بازگشت صنعتی آمریکا

سخنرانی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در کنفرانس پویایی آمریکا (مارس 2025)

شهریور ۱۴, ۱۴۰۴

خوشحالم که در جمع شما هستم تا دربارۀ اهمیت پویایی آمریکا و برنامه‌های دولت ما برای حمایت از نوآورانه‌ترین و تأثیرگذارترین شرکت‌های کشور صحبت کنم. می‌دانم که شما هر روز سخت در تلاشید و خبر خوب این است که از چند ماه پیش، دولتی روی کار آمده که با شما همکاری می‌کند و کار سختتان را تسهیل می‌کند. نه اینکه مانند دولت قبل نوآوری را دشوارتر سازد. هرچند در دفاع از جو بایدن باید گفت که او بیشتر اوقات خواب بود و فکر نمی‌کنم کاملاً متوجه اقدامات دولتش بود، اما هرچه بود، کار را برای نوآوران ما آسان‌تر نکرد.

همان‌طور که برخی از شما شاید دیده باشید، ماه گذشته در کنفرانسی در پاریس سخنرانی کردم و پیامم به گروهی از مدیران عامل و رهبران خارجی این بود که ما باید با آغوش باز به استقبال آینده برویم. نباید از هوش مصنوعی بترسیم و به‌ویژه ما آمریکایی‌ها، نباید از فناوری‌های جدید و سازنده هراسی داشته باشیم. در واقع ما باید برای سلطه بر این فناوری‌ها تلاش کنیم و این دقیقاً هدفی است که این دولت دنبال می‌کند.

گمان می‌کنم اکثر شما در این سالن با من هم‌عقیده هستید و اگر نیستید، نمی‌دانم در کنفرانس پویایی آمریکا چه می‌کنید! با این حال، من با مخالفت‌هایی از سوی کسانی مواجه شدم که نگران اثرات مخرب هوش مصنوعی هستند. یک روزنامه‌نگار حتی اشاره کرد که سخنرانی من، تنش میان «خوش‌بینان به فناوری» و «راست پوپولیست» در ائتلاف رئیس‌جمهور ترامپ را برجسته کرده است.

امروز می‌خواهم به‌عنوان یکی از اعضای مفتخر هر دو گروه، به این تنش‌ها بپردازم. به زبان ساده بگویم: هرچند این نگرانی‌ها خوش‌بینانه است، اما بر پایه‌ای اشتباه بنا شده‌اند. این تصور که میان طرفداران فناوری و پوپولیست‌ها لزوماً اختلافی اجتناب‌ناپذیر وجود دارد، غلط است. واقعیت این است که در هر جامعۀ پویایی، فناوری ناگزیر پیشرفت خواهد کرد.

من به‌عنوان یک کاتولیک، به یاد سخنان پاپ ژان پل دوم در ابتدای بخش‌نامۀ «کسب و کار» (Laborem exercens) می‌افتم که می‌گوید: «انسان باید از طریق کار، نان روزانۀ خود را به دست آورد و به پیشرفت مستمر علم و فناوری و بالاتر از همه، به ارتقای بی‌وقفۀ سطح فرهنگی و اخلاقی جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، یاری رساند.» من از پاپ نقل قول می‌کنم، نه فقط چون از طرفداران او هستم، بلکه چون او به‌درستی دریافته بود که در یک اقتصاد سالم، فناوری باید ارزش کار را افزایش دهد، نه اینکه جایگزین آن شود.

متأسفانه ترس غالبی وجود دارد که هوش مصنوعی صرفاً جایگزین مشاغل خواهد شد، در حالی که می‌تواند بسیاری از کارهای ما را بهبود بخشد. در دهۀ ۱۹۷۰ بسیاری می‌ترسیدند که دستگاه‌های خودپرداز جایگزین متصدیان بانک شوند. اما در واقع ظهور خودپردازها، متصدیان بانک را کارآمدتر کرد و امروز تعداد افرادی که در بخش خدمات مشتریان در حوزۀ مالی کار می‌کنند، از زمان اختراع خودپرداز بیشتر است. البته که شغل آن‌ها کمی تغییر کرده، وظایف جالب‌تری انجام می‌دهند و مهم‌تر از آن، درآمد بیشتری نسبت به دهۀ ۱۹۷۰ دارند.

نوآوری گاهی باعث اختلال در بازار کار می‌شود. این یک واقعیت است. اما تاریخ نوآوری در آمریکا نشان می‌دهد که ما انسان‌ها را بهره‌ورتر کرده و در این فرایند، دستمزد آن‌ها را افزایش داده‌ایم. چه کسی می‌تواند ادعا کند که اختراع ترانزیستور یا موتور بخار، انسان را کم‌بهره‌ورتر کرده است؟ نوآوری واقعی نه‌تنها ما را کارآمدتر می‌کند، بلکه به کارگران ما کرامت می‌بخشد، سطح زندگی ما را بالا می‌برد و نیروی کار ما را تقویت می‌کند.

با این حال، نقش فناوری در بازار کار به هدف غایی نظام اقتصادی ما بستگی دارد و اینجا نقطه‌ای است که پوپولیست‌ها حرف مهمی برای گفتن دارند. جای تعجب نیست که وقتی بخش بزرگی از پایگاه صنعتی خود را به کشورهای دیگر می‌فرستیم، ساختن چیزهای جدید و جالب در داخل کشور متوقف می‌شود.

به صنعت کشتی‌سازی نگاه کنید. در جنگ جهانی دوم، آمریکا هزاران کشتی به نام «لیبرتی» ساخت و آن‌ها را با سرعت سه کشتی در هر دو روز تولید می‌کرد. امروز ما در کل سال حدود پنج کشتی تجاری در ایالات متحده می‌سازیم. در نتیجه سهم آمریکا از کشتی‌سازی جهان تنها یک‌دهم درصد است. در مقابل، چین اکنون بیش از مجموع سایر کشورهای جهان کشتی تجاری می‌سازد. آیا به نظر شما چنین رژیمی (چین) فرصت استفاده از هوش مصنوعی یا هر فناوری دیگری را برای پیشبرد منافع خود و تضعیف رقبایش از دست خواهد داد؟ پاسخ روشن است و به همین دلیل است که آمریکا باید در فناوری پیشرو باشد.

صنعت‌زدایی، امنیت ملی و نیروی کار ما را به خطر می‌اندازد. وقتی کارخانه‌های ما ناپدید می‌شوند و مشاغل به خارج از کشور منتقل می‌شوند، کارگران آمریکایی نه‌تنها با ناامنی مالی، بلکه با از دست دادن عمیق هویت فردی و اجتماعی خود نیز مواجه می‌شوند.

حال به تنش ادعایی میان خوش‌بینان به فناوری و پوپولیست‌ها بازگردیم. پوپولیست‌ها وقتی به گذشته نگاه می‌کنند، شاهد ازخودبیگانگی کارگران از شغلشان، جوامعشان و حس همبستگی‌شان هستند. آن‌ها طبقه‌ای از رهبران را می‌بینند که معتقدند می‌توان یک شغل را با پرداخت رفاهی و حس هدفمندی را با یک اپلیکیشن روی تلفن جایگزین کرد.

به یاد دارم در یک مهمانی شام در سیلیکون‌ولی، حدود سال ۲۰۱۶، با یکی از مدیران عامل یک شرکت چند میلیارد دلاری صحبت می‌کردم. من نگران بودم که آمریکا دیگر قادر به حمایت از خانواده‌های طبقۀ متوسط نیست و حتی اگر بتوانیم نیاز مالی آن‌ها را تأمین کنیم، با حذف شغل، چیزی ارزشمند و هدفمند را از آن‌ها گرفته‌ایم. او در پاسخ گفت: «من نگران از دست رفتن حس هدفمندی نیستم.» پرسیدم: «چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟» و او پاسخ داد: «بازی‌های دیجیتال کاملاً فراگیر.» همسرم از زیر میز به من پیام داد: «باید هرچه سریع‌تر از اینجا برویم. این‌ها دیوانه‌اند.»

البته که دیدگاه آن مدیرعامل نمایندۀ اکثر شما نیست، اما نشان می‌دهد چرا بسیاری از کارگران نگران آینده هستند. از سوی دیگر، خوش‌بینان به فناوری، از مقررات دست‌وپاگیر و خفه‌کنندۀ نوآوری کلافه شده‌اند. شما همگی سازنده هستید و دولت زندگی شما را سخت‌تر کرده است. عقیدۀ من این است که هر دو گروه (کارگران ما و نوآوران ما) قربانی سیاست‌های ۴۰ سال گذشتۀ دولت شده‌اند.

رهبران ما دو تصور اشتباه درباره جهانی‌سازی داشتند:

۱. اول اینکه گمان می‌کردند می‌توان «ساختن» چیزها را از «طراحی» آن‌ها جدا کرد. ایدۀ جهانی‌سازی این بود که کشورهای ثروتمند در زنجیرۀ ارزش بالا بروند، در حالی که کشورهای فقیر چیزهای ساده‌تر را تولید کنند. یعنی روی جعبۀ آیفون نوشته شود «طراحی در کوپرتینو، کالیفرنیا» و در عمل در شنژن چین ساخته شود. اما اشتباه کردیم. مشخص شد جغرافیایی که تولید می‌کند، در طراحی نیز بسیار ماهر می‌شود. شرکت‌های طراح و تولیدکننده با هم همکاری می‌کنند، دانش فنی به اشتراک می‌گذارند و در نهایت، کشورهایی که در رده‌های پایین زنجیرۀ ارزش بودند، در رده‌های بالاتر نیز به ما رسیدند.

۲. دوم اینکه نیروی کار ارزان اساساً به مثابۀ یک عصای کمکی است که مانع نوآوری می‌شود. به بیان دیگر این نوعی مخدر بود که شرکت‌های آمریکایی به آن معتاد شدند. وقتی می‌توانید محصولی را با نیروی کار ارزان تولید کنید، انگیزۀ نوآوری از بین می‌رود. چه با انتقال کارخانه‌ها به خارج و چه با واردات نیروی کار ارزان از طریق سیستم مهاجرتی‌مان، این پدیده به آفت اقتصادهای غربی تبدیل شد و باعث رکود بهره‌وری گردید. و باید بگویم تقریباً هر کشوری که حجم زیادی نیروی کار ارزان وارد کرده است، از کانادا گرفته تا بریتانیا، شاهد رکود در بهره‌وری بوده است و فکر نمی‌کنم این تصادفی بوده باشد.

دوستان من! شکست منطق جهانی‌سازی را نباید شکست نوآوری دانست. در واقع ولع جهانی‌سازی برای نیروی کار ارزان دقیقاً به این دلیل مشکل‌ساز است که به نوآوری آسیب زده است. کارگران ما و نوآوران ما دشمن مشترکی دارند و راه‌حل، نوآوری آمریکایی است؛ زیرا در درازمدت، این فناوری است که ارزش کار را افزایش می‌دهد. این همان چیزی است که امروز می‌خواهم درباره‌اش صحبت کنم: بازگشت صنعتی بزرگ آمریکا. نوآوری است که دستمزدها را افزایش می‌دهد، از میهن ما محافظت می‌کند و جان سربازان ما را در میدان نبرد نجات می‌دهد.

شما همگی «سازنده» هستید. شما اینجا هستید چون در حال ساختن چیزی واقعی هستید. کارخانه‌های جدید برپا می‌کنید، سود را به تحقیق و توسعه بازمی‌گردانید و برای هموطنانتان شغل‌های خوب و پردرآمد ایجاد می‌کنید. به همین دلیل دولت ما منافع خود را با منافع شما همسو کرده است. زمان آن رسیده که منافع شرکت‌های فناوری با منافع ایالات متحده آمریکا گره بخورد.

شما می‌توانستید مقرهای خود را در آسیای جنوب شرقی یا چین تأسیس کنید و از نظر مالی بسیار موفق باشید. اما شما اینجا هستید، امیدوارم چون کشور و مردم خود را دوست دارید. ما آینده را با زیر پا گذاشتن قوانین کار کودکان یا پرداخت دستمزد کمتر از کارگران چینی به دست نخواهیم آورد. ما تنها با انجام کاری که همیشه انجام می‌دادیم پیروز می‌شویم و آن حفاظت از کارگرانمان و حمایت از نوآورانمان به طور همزمان است.

برنامۀ دولت ترامپ برای بازگشت بزرگ تولیدی آمریکا ساده است: اگر شما چیزهای جدید و جالب در آمریکا می‌سازید، ما مالیات شما را کاهش می‌دهیم، مقررات را حذف می‌کنیم و هزینۀ انرژی را پایین می‌آوریم تا بتوانید بسازید و پیش بروید. برای این منظور، ما چند اقدام اساسی انجام داده‌ایم:

اول، تعرفه‌ها: رئیس‌جمهور ترامپ در بازآرایی نظام تجاری و تعرفه‌ای ما کاملاً جدی است. تعرفه‌ها ابزاری ضروری برای حفاظت از مشاغل و صنایع ما هستند. وقتی یک دیوار تعرفه‌ای دور یک صنعت حیاتی مانند خودروسازی ایجاد می‌کنید و آن را با رباتیک پیشرفته و هزینه‌های پایین انرژی ترکیب می‌کنید، به کارگران آمریکایی یک اثر چندبرابری می‌دهید. به همین دلیل ماه گذشته ۹,۰۰۰ شغل جدید در صنعت خودرو ایجاد شد و شرکت‌هایی مانند هوندا، هیوندای و استلانتیس سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری جدیدی را اعلام کردند.

دوم، مهاجرت غیرقانونی: رئیس‌جمهور با جدیت با این موضوع برخورد می‌کند، زیرا می‌داند که نیروی کار ارزان نباید جایگزین دستاوردهای بهره‌وری ناشی از نوآوری شود. در نتیجه، عبور و مرور مهاجران از مرز در ماه گذشته ۹۴ درصد کاهش یافت. همچنین برای اولین بار در بیش از یک سال گذشته، اکثر مشاغل ایجادشده به شهروندان متولد آمریکا اختصاص یافت.

سوم، هزینه‌های ورودی: ما بر کاهش هزینه‌های ورودی برای تولیدکنندگان متمرکز هستیم. دستیابی به فراوانی انرژی در اولویت است. اگر می‌خواهید در هوش مصنوعی پیشرو باشید، باید در تولید انرژی نیز پیشرو باشید. خوشبختانه قیمت بنزین و گازوئیل در حال کاهش است و دولت گام‌های بزرگی برای ارزان‌تر کردن انرژی و رهایی شرکت‌ها از مقررات زیست‌محیطی خفه‌کننده برداشته است.

در آینده نیز اصلاح لایحۀ مالیاتی بسیار حیاتی است. بازگرداندن استهلاک ۱۰۰ درصدی برای سرمایه‌گذاری‌های سرمایه‌ای و همچنین هزینه‌کرد کامل برای تحقیق و توسعه ضروری است. ما می‌خواهیم سرمایه‌گذاری در آمریکا را تشویق کنیم و اطمینان خواهیم داد که قانون مالیات این را منعکس می‌کند. کشور در حال مشاهدۀ نتایج این برنامه اقتصادی جسورانه است. تورم در حال کاهش است و ماه گذشته ۱۰,۰۰۰ شغل تولیدی جدید ایجاد شد، در حالی که سال قبل بیش از ۱۰۰,۰۰۰ شغل در این بخش از دست داده بودیم.

هدف اصلی سیاست اقتصادی ترامپ، پایان‌دادن به ۴۰ سال سیاست اقتصادی شکست‌خورده است. ما برای مدتی طولانی به نیروی کار ارزان معتاد شدیم و تنبل شدیم. بر صنایع خود بیش از حد مقررات وضع کردیم، از نوآورانمان بیش از حد مالیات گرفتیم و ساختن و سرمایه‌گذاری در آمریکا را بسیار دشوار کردیم. این روند دو ماه پیش متوقف شد و ما به مبارزه برای کارگران و کسب‌وکارهای آمریکایی ادامه خواهیم داد.

از شما برای دو چیز سپاسگزارم. اول، برای کاری که انجام می‌دهید. شما مسیر آسان‌تر را انتخاب نکردید. شما تصمیم گرفتید کسب‌وکار خود را همین‌جا در ایالات متحده آمریکا بسازید و من برای آن سپاسگزارم. دوم اینکه شما فقط در حال ساختن کسب‌وکار خود نیستید؛ شما بخشی از یک رنسانس صنعتی بزرگ در آمریکا هستید. ما معتقدیم که چه جنگ آینده باشد، چه مشاغل آینده و چه رفاه اقتصادی آینده، باید آن را همین‌جا در ایالات متحده آمریکا بسازیم. از شما برای ساختن، برای ساختن در آمریکا و برای ساختن جامعه‌ای که می‌خواهم فرزندانم در آن بزرگ شوند، سپاسگزارم.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.