از کی‌یف تا تهران

تسلیم اروپا در برابر واشنگتن و تبدیل ایران به کالای قابل‌معامله در نظم جدید

مهر ۱, ۱۴۰۴

فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک توسط تروئیکای اروپایی در ۲۸ آگوست ۲۰۲۵ علیه ایران، که منجر به بازگشت تحریم‌های شورای امنیت در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵ شد، پرسش‌های جدی دربارۀ استقلال استراتژیک اروپا و انگیزه‌های ژئوپلیتیک آن ایجاد کرده است. اروپا، در حالی که بحران اوکراین اولویت امنیتی آن است، در پروندۀ ایران با سیاست‌های فشار حداکثری آمریکا همسو شده و عجولانه تصمیم گرفته است؛ اروپایی که بارها شاهد تصمیم‌گیری‌های یک‌جانبه از سوی واشنگتن بوده و از تأخیر در ارسال تسلیحات یا تمرکز بر رقابت با چین، گلایه کرده است. در واقع به‌نظر می‌رسد فعال‌سازی اسنپ‌بک بیش از آنکه پاسخی به نقض تعهدات هسته‌ای ایران باشد، ارسال سیگنال برای جلب حمایت آمریکا در اوکراین است و در نتیجه نشان‌دهندۀ کاهش استقلال استراتژیک اروپا در نظم جهانی است.

اروپا در جولای ۲۰۲۵ پیشنهادهایی برای تمدید محدود برجام، مشروط به مذاکرات مستقیم ایران با آمریکا، کاهش ذخایر اورانیوم و تعامل مجدد با آژانس انرژی اتمی ارائه کرد. اظهارات عباس عراقچی و علی لاریجانی نشان می‌دهد که ایران به‌صورت ضمنی با تمام شروط اروپا موافقت کرده بود، اما اروپا به «بهانه‌جویی» روی آورد. بیانیۀ امانوئل مکرون به «پیشنهاد معقول» ایران برای توافق با اروپا اذعان کرد، اما کوشید بی‌عملی تروئیکا را به گردن طرف ایرانی بیندازد، به‌گونه‌ای که گویا این پیشنهاد از حمایت «سایر مقامات ایرانی» برخوردار نبوده است. البته این صحبت با موضع صریح عراقچی همراه بود که اعلام کرد: «مکرون و جامعۀ جهانی باید بدانند من از حمایت کامل همۀ ارکان جمهوری‌اسلامی ایران، ازجمله شورای عالی امنیت ملی برخوردارم».

این اقدامات نشان‌دهندۀ تلاش اروپا برای توجیه اقدام خود است. برای اروپا، مدیریت بحران اوکراین اهمیتی حیاتی‌تر از توافق با ایران دارد. به همین ترتیب برای آمریکا، تأمین امنیت اسرائیل و جلب رضایت لابی‌های قدرتمند داخلی و اعمال فشار حداکثری بر ایران ارجحیت پیدا می‌کند. اروپا با این کار به واشنگتن نشان می‌دهد که در مسائل مهم خاورمیانه که برای آمریکا اولویت دارد، همراهی می‌کند و در مقابل انتظار دارد که آمریکا نیز حمایت‌های نظامی، مالی و دیپلماتیک خود را از اوکراین افزایش دهد.

این تناقض رفتاری، پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: آیا اروپا هنوز بازیگری مستقل در نظم جهانی است، یا صرفاً به بازوی اجرایی سیاست‌های واشنگتن بدل شده است؟

با پیگیری مواضع اعلامی و اعمالی آمریکا در چند روز اخیر می‌توان نظاره کرد که اروپا مزد کارسازی خود برای آمریکا و اسراییل را حداقل در کوتاه‌مدت دریافت کرده است؛ تغییرات اخیر در موضع دونالد ترامپ نسبت به جنگ اوکراین، از نشست آلاسکا با ولادیمیر پوتین تا دیدار با امانوئل مکرون پس از مجمع عمومی سازمان ملل، دقیقاً این فرضیه را تأیید می‌کند. در نشست آلاسکا، ترامپ که پیش از آن بر «آتش‌بس فوری» تأکید داشت، پس از سه ساعت مذاکرۀ خصوصی با پوتین، موضع خود را به سمت همسویی با مسکو تغییر داد و پیشنهاد داد که اوکراین برای پایان جنگ، سرزمین‌های تحت کنترل روسیه (مانند کریمه) را واگذار کند و آتش‌بس را «غیرضروری» خواند و بر تمرکز روی توافق صلح دائمی که شامل تضمین‌های امنیتی برای روسیه باشد، تأکید کرد.

این تغییر، اوکراین و متحدان اروپایی را به وحشت انداخت، به‌طوری که رهبرانی اروپایی یعنی مکرون، مرتس و استارمر بلافاصله جلسۀ اضطراری تشکیل دادند و زلنسکی را به واشنگتن دعوت کردند تا رویکرد جدید آمریکا را خنثی کنند. ترامپ کمی بعدتر حتی در دیدار با زلنسکی، بر واگذاری سرزمین‌ها فشار آورد و پیشنهاد مذاکرۀ سه‌جانبه با پوتین را داد.

با این حال، در حاشیۀ مجمع عمومی سازمان ملل، ترامپ پس از دیدار با زلنسکی و سپس مکرون، موضع خود را ۱۸۰ درجه تغییر داد. او در سخنرانی خود در مجمع عمومی اعلام کرد که «اوکراین می‌تواند تمام سرزمین‌های ازدست‌رفته را بازپس گیرد» و پیشنهاد داد که کشورهای ناتو هواپیماهای روسی را که وارد حریم هوایی‌شان می‌شوند، سرنگون کنند. در دیدار با مکرون، ترامپ این موضع را تکرار کرد و گفت: «اوکراین با حمایت اتحادیۀ اروپا در موقعیتی است که تمام اوکراین را به شکل اصلی‌اش بازگرداند.»

این چرخش ناگهانی، نشان‌دهندۀ اثرگذار بودن اقدام اروپاست. در کنار تغییر مواضع، اقداماتی چون ارسال پرنده‌‌های ترابری فوق سنگین C-5M نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا در روزهای اخیر که حامل تجهیزات پدافندی و راداری بود، نیز می‌تواند شاهد دیگری بر این مدعا باشد.

این تغییر موضع ترامپ، دقیقاً انگیزۀ اروپا از همسویی در پروندۀ ایران را تأیید می‌کند؛ اروپا با فعال‌سازی اسنپ‌بک، وفاداری خود به واشنگتن را اثبات کرد تا در برابر نوسانات رفتاری ترامپ مانند نشست آلاسکا، یکی از ابزارهای چانه‌زنی خود را در طبق اخلاص تقدیم به ترامپ و لابی اسرائیل کند. در واقع اروپا که روزی داعیه‌دار ارزش‌های جهانی بود، حالا به دفتر خدمات دیپلماتیک ترامپ تنزل پیدا کرده است آن هم با اضافه‌کاری در پروندۀ ایران!

فعال‌سازی اسنپ‌بک نه‌تنها ایران را به توقف همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی واداشته، بلکه شکاف با روسیه و چین را نیز تشدید کرده است که می‌تواند به تشدید تنش‌های جهانی منجر شود. اقدام هماهنگ روسیه و چین در مطرح‌ساختن قطعنامه‌ای برای تعویق شش‌ماهۀ اسنپ‌بک، اگر چه رأی نیاورد اما مؤید دست‌اندازهای جدی در اِعمال قطعنامه‌هاست و منازعات صحن شورای امنیت نیز مؤید نکتۀ یادشده است. شاید مهمترین فراز آن، پرخاش نمایندۀ روسیه به نمایندۀ فرانسه بود که طی آن نمایندۀ روسیه تهدید کرد که مانع فعال شدن کمیسیون تحریم‌ها (ذیل قطعنامۀ ۱۷۳۷) خواهد شد.

از طرف دیگر، چینی‌ها علاوه بر نامۀ سه‌جانبۀ وزرای خارجه به دبیرکل و رئیس شورای امنیت سازمان ملل، رأساً مسئلۀ غیرقانونی بودن اسنپ‌بک را با تعابیری چون سوءاستفاده از اختیارات شورای امنیت و باطل بودن آن را طی نامه‌ای مستقل به اطلاع رئیس دوره‌ای شورای امنیت رسانده‌اند و طی آن اعلام نمودند که به دلیل خروج ایالات متحده هیچ توجیهی برای فعال‌کردن سازوکار اسنپ‌بک وجود ندارد که این ادبیات، در موضع‌گیری‌های چین کم‌سابقه است.

اما اگر بپذیریم اروپا در این معادله ایران را تبدیل به کارتی برای معامله کرد، سؤال اصلی این است که چرا ایران نتوانست خود را از حالت انفعال خارج کند؟!

انفعال ایران در ناتوانی در تغییر معادله و انجام عملی پیش‌بینی‌ناپذیر، به گونه‌ای که نه‌تنها همۀ شروط طرف اروپایی را پذیرفت، بلکه در نهایت هم چوب را خورد و هم پیاز را، از جمله عجایب روزگار است. موضع‌گیری نهایی سیاستمداران ایرانی با این ادعا که «همۀ راه‌ها را رفته‌ایم» در واقع پرده از این واقعیت تلخ برمی‌دارد که اروپا قصدی برای مماشات جدی نداشته است. طنز بزرگ ماجرا اما در تقابل این دو نقش نهفته است؛ از یک سو اروپا که روزی منادی بسط اخلاق در عرصۀ سیاست جهانی بود، امروز با رویکردی تاجرمآبانه، گزینه‌هایی که می‌تواند معامله کند را در ترازو می‌گذارد تا وزن سیاسی‌اش مشخص شود و از سوی دیگر ایران، که ظاهراً تنها هنرش «رفتن همۀ راه‌ها» و در نهایت رسیدن به بن‌بست است، برای گرفتن کاپ اخلاق در زمین سیاست، از زمین و زمان جا می‌ماند!

باید توجه داشت که فعال‌سازی اسنپ‌بک با وجود هزینه‌های سنگین برای ایران، همزمان فرصتی استثنایی نیز هست؛ فرصتی برای تعمیق روابط با چین و روسیه، ایجاد ترتیبات بانکی مستقل از تعهدات ذیل برجام و تعریف نقش خود در نظم جهانی درحال‌شکل‌گیری که محور آن رقابت چین و آمریکا است. اما واقعیت تلخ این است که نخبگان سیاسی ایران، جهان را همچنان از دریچۀ دهۀ ۲۰۱۰ می‌بینند؛ دهه‌ای که محوریت آن «مذاکره یا مقاومت در برابر غرب» بود. اما نظم بین‌المللی کنونی، دیگر آن جهان تک‌قطبی نیست؛ ایالات متحده رسماً در سند امنیت ملی خود، چین را به‌عنوان «تهدید استراتژیک» و روسیه را به عنوان «تهدید مستقیم» برای خود معرفی می‌کند. این تغییر گفتمان نشان‌دهندۀ انتقال ثقل نزاع‌های جهانی به سطحی فراتر از روابط منطقه‌ای خاورمیانه است. در چنین وضعی متأسفانه نخبگان سیاسی ایران حتی قادر به تشخیص این پنجرۀ استراتژیک نیستند، چه رسد به بهره‌برداری از آن.

مانع اصلی در مسیر تعیین کلان‌سیاست‌ها برای ایران، رکود فرهنگ سیاسی در میان نخبگان است. این رکود سبب شده است تا الگوهای فکری منسوخ همچنان بر ذهنیت و رفتار جریان‌های سیاسی حاکم باشد. منازعات جفت‌پوچ جاری میان اردوگاه‌های سیاسی اغلب بر سر موضوعاتی شکل می‌گیرد که به دهۀ گذشته تعلق داشته و تناسبی با تحولات امروزین نظام بین‌الملل ندارد. آن هم در لحظه‌‌ای که ایران، در بستۀ مذاکراتی قدرت‌های بزرگ قرار گرفته و در معرض قربانی شدن است. در واقع هر جریان سیاسی، به‌جای تحلیل واقعیت جهانی، مشغول اثبات نادانی جریان مقابل است. در چنین شرایطی، نخبگان سیاسی ایران نه‌تنها درک روشنی از این تحولات ندارند، بلکه قادر به توصیف دقیق نقش‌آفرینی چین و روسیه، دو بازیگر مهم در اخلال یا به تأخیر انداختن فرایند بازگشت تحریم‌ها نیز نیستند. فقدان این درک تحلیلی، به طریق اولی مانع از تعریف نقش ایران در جهان جدید می‌شود.

نیاز فوری کشور توان تعریف دستور کار در عملی‌کردن مخالفت چین و روسیه با بازگشت تحریم‌ها و تبدیل آن به مواضع رسمی، تدابیر جدید در نوع تعامل با چین و تعریف پروژه‌های مشترک در حوزه‌های امنیتی، دفاعی و اقتصادی و همچنین ایجاد ترتیبات بانکی مستقل از درهم امارات است. بدون شک همۀ این اقدامات نه به عنوان اموراتی جهت تنفس موقت برای عبور از فشارها، بلکه در صورت تبدیل آن به بسته‌های عملیاتی ذیل یک ایده برای تعریف نقش برای ایران معنادار می‌باشد. البته تا زمانی که نخبگان سیاسی ایران در تلاش برای تخطئۀ رقیبان خود باشند، چنین افقی را نمی‌توان متصور بود.

لینک کوتاه :

آیا نیاز به تهیه نسخه چاپی مجلات دارید؟

شما میتوانید با خرید اشتراک به نسخه چاپی مجلات ما دسترسی داشته باشید.

مطالعه بیشتر