش از حرکت به سمت استفاده از ارزهای محلی حمایت کردهاند. به ویژه برای اقتصادهای در حال توسعه، دلار آمریکا منبعی محدود و پرهزینه است. وابستگی به دلار همچنین ارتباط ناخواستهای با سیاستهای پولی آمریکا ایجاد میکند که ممکن است با اولویتهای اقتصادی داخلی در تضاد باشد. این امر به یک حوزۀ ژئوپلیتیکی نیز کشیده شده است؛ برای کشورهایی مانند روسیه، بلاروس، قرقیزستان و ازبکستان، سهم صادرات فاکتورشده با دلار آمریکا و یورو در سال ۲۰۲۳ بین ۱۰ تا ۵۰ واحد درصد کمتر از سالهای ۲۰۱۵-۲۰۱۶ بود، جایی که فاصله گرفتن سیاسی به جریانهای پرداخت نیز منتقل میشود.
تشویق تسویۀ حساب با ارز محلی همچنین پتانسیل تقویت سیستمهای مالی ملی را دارد. این کار نقدینگی را در بازارهای محلی افزایش میدهد، نیاز به نگهداری ذخایر دلاری گسترده را کاهش میدهد و به بانکهای مرکزی اجازه میدهد آزادانهتر عمل کنند.
در پاسخ به این واقعیتها، دولتهای متعددی از چارچوبهای جدیدی حمایت کردهاند که برای تسهیل پرداختهای با ارز محلی طراحی شدهاند. طرح تسویه حساب با ارز محلی آسه آن (LCS) – به رهبری اندونزی، مالزی، تایلند، فیلیپین و سنگاپور – تسویه حساب مستقیم تجاری را بدون دخالت دلار امکانپذیر میسازد. در آفریقا، سیستم پرداخت و تسویه حساب پانآفریقایی (PAPSS) که توسط اتحادیه آفریقا و بانک صادرات و واردات آفریقا راهاندازی شده است، معاملات درونقارهای را با ارزهای محلی میسر میکند. در نهایت، سیستم پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS) جایگزینی مبتنی بر یوآن برای سوئیفت ارائه میدهد که با هدفگزاری پکن برای بینالمللی کردن یوان همسو است.
این طرحها یک هدف مشترک دارند؛ کاهش وابستگی جهانی به دلار و امکانپذیر ساختن پرداختهای دوجانبهای که زیرساختهای سنتی مبتنی بر دلار را دور میزنند. مؤسسات مالی، اعم از بانکها و ارائهدهندگان غیربانکی نیز از این تغییر بهرهمند خواهند شد. درآمد ارزی که به طور سنتی توسط بانکها در کشور دریافتکننده به دست میآمد، میتواند توسط مؤسسۀ مبدأ داخلی شود، زمانی که تبدیلها در لحظۀ پرداخت اتفاق میافتند. این امر پویایی درآمدها را تغییر میدهد و انگیزههایی برای پذیرش گستردهتر ارائه میکند.
با این حال، پذیرش این تغییر کندتر از آنچه بسیاری امید داشتند، بوده است. مزایا واضح هستند، اما عادتها و سیستمها به راحتی تغییر نمیکنند. با این حال، محیط اقتصادی در سال ۲۰۲۵ شروع به سوق دادن بازار به سمت تغییر کرد. در نیمۀ اول سال، ارزش دلار آمریکا بیش از ۱۰% کاهش یافت و شرکتها را در سراسر جهان وادار کرد تا در شیوههای قیمتگذاری و فاکتوردهی خود بازنگری کنند. چندین تأمینکننده برای پوشش ریسک نوسانات ارزی و تثبیت درآمد، شروع به ارائۀ تخفیفهایی برای پرداخت با ارز محلی خود کردند. یک نظرسنجی از واردکنندگان بازار میانی آمریکا نشان داد که حدود ۶۰% آنها با پرداخت به ارز محلی تأمینکنندگان، تخفیفهای ۱ تا ۲ درصدی، بخش قابل توجهی تخفیفهای ۳ تا ۵ درصدی و برخی نیز بیش از ۱۰% تخفیف به دست آوردند. تأمینکنندگان اغلب در صورتی که خریدار ریسک ارزی را بپذیرد، از طریق تخفیف یا شرایط بهتر، صرفهجویی را به خریداران منتقل میکنند.
در حالی که دادههای جامع در مورد تنوع ارز در پرداختها هنوز کمیاب است، یک روند واضح در حال ظهور است؛ شرکتهای بیشتری اکنون ترجیح خود را برای دریافت پرداختها با ارز داخلی خود ابراز میکنند. این هنوز یک گسست ساختاری نیست، اما ممکن است شروع آن باشد. بعید است دلار آمریکا یک شبه از سلطنت خلع شود، اما با توجه به اینکه کسبوکارهای بینالمللی به دنبال انعطافپذیری و امنیت هستند، تنوعبخشی به یک گزینۀ قابل قبول تبدیل خواهد شد.
در همین حال، فناوری مالی این تحول را تسریع میکند. استیبلکوینها، پرداختهای برنامهپذیر و پلتفرمهای تسویه حساب مبتنی بر بلاکچین موانع را برای جریانهای پرداخت چندارزی کاهش میدهند. این ابزارها، در ترکیب با فشارهای اقتصاد کلان و واقعیتهای ژئوپلیتیکی در حال تغییر، زمینه را برای یک معماری پرداخت جهانی متنوعتر و انعطافپذیرتر فراهم میکنند.
چرا کند پیش میرود؟
بر اساس گزارش «یادداشتهای فینتک» صندوق بینالمللی پول (IMF)، زیرساخت پرداختهای بینمرزی همچنان نایاب است و عمدتاً به پیامرسانی محدود میشود و هزینههای حقوقی و عملیاتی بالایی دارد. بسیاری از کشورها، بهویژه در بازارهای نوظهور، هنوز فاقد ریلهای پرداخت لحظهای، سیستمهای تسویه حساب و سازوکارهای انطباق (compliance) لازم برای پشتیبانی از جریانهای ارز محلی کارآمد و ایمن هستند. حتی در جاهایی که چنین سیستمهایی وجود دارند، تکهتکه بودن ریلهای پرداخت یک مشکل همیشگی است و نیاز به تمرکز مداوم برای هماهنگسازی دارد. هر کشوری بانکها، کیفپولهای موبایلی، طرحهای پرداخت فوری، رژیمهای نظارتی، استانداردهای فنی و قالبهای پیامرسانی خاص خود را دارد و همگامسازی فرآیندی مداوم و طاقتفرساست. فناوری مالی، از استیبلکوینها گرفته تا پلتفرمهای تسویه حساب مبتنی بر بلاکچین، برخی از موانع را برای جریانهای پرداخت چندارزی کاهش میدهند، بنابراین اطمینان از در دسترس بودن این زیرساخت در همه جا، تحولآفرین خواهد بود.
آموزش و آگاهی نیز اهمیت دارند. بسیاری از شرکتها، بهویژه کسبوکارهای کوچکتر، همچنان از مزایای پرداختهای با ارز محلی بیخبرند یا فاقد سیستمهای داخلی لازم برای پشتیبانی کارآمد از ارزهای متعدد هستند. این شکاف دانش به وابستگی مداوم به فاکتوردهی با دلار منجر میشود، حتی در کریدورهایی که تسویه حساب با ارز محلی در حال حاضر از نظر فنی امکانپذیر است.
از طریق راهحلهای نوآورانه، مؤسسات دولتی میتوانند انگیزهها و محافظهای لازم را برای کاهش ریسک جریانهای ارز محلی برای بازیگران بخش خصوصی ایجاد کنند. تکامل پرداختهای بینمرزی در پاسخ به تحولات ژئوپلیتیکی رخ داده است، زیرا کشورها بهطور فزایندهای به دنبال مصون نگه داشتن خود از شوکهای خارجی و اعمال حاکمیت اقتصادی هستند. در این زمینه، حرکت به سمت پرداخت با ارز محلی به اندازۀ هزینه و کارایی، به انعطافپذیری و استقلال نیز مربوط است .
آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟
شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.
