استعداد صلح‌طلبی

آیا فعالیت‌های صلح‌طلبانه می‌تواند به تغییر در معادلات سیاسی منجر شود؟

شهریور ۹, ۱۴۰۴

«این‌ها افراد بیکاری نیستند؛ کسانی نیستند که فاقد جایگاه اجتماعی یا شغل‌های سطح بالا باشند. بلکه بسیاری‌شان با وجود مشاغل بالا، در معرض از دست دادن جایگاه شغلی خود هستند؛ چون به محض بازگشت به کشورشان، به جرم همراهی در اقدام تحریک‌آمیزی علیه رژیم صهیونیستی، مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت. افراد عجیب و غریبی هستند: مخلص، شجاع و بااراده، که برای قضیه فلسطین پا به میدان گذاشته‌اند.»

این جملات بخشی از روایت نزدیک یکی از معدود نمایندگان ایرانی حاضر در تجمع کاروان دریایی شکست حصر غزه، «صمود»، در تونس است. آن‌چنان که می‌دانیم حضور همین نمایندگان معدود نیز به ابتکار عمل نیروهای مردمی ممکن شده و خارج از دیدرس مستقیم سیاست رسمی بوده است.

تاکنون نمایندگان ۴۷ کشور دنیا در این کاروان حضور پیدا کرده‌اند. البته هسته طراحی و اداره و هماهنگی این کاروان از پذیرش کشتی‌های ایرانی به دلایل امنیتی امتناع کرده، هرچند در مقابل از حضور ایرانیان و رسانه‌هاشان در تونس استقبال کرده باشد؛ لابد به این دلیل که کلیت اقدام اعزام کشتی‌ها وجهه‌ای صلح‌طلبانه داشته باشد و از هرگونه نشانه‌ای که موجودیت اسرائیل را تهدید می‌کند عاری باشد. تصمیمی هوشمندانه است اما نمی‌تواند محتوای ناگزیر و صریح سیاسی اقدام را بپوشاند.

معمولاً در مقام مقایسه با چنین اقداماتی و دفاع از عملکرد جمهوری اسلامی ایران، بر فاصله میان «حمایت از فلسطین» و «مبارزه با اسرائیل» تأکید می‌شود. اینکه جمهوری اسلامی ایران هزینه سیاست ریشه‌ای و اصیل خود در کوشش برای نابودی اسرائیل و حمایت از گروه‌های مبارز با رژیم را می‌دهد و این بسی از آرمان حامیان فلسطین بلندتر است. در اینجا ممکن است یک اشتباه سیاسی رخ دهد همچنان که در ارزیابی تصمیم اداره‌کنندگان کاروان صمود.

شیب تند صحنه سیاسی امروز فاصله میان حمایت از فلسطین و مبارزه با اسرائیل را بسیار کم کرده است. آن‌قدر که حامیان فلسطین در خیابان‌ها و میادین و دانشگاه‌ها و فضاهای عمومی و مجازی در اروپا و آمریکا، به جرم یهودستیزی و اقدام تحریک‌آمیز علیه رژیم صهیونیستی و حتی اقدام علیه امنیت ملی مورد مؤاخذه قرار می‌گیرند و یا دستگیر می‌شوند. در واقع گویا ما با واقعیتِ روزبه‌روز یکه‌شونده‌ای مواجهیم که احتمالاً از دو زاویه مختلف به آن می‌نگریم.

از این جهت تعریض به سیاست‌های جاری جمهوری اسلامی ایران، از جهت نادیده‌گرفتن پیشگامی در مبارزه با اسرائیل نیست. ما هر قدر در چارچوب مبارزه با رژیم صهیونیستی از گروه‌های مبارز و اسلامی حمایت کرده‌ایم و در توسعه ارتباط با آن‌ها و تجهیز و آموزش و ترغیب‌شان کوشیده‌ایم، در ارتباط با گروه‌های متنوع حامیان فلسطین که عمدتاً موجودیت‌های مدنی و بشردوستانه دارند قصور داشته‌ایم. خود نگارنده نسبت به این گفتارهای بشردوستانه، از آنجا که مردم فلسطین را به‌عنوان قربانی در نظر می‌گیرد، متعرض بوده است. اما، ما در حال تجربه لحظاتی هستیم که موقعیت سیاسی حتی محتوای گفتارهامان را هم تغییر می‌دهد. امروز دیگر مردم فلسطین در نزد همین فعالان مدنی حقوق بشر و کودک و محیط زیست، صرفاً قربانیان محتاج ترحم نیستند. آن‌ها به فلسطین به‌عنوان فرصت آزادی انسان می‌نگرند و این را می‌توان به‌دفعات در واکنش‌های رسانه‌ای و عمومی‌شان دید.

«آزادی انسان»، بدواً و نهایتاً آرمانی انسانی است، اما این‌طور نیست که آرمان‌ها، برای همیشه در گوشه قلب‌ها باقی بمانند. امید و صبر آرمان‌ها را به واقعیت‌های عینی بدل می‌کنند و این همان لحظه عمیقاً سیاسی است که چشم‌انتظار به تغییر واقعی معادلات دوخته است. از این رو امروز هر مشارکتی، ولو مدنی و غیرخصومت‌آمیز، برای (آرمان) فلسطین، ناگزیر به تغییر واقعی معادلات می‌تواند پیوند بخورد. طرفه آنکه هر دو سوی نزدیک این مخاصمه وجودی، چه حماس و چه رژیم، این واقعیت را به‌عینه در دستور کار سیاسی خود قرار داده‌اند. حماس با حفظ فاصله در تجهیز و تأمین این گروه‌های مدنی می‌کوشد و رژیم فعالان حقوق بشر و محیط زیست را به‌عنوان حقوقی تروریست شناسایی می‌کند.

از این منظر مسئله اصلی پیش روی دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی، کوشش وسیع برای توسعه ارتباط با این گروه‌ها، عمدتاً چپ‌گرا، و سازمان‌دهی آن است. همان‌قدر که در یک تخاصم ژئوپلیتیک ارتباط با چین و روسیه و کره‌شمالی، معقول است، استقبال از این گروه‌ها، که در بنیاد خواستار تغییر معادلات کلی‌اند، بخردانه است و نادیده‌گرفتن‌شان تضییع فرصت. حتی اگر بردارهایی در ایران برای تقلیل جهت مبارزه با اسرائیل و دور نگه داشتن کشور از تنش‌ها به‌شکل غیررسمی به استقبال این گروه‌ها بروند (به پیام ظریف و توییت کنعانی و فرسته جلایی‌پور بنگرید)، و با برجسته کردن موقعیت اخلاقی حمایت از فلسطین خواسته و ناخواسته بر التهاب شدید جغرافیای سیاسی ما سرپوش بگذارند، پیوند با این قسم از فعالیت‌های مدنی در کانون دیپلماسی عمومی ما، در بهمن تغییرات شدید جغرافیای سیاسی درخواهد غلتید.

در اینجا می‌بایست درکی تازه از موقعیت اخلاقی پیدا کرد. قطعاً جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ دوازده‌روزه یک اقتدار کم‌نظیر اخلاقی پیدا کرده است. بسیاری از نیروهایی که علاقه‌ای به موضع‌گیری در میدان خصومت ذاتی غرب آسیا نداشته‌اند، از حملات نظامی جمهوری اسلامی ایران حمایت کرده‌اند و خاطری خوش دارند. این اقتدار اخلاقی، امروز نمی‌تواند فارغ از قدرت سیاسی باشد حتی اگر روزی می‌توانست این‌چنین باشد. سایه همین اقتدار اخلاقی است که می‌تواند میدان پیگیری ارتباط با گروه‌های مدنی باشد. شرط آن تحرک سیاسی در میدان‌های نوین و تازه و در استقبال از تغییرات جهانی و خروج از انزوای نشسته در سایه دیوار فروریزنده نظم جهانی است. و از سوی دیگر اتخاذ گفتاری عمومی که مخاطبان آن دیگر دولت‌ها و سیاست‌مداران نیستند بلکه ملت‌ها و مردمان‌اند. آن اقتدار اخلاادی امکان این مخاطبه است و جهد مردانه و دلیرانه، در همین قسم فعالیت‌های مدنی، از جمله اعزام کشتی‌ها برای شکست حصر غزه، نشان صدق آن مخاطبه.

همان‌قدر که حمایت از فلسطین با مبارزه با اسرائیل پیوند خورده، آن اقتدار اخلاقی هم به رهبری سیاسی در تغییر معادلات می‌تواند متصل شود. همچنان که کاروان شکست حصر غزه، صمود، می‌تواند به انسداد راه‌های تأمین کالا و انرژی رژیم منجر شود.

 

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.

مطالعه بیشتر